درگیری داخلی میان جناح های فلسطینی طی دو روز گذشته 6 فلسطینی را قربانی گرفت و شمار دیگری را نیز مجروح ساخت . این درگیری ها طی یکماه گذشته 15 فلسطینی را به کام مرگ کشانده است این درحالی است که سایه این جنگ شوم و ناخواسته و در عین حال خطرناک , همچنان بر سر فلسطینی ها سنگینی می کند صرفنظر از مقصرین و عاملین بروز این درگیری ها , اگر رهبران احزاب و گروههای فلسطینی و شخصیتهای سیاسی و مذهبی فلسطین تدبیری برای مهار آن نیندیشند , این درگیری ها ظرفیت آن را دارد که به تهدیدی بسیار وسیع و مهم در آینده تبدیل شود.
واقعیت این است که قرار دادن فلسطینی در برابر فلسطینی از اهداف طولانی مدت اشغالگران صهیونیست بوده و سردمداران رژیم صهیونیستی همواره بر این آرزو بوده اند که با انداختن فلسطینی به جان فلسطینی , ضمن اینکه بنیه دفاعی و مبارزاتی جبهه ضد صهیونیستی را به تحلیل می کشند , از حملات و انتقادهای افکار عمومی دنیا نیز خود را دور نگاهدارند.
صهیونیستها این هدف شیطانی را از مدتها پیش تعقیب می کرده اند حتی در زمان حیات عرفات نیز بارها کوشیدند با تحریک گروهها علیه یکدیگر توطئه خود را عملی سازند که البته باید گفت با تدبیر و تجربه و دوراندیشی رهبران فلسطینی از جمله شیخ یاسین رهبر حماس این توطئه شکست خورد و صهیونیستها تاکنون به خواسته خود نرسیدهاند.
پیروزی جنبش حماس در انتخابات زمستان گذشته و به روی کار آمدن دولت حماس , شرایط را به گونه بی سابقه ای تغییر داده است . در فضای سیاسی جدید دو قدرت موازی و در عین حال با بینش متضاد در فلسطین ایفای نقش می کنند و همین امر , فضا را برای برخورد و اصطکاک , حساس و شکننده ساخته است.
در یکسو , جنبش فتح و سیاستمداران سکولار قرار دارند که به مدت 10 سال قدرت مطلق را در حکومت خودگردان در انحصار داشته اند. در میان این تشکیلات عناصری وجود دارند که حاضر به از دست دادن موقعیت خود نیستند و به هر روشی تلاش می کنند همچنان شرایط گذشته را حفظ کنند این طیف که رهبران سنتی ساف را نیز شامل می شود به سردستگی « ابومازن » گرایش به سازش با رژیم صهیونیستی دارند و معتقد به ادامه مذاکرات به اصطلاح صلحی که از دهه گذشته آغاز شده است , هستد. این جناح هم اکنون فرماندهی نیروی نظامی فلسطین را برعهده دارد.
در سوی دیگر , جنبش حماس قرار گرفته است که با توجه به پیروزی چشمگیر در انتخابات خود را منتخب ملت می داند و براساس اصول و دیدگاه خود , روند سازش را بیهوده دانسته و اعتقادی به آن ندارد. از نظر حماس , یک دهه مذاکره و سازش هیچ نتیجه ای جز کشتار بیشتر فلسطینی ها و تداوم سیاست های توسعه طلبانه صهیونیستها در پی نداشته است . براساس باورهای حماس تجربه ثابت کرده که صهیونیستها فقط زبان زور را می فهمند و هر امتیازی هم تاکنون نصیب ملت فلسطین شده , در سایه مبارزه و مقاومت مردمی بوده است . در برابر نیروهای مسلحی که در کنترل فتح قرار دارد , حماس نیز به تازگی نیرویی را در مناطق مختلف مستقر ساخته است . حاکمیت این دو تفکر متفاوت , هم اکنون وحدت ملی فلسطینی ها را , تهدید روبرو ساخته است.
در این میان برگزاری چند دوره مذاکرات تفاهم ملی نیز متاسفانه نتیجه موثری در ایجاد وفاق ملی و مهار کامل درگیری ها در پی نداشته است.
در این میان فلسطینی ها قطعا متوجه این واقعیت هستند که تعمیق اینگونه شکاف های داخلی به نفع هیچ طرفی به جز رژیم صهیونیستی نیست و تداوم این روند همه گروهها را در معرض خطر می دهد. در این میان آنچه که می تواند محور وحدت ملت فلسطین قرار گیرد همانا روی آوردن به نظر ملت و افکار عمومی است که بر « مقاومت ضد صهیونیستی » و طرد سازشکاری تاکید دارد و این پیامی است که در انتخابات مجلس اخیر فلسطین نیز از سوی مردم فلسطین ندا داده شد.