تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۸۲۰۱۸

بوش در برابر افکار عمومى جهان


نامه مهم رئیس جمهورى ایران به رئیس جمهورى آمریکا از دید بسیارى از ناظران سیاسى ابتکارى بود که بدون اعتنا به هژمونى آمریکا در جهان، سیاستهاى چند دهه گذشته واشنگتن را صریح و بى پرده در برابر افکار عمومى جهان قرار داد.
ایالات متحد آمریکا در طول سالیان گذشته همواره اگر چه در تحولات جهانى حضورى مستقیم نداشته اما بیشترین تحریک کنندگى و در عین حال بیشترین سود برى را از تحولات جهانى به خود اختصاص داده است . کافى است نگاهى به جنگ جهانى دوم داشته باشیم تا ببینید کشورى که کیلومترها با صحنه اصلى جنگ فاصله داشت چگونه در نهایت بدون صرف هزینه اى پیروز نهایى جنگ و ابرقدرت یک قرن گذشته شد . اما در سالیان اخیر بر اساس ماهیت تحولات که بیشتر ناشى از تمایل آمریکا به سرورى بر جهان بود نقشى مستقیم تر و بى واسطه تر در تحولات جهانى به خود گرفت. در زمان جنگ تحمیلى رژیم بعث عراق علیه ایران تا یک قدمى و رویارویى مستقیم با ایران پیش رفت . در قضایاى مربوط به فلسطین تمامى رقباى خود را از نقش آفرینى در تحولات این منطقه منع نمود و وارد جنگ مستقیم در افغانستان وعراق شد . همه اینها در حالى صورت گرفت که واشنگتن همواره سعى مى کرد از رویارویى با افکار عمومى جهان با حربه هاى مختلفى از جمله قابلیتهاى رسانه اى بپرهیزد . این تلاش تا جایى بود که حتى با افشاى دروغ بزرگ این کشور به افکار عمومى براى حمله به عراق (وجود سلاحهاى کشتار جمعى ) باز هم این کشور سوداى دیگرى داشت . این وضع اراده اى قوى مى طلبید تا با ابتکارى جدید رهبر این کشور را براى نخستین بار در برابر افکار عمومى جهانیان قرار دهد.
نامه دکتر احمدى نژاد رئیس جمهورى اسلامى ایران به همتاى آمریکایى اش جورج دبلیو بوش هر چند که در ابتدا با برداشتهاى مختلفى محافل سیاسى داخل و خارج از کشور روبرو شد و برخى ننگ عقب نشینى ایران از اصول و مبانى انقلاب را به آن زدند اما با انتشار متن کامل این نامه مشخص شد که نه تنها ایران با این ابتکار رئیس جمهورى ذره اى از اصول خود عقب ننشست که بار دیگرآمریکا را با چالش جدیدى این بار نه با دولتها که با ملتهاى جهان روبرو کرد . دست مریزاد.... تمامى تحلیلگران در اندیشه این هستند که به راستى بوش چه خواهد کرد ، چگونه بر پرسشهاى متعدد رئیس جمهورى ایران اسلامى پاسخ خواهد داد . هر گونه رفتار واشنگتن از این پس تحت الشعاع نامه اى خواهد بود که دکتر احمدى نژاد با رعایت ادب به همتاى آمریکایى اش نوشت و در واقع او را با پرسشهاى متعددى از یک سو با خود و از سوى دیگر با افکار عمومى جهان تنها گذاشت .
در این میان فلسطینیان بسیار مشتاقند تا پاسخ رئیس جمهورى آمریکا بر پرسشهاى رئیس جمهورى ایران در مورد دلایل و انگیزه‌هاى تاسیس اسرائیل در خاک فلسطین را بداند .
پرسشهایى نظیر :
دانشجویان مى گویند 60 سال پیش چنین کشورى وجود نداشت در اسناد و کره جغرافیایى قدیمى هر چه جستجو مى کنیم کشورى به نام اسرائیل نمى بینیم ، این پدیده چگونه تفسیر مى شود ؟
چرا چنین رژیمى مورد حمایت است ؟
آیا حمایت از چنین رژیمى حمایت از تعلیمات حضرت مسیح (ع) یا حضرت موسى (ع) و یا منطبق بر ارزشهاى لیبرالیستى است؟
آیا واگذار نمودن حق تعیین سرنوشت تمام سرزمین فلسطین به صاحبان اصلى آن که در داخل و خارج فلسطین هستند ، اعم از مسلمانان و یهودیان و مسیحیان ، با اصول دمکراسى و حقوق بشر و تعلیمات انبیاء منافات دارد؟ اگر منافات ندارد چرا با همه پرسى مخالفت مى شود ؟
مردم مى پرسند چرا هر قطعنامه اى در شوراى امنیت مطرح مى گردد وتو مى شود ؟
این پرسشها و پرسشهاى دیگر رئیس جمهورى ایران در مورد مسائل مختلف جهان است که ناظران سیاسى را مشتاق شنیدن پاسخهاى رئیس جمهورى آمریکا کرده است ؟ رئیس جمهورى که این بار خود را نه در برابر پرسشهاى یک ملت (ایران) بلکه در برابر پرسشهاى افکار عمومى جهان مى بیند . آیا بوش به واقعیتهاى جهان پشت مى کند و همچنان به سیاست یکجانبه گرایى ادامه مى‌دهد ؟
و در واقع این بار به یکباره خود را در برابر همه جهان دیده است . جهانى که نمایندگان آن اخلاق مدارى را بیشتر در اظهارات سیاستمدارى مى بینند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات