تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۱  ، 
کد خبر : ۸۲۱۱۲

متولیان حقوق بشردوستانه


 مریم باقى
«عزیزم، پیغام تو را که دریافت نمودیم، بعد از چندماه سختى، اولین شادى را براى ما به ارمغان آورد. حالا مى دانیم که گرسنگى چیست. ما 10 یا 20 روز آب نداشتیم، نگریستن به پسر کوچکمان قلب مرا مى فشارد. او فقط نان خشک دارد که بخورد. او تو را مى پرستد. مراقب دو دخترمان باش. آنها تنها دارایى ما در این جهان هستند.»1«هیچ نیرویى مرا مجبور به تسلیم نخواهد کرد، هیچ چیز مرا نابود نخواهد کرد مطمئن هستم که هیچ ذره اى از وجود من، هر قدر هم کوچک، نخواهد مرد، زیرا مى خواهم و باید تو را دوباره ببینم. ما باید دوباره همه چیز را شروع کرده و تمام لحظات بد زندگى را به دست فراموشى سپاریم. از تو خواهش مى کنم امید خود را از دست ندهى زیرا من دوستت دارم و منتظر دیدار مجدد تو هستم.»2هنوز واژه اى یافت نشده که بتواند مترادف کلمه جنگ قرار گیرد و واژه هایى هم نیستند تا وقتى کنار هم مى نشینند بتوانند ژرفاى فاجعه «جنگ» را تداعى کنند. هیچ چیز چون جنگ نیست که احساسات را به زنجیر مى کشد، عاطفه مادرى، عشق پدرى، نیاز فرزند و... را هم نمى شناسد. جراحت، زخم، شکنجه، درد، تحقیر و انواع شرایط بد زندگى از خاصیت هاى درگیرى هاى مسلحانه است چرا که سلاح چه در مقام تجاوز و چه در مقام دفاع، خشن و بى رحم است. نخستین صحنه اى که پس از پایان یک واقعه جنگى در ذهن تصویر مى شود، فارغ از همه تبعاتى که پیرامون صحنه درگیرى شکل مى گیرد وجود کشته شدگان، زخمیان و مجروحانى است که قربانى یک مخاصمه شده اند خواه خواسته و خواه ناخواسته.
چگونه مى توان از این رنج ها کاست و چه کسى یا چه کسانى هستند که مرهمى بر این آلام باشند. اگر جراحت دل را نمى توانند تسکین دهند زخمى از تن آنان را بهبود بخشند. آبى بر حلقومشان بچکانند و غذایى به فرزندان پریشان بخورانند و...در تاریخ زندگى بشر حتى جوامع ابتدایى و میان با دیه نشینان، رعایت قوانین و هنجارهاى اخلاقى ضرورى دانسته شده. غالباً قواعد عرفى بوده و خروج از قواعد و هنجارها تقبیح مى شده است.
امروزه اصول و قواعد جهانشمول درخصوص حقوق در جنگ (Jus in bello) تدوین شده اند. مهمترین اسناد حقوق بشردوستانه کنوانسیون هاى چهارگانه ژنو است که به تصویب 188 کشور جهان رسیده و پس از منشور ملل متحد مهمترین سند تعهدآور بین المللى در طول تاریخ بشر به شمار مى روند. بسیارى از قواعد این حقوق جنبه آمره (Jus cogens) دارد. برابر کنوانسیون وین در مورد حقوق معاهدات، معاهدات بین المللى دیگر نمى توانند برخلاف آن موارد را در متن خود بنگجانند. در واقع این حقوق قدرت خود را از معاهده نمى گیرند بلکه از حداقل هنجارهاى بین المللى مى گیرند. به عنوان مثال نمى توان ژنوساید را به هیچ عنوان در معاهده اى ذکر کرد.
