امیر محبیان
پرونده هستهاى ایران از سال 2002 عملا در فرآیند یک بازى حساس و پیچیده گرفتار آمده است ولى آنچه که در تحلیل این «بازی» باید مورد توجه قرار گیرد ایجاد تفکیک روشن میان دو سطح از بازى یعنى سطح استراتژیک و سطح تاکتیکهاست.نیک مىدانیم که استراتژى بر اندیشه تکیه دارد و تاکتیک بر مشاهده و البته تاکتیکها هم در چارچوب استراتژى خاص سامان یافته و احتمال موفقیتشان افزون مىگردد. در همین حال مىدانیم که مفاهیم استراتژیکى موقعیتها را مشخص مىکند و تاکتیکها به بازیگران این امکان را مىدهد که بازى را درون «هندسه محیط بازی» آنچنان پیش ببرند که به بالاترین اهداف عینى از پیش تعیینشده دست یابند.
مطالعه حرکتهاى سیاسى ایران در بازى هستهاى در برابر یک غول سیاسى و نظامى چون ایالات متحده نشان مىدهد که با توجه به امکانات، مسئولان کشور توانستهاند علىرغم فشارهاى سنگین هوشیارانه عمل کنند.
اما مذاکرهکنندگان که در سطح تاکتیک به عمل مشغولند و راهبران ارشد سیاسى که در سطح استراتژی، پلان کلان بازى را پىریزى مىکنند، شایسته است که نکات ذیل را مورد توجه مجدد قرار دهند:
1- هر حرکت سیاسى آنگاه داراى اهمیت است که یا مستقیما بتواند نتیجهاى مفید را به ارمغان آورد و یا آنکه مقدمهاى تلقى شود که در حرکت بعدى بتوانیم به نتیجه مطلوب دست یازیم، از این رو، هر حرکت محاسبهنشده مىتواند حرکتى تلقى شود که دشمن از آن بالاترین بهره را بهدست آورد، خواه این حرکت با نیت خیر و با تصور کمک به مسئولان صورت گیرد و خواه از سر بىاحتیاطی. به عبارت روشن، اگر در زندگى روزمره هرکارى که ضررى ندارد، قابل دست یازیدن است در سیاست هر حرکتى که منفعتى نداشته باشد، مسلما ضرر به ارمغان خواهد آورد.
2- ردهبندى ارزشها و اولویتبندى کنشها و واکنشها از اهمیت بسیارى برخوردار است. ما حق نداریم در سیاست در مقابل هر کنش، واکنش انجام دهیم زیر باید پیشاپیش دقیقا مشخص شود که وزن آن کنش چیست که واکنشى در سطح آن صورت پذیرد و حتى شاید پیش از آن باید روشن سازیم آیا کنش رقیب براى تست وضعیت صورت نگرفته است؟ براى مثال: اگر سخنى توسط سخنگوى کاخ سفید آمریکا اظهار شد اولا باید پاسخ داده شود یا خیر؟ ثانیا در چه سطحى (در صورت تمایل به پاسخ) باید واکنش صورت گیرد؟
3- اگر میان دو حرکت سیاسى مخیر ماندیم که کدام را به انجام رسانیم مسلما حرکتى که اهداف بیشترى را تامین مىکند و هزینه کمترى پدید مىآورد، ترجیح دارد.
مثلا هنگام نامه نوشتن دکتر احمدى نژاد به بوش مسلما به جز پیامرسانى به بوش، پیامرسانى به جهان اسلام و... هم مد نظر بود، لذا این حرکت که به حمله به نقاط مختلف رقیب و نیز اهداف متعدد را تامین مىکند، ارزشمندتر از نامهاى است که فقط یک مسئله را آن هم به سود رقیب حل کند.
4- قدرت تاثیرگذارى بعضى از حرکتهاى سیاسى در ذهن و پیش از عمل ممکن است زیاد تلقى شود ولى در عمل آن حرکت نتواند اثر چندانى بر صحنه سیاسى نهد ولى خطر کاربرد بدون ملاحظه ایدههاى ذهنى در عمل آنست که امکان دارد «مشت شما» را پیش رقیب باز کند و موجب شود یک حرکت که در زمان مناسب مىتوانست منشا اثر جدى شود با افشاى پیش از موقع نه تنها خنثى شود بلکه حتى فضاى عملیاتى رقیب را گستردهتر کند.پس هر حرکت ذهنى سیاسى را پیش از به اجرا گذاشتن باید در محیط «تست» قرار داد تا واکنشها ارزیابى شود.
آمریکایىها مستمرا از این روش در مورد ما استفاده کرده و مىکنند، نمونه آن نشت دادن اطلاعات ناقص پیرامون احتمال حمله به ایران است که اساسا براى تست واکنش ایران صورت مىگیرد.
5- گاهى مواقع در سیاست لازم است که شما یک حمله مجازى را ترتیب دهید تا از یک حمله واقعى رقیب پردهبردارى کنید.
فرض کنید ایران احتمال مىدهد که در تاریخى خاص حمله اى محدود به ایران انجام شود، یک تهاجم تبلیغى در فضاى مجازى با طرح این خبر که تعدادى از هواپیماهاى شناسایى دشمن توسط مردم دیده شده (بدون پذیرش مسئولیت اظهار این مطالب توسط مقامات رسمی) مىتواند رسانهها را نسبت به این مسئله هوشیار کرده و یک موضوع را که «احتمال غافلگیری» در آن زیاد بود با طرح یک نبرد رسانهاى به تیتر نشریات تبدیل کرده و نوعى حاشیه امنیتى تا تاریخى معین را تا حدودى پدید آورد.
نباید فراموش کرد که هر عملیات جدى سیاسى و نظامى هم بدون پیروزى قبلى در یک نبرد مجازى نمىتواند موفق باشد. بهتر است قدرت «بازىسازى سیاستمداران» خود را نادیده نیانگاریم و بدانیم هوشیارى و بهرهگیرى درست از فضاى رسانهاى در داخل و خارج مىتواند بالاترین امتیازات را با کمترین هزینه براى ایران به ارمغان آورد.