تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۰  ، 
کد خبر : ۸۱۹۶۷

مقابله با اعتیاد را جدى بگیریم


مجید قورچی
 گروه اجتماعی: اعتیاد به آرامى و اندک اندک جلو مى‌آید و همه چیز را سر راه خود نابود مى‌کند. هرچه انسان اراده محکم‌تر داشته باشد زودتر به دام مى‌افتد. در دریا کسى غرق مى‌شود که شناگر است. آدمى که شنا بلد نیست اصلا داخل آب نمى‌شود. ما از سنگ سخت‌تر و از آب نرم‌تر نداریم؛ اما همین آب با خصوصیات نرمى خود قطره قطره روى سنگ مى‌ریزد و در نهایت به مرور زمان آن را سوراخ و یا آن را متلاشى مى‌نماید.
معتاد فرد بیمارى است که در اثر استفاده مکرر از مواد مخدر در شهر وجودى یا جسم خود تخریب به وجود آورده و زندگى خود و اطرافیان را آشفته نموده است. باید توجه داشته باشیم فرد معتاد در اثر وابستگى به مواد مخدر و از تعادل خارج جسم و روح باعث گردیده جهانى مملو از ترس، اضطراب، نگرانى وحقارت پیرامون خود به وجود آورد.
فحشا و بى‌بند و بارى جنسی، قماربازی، دزدی، جاسوسی، قاچاق،‌سوابق زندان، ابتلا به بیمارى‌هاى عفونى مکرر و سرانجام ایدز مشکلاتى هستند که همراه فرد معتاد مى‌باشند و تهدیدى براى کل جامعه محسوب مى‌شوند.
چه افرادى مواد مخدر مصرف مى‌کنند؟

دو گروه مستعد مصرف مواد مخدر هستند. گروه اول کسانى که به دلایلى از لذت‌هاى معمول زندگى محروم مى‌باشند. نداشتن امکانات مناسب، عدم برخوردارى از یک خانواده امید دهنده، عدم موفقیت و کامیابى درهر زمینه‌اى از زندگى (شغل، درس و ورزش)، عدم توانایى ذهنى براى حل مشکلات زندگی، عدم اعتقاد به خداوند و توکل بر او، اندکى داشتن شخصیت ضد اجتماعى فرد را مستعد مصرف مواد مخدر مى‌کند.
گروه دوم نیز کسانى هستند که از لذت‌هاى معمول زندگى برخوردار مى‌باشند. ولى به علت شخصیت ناپخته و کنجکاوى فراوان و البته زیادى پول تحت تاثیر گروه اول قرار مى‌گیرند در واقع آنها براى دست یافتن به لذت بیشتر دست به قمار خطرناکى مى‌زنند.
افراد زیادى هستند که سعى مى‌کنند به گونه‌اى دیگر از زندگى لذت ببرند و به همین دلیل از تریاک، هروئین، حشیش، الکل و قرص‌هاى شادى‌بخش استفاده مى‌کنند.
در نگاه این افراد مواد مخدر لذت را در سطحى بالاتر از لذت‌هاى عادى زندگى در فرد ایجاد مى‌کند که فرد در زندگى که پیش از مصرف مواد مخدر داشته، آن را تجربه نکرده است. مى‌گویند لذتى که در اثر مصرف مواد مخدر ایجاد مى‌شود خیلى بیشتر از لذت خوردن یک غذا در یک هتل پنج ستاره است.
این افراد معمولا سعى مى‌کنند از روى غریزه انسان دوستى خود دیگران را نیز در لذت خود شریک کنند.
مسئولین امر باید از خواصلذت‌بخش مواد مخدر و دلایل رجوع افراد به این مواد آگاهى پیدا کنند و سعى کنند.
1- امکانات لذت بردن سالم تمام اقشار مردم را از زندگى فراهم کنند. جامعه افسرده مستعد ابتلا به اعتیاد است.
2- مهمترین عامل لذت بردن از زندگى براى انسان‌ها، احساس کامیابى و موفقیت در زندگى است. دولت‌ها باید امکان احساس کامیابى و موفقیت را براى مردم خود فراهم کنند.
3- امکانات لذت بردن سالم مانند ورزش کردن، مسافرت، سینما رفتن و ... را براى مردم ارزان کنند.
4- لذت‌بردن سالم از زندگى باید از دوره نوجوانى که افراد تمایلات ماجراجویانه و استقلال طلبانه پیدا مى‌کنند در مدارس آموزش داده شود.
معضل اعتیاد و روند رو به رشد آن به خصوص در بین جوانان زنگ خطر را براى خانواده‌ها و جامعه به صدا درآورده است.
آمارهاى غیر رسمى معتادان قابل هضم و درک نیست.
واقعیت‌ها لزوم بازنگرى در سیاست‌ها را صد چندان کرده است.
برخوردهاى مقطعى ناجا در برخى محلات براى جمع‌آورى معتادان و دستگیرى عوامل تهیه و توزیع مواد مخدر قابل تقدیر است اما تا وقتى که معتاد هست، مواد مورد نیاز را به هرقیمتى تهیه خواهد کرد وقاچاقچیان و توزیع کنندگان در لنگ و لباسى دیگر و در محلى دیگر به فعالیت مخرب خود ادامه مى‌دهند. به طور مثال از پاکسازى منطقه خاک سفید تهران‌پارس به گفته شهروندان آن منطقه با این اقدام نیروى انتظامى براى مدت کوتاهى از توزیع‌کنندگان خبرى نبود، ولى در حال حاضر به شکل آسان‌ترى معتادان مواد تهیه مى‌کنند. به طورى که در آن زمان فرد معتاد باید مسیرى را طى مى‌کرد تا بتواند از محل موردنظر مواد مخدر را تهیه کند ولى امروز احتیاج به طى کردن آن مسیر طولانى نیست، چرا که توزیع کنندگان در کل منطقه پخش هستند و این مواد را در اختیار معتادان قرار مى‌دهند.
همه ما ارتباط بین تقاضا و عرضه را مى‌دانیم. تا تقاضا نباشد، عرضه صورت نمى‌گیرد. یکى از علت‌هایى که برنامه‌هاى مبارزه با مواد مخدر نتیجه خوبى نداشته این است که هر موسسه یا تشکلى براى خود به یک شکل با این مقوله برخورد کرده‌اند و این جاى تاسف دارد که مسئولین براى رسیدن به اهدافشان راهى را طى مى‌کنند که زودتر به خواسته‌هایشان برسند و زمانى که به این اهداف جزئى و کوتاه مدت مى‌رسند، آنقدر آنها را بزرگ مى‌کنند که گویا به موفقیت بزرگى دست پیدا کردند.
در عصر حاضر شعار”پیشگیرى بهتر از درمان است” مطرح شده است، البته فقط شعار!!!!
مسئولین امر هنوز نتوانسته‌اند در ابعاد اجتماعى قدم‌هاى چندان موثرى بردارند و اصولا این قدم‌ها بسیار دشوار و پرهزینه هستند.
براى مبارزه با این پدیده شوم باید از یک مدیریت واحد متخصص و دلسوز استفاده کرد. و از مبانى اسلام بهره‌مند شد چرا که اسلام رشد و کمال را در نظر مى‌گیرد ولى برخى مدیریت‌ها و برنامه‌ها تحقیر شخصیت انسانى را به همراه دارد.
باید از عزم ملى و بسیج همگانى استفاده کرد. و از همه افراد جامعه خواست تا با این پدیده به طور خودجوش مبارزه کنند که این کار جز با اطلاع‌رسانى امکان‌پذیر نیست.
شایسته است از نظر اطلاع و شناخت و آگاهى به صورت واقعى محاسن و معایب اعتیاد را براى آنها بشکافیم تا بدانند آنچه نمى‌دانند.
درخواست مصاحبه با افراد معتاد و خانواده‌هاى آنها در رادیو، تلویزیون، جراید و استفاده از تجربه و دانش آنها در مقوله اعتیاد قطعا تاثیر زیادى دارد ولى توجه داشته باشیم که فضا را براى مخاطب باید طورى تنظیم کنیم که جنبه نصیحت نداشته باشد و نظریات آنها کاملا شخصى است وجنبه تحمیل ندارد و مخاطب این حس را پیدا کند که فرد معتاد و خانواده‌هاى آنها از روى دلسوزى این مطالب را در اختیارشان قرار مى‌دهند.
خانواده‌ها و اجتماع قبل از هرچیز باید خود آموزش صحیح ببینند و اعتیاد را درست بشناسند. در این بین آگاهى دادن به خانواده‌ها تاثیر مهمى دارد.
خانواده‌ها باید به تعلیم و تربیت فرزندان خود بیشتر اهمیت دهند و در این مورد وقت بیشتر صرف کنند. خانواده‌ها باید تا 25 سالگى زمانى که عقل فرزندانشان به مرز پختگى مى‌رسد نظارت کامل بر چگونه گذراندن اوقات فراغت او داشته باشند.
قابل ذکر است، درصد عمده افراد معتاد کسانى هستند که والدینشان در تربیت آنها وقت کافى نداشته‌اند.
بزرگترین دشمن انسان نادانى اوست که در وجود خودش مى‌باشد. انسان دانا گناه مرتکب نمى‌شود. گناه را کسى مرتکب مى‌شود که نادان وجاهل باشد.
یکى از راه‌هاى اطلاع‌رسانی، تشکیل ستادهایى در مدارس و آموزشگاه‌ها است که باید به شکلى جدى پى‌گیرى شود و به صورت برنامه‌ریزى شده در این راستا فعالیت کنند و از خود دانش‌آموزان براى همکارى در این طرح استفاده نمایند.
متاسفانه در سالهاى اخیر شاهد برنامه نامشخص و غیرعلمى بوده‌ایم. با وجود حجم بسیار زیاد پوستر، آویز، تراکت، بروشور، کارت پستال و ... اینجا هر بیننده و شنونده از خود سئوال مى‌کند آیا مسئولین توانسته‌اند درست عمل کنند؟
نظارت در این بین نقش بسیار مهمى دارد.
الف) نظارت مستقیم نظارت پلیس بر مردم
ب) نظارت همگانى که همان نظارت مردم بر مردم است.
مشارکتى که مد نظر است توسط اجتماع و به ویژه جامعه محلى امکان‌پذیر است.
باید توجه داشته باشیم در مورد نظارت مردمى شوراهاى محلى نقش قابل توجهى مى‌توانند داشته باشند و در این زمینه از تمامى عناصر و نهادهاى اجتماعى باید درخواست همکارى کرد.
به پیامدهایى که نظارت همگانى به همراه دارد اشاره مى‌کنم:
1-احساس مسئولیت، حس مفید بودن،احساس امنیت روانی، احساس نشاط و احساس رضایت از زندگى از پیامدهاى نظارت همگانى بر رفتار عملکرد غیر عرف و آسیب‌زا در جامعه است.
امر به معروف و نهى از منکر
اعتیاد یک سرى ویژگى‌ها در فرد معتاد ایجاد مى‌کند. اضطراب، کفر، حقارت، دروغ و موارد دیگر به سراغ معتاد مى‌اید و او را رها نمى‌کند.
براى رهایى از چنگال اعتیاد باید حرکت کرد و این خصایل را با صفات پسندیده جایگزین نمود. از ظلمت به نور، از ترس به شجاعت، از اضطراب به آرامش، از کفر به ایمان، از حقارت به سرافرازى و ... در واقع اینجاست که جاى این فریضه الهى کاملا احساس مى‌شود.
شنهاى روان دو کار انجام مى‌دهند
اگر به آب نزدیک باشند به دریا مى‌رسند
اگر در کویر باشند، حول یا گرد خود مى‌چرخند و همیشه سرگردانند.
اجراى برنامه‌هایى براى معتادان و خانواده‌هاى آنها ضرورى است. مسئولین از نظر درمان کار زیادى براى معتادان نمى‌توانند انجام دهند. مگر اینکه افراد معتاد را به مراکز ویژه‌اى هدایت کنند و با استفاده از روانشناسان متخصص و دلسوز از نظر اندیشه، نقطه تفکرى در آنها به وجود آورند تا شاید روزى این نقطه تفکر بزرگتر شود به عبارتى چشمه باید از خود جوشش داشته باشد. با آب ریختن درون چشمه‌اى که متروکه شده نمى‌توان آن را به جوش درآورد.
ناگفته نماند خانواده‌هاى معتادین احتیاج ضرورى به حمایت دولت و سازمان‌هاى تابعه دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات