تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۶  ، 
کد خبر : ۸۲۱۱۷

چانه‌زنی در فضای مه‌آلود


مهدی محمدی
دیدار امروز علی لاریجانی و خاویرسولانا به علل متعدد بسیار حساس است اما تا آنجا که به روند پرونده هسته ای ایران مربوط می شود، می تواند «تاریخی» هم باشد. دلیل این امر البته هیچ کدام از آن مواردی نیست که در مرحله اول به ذهن می رسد. لاریجانی به رغم همه سر و صدایی که غربی ها این روزها راه انداخته اند، در دیدار امروز هیچ پاسخی درباره بسته ارائه شده از جانب گروه 6 به طرف اروپایی خود نخواهد داد؛ یعنی ندارد که بدهد. اروپایی ها چند روزی است در رسانه هایشان می نویسند و می گویند روز چهارشنبه ما فقط شنونده خواهیم بود و این طرف ایرانی است که باید حرف بزند. این البته از زیرکی آنها- و کاهلی ما- است که توانسته اند توپ را به زمین ایران بفرستند. اما در مذاکرات امروز این توپ سرگردان، با تلنگری کوچک دوباره به زمین اروپا باز خواهد گشت. لاریجانی و همراهانش امروز حرف های فراوانی خواهند زد اما پیش از هر چیز از همتایان اروپایی خود خواهند خواست روشن کنند انتظار شنیدن چه چیزی را دارند؟ لاریجانی به طرف های مذاکراتی خود خواهد گفت یک بار آن بسته کذایی را از جیبشان در بیاورند، بخوانند و ببینند آیا خودشان می توانند از آنچه نوشته و تحویل ایران داده اند سردر بیاورند که حالا توقع پاسخ عاجل از ایران دارند؟! بسته پیشنهادی گروه 6 به ایران تا آنجا که به اصل دعوا (یعنی غنی سازی) مربوط است در هم و برهم، پر از ابهام و خالی از هرگونه نقطه امیدبخشی است؛ از اینها که بگذریم الباقی آنچه در آن پیشنهاد آمده- ولو روشن و صریح- بی اهمیت تر از آن است که ارزش وقت تلف کردن داشته باشد. تعداد و عمق ابهامات موجود در بسته گروه 6، تا جایی است که لاریجانی عملاً امروز می تواند مدعی شود اساساً پیشنهادی دریافت نکرده که حالا بخواهد به آن پاسخ بدهد. غربی ها ابتدا باید معلوم کنند حرفشان چیست، بعد توقع پاسخ داشته باشند. از درون بسته ای که اکنون در تهران در اختیار مقامات ایرانی است هیچ حرف روشن و قابل اعتنایی نمی توان بیرون آورد.
بنابراین آشکار است که راززدایی و رفع ابهام از پیشنهاد اروپا نخستین -و البته نه مهم ترین- دستور کار گفت وگوهای امروز بروکسل است. تا زمانی که این ابهام ها به طور کامل برطرف نشود، بسته از جانب ایران- به معنی درست کلمه- حتی «قابل بررسی» هم نیست. آنچه طی چند هفته اخیر پس از دریافت بسته گروه 6 در تهران انجام گرفته، در واقع «بررسی» این بسته به این معنا که مقامات ایرانی ببینند می توانند آن رابپذیرند یا نه، نبوده است. مقامات مسئول در ایران ظرف این مدت تنها سعی کردند محتویات این بسته را بفهمند و چون موفقیت چندانی به دست نیاوردند حالا به بروکسل می روند تا از خاویر سولانا بخواهند به انبوه سؤال های بی جواب آنها پاسخ بدهد.
البته در اینجا یک نکته را به یاد باید داشت و آن هم اینکه غربی ها خود به پرابهام بودن بسته ای که به ایران داده اند به خوبی واقفند. بسیاری از ابهام های موجود در این پیشنهاد نه فقط عمدی بلکه «ناگزیر» بوده است، یعنی اساساً اعضای گروه 6 به دلیل اختلاف های داخلی فراوان خود در وضعی قرار نداشته اند که بتوانند یک پیشنهاد روشن و سر راست به ایران بدهند. رفع بسیاری از ابهام های موجود در بسته گروه 6 مستلزم حل و فصل دعواها و اختلاف های درونی آنها و دستیابی به یک موضع واحد میان اعضای این گروه است که احتمال آن لااقل در کوتاه مدت بسیار ناچیز است. به همین دلیل به نظر می رسد اگر غربی ها در نشست امروز بروکسل برای شفاف سازی پیشنهاد خود از جانب هیئت ایرانی تحت فشار گذاشته شوند، در موضع بسیار شکننده ای قرار خواهند گرفت.
از سوی دیگر به فرض اینکه تمامی ابهامات پیشنهاد گروه 6 برطرف شود و پیشنهادی روشن و خالی از حشو و زوائد در اختیار تهران قرار گیرد، بررسی آن ماه ها زمان خواهد برد. هیچ پاسخ فوری و ساندویچی وجود ندارد. اگر ایران برای ارائه پاسخ فوری به پیشنهاد 6 کشور تحت فشار قرار گیرد، در وضع فعلی و در کوتاه مدت تنها پاسخی که می تواند بدهد، «پاسخ منفی» است. اگر غربی ها انتظار دیگری دارند- که حتماً دارند- زمانی طولانی و گفت وگوهایی وسیع و پیچیده لازم است تا دو طرف بتوانند به تفسیری از پیشنهاد ارائه شده برسند که حاوی نگرانی ها و منافع هر دو طرف باشد. بدون در اختیار داشتن این زمان، وضع فعلی پتانسیل لازم برای هیچ پیشرفتی را ندارد. برای به وجود آمدن یک فضای مفاهمه آمیز و مثبت، اقداماتی هست که هرچه زودتر باید از جانب طرف غربی انجام شود تا تهران بتواند- با احتیاط- به سمت پذیرش این مسئله حرکت کند که اتفاق جدیدی رخ داده و اراده ای برای حل و فصل موضوع با استفاده از مکانیسم مذاکره شکل گرفته است. در صدر آن اقدامات می توان به مواردی مانند صرف نظر کردن از پیش شرط تعلیق و آغاز مذاکرات، خارج ساختن پرونده ایران از دستور کار شورای حکام و شورای امنیت و آغاز گفت وگوهایی بر مبنای احترام متقابل و مقررات بین المللی، اشاره کرد.
با این همه هنوز عامل دیگری هست که دیدار امروز مقامات ایرانی و غربی در بروکسل را می تواند به یک حادثه بزرگ تاریخی بدل کند. غربی ها در بسته پیشنهادی خود به تهران تلاش فراوان کرده اند از اراده جدید خود برای حل و فصل موضوع هسته ای ایران «صرفاً از طریق مذاکره» خبر بدهند. ایران هم مایل است این اراده را جدی بگیرد، منتها به یک شرط. اگر قرار باشد، یک پروسه مذاکراتی جدید شکل بگیرد- که ظاهراً اراده های جدی برای آن وجود دارد- باید دقیقاً معلوم باشد ماهیت این پروسه چیست. شاید این مهم ترین موضوعی است که لاریجانی باید درباره آن با سولانا گفت وگو کند. اهمیت این بحث از آن روست که ایران- هنوز معلوم نیست که اگر قرار باشد دور جدیدی از گفت وگوها آغاز شود، طرف بحث چه کسانی خواهند بود- تجربه یک دوره مذاکرات طولانی 5/2 ساله با اروپا را دارد که صرفاً به دلیل مشخص نبودن ماهیت و اهداف آن یا اختلاف تفسیر میان دو طرف راجع به این موارد، به شکست انجامید و هیچ کس هم حاضر به پذیرش تقصیر آن نشد. در تمام طول آن 5/2 سال ایران می گفت این مذاکرات مقدمه ای برای آغاز بی درد سر غنی سازی آن است و اروپایی ها می گفتند مذاکرات مقدمه ای است برای تبدیل تعلیق موقت فعالیت های ایران به توقف دائم. ایران عقیده داشت چیزی که ایده مرکزی مذاکرات را تشکیل می دهد این است که چگونه تضمین هایی واگذار کند تا جامعه جهانی نسبت به ماهیت صلح آمیز برنامه اش اطمینان حاصل کند در حالی که اروپایی ها عقیده داشتند محور و هسته مذاکرات این است چه امتیازها و چه مشوق هایی به ایران بدهند و از چه اهرم های تهدیدآمیزی استفاده کنند تا ایران وادار به توقف برنامه خود در زمینه غنی سازی اورانیوم بشود. در تمام مدت آن 5/2 سال ایران معتقد بود هدف پروسه بسته شدن پرونده در آژانس است ولی اروپایی ها می گفتند هدف جز این نیست که در ازای تعلیق اجازه ندهند پرونده به شورای امنیت برود. در طول آن دو سال ونیم، ایران به اعتمادسازی می اندیشید و غرب به اینکه سوءظن بین المللی و به دنبال آن فشار را به ایران بیشتر کند هر درس ناخوانده به مکتب نرفته ای هم می فهمد که چنین پروسه ای نمی توانست به نتیجه برسد، همچنانکه نرسید. اکنون این احتمال وجود دارد که دور جدیدی از گفت وگوها منتها با یک ماهیت روشن و هدفی که از ابتدا مورد توافق هر دو طرف باشد آغاز شود. اگر بناست ایران پای میز مذاکرات بازگردد از همان روز اول باید بداند که انتهای کار از دید طرف مقابل چگونه چیزی می تواند باشد. علی لاریجانی دیروز در تهران گفت دیدارش با سولانا، اولین جلسه از دور جدیدی از گفت وگوهاست که قرار است به حل و فصل موضوع هسته ای ایران بینجامد. لاریجانی اضافه کرد روح پیشنهاد اروپا این است که موضوع فقط از طریق گفت وگو می تواند حل شود و ما این موضوع را جدی گرفته ایم. اگر مقصود از «حل و فصل»، توقف فعالیت های ایران نباشد و همانقدر که ایران حل مسئله را از طریق گفت وگو جدی گرفته، غربی ها هم این موضوع را جدی گرفته باشند، آن وقت می توان پذیرفت که اتفاق جدیدی رخ داده است. دیدار سولانا و لاریجانی یک «حادثه تاریخی» خواهد بود اگر ماحصل آن پائین آمدن غرب از خر شیطان و پذیرفتن این امر باشد که هدف مذاکرات همان اهداف معاهده NPT است. این آسان نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات