تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۴  ، 
کد خبر : ۸۲۰۸۳

اولویت هاى سیاست آمریکا در قرن 21


*الکساندر کولى
ترجمه: محمدحسین باقى
هنر در شیوه ارتباط

این پرسش که ایالات متحده چگونه مى تواند به بهترین وجهى از پایگاه هاى نظامى خارجى اش جهت اطمینان یافتن از افزایش امنیت آن پایگاه ها استفاده کند زمانى مطرح شد که وزارت دفاع آغاز به بازنگرى و بازاندیشى در مورد به کارگیرى نیروهاى آمریکایى مستقر در آن سوى دریاها پس از حمله 11 سپتامبر کرد. براى پشتیبانى از عملیات آزاد سازى در افغانستان، ایالات متحده پایگاه هاى هوایى در قرقیزستان، پاکستان و ازبکستان را احداث و توافقاتى براى استفاده از حریم هوایى این کشورها براى سوخت گیرى هواپیماهایش جهت دسترسى به آسیاى مرکزى امضا کرد. در سال 2003 ایالات متحده براى جبران عدم اجازه ترکیه به استفاده از پایگاه هایش، از فرودگاه ها و بندرگاه هایى در بلغارستان و رومانى براى پشتیبانى از اقدامات نظامى اش در عراق استفاده کرد و طى چند سال آتى، پنتاگون برنامه «بازنگرى وضعیت دفاعى جهان در سال 2004» یا «GDPR» را تکمیل کرد که طرح هایى را براى بنیادى ترین تغییرات در استراتژى نظامى آمریکا از پس از جنگ دوم جهانى به این سو را طرح ریزى خواهد کرد.
برنامه GDPR خواستار افزایش میزان تسهیلات آن سوى دریاهاى ایالات متحده با جایگزین و تکمیل کردن پایگاه هاى بزرگ دوران جنگ سرد در آلمان، ژاپن و کره جنوبى است آن هم با تسهیلات جزیى ترى که به عنوان مراکز عملیاتى پیشگام، یا FOSS (تجهیزات کوچکى که به سرعت مى تواند جابه جا یا بر حجم آن افزوده شود) و موقعیت هاى امنیتى معاضدت آمیز، یا CSLS (تسهیلات کشور میزبان با پرسنل محدود آمریکایى اما با تجهیزات و توانایى هاى لجستیکى) است که هر دو آنها در هنگام نیاز مى توانند فعال شوند. این FOSS و CSIS ها علیه منابع بى ثباتى منطقه اى به کار گرفته خواهند شد و مناطقى را پوشش مى دهند که ایالات متحده به طور سنتى در آنجا غایب بوده و حضور نداشته است. این پایگاه ها و تجهیزات احتمالاً در اروپاى شرقى (بلغارستان، لهستان و رومانى) و آفریقا (الجزایر، جیبوتى، گابون، غنا، کنیا، مالى، سنگال و اوگاندا) ساخته خواهد شد. هر چند که موقعیت دقیق این تسهیلات و پایگاه ها تحت مذاکره است اما پیشرفت آمریکا در آفریقا به ویژه چشمگیر است.
به طور مثال، افزایش همکارى هاى نظامى دوسویه همچون ابتکار pan sahel که براساس آن نیروهاى نظامى ایالات متحده به کشورهاى چاد، نیجریه، مالى و موریتانى جهت خشکاندن ریشه تروریسم داخلى کمک مى نمایند. FOSS و CSLS براى داشتن حداکثر انعطاف پذیرى عملیاتى و محدودیت دسترسى ایالات متحده به پایگاه هایش و حداقل رکود سیاسى طراحى خواهند شد. به این امید که با برجا گذاشتن حداقل رد پا، واشینگتن از مشکلاتى که هرازگاهى به خاطر حضور و به کارگیرى گسترده نیروهایش در کره جنوبى و اوکیناوا (ژاپن) به وجود مى آید رهایى یابد مثل تصادفات و حوادث ترافیکى و جرایمى که به وسیله پرسنل نظامى آمریکایى انجام مى گیرد.
اصلاحات GDPR به ویژه به خاطر هزینه، غیرعملى بودن و تاثیرات تضعیف کننده اى که مى توانست بر متحدین سنتى ایالات متحده داشته باشد مورد انتقاد قرار گرفته است. البته برخى انتقادات مى گویند که میزان چشمگیرى از این تسهیلات جدید در کشورهایى با سیستم سیاسى غیردموکراتیک یا ضعیف به کار گرفته مى شوند. تصمیم گیران واشینگتن بر این باورند که حتى حضور اندک نظامى آمریکا به حفاظت، تامین منافع مهم اقتصادى و انرژى آمریکا، ثبات بخشیدن به کشورهایى که ایالات متحده در آنجا پایگاه دارد، رفع تهدیدات و عادى سازى و نیز سیاست هاى منطقه اى علیه تروریسم یارى مى رساند. در هر حال به احتمال زیاد، حکومت هاى این کشورها، هر دو گروه اپوزیسیون دموکراتیک و افراطى را به مثابه تهدیدات امنیتى منطقه اى مى نگرد و ایالات متحده را در مشاجرات سیاسى داخلى و برخوردهایى که در آن هیچ نفع چشمگیرى براى آمریکا ندارد درگیر مى سازد. پیش از اینکه پایگاه هاى بیشترى در کشورهاى اقتدارگرا بسازیم، خوب است که وزارت دفاع برخى از تجربیات اخیر را مدنظر قرار دهد.
مشکل K2
از زمان حملات 11 سپتامبر، به نظر مى آید که واشینگتن همچنان برخى از اشتباهات گذشته خود را تکرار مى کند. در اکتبر ،2001 زمانى که ایالات متحده پایگاه هوایى «کارشى خان آباد» (که به K2 هم معروف است) را در جنوب ازبکستان براى آغاز عملیات در افغانستان تاسیس کرد.در مارس ،2002 پرزیدنت بوش و اسلام کریم اف - رئیس جمهور ازبکستان - توافق همکارى گسترده استراتژیکى را امضا کردند و خواستار همکارى مشترک در جنگ علیه تروریسم و روابط میان نظامیان ازبک و آمریکایى و سرویس هاى امنیتى شدند.
ایالات متحده در سال ،2002 علاوه بر پرداخت 15میلیون دلار - به عنوان یک تعامل دوجانبه - براى استفاده از فرودگاه این کشور، 120 میلیون دلار براى سخت افزارهاى نظامى و تجهیزات نظارتى، 82میلیون دلار به سرویس هاى امنیتى و 55میلیون دلار اعتبار از بانک صادرات و واردات ایالات متحده به ازبکستان اختصاص داد.به استثناى برخى سازمان هاى حقوق بشرى، تعدادى معدود در غرب این قرارداد را مورد انتقاد قرار دادند؛ در واقع کمک به این کشور به عنوان اقدامى لازم در لشگرکشى به افغانستان به طور گسترده اى مورد پذیرش قرار گرفت. هنگامى که عملیات در سراسر سال 2002 و 2003در افغانستان ادامه مى یافت، مقامات آمریکایى به طور گسترده اى ناکامى دولت ازبکستان در جامه عمل پوشاندن به تعهداتش را نادیده انگاشتند.
علایم نارضایتى از جامعه سیاستگزارى آمریکا در تابستان 2004هویدا شد. در جولاى همان سال، وزارت خارجه کمک 18 میلیون دلارى به ازبکستان را ملغى کرد. اما یک ماه بعد طى ملاقات ژنرال ریچارد مایرز - رئیس ستاد ارتش آمریکا - به تاشکند، وزارت دفاع 21 میلیون دلار براى مدرنیزه کردن تسلیحات و کمک نظامى به ازبکستان پاداش داد.توافقات سیاسى که واشینگتن براى حفظ دسترسى به K2 درصدد انجام آن بود پررنگ تر و آشکار ساخت.در ابتدا دولت بوش با هر تحریمى مخالفت ورزید؛ مقامات دفاعى آمریکا در ناتو با این استدلال متحدین که «خواهان بیانیه اى مشترک براى بازرسى بین المللى هستند» مخالفت کردند. در هر حال، پس از آن رایس - وزیر خارجه آمریکا - آشکارا از بازرسى بین المللى حمایت و سناتورهاى احزاب دوگانه آمریکا [دموکرات و جمهوریخواه] براى تعیین اینکه آیا احدى از سربازان امنیتى دخیل در آن اقدام از تجهیزات یا آموزش هاى آمریکایى ها برخوردار بوده اند یا خیر، بازرسى ها را آغاز کردند. در پاسخ به این بازرسى، مقامات ازبک نیز پروازهاى شبانه و ترابرى به2 K را محدود کردند و دلیل شان نیز ابراز نارضایتى از مسائل مربوط به پرداخت پول و آسیب هاى محیطى استفاده از این پایگاه ها بود.
پس از حمایت ایالات متحده از تلاش سازمان ملل براى انتقال هوایى آوارگان ازبک از قرقیزستان به رومانى که بر خلاف میل ازبکستان بود، تاشکند بند پایانى را در توافقنامه 2 K گنجاند که بر مبناى آن نیروهاى نظامى ایالات متحده ملزم بودند که پایگاه ها را ظرف مدت 180 روز تخلیه و تعطیل نمایند . با دستور بستن این پایگاه ها، کریم اف به تعهداتش در برابر ایالات متحده و دیگر اهداف ژئوپولتیک و داخلى بى توجهى کرد:تصمیم ایالات متحده براى احداث پایگاهى در قرقیزستان براى حمایت از عملیات آزادى پایدار دشوار است. مقامات آمریکا با یک دشوارى سیاسى که مربوط به عملیات پایگاه هوایى گانسى است مواجه شدند که در سال2001با توافق عسکر آقایف ایجاد شد. پیش از توافق نظامى، آقایف به گونه اى روزافزون سیطره خود را بیشتر و تلاش جهت دموکراتیزاسیون را نیز بدتر کرد.
توافق نظامى به رژیم عسکر آقایف اعتبار بین المللى جدیدى بخشید و باعث دورشدن توجه غرب از سوءاستفاده هاى سیاسى او شد و آقایف را به عنوان شریک ایالات متحده در جنگ علیه تروریسم مطرح و ارتقا بخشید. اقتصاد کوچک قرقیزستان به گونه مهمى از درآمدها و معاملاتى که با پایگاه هوایى آمریکا ایجاد شده بود سود مى برد و GDP قرقیزستان را از 5به 10 درصد رساند. ضمناً سرویس هاى امنیتى قرقیزستان که سخت افزارهاى نظامى و تجهیزات نظارتى را در نتیجه معامله شان به دست آورده بودند براى تداوم کمک هاى آمریکا بر تهدید افراط گرایى اسلامى تاکید - و البته اغراق - مى ورزیدند. در نوامبر سال ،2003 قرقیزها ادعا کردند که توطئه اى جهت بمب گذارى در پایگاه هوایى «گانسى» را کشف کرده اند و گویا سه عضو یک سازمان رادیکال اسلامى را با طرح ها و مواد منفجره اى جهت انفجار در این پایگاه دستگیر کردند. اما مقامات آمریکایى و ناظران سیاسى قرقیز درباره جزئیات توطئه و شرایط دستگیرى ها مردد و بدبین بودند. اکنون که رژیم آقایف فروپاشیده است، واشینگتن ممکن است با جانشینان او دچار مشکلاتى شود. پس از اینکه در مارس ،2005 عسکر آقایف به دنبال مشاجرات بر سر انتخابات پارلمان با تظاهرات عمومى از قدرت کنار زده شد، پرسش از حضور نظامى ایالات متحده به ناگاه به لیست سیاسى حکومت جدید قرقیز افزوده شد. در بیانیه مشترکى - همان بیانیه سازمان همکارى شانگهاى- که در جولاى سال2005صادر شد و متشکل از چین، قزاقستان، قرقیزستان، روسیه، تاجیکستان و ازبکستان اعلام شد که پایگاه هاى نظامى آمریکا در آسیاى مرکزى فراتر از هدف پشتیبانى از حمله به افغانستان به حیات خود ادامه داده و باید تعطیل شوند.
یک هفته بعد «کورمان بیک باقى اف» در اولین کنفرانس مطبوعاتى اش اعلام کرد که حکومت قرقیزستان به واشینگتن درباره پایگاه ها فشار مى آورد. او بعداً ادعا کرد که سیاست خارجى «مستقلى» را در پیش خواهد گرفت. پرسش پیرامون موقعیت و جایگاه رژیم جدید در قرقیزستان همچنان باقى است اما از پیش آشکار است که فقدان پایگاه2 K در ازبکستان، پایگاه هوایى گانسى را براى تصمیم سازى ایالات متحده مهم کرده است. علاوه بر جابه جایى احتمالى برخى فعالیت ها از 2 K به قرقیزستان، مقامات آمریکایى در حال بررسى گزینه هاى دیگرى در قزاقستان، تاجیکستان و ترکمنستان هستند. جاهایى که ایالات متحده گه گاه از فرودگاه هایش براى سوخت گیرى مجدد استفاده مى کرده است. بازدید دونالد رامسفلد وزیر دفاع ایالات متحده از آذربایجان در آگوست سال ،2005 این گمان را تقویت کرد که واشینگتن ممکن است حضور نظامى خود در آنجا را مد نظر داشته باشد. عزم ایالات متحده براى حفظ موقعیت استراتژیکش در آسیاى مرکزى، این کشور مجدداً معاملات چشمگیرى با رژیم هاى غیردموکراتیک را در سرلوحه خود دارد - لذا همین، مسئله کمک مادى و مشروعیت به یکه سالاران مى بخشد.
پراکندگى و تفرق

از آنجا که واشینگتن در حال دست و پنجه نرم کردن با دشوارى هاى سیاسى در آسیاى مرکزى است، حضور آتى این کشور در منطقه دریاى سیاه - البته مذاکراتى براى ساخت پایگاه هایى در رومانى و بلغارستان در حال انجام است- بیانگر ثبات سیاسى بیشترى است. بلغارستان و رومانى داراى تسهیلاتى چشمگیر با مقیاسى وسیع هستند مثل بندرگاه هایى در دریاى سیاه، فرودگاه ها و مجموعه هایى آموزشى. پایگاه هاى آتى در این کشورها نه تنها به حفظ امنیت منافع امنیتى آمریکا در منطقه دریاى سیاه کمک خواهد کرد بلکه به عنوان شالوده اى مهم براى عملیات هایى در خاورمیانه و آسیاى مرکزى تلقى خواهد شد. متحدین جدید دموکراتیک - بلغارستان و رومانى - و همبستگى اى که این کشورها با نهادهاى بین المللى غربى دارند محیط همکارى مطلوبى را براى سال هاى آینده ایجاد مى کند.
هر دو کشور از اقدامات نظامى آمریکا در عراق با وجود مخالفت هاى برخى دول اروپایى حمایت کردند (اقدامى که اتحادشان با واشینگتن را ثابت کرد) و سپس در سال 2004 به عضویت ناتو در آمدند. (که به اتحاد استراتژیک خود با غرب تن داده و شکل رسمى به آن دادند.) صوفیه و بخارست با حفظ عضویت شان در ناتو باید به اصلاحات نهادین داخلى تن دهند؛ آنها کنترل مدنى بر نظامیان را تقویت کرده، حجم نیروهاى مسلح شان را کاهش داده و مدرنیزه کرده و شفافیت در موضوعات مربوط به امور دفاعى را بهبود بخشیدند. هر چند برخى احزاب سیاسى در هر دو کشور مثل حزب سوسیالیست در بلغارستان که به تازگى قدرت را به دست گرفت متعهد شده اند که ارتباط نزدیکترى با ایالات متحده داشته باشند و هیچ حزبى با ایده حضور ایالات متحده مخالفتى نکرد.
به نظر مى آید که مردم رومانى و بلغارستان از چشم انداز پایگاه هاى آمریکایى قویاً حمایت و پشتیبانى مى کنند و بسیارى از مردم به این پایگاه ها به مثابه عامل توازن بخش سیاسى مهمى براى نفوذ اتحادیه اروپا مى نگرند. هر واکنش منفى که ممکن است نسبت به پایگاه هاى آمریکایى در بلغارستان و رومانى سربرآورد به احتمال زیاد از انتظارات برآورده نشده از مزایاى حضور ایالات متحده در آنجا نشأت مى گیرد. همساز با وضعیت نظامى جدید وزارت دفاع، استقرار دائمى آمریکایى ها احتمالاً و به طور نسبى اندک خواهد بود - کمتر از 1000سرباز در هر کشور - و بنابراین تاثیر کلى اقتصادى پایگاه هاى آتى در تلاقى با انتظارات بالایى که اکنون مستولى است، نخواهد بود. با این وجود، سیستم هاى سیاسى هر دو کشور یکپارچه بوده و به علاوه، رسانه هاى گروهى شان نسبتاً جدید و شدیداً رقابتى هستند. حوادث مربوط به این پایگاه ها و افتضاحاتى که پرسنل آمریکایى به بار مى آورند قطعاً توجه رسانه ها و نظارت مردمى بر روندهاى جنایى و سایر جوانب قانونى که بر پایگاه ها محدودیت و نظارت ایجاد کند را به خود جلب مى کند. در هر حال با وجود وضعیت پیشرفته دموکراتیک و همبستگى بلغارستان و رومانى با غرب، بعید است که فشار سیاسى داخلى که در جاهاى دیگر موجب تهدید حضور ایالات متحده شده است را ایجاد کنند. مشروعیت بین المللى ایالات متحده که بسته به چگونگى ارتقاى دموکراسى در خارج است، حل تعارض میان «تعهد این کشور به ارزش هاى دموکراتیک » و« نیاز به پایگاه هایى در آن سوى آب ها» را دراولویت قرار مى دهد.
برخى مقامات آمریکایى در تلاش بوده اند که اخراج ایالات متحده از پایگاه K2 در ازبکستان را به تعهد این کشور به دموکراسى ربط دهند اما بسیار دیر است: این اخراج نتیجه چندین سال چشم پوشى آشکار از سوءاستفاده هاى رژیم کریم اف بود. اگر وزارت دفاع درباره آمادگى بهتر ایالات متحده براى یک جنگ جدید و با استقرار مجدد نیروها جدى و مصمم است، بهتر است که مکان هایى باثبات و دموکراتیک را برگزیند تصمیم گیرندگان ممکن است نپذیرند که یک «موقعیت تهدید» اغلب باعث حضور ایالات متحده در مناطقى مى شود که خود مایل به رفتن به آنجا نیست. در هر حال، حتى در مواقع اینچنین بحرانى، میان «ایجاد یک پایگاه غیرضرورى» و «حفظ آن پس از انجام یک نبرد مهم عملیاتى» تفاوت وجود دارد. مورد ازبکستان را در نظر بگیرید. با وجود اینکه نظامیان ایالات متحده از زمان شکست سال 2001 با اصرار بر آنند که پایگاه K2 براى عملیات ایالات متحده در آسیاى مرکزى با اهمیت بوده است، اما ارزش استراتژیک پایگاه ها به طور چشمگیرى طى چند سال گذشته کاهش یافته است.
تابستان امسال پنتاگون آشکارا هدف این پایگاه ها را مورد بررسى و بازبینى مجدد قرار داد. ناکامى پنتاگون در متمایز کردن توجیهات استراتژیک براى ساخت پایگاه از دلایل سازمانى براى حفظ آن، مانعى دیگر براى بیان هزینه هاى واقعى استراتژى هاى متفاوت نظامى ایالات متحده است محدودیت در عملیات هایى مانند جنگ افغانستان در آینده بعید است و بنابراین زمانى که ایالات متحده قصد احداث پایگاه هاى بزرگتر اما حضور سبک تر و سریع تر در مناطق مختلف داشته باشد، آزادى بیشترى دارد در مورد اینکه در کجا دقیقاً آن پایگاه ها را ایجاد کند.
در تصمیم گیرى پیرامون این موضوع که نیروها در کجا مجدداً استقرار یابند، مقامات پنتاگون باید جداً تاثیرات سیاسى انتخاب شان را در نظر داشته باشند. آنها باید درک کنند که با ایجاد پایگاه هاى نظامى در خارج، واشینگتن حتى اگر حضورى کوتاه مدت و به مراتب سبک تر داشته باشد به ناچار در موقعیت سیاست هاى داخلى کشور میزبان دخیل مى شود. احداث پایگاه در کشور هاى غیردموکراتیک نسبتاً به سرعت و به راحتى به دست مى آید اما در بلندمدت تعهد واشینگتن به ایجاد دموکراتیزاسیون در خارج و منافع استراتژیکش را تضعیف مى کند. ایجاد پایگاه در کشورهاى دموکراتیک هر چند ممکن است در ابتدا نظارت رسانه ها، مباحث سیاسى و انتقاد عمومى را برانگیزد اما همیشه دموکراسى ها قابل اعتمادترند. اکنون با درک این تغییر و تحولات استراتژیک، پنتاگون گزینه هایى واقعى در اختیار دارد مبنى بر اینکه پایگاه هایش را در کجا احداث کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات