حنیف غفاری
گروه سیاسی: “جرج واکر بوش” و همراهان نومحافظهکار او در حال سپرى کردن سختترین دوران حیات سیاسى خود در نظام بینالملل هستند. در حالى که اعتراض شهروندان آمریکایى در خصوص مسائل اقتصادى موجود در این کشور و حضور نیروهاى وابسته به کاخ سفید در عراق هر لحظه شدت و شتاب بیشترى به خود مىگیرد بازهاى واشنگتن در حال مرور برگههاى پرزرق و برق ولى بدون چشمانداز تئوریسینهاى نو محافظهکار هستند.
در فضاى متشنج کنونى احتمالات، ابهامات و سردرگمىها به شیوهاى نامرتب و دگرگون یافته با یکدیگر تلفیق شدهاند. چنین تلفیقى باعث شده است تا بوش پسر هر لحظه در برابر معضلات بیشترى قرار گیرد. رئیس جمهور آمریکا تصور مىکرد خبر کشته شدن “ابومصعب الزرقاوی” همانند خبر دستگیرى صدام حسین منجر به خروج موقت وى از چرخه بحران خواهد شد ولى این فرمول کهنه دیگر در فضاى کنونى و با وجود افشاى ماهیت میلیتاریستها در طى چند سال اخیر اثربخش نبود. عدم کارآمدى استراتژىهاى “ویلیام کریستول” و “پل ولفوتیس” باعث ثبات دستگاه سیاست خارجى آمریکا در نقطه صفر و سپس تمایل آن به سمت سقوط شده است.
مطابق گزارش اخیر خبرگزارى فرانسه کارشناسان خبره نظام بینالملل معتقدند که با وجود گذشت پنج سال از حادثه 11 سپتامبر 2001 جهان به نقطه امنترى تبدیل نشده است. نکته جالب توجه اینکه 84 درصد کارشناسان برجسته آمریکایى معتقدند که آمریکا در حال شکست در مبارزه علیه تروریسم است. همچنین 86درصد این افراد جهان را نسبت به پنج سال گذشته خطرناکتر توصیف مىکنند.
سلاح مبارزه با تروریسم خود ساخته در کاخ سفید دیگر حاوى هیچ گلولهاى نیست. گذشت نیم دهه و سپرى شدن زمانى نسبتا قابل توجه باعث شد تا با افشاى ماهیت تروریسم به عنوان ابزارى جهت استیلا بر معادلات جهانى توسط آمریکا، کلیت ساختار متزلزل ایجاد شده در اواسط سال 2001 درهم ریخته شود.
هم اکنون نو محافظهکاران ترجیح مىدهند دو سال باقى مانده از حیات سیاسى خود را با سکوت و کنارهگیرى از رویارویى مستقیم با تحلیلگران سپرى کنند.
رایس و چنى سعى دارند با گذار به روشى دیگر و استناد به دکترین نیکسون- کیسینجر تا حدى بار شکست خود را سبکتر سازند. اما گذار از یک روش با فرمول و پشتوانه و اصالتى متفاوت به روشى دیگر در سطح کلان سیاستگذارى کشور نیازمند در اختیار داشتن عامل ارزشمند “زمان” است؛ عاملى که دیگر در اختیار یونیورسالیستهاى افراطى نیست.