ماهر عثمان
در حالى که تلاش هاى رژیم صهیونیستى براى یهودى سازى قدس، مراحل پایانى خود را طى مى کند و ارتش این رژیم به روند کشتار شهروندان فلسطینى از جمله زنان و کودکان در شمال و جنوب نوار غزه تداوم مى بخشد و در وضعیتى که اشغالگران، ناظران بین المللى مرز رفح را وادار به بستن این گذرگاه مرزى یا به عبارت بهتر تنها راه ارتباطى فلسطینیان با جهان خارج مى کنند، نه تنها جامعه بین الملل، بلکه کشورهاى عربى نیز در به انزوا کشاندن دولت حماس شریک هستند.
نتایج بسته شدن گذرگاه مرزى رفح تنها محدود به اختلال در رفت و آمد فلسطینیان نمى شود، بلکه دورنماى هر گونه سازش مسالمت آمیز را تاریک مى سازد.
در حالى که ایالات متحده سردمدار سیاست محاصره بین المللى مردم فلسطین و قطع کمک ها از دولت جدید است و براى این منظور، اتحادیه اروپا که سیاست هایش با سیاست هاى آمریکا و “اسرائیل” همخوانى دارد، را با خود همراه ساخته است ؛ برخى کشورهاى عربى که به راحتى مى توانند کمک هاى مالى را براى مردم بى دفاع فلسطین ارسال کنند، امروز در انتقال این کمک ها به دولت این کشور ناتوان مانده اند.
به هر رو، پر واضح است که محاصره ملت فلسطین به نفع سیاست هاى رژیم صهیونیستى است، سیاست هایى که بر اصل تلاش براى اشغال بیشترین مساحت ممکن از اراضى فلسطین و کوچاندن بیشترین تعداد ممکن از ساکنان اصلى این سرزمین استوار است و با وجود آنکه مردم این آب و خاک با چنگ و دندان از زمین هاى خود محافظت مى کنند، بسته شدن راه هاى کسب درآمد باعث مى شود تا افرادى که توانایى دارند از فلسطین خارج شوند. پس باید گفت که اهداف نهایى سیاست هاى “اسرائیل” از چند دهه پیش کاملا مشخص است و از اصل فوق الذکر - اشغال خاک و آواره کردن مرد فلسطین - تجاوز نمى کند.
چندى پیش در منطقه باستانى پترا در جنوب اردن، نخست وزیر رژیم صهیونیستى بار دیگر این عبارت را تکرار کرد که مى خواهد با “عقب نشینى از برخى اراضی” زمینه سازش را فراهم کند. به کلمه “برخی” که از روى عمد از آن استفاده کرد، توجه کنید.
در مراسم اعطاى جایزه نوبل صلح در اردن، اولمرت نیز در سخنرانى خود به سان دیگر سیاستمداران صهیونیست، به هیچ وجه به واژه “اراضی” صفت “اشغال شده” را اضافه نکرد، صفتى که شوراى امنیت در مصوبه 242 خود به اراضى مذکور افزود و خواستار عقب نشینى “اسرائیل” از آنها شد.
دیدار رئیس تشکیلات خودگردان با اولمرت کاملا بى فایده بود و با نظر به تداوم اقدامات تجاوزکارانه صهیونیست ها، حتى تصویرى که از این دو نفر در حال لبخند گرفته شده است، نیز به هیچ وجه نمى تواند معنا و مفهومى داشته باشد.
هدف اولمرت کاملا روشن است. او هرگز در صدد مذاکره با محمود عباس نیست و هر بار به این بهانه توسل مى جوید که توافق نظر میان گروه هاى فلسطینى وجود ندارد و از همین رو، هر گونه مذاکرات با ابومازن بى فایده خواهد بود.
واقعیت این است که حتى اگر دولت جدید فلسطین، “اسرائیل” را به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از طریق پذیرش طرح ابتکارى امیر عبدالله و یا هر طرح دیگرى به رسمیت بشناسد، “اسرائیل” باز هم به دنبال بهانه واهى دیگرى مى گردد و مى گوید که یک شریک خوب فلسطینى ندارد.
فلسطینى ها با دورى از هر گونه درگیرى و جنگ داخلی، کار بسیار عالى را انجام دادند و در حال حاضر باید گفتگوى ملى خود را تا وصول به توافقات نهایى در مورد “سند وفاق ملى اسراى فلسطینی” ادامه دهند، به ویژه آنکه محمود عباس از تصمیم خود در مورد مهلت ده روزه براى به نتیجه رساندن روند گفتگوى ملى صرف نظر کرده است.
گروه هاى مختلف فلسطینى به هیچ وجه نباید در دسیسه آمریکا و رژیم صهیونیستى براى نابودى دولت جدید فلسطین همکارى داشته باشند و اگر قرار باشد، تغییرى در شکل دولت ایجاد شود، باید این تغییر از طریق گفتگو باشد.
دولت هاى بانفوذ عربى نیز مى توانند با وارد آوردن فشار به کابینه بوش که از “اسرائیل” هوادارى مى کند و همچنین تنظیم دادخواست هایى علیه دولت اشغالگر، ملت فلسطین را یارى کنند ؛ دادخواست هایى با موضوع ساخت دیوار نژادپرستانه حائل، تفاضاى دفع غرامت به فلسطینیانى که از راهگذار ساخت دیوار مذکور متحمل خسارت شده اند، درخواست پرداخت خسارت به قربانیان تجاوزات ارتش رژیم صهیونیستی، بازگرداندن املاک و مستغلاتى که اشغالگران به زور و یا حیله آنها را از آن خود کرده.