چگونه حقوق بشردوستانه معاصر مدون مى شود
در سال 1859 در محلى به نام سولفورینو در شمال ایتالیا میان کشور فرانسه و اتریش جنگى در گرفت. در این جنگ خونین افراد بسیارى کشته و مجروح شدند. هنرى دونان بازرگان نیکوکار سوئیسى که شامگاه آن روز از آن منطقه گذر مى کرد بسى غمگین و حیرت زده و وامانده به قربانیان، افراد مجروح و زخم دیده مى نگریست. اگر امدادگرانى بودند، آنانى که هنوز جانى در بدن داشتند مى توانستند زنده بمانند. او به یارى دردمندان آن میدان رفت و دیگران را نیز به کمک فراخواند. صحنه دلخراش تر از آن بود که به راحتى از ذهن دونان بگذرد. او سه سال بعد کتابى تحت عنوان «خاطرات سولفورینو» نگاشت که بسیار موثر واقع شد. در پى آن در سال 1863.م در یک مجمع 5 نفره که هنرى دونان از اعضاى آن بود در مورد راهکارهاى کمک به قربانیان و افراد نیازمند کمک، بحث شد و همان مجمع نفره سنگ بناى کمیته بین المللى صلیب سرخ را بنانهاد.
عضو دیگر این کمیسیون 5 نفره هنرى دوفور یکى از فرماندهان بزرگ نظامى بود که بارها از هنرى دونان پشتیبانى مى کرد.به دنبال آن در سال 1864 میلادى براى حمایت از حقوق افراد در جنگ و تشکیل شبکه بشردوستانه امداد بین المللى، در ژنو کنوانسیونى به تصویب رسید که اولین کنوانسیون رسمى حقوق بشردوستانه محسوب مى شود.از سوئیس مى توان به عنوان خاستگاه حقوق بشردوستانه بین المللى معاصر یاد کرد. اکثر معاهدات حقوق بشردوستانه در ژنو تدوین و تصویب شده اند. از آنجا که هنرى دونان و اغلب اعضاى تشکیل دهنده کمیته بین المللى صلیب سرخ سوئیسى بودند، به احترام آنان این نهاد حمایتى و امدادگر، صلیب سرخ نام گرفت. این علامت معکوس پرچم سوئیس است که به صورت یک صلیب سرخ رنگ بر زمینه سفید است و نشان رسمى این نهضت انسان دوستانه به شمار مى رود. این علامت در کنفرانس بین المللى ژنو در سال 1863 مطرح و در اولین کنوانسیون ژنو (سال 1864) رسماً به تصویب رسید. «در جنگ بین روس ها و ترک ها که در بالکان روى داد، امپراتورى عثمانى تصمیم گرفت از علامت هلال سرخ رنگ به جاى صلیب سرخ بر روى زمینه سفید استفاده کند. کشور مصر نیز از نشان هلال سرخ رنگ استفاده کرد و ایران نشان شیر و خورشید سرخ بر روى زمینه سفید را برگزید.» در هنگام تصویب این نشان ها چون دولت عثمانى در جنگ با کشورهاى اروپایى بود نماینده اى از آن کشور در این کنفرانس حضور نداشت.
در کنفرانس دیپلماتیک تصمیم بر تصویب صلیب سرخ و شیر و خورشید سرخ بود که نماینده ایران به لحاظ مصلحت اندیشى و درک این واقعیت که کشورهاى زیرمجموعه دولت عثمانى ممکن است از گردونه خارج شوند، نشان هلال سرخ را نیز پیشنهاد داد و این پیشنهاد به تصویب رسید. اما نشان هاى پیشنهادى دیگر تاکنون پذیرفته نشده . ایران نیز پس از انقلاب اسلامى نشان هلال احمر را به جاى شیر و خورشید پذیرفت و اکنون «فدراسیون بین المللى جمعیت هاى «صلیب سرخ» و «هلال احمر»، این دو نشان را به عنوان نشان رسمى خود مى شناسند. اما کماکان نشان شیر و خورشید در اسناد حقوق بشردوستانه وجود دارد و از ارزش حقوقى آن کاسته نشده است. بعد از اولین کنوانسیون ژنو (1864) کنوانسیون هاى متعدد دیگرى درخصوص حقوق بشردوستانه به تصویب رسیدند که هر یک به طریقى قواعدى را براى جنگ وضع نمودند. به طور کلى ده ها معاهده و پروتکل حقوق بشردوستانه وجود دارد. حقوق بشردوستانه به دو بخش حقوق لاهه و ژنو تقسیم مى شود. معاهدات لاهه ناظر بر ممنوعیت ابزارها و شیوه هاى جنگى و محدودیت هاى نظامى است و معاهدات ژنو مربوط به حمایت از قربانیان درگیرى هاى مسلحانه و زنان و کودکان و سایر آسیب دیدگان است. مهمترین اسناد در حقوق بشردوستانه کنوانسیون هاى 4گانه ژنو دانسته شده که مصوب 1949 بوده اند و همراه دو پروتکل الحاقى به آنها در سال 1977 نقطه عطفى در تحول و توسعه حقوق بشردوستانه به حساب مى آیند.3 این اسناد دربرگیرنده بسیارى از اصول و قواعد حقوق بشردوستانه هستند. در این معاهدات، مقررات و اولویت هایى براى کمیته بین المللى صلیب سرخ در نظر گرفته شده است. اکنون این کمیته بین المللى نقش فعالى در ترویج و توسعه حقوق بشردوستانه به عهده دارد. با توجه به مطالب فوق و با توجه به این نکته که قواعد حقوق در جنگ از پیکره اصلى خود (یعنى حقوق جنگ) استقلال یافته و تبدیل به یک شاخه مستقل علمى شده از اواخر قرن بیستم در ادبیات حقوق بین الملل به نام حقوق بشردوستانه (Hulmaitrian law) نام گذارى شده است.
حقوق بشردوستانه بین المللى عبارت است از مجموعه اصول و قواعد براى حمایت از قربانیان و محدودیت متخاصمین در استفاده از ابزارها و شیوه هاى جنگى. حقوق بشردوستانه در مفهوم سنتى خود شامل محدودیت هاى نظامى، حقوق قربانیان و آسیب دیدگان است اما در مفهوم مدرن و پیشرفته خود حمایت از شأن و کرامت والاى انسان، حقوق اساسى بشر در جنگ، تعقیب و محاکمه جنایتکاران جنگى است. امروزه با توجه به رشد شتابان حقوق بشردوستانه، تصویب دادگاه هاى بین المللى بشردوستانه، قوانین ملى و صلاحیت جهانى سرکوب جنایات جنگى و به ویژه فشار سنگین افکار عمومى بین المللى و نقش رسانه ها در بازتاب مسائل بشردوستانه و افشاى چهره جنایتکاران، این شاخه حقوق به دوران اعتلاى خود رسیده. تردیدهاى گذشته که حقوق جنگ آخرین افق حقوق بین الملل است از اذهان زدوده شده اما هنوز کافى نیست. جامعه مدنى بین المللى به سوى جهانى شدن و شکل دادن به یک اخلاق بین المللى پیش مى رود که معماى نسبیت را در قواعد حقوق کنار نهاده و یکنواخت سازى قواعد حقوقى جاى خود را به نظام هاى غیرمترقى و عقب مانده از قافله تمدن داده است.
نهضت بین المللى صلیب سرخ و هلال احمر
شاید این پرسش به ذهن برسد آیا کمیته جهانى صلیب سرخ، جمعیت هاى ملى صلیب سرخ و هلال احمر و فدراسیون بین المللى صلیب سرخ و هلال احمر چه تفاوت و ارتباطى با یکدیگر دارند. این مجموعه هر چند در مواردى مستقل از یکدیگر عمل مى کنند ولى در اصول و اهداف اساسى، سازماندهى و تعامل، یک شبکه انسان دوستانه بین الملل واحدى را تشکیل مى دهند. «کمیته بین المللى صلیب سرخ به عنوان بنیانگذار این نهضت بین المللى به مثابه یک میانجى بى طرف در رویدادهاى منازعات مسلحانه و اغتشاشات به ابتکار خود یا براساس کنوانسیون هاى ژنو و پروتکل هاى الحاقى عمل مى کند و به قربانیان منازعات مسلحانه بین المللى یا غیربین المللى و یا آنهایى که بر اثر اغتشاشات و ناآرامى هاى داخلى آسیب دیده اند، یارى مى رساند.»4 همچنین کمیته بین المللى صلیب سرخ که به عنوان حامى اصول اساسى نهضت [انسانیت، بى غرضى، بى طرفى، استقلال، خدمات داوطلبانه، اتحاد و جهانشمولى] شناخته مى شود وظیفه دارد جمعیت هاى آینده صلیب سرخ یا هلال احمر را مورد بررسى قرار دهد تا بر طبق اصول اساسى نهضت عمل نمایند. جمعیت هاى ملى نوظهور پس از آنکه به رسمیت شناخته شدند، مى توانند تقاضاى عضویت در فدراسیون را بنمایند. کمیته بین المللى صلیب سرخ در بسیارى از کشورهاى جهان دفتر نمایندگى دارد که در راستاى ترویج حقوق بشردوستانه و سازماندهى کمک هاى بشردوستانه به فعالیت مى پردازند.
در صورت لزوم این کمیته از تیم هاى تخصصى جمعیت هاى ملى دیگر نیز کمک مى گیرد. جمعیت هاى ملى نقش معین دولت ها را بر عهده دارند و نمایندگى صلیب سرخ نقش معین جمعیت هاى ملى را بر عهده دارد.کمیته بین المللى صلیب سرخ در فعالیت جهانى خود با چالش هایى مواجه بوده است که مهمترین آن بدبینى برخى کشورها به فعالیت هاى انسان دوستانه آن است. این بدبینى به دو صورت است. برخى کشورهاى جهان سوم صلیب سرخ را متهم به جانبدارى از قدرت هاى بزرگ مى کنند و گاهى این بدبینى تا حد بحران پیش رفته است. بدبینى دیگر چالش میان صلیب سرخ و برخى قدرت هاى جهانى است که در راستاى کمک به زندانیان جنگى و افشاى جنایات ضدبشرى کشورهاى قدرتمند این فعالیت هاى بشردوستانه را برنتافته و با آن برخورد کرده اند. نمونه بارز آن حمایت از حقوق ناقضین حقوق بشر و انتقاد شدید از عملکرد ایالات متحده آمریکا در جریان مبارزه جهانى علیه تروریسم است.لازم به ذکر است «اساسنامه نهضت بین المللى صلیب سرخ و هلال احمر رابطه بین سازمان هاى صلیب سرخ و هلال احمر را تعیین کرده همچنین کمیته بین المللى صلیب سرخ و فدراسیون موافقتنامه اى به امضا رسانیده اند و براساس آن حوزه فعالیت هر یک از آنها مشخص شده بدین معنا که اوضاع منازعات مسلحانه مربوط به کمیته بین المللى صلیب سرخ و بلایاى طبیعى یا تکنولوژیک به فدراسیون مربوط مى شود.»5
کمیته ملى حقوق بشردوستانه و جمعیت هلال احمر ایران
امروزه 175 جمعیت ملى عضو نهضت بین المللى صلیب سرخ و هلال احمر هستند. جمعیت ملى هلال احمر ایران نیز از این جمعیت ها است. بارها و بارها در انواع مخاطراتى که گریبان مردمان شهرهاى ایران را گرفته است نقش نمایان این جمعیت را دیده ایم. در ماده 2 قانون اساسنامه این جمعیت در مورد اهداف آن آمده است: «تلاش براى تسکین آلام بشر، تامین احترام انسان ها و کوشش در جهت برقرارى دوستى، تفاهم متقابل و صلح پایدار میان ملت ها و همچنین حمایت از زندگى و سلامت انسان ها بدون در نظر گرفتن هیچ گونه تبعیض میان آنها.» ماده 4 قانون اساسنامه نیز به وظیفه این جمعیت در زمان جنگ، تصادمات و برخوردهاى مسلحانه توجه نموده. با الهام از معاهدات و مقررت فوق و پیرو کنفرانس بین المللى 1995 فدراسیون مبنى بر تشکیل کمیته هاى ملى براى ترویج حقوق بشردوستانه و تضمین اجراى آن و انتقال قواعد حقوق بین المللى به نظام هاى حقوق ملى و نیز پیرو تشکیل کمیته هاى ملى حقوق بشردوستانه در کشورهاى اروپایى و غیراروپایى، جمهورى اسلامى ایران به عنوان هفدهمین کشور کمیته ملى حقوق بشردوستانه در سال 1378 تشکیل شد.
در مقدمه آیین نامه کمیته ملى حقوق بشردوستانه آمده است: «نظر به تعهد جمهورى اسلامى ایران به موجب کنوانسیون هاى چهارگانه 1949 ژنو و نیز تعهد دولت ها نسبت به اجراى حقوق بشردوستانه و لزوم رعایت حقوق انسانى در مخاصمات مسلحانه و تلاش براى تسکین آلام بشرى، با توجه به ماده یک و بند سه ماده پنج و بند هفت ماده نه قانون اساسنامه جمعیت هلال احمر ایران مصوب 1367 - با تعهد به اصول بشردوستانه دین مبین اسلام و همچنین اصول مقرر در موافقتنامه تاسیس کمیته اسلامى هلال بین المللى 1982 _ با تعهد به اصول و اهداف منشور ملل متحد و معاهدات بین المللى لازم الاجراى بشردوستانه به منظور ترویج، تبیین و اجراى حقوق بشردوستانه در سطح ملى و مشارکت در تلاش هاى بین المللى و با ملاحظه مصوبه بیست و ششمین کنفرانس بین المللى صلیب سرخ و هلال احمر 1995 مبنى بر تشکیل کمیته هاى ملى حقوق بشردوستانه» کمیته ملى حقوق بشردوستانه ایران نیز تشکیل مى شود.
دبیرخانه این کمیته در جمعیت هلال احمر مرکزى در تهران است و رئیس آن رئیس جمعیت هلال احمر است و اعضاى آن نمایندگان تام الاختیار وزارتخانه هاى ذى ربط است. این کمیته از زمان تشکیل کوتاه خود فعالیت هاى متعددى را انجام داده از جمله انتشار کتاب هایى در مورد حقوق بشردوستانه (14 عنوان کتاب)، برگزارى سمینارهایى در این خصوص، پیش نویس قوانین داخلى حقوق بشردوستانه و فعالیت هاى مربوط به ترویج حقوق بشردوستانه. در واقع کمیته ملى حقوق بشردوستانه به فعالیت کمیته بین المللى صلیب سرخ در ایران مفهوم تازه اى بخشیده و بستر همکارى مفیدى را در زمینه اجراى ملى حقوق بشردوستانه ایجاد کرده است. «اجراى حقوق بشر دوستانه بین المللى اغلب مستلزم همکارى میان وزارتخانه هاى مختلف از جمله وزارتخانه هاى دفاع، بهداشت و دادگسترى است.
اگر این وزارتخانه ها تلاش هاى خود را با یکدیگر هماهنگ نسازند اجراى حقوق بشردوستانه دچار اختلال و بى نظمى خواهد شد. با ایجاد کمیسیون ملى [حقوق بشردوستانه] دولت مى تواند دستور کارهاى خود را مشخص و اولویت ها را تعیین کند. این کمیسیون هاى اجرایى ملى بهترین راهى است که تلاش هاى مربوط به هماهنگ سازى قوانین ملى حقوق بشر دوستانه را به طور مستمر و پایدار تضمین مى کند.»6
حقوق بشردوستانه و حقوق بشر
حقوق بشردوستانه «حقوق در جنگ» است (Jus in bello) نه «حقوق بر جنگ» (Jus ad bellum) چون بر این موضوعات که چرا بجنگیم، کى بجنگیم و یا چه جنگ هایى ممنوع است و... دلالت نمى کند بلکه حقوق در حین وقوع جنگ است. وقتى جنگ درگرفت باید با جنگ زدگان چگونه برخورد کرد، حقوق نظامیان و غیرنظامیان در جنگ چیست، چه چیزهایى از تعرض مصون اند و مجروحان را باید چطور تیمار کرد، وضعیت اسرا چگونه باید باشد، زندانیان در جنگ چه حقوقى دارند و... در حقوق بشردوستانه مطرح مى شود. پاسخ به این گونه سئوالات را در حقوق بشر نمى توان جست. به واقع حقوق بشردوستانه تکمیل کننده حقوق بشر در مخاصمات مسلحانه است. گفته مى شود حقوق بشردوستانه حقوق مربوط به زمان جنگ و حقوق بشر حقوق مربوط به زمان صلح است. اما حقوق بشر در زمان درگیرى و جنگ هم مورد توجه قرار مى گیرد. گرچه به نظر مى رسد چنین نباشد که حقوق بشردوستانه به طور کامل زیرمجموعه حقوق بشر باشد یا به عبارتى رابطه آنها عموم و خصوص مطلق باشد. زیرا قواعدى از حقوق بشردوستانه دامنه اى فراتر از زمان درگیرى ها یافته اند و در حکومت صلح نیز لازم الرعایه اند. از جمله قواعدى که درخصوص اموال فرهنگى وجود دارد یا مقرراتى که درخصوص وضع زندانیان و... است. از طرفى برخى از مواد حقوق بشرى هستند که در زمان جنگ به تعلیق درمى آیند. مانند حق عبور و مرور آزادانه که در برخى نواحى و بعضى زمان ها مى تواند به موجب جنگ و درگیرى سلب شود.
به این جهت شاید به تعبیرى بتوان گفت رابطه این دو دسته حقوق، عموم و خصوص من وجه است.باید یادآور شد اگرچه این دو رشته حقوقى اشتراکاتى دارند اما اسناد بین المللى حقوق بشر منشورحقوق بشرى است که اعلامیه جهانى حقوق بشر، میثاق حقوق اقتصادى- اجتماعى، میثاق حقوق مدنى- سیاسى و دو پروتکل الحاقى به آن است. ولى منابع معاهده اى حقوق بشردوستانه اسناد بین المللى دیگرى است که نقطه اتکاى این حقوق محسوب مى شود و آن اسناد همانطور که گفته شد کنوانسیون هاى 4گانه 1949 ژنو و دو پروتکل الحاقى به آن دانسته اند.برخى گفته اند حقوق بشردوستانه به اجرایى کردن حقوق بشر بیشتر کمک مى کند چرا که در جهانشمول بودن حقوق بشردوستانه هیچ خدشه اى وارد نیست و 188 کشور جهان آن را امضا کرده اند تا بدان پایبند باشند.
در حالى که هنوز بعضى نسبى گرایانه بر جهانشمولى حقوق بشر مناقشه مى کنند. لذا آنان که حقوق بشردوستانه را قدرتى براى اجرایى کردن حقوق بشر مى دانند براى اثبات مدعاى خود ماده 3 کنوانسیون هاى چهارگانه ژنو را که در هر چهار کنوانسیون مشترک و مشابه است را به عنوان یک مثال ذکر مى کنند که در مورد مخاصمات مسلحانه داخلى است و مى گویند چنانچه کشورهاى دنیا این ماده را آن هم در زمان خصومت و جنگ لازم الرعایه بدانند به طریق اولى مفاد آن را در حقوق بشر و در موقع آرامش باید رعایت نمایند. بند یک این ماده عنوان مى کند با کسانى که مستقیماً در جنگ شرکت ندارند و افراد نیروهاى مسلحى که اسلحه بر زمین نهاده اند و دیگر نمى جنگند یا کسانى که به علت بیمارى، زخم، اسارت یا هر علت دیگر قادر به جنگ نباشند و نتوانند به مخاصمه برآیند، باید در همه حال بدون هیچ گونه تبعیضى که ناشى از نژاد، رنگ، عقیده، جنس، اصل و نسب یا ثروت یا هر علت مشابه آن باشد به اصول انسانیت رفتار شود.
ماده 4 پروتکل دوم هم مربوط به مخاصمات داخلى است و بر عدم تبعیض ناروا نسبت به همه افرادى که در درگیرى ها شرکت مستقیم نداشته یا شرکت آنها در درگیرى خاتمه یافته، آزادى شان محدود یا نشده باشد اشاره دارد. علاوه بر اینها در ماده 13 کنوانسیون چهارم که مربوط به کلیه مخاصمات است به عدم تبعیض نامساعد نسبت به اهالى داخل جنگ اشاره دارد. همچنین ماده 75 پروتکل اول که در مورد نبردهاى بین المللى است حتى اشخاصى که در دست یکى از طرف هاى مخاصمه هستند و از رفتار مساعدترى به موجب کنوانسیون ها یا این پروتکل ها برخوردار نیستند، باید با آنها بدون هرگونه تبعیض برخورد شود. مصادیق تبعیض در ماده 75 به خوبى ذکر شدند.ماده 3 مشترک در کنوانسیون هاى ژنو که پیشتر اشاره شد در ادامه پس از ذکر عدم تبعیض ها در موارد گوناگون حتى در مورد جنگجویانى که به هر دلیل نمى توانند بجنگند مى گوید: اعمال ذیل در مورد اشخاص مذکور «در هر زمان و در هر مکان» «ممنوع است و خواهد بود»: «الف- لطمه به حیات یا تمامیت بدنى، از جمله قتل به تمام اشکال آن، زخم زدن، رفتار بى رحمانه، شکنجه و آزار. ب- اخذ گروگان. ج- لطمه به حیثیت اشخاص که از جمله تحقیر و تخفیف. د- محکومیت و اعدام بدون حکم دادگاهى که صحیحاً تشکیل شده نباشد و جامع تضمینات قضایى که ملل متحد ضرورى مى داند باشد.»
ماده 4 پروتکل دوم در مورد مخاصمات مسلحانه داخلى و ماده 75 کنوانسیون چهارم در مورد حقوق غیرنظامیان، مشابه ماده 3 مشترک میان کنوانسیون ها هستند و در ممنوعیت اعمال ارتکابى در هر زمان و مکان موارد دیگرى را افزودند و در واقع تکمیل کردند. آن موارد از این قرارند: فحشاى اجبارى، زناى به عنف و هرگونه حمله غیرمحترمانه، بردگى و تجارت برده در هر نوع آن، غارت و حتى تهدید به ارتکاب هر یک از اعمال پیش گفته. نکته دیگرى که به خصوص در ماده 75 کنوانسیون چهارم مشاهده مى شود و افزون بر موارد ماده 3 مشترک است این است که علاوه بر خشونت نسبت به صحت جسمى، خشونت به روان اشخاص را هم از مصادیق ممنوعیت ذکر نموده و در مورد شکنجه نیز علاوه بر شکنجه جسمانى، شکنجه روحى را مورد توجه قرار داده است.با این اوصاف حقوق بشردوستانه غیر از حقوقى که تنها اختصاص به وضعیت جنگى دارند، با آن پشتوانه جهانى بر حقوقى در حیطه داخلى یک کشور [ماده 3 مشترک میان کنوانسیون ها و پروتکل دوم الحاقى] و نیز در سطح بین المللى و شرایط نامساعد نبرد تاکید کرده که حقوق بشر نیز در پى اعمال آن است. هنگامى که در حقوق بشردوستانه ملزم به رعایت این حقوق باشیم این حقوق ناگزیر در حقوق بشر نیز باید لحاظ شود. اینجا است که حقوق بشر دوستانه اوج مى گیرد، قدرت نمایى مى کند و قدرت اجرایى خود را به حقوق بشر تسرى مى دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات