تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۶  ، 
کد خبر : ۸۲۱۵۷

نقش شهید مطهرى در پیروزى انقلاب اسلامی


رضا کمال‌‌جو
برخى از افرادى که در مورد انقلاب اسلامى ایران مخصوصا درباره شخصیتهاى مهم انقلاب ایجاد شبه و تردید مى‌نمایند به شهید مرتضى مطهرى هم رحم نمى‌کنند و درباره او هم دست به اعمال زشت مى‌زنند. از جمله اینها، ایجاد تشکیک در مورد نقش استاد قبل از پیروزى انقلاب اسلامى باشد. برخى افراد ناجوانمرد مى‌گویند استاد در قبل از پیروزى انقلاب نقشى در آن نداشت و حتى با رهبر انقلاب حضرت امام خمینى در ارتباط نبود. در این نوشتار مى‌خواهیم به رد این شبه بپردازیم از طریق خاطرات افراد تاثیرگذار در انقلاب اسلامى ایران.
در این رابطه آیت‌ا... مشکینى مى‌گویند: استاد مطهرى از همان اول با حضرت امام(ره) هماهنگ و هم‌صدا بودند و روابط ایشان با حضرت امام برقرار بود و کارهاى سرى مى‌کردند. وقتى امام در نجف بودند با ایشان روابط داشتند. وقتى هم امام در پاریس بودند ایشان به دیدن حضرت امام مى‌رفتند. در پانزده خرداد 42 وقتى امام را بازداشت کردند ایشان هم از کسانى بودند که بازداشت شدند.(1)
استاد شهید مطهرى تاثیر گسترده‌اى در پیدایش انقلاب اسلامى داشتند. از آنچه از مرور خاطرات آن شهید و همرزمان او به دست مى‌آید، مى توان به عمق تاثیر وى بر وقوع انقلاب اسلامى پى برد. همچنین ما مى‌توانیم محورهاى زیر را براى نشان دادن نقش آن بزرگوار در نظر بگیریم:
الف) نقش شهید مطهرى در رهبرى نهضت مردم
استاد مطهرى در جریان انقلاب از تفکرات و ایده‌‌ها و دستورات حضرت امام تبعیت مى‌کردند. و همواره در پى اجراى فرامین حضرت امام در مورد نهضت بودند. در این موردآیت‌ا... طاهرى خرم آبادى مى‌گوید؛ اگرچه دارالتبلیغ کارش را بعد از تبعید اما شروع کرداما آن رونقى که باید مى‌گرفت پیدا نکرد و آخرش هم به جایى نرسید؛ چون مهر تایید امام به مسئله دارالتبلیغ زده نشد و این موسسه از این مطلب انتزاع مى‌شد که یک حرکتى است در مقابل امام و نهضت امام مخصوصا این که مقدمات آن مصادف بود با مخالفت امام و همان زمانى که امام تبعید شدند. اینها یکسرى مسائلى را تداعى مى‌کرد که اینجا یک مرکزى است در برابر نهضت و در برابر امام. چند سال بعد که به مرحوم استاد مطهرى اصرار کرده بودند که یک درس در آنجا برقرار کند. ایشان با مشورت امام اجازه او به آنجا رفت.
والا همین طورى خودش براى تدریس به دارالتبلیغ نرفت، یعنى با این که مسئله آن شدت و حدت خودش را از دست داده بود و جنبه عادى پیدا کرده بود و یک موسسه‌اى شده بود براى تربیت مبلغ ولى باز شهید مطهرى در برابر اصرار آنها به تنهایى تصمیم نگرفته بود.
امام هم فرموده بود که رفتن شما مانعى ندارد و اجازه داده بودند(2)نکته دیگر در این رابطه علاقمندى استاد به حضرت امام است. یکى از نزدیکان بیت حضرت امام در نجف اشرف مى‌گوید: بسیارى از افرادى که در رابطه با مسایل ایران و عراق و یا جهان اسلام مى‌خواستند با امام ملاقات و گفتگو کنند و از دیدار ایشان در نجف اشرف واهمه و هراس داشتند - چون شایع بود که منزل امام و رفت و آمدهاى افراد به آنجا تحت مراقبت و کنترل عوامل سفارت ایران و رژیم بعث عراق قرار دارد - مها
با استفاده از شلوغى و سهل‌الوصول بودن ملاقات با ایشان در کربلا ترجیح مى‌دادند در کربلا با امام دیدار کنند، مثلا اولین ملاقات و گفتگوى شهید مطهرى با معظم‌له در کربلا بود. البته مرحوم مطهرى در نجف‌ اشرف مکررا با امام به گفتگو مى‌نشست و حتى جلوس و دید و بازدید خود را با موافقت حضرت امام انجام مى‌‌داد، مسئله‌اى که صرفا در مورد شهید مطهرى اتفاق افتاد و نشان دهنده عمق علاقه‌مندى و احترامى بود که امام نسبت به مرحوم مطهرى ابراز مى‌داشتند.(3)
همچنین شهید مطهرى حلقه وصل و رابط امام با انقلابیون و مردم بود. در این مورد مرحوم حجت‌الاسلام موحدى ساوجى مى‌گویند: در تهران آیت‌الله مطهرى و چند نفر با امام مع‌الواسطه در ارتباط بودند و آنها بودند که پیغام‌ها را به کل افراد انقلابى در سطح تهران مى‌رساندند پیام‌ها معمولا در قم گرفته مى‌شد، اما یک سالى را که ترکیه بودند ارتباطى با خارج نداشتند. ولى در زمانى که در عراق بودند با پیروزى انقلاب و لو با واسطه ارتباط برقرار مى‌کردند افراد مى‌رفتند و پیام‌ها را شفاهى از امام مى‌گرفتند و مى‌آمدند و عمل مى‌کردند و یا به وسیله مکاتبه و نامه ارتباط انجام مى‌شد اما در واقع این ارتباط وجود داشت. بدون تشبیه بگویم دوران تبعید امام از ترکیه به عراق تا سال 57 و بازگشت امام به ایران تقریبا غیبت صغراى ولى‌‌عصر (روحى‌له‌الفداء) بود که ملت ایران در میان خودشان امام را نداشتند اما کسانى که نایب امام بودند وکیل و رابط بین امام و مردم بودند هرچند که این وکالت و نیابت نبود امام مردم مى‌دانستند و مى‌شناختند که این‌ها افراد مورد اعتماد امام هستند و از این طریق رهنمودها و پیام‌ها را مى‌گرفتند و عمل مى‌کردند.(4)
ب) شهید مطهرى در جریان مبارزات سیاسی
استاد شهید مطهرى در مبارزات سیاسى دوران انقلات تاثیرات عمیق و بنیانى داشتند. ایشان به مبارزات مردم و انقلابیون نظارت مستمر داشتند. به مبارزات انسجام مى‌بخشیدند همچنین موجب انسجام و تقویت مبارزان مى‌شدند.
ایشان ارتباط‌‌دهى به مبارزه را برعهده داشتند و با سخنرانى‌ها و مقالات و حتى با کتابهاى خود افکار مردم را آماده مى‌کردند و شبکه‌اى را ایجاد مى‌کردند که به هنگم نیاز بتوانند از آن استفاده کنند. علاوه بر این استاد هدایت عرصه مبارزه را برعهده داشتند، مخصوصا در تحصن دانشگاه تهران قبل از ورود حضرت امام(ره) به کشور ایشان نقش اساسى داشتند. در این مورد آیت‌ا... محمد یزدى مى‌گوید:برخى از طلاب و جوانانى که از دوستان دوران مبارزه ما هستند در حال حاضر هم ارتباط خود را با انقلاب و نظام قطع نکرده‌اند. تعدادى از آنها در مجمع نمایندگان طلاب مشغول فعالیت هستند. یک بار هم به خاطر دارم که جمعى را در مدرسه فیضیه راجع به مسایل مربوط به مجلس شوراى اسلامى تشکیل دادیم. در این برنامه که هر هفته جمعه تربیت مى‌یافت عده‌اى از همان دوستان قدیمى دوران مبارزه به طور مرتب شرکت مى‌کردند. محور اصلى همه تشکلها در تهران بود و زیر نظر بزرگانى چون شهید مطهرى و شهید بهشتى اداره مى‌شد که در حال حاضر بازماندگان آنها در جامعه روحانیت مبارز را عهده‌دار هستند.(5)
ج) شهید مطهرى و تاثیر ایشان در اداره و ایمان مبارزان
شهید مطهرى بدون شک یکى از ارکان مبارزه در هنگام اوج‌گیرى آن در تهران بود و یکى از دو - سه نفر افرادى که امام نهایت اطمینان و اعتماد را در اداره قضایاى ایران و تهران - که مرکز همه مسایل بود - به ایشان داشتند. (مقