بازگشت امپراطورى سرخ با پوتین؟
هنوز آمریکایىها در شادمانى سقوط رقیب بزرگ خود در جهاندارى بودند که تعدادى از تحلیلگران امنیتى آمریکایى هشدار دادند که شاید سقوط امپراطورى سرخ؛ بازى فریب هوشمندانهاى باشد که روسها از گذشتههاى دور در آن (منجمله در دوران لنین و در عملیات زیرکانهتراست) تخصص داشتهاند. اینان معتقد بودند روسیه با باز کردن واگنهاى سنگین جمهورىها عملا بر سرعت لوکوموتیو خود خواهد افزود ضمن آنکه سران جمهورىهاى جدید هم جزو مسئولان سابق حزب کمونیست یا سران "کا گ ب" نبودند؛ اینان همچنین متذکر مىشدند که روسیه با خروج از چالش دوقطبى همزمان با خروج از دور بسته رقابت تسلیحاتى که اتحاد شوروى را به نابودى مىکشید؛ آمریکا را در یک نظام به ظاهر تک قطبى با چالشهاى جدید منجمله سرکشى متحدان اروپایى روبرو کرد. آیا این گمانهزنى از وسواس اطلاعاتى این افراد سرچشمه مىگرفت یا از بیمارى شک دائم و توطئهانگاری؟ هر کدام که باشد ظاهرا وزن این تحلیل با بروز اختلاف میان روسها و آمریکایىها بهویژه در کلیدىترین امور در حال افزایش است؛ حالا شاید آمریکایىها بیشتر از گذشته از خود بپرسند راستى چرا هنوز داس و چکش بعد از گذشت سالها از سقوط رژیم کمونیستى در آرم هواپیمایى روسیه (ایرفلوت) وجود دارد؟ و این سئوال شاید به زودى مطرح گردد که آیا احتمال دارد امپراطورى سرخ البته در قالب و هیئت جدید با پوتین به صحنه باز گردد؟
ایران؛ بازى در شکاف استراتژیک روسیه و آمریکا
آمریکایىها زمانى که کلید تبدیل پرونده هستهاى ایران به یک بحران جدید را درسال 2002 از طریق مقاله سیمور هرش زدند و با عکسهاى سى ان ان آن را تقویت کردند؛ نمىدانستند که این بازى به ظاهر ساده به پازلى پیچیده و بغرنج تبدیل خواهد شد که عملا نقشههاى استراتژیک آنها را مجددا به روى میز استراتژیستهایشان خواهد کشاند.
اکنون آمریکایىها مجبور شدهاند روابط با روسیه، چین و حتى پارهاى از کشورهاى اروپایى را دوباره از لحاظ استراتژیک در پرتو ورود فاکتور ایران به صحنه مورد بررسى قرار دهند. از طرف دیگر روسها که هنوز محافظهکارانه به چالشهاى سیاسى بینالمللى مخصوصا آنجا که پاى آمریکا در میان است وارد مىشوند، به آرامى در حال دندان نشان دادن به آمریکایىها هستند؛ به این نشانهها که موید خروج تدریجى روسها از لاک دفاعى و محافظهکارى است دقت کنید:
روز 16 مى “ایگور شوالوف “ )Igor shuvalov( معاون رئیس جمهور فدراسیون روسیه در ارتباط با نشست “گروه هشت” در سن پطرزبورگ مصاحبهاى مطبوعاتى برگزار نمود.
وى در این مصاحبه مطبوعاتى ابراز امیدوارى نمود که از روسیه بهعنوان ” شریکى قدرتمند که در مشکلات غرب خود را سهیم مىداند” برداشت شود. وى تاکید نمود” ما خود را در مشکلات غرب سهیم مىدانیم چون همان مشکلات براى ما نیز وجود دارند” معاون رئیس جمهور اعلام نمود: “با وجود اینکه بهطور غیر رسمى در مورد برخى مسائل که بهنظر روسیه ابعاد جهانى دارند و مىتوانند منجر به فاجعه گردند ما را دعوت به سکوت مىکنند، ما سکوت نخواهیم کرد)!!( و از ابزارهاى موجود در سازمان ملل، از جمله حق وتو در شوراى امنیت استفاده خواهیم نمود”.
“ویچیسلاونیکونوف” رئیس بنیادهاى “سیاست” و “اتحاد به نام روسیه” و رئیس کمیسیون همکارىهاى بینالمللى و دیپلماسى اجتماعى مجمع اجتماعى هم با محافظهکارى بیشتر به نحوى همین دیدگاه را دنبال مىکند و در مورد نظرات آمریکایىهاى تندرو و واکنش روسیه خبر مىدهد:
“چندى پیش در بروکسل مجمعى تشکیل شد که در آن سیاستمداران برجسته ماوراى آتلانتیک گرد هم آمدند و بهطور کلى درباره روسیه صحبت نمودند. من آنجا سخنان سناتور مک کین را که بسیار تندتر از سخنرانى چنى بود شنیدم. وى پیشنهاد مىکرد که روسیه کلا از “گروه هشت” اخراج شود. من از وى پرسیدم: شما چه عکسالعملى را از کشور، مدیریت و مردم روسیه توقع دارید؟ ولى پاسخى نشنیدم. ولى پاسخ به این سئوال را حکومت آمریکا باید بیابد تا بداند نتیجه چنین بازىهایى چه خواهد بود. مىتوان به روابط ستیزهجویانه دامن زد ولى روسیه اکنون در حال و هوایى نیست که در عملیاتهاى ستیزهجویانه نقشى ایفا کند. روسیه اکنون طالب صلح است در عین حال با وجود قدرتمند بودن تلاش مىکند با خود و با دیگران در صلح زندگى کند. ما این را بار دیگر در نشست “گروه هشت” در سنپطرزبورگ به نمایش خواهیم گذاشت. “تیدینایا راسیا” (روسیه واحد)،1 خرداد 1385 البته تعدادى از سیاستمداران روسیه هنوز معتقدند که زمان ایستادن در برابر آمریکا فرا نرسیده است و حتى نسبت به شکلگیرى مجدد نظام دو قطبى هشدار مىدهند و در پى یافتن کدهایى براى جلوگیرى از پیدایش چالش علنى با ایالات متحده هستند. یکى از این افراد ”ولادیسلاو اینوزمنتسف” فوق دکتراى علم اقتصاد،دکتر مرکز بررسىهاى اجتماعى و پروفسور مدرسه عالى اقتصادى در روسیه است که در مقالهاى که در 29 اردیبهشت در روزنامه ”ورمیا نووستی” چاپ مسکو منتشر کرد با گزینش” عنوان جنگى در کار نخواهد بود” کوشید دلایل عدم لزوم ورود روسیه و آمریکا به یک جنگ سرد دیگر را گوشزد کند. او که عبارت ابرقدرت انرژتیک را که در سخنان سیاستمداران روس آمده بود تحریکآمیز مىیابد سعى کرد در مقالهاش به آمریکایىها آرامش دهد لذا نوشت:
“ مىتوان بىاغراق گفت که پدید آمدن ایده “ابر قدرت انرژتیک” در بیانات سیاستمداران روسی، از طرف آمریکا بیشتر جنبه آرامش بخش دارد تا نگران کننده، چرا که تاریخ، چنین ابرقدرتى را به یاد ندارد.”
او سپس به غرب یادآورى مىکند که : “ امروزه در جهان هیچ خطر تجاوزى که باعث ترسیدن از روسیه شود وجود ندارد، نه پرده آهنین میان ما و اروپا است، نه “اینترناسیونالیسم کمونیستی”، یا حتى مشابه آن، نه ایدئولوژى که سران روسیه بتوانند آن را صادر کنند(تنها موضع مشخص اعلام شده در مجمع اخیر اقتصادى روسیه این است که تجمل، ایده ملى روسیه شده است، که البته کسى نمىتواند آن را براى جهان غرب خطرناک تصور کند.)” البته آمریکایىها شاید نگرانتر از آن باشند که با کلمات آرامبخشى اینچنین به خواب روند لذا عجیب نیست که یکى از کارشناسان مشهور امور روسیه یعنى “ مارتین گلدمن”،معاون مدیر مرکز بررسىهاى روسیه و اروپاى دانشگاه هاروارد، در مصاحبههاى خصوصى اقرار مىکند که “ روسیه امروزه نه تنها از نظر اقتصادى قوىتر از هر زمانى در گذشته است، بلکه این کشور حتى از اتحاد جماهیر شوروى در بهترین زمان خود نیز قدرتمندتر شده است”. و این امر مسلما بر شکاف آمریکا و روسیه مىافزاید؛ شکافى که با شکلگیرى محور روسیه- چین در شانگهاى عمیقتر شده است. شکافى که براى ایران محیطى مناسب براى فعالیت سیاسى و گریز از تهدیدهاى قدرتطلبانه ایالات متحده است. شکافى که برخلاف شکاف اروپا و آمریکا احتمالا دیرتر بسته خواهد شد. شکافى که شاید نتوان در درازمدت در آن زیست ولى مىتوان به صورت تاکتیکى در آن پناه گرفت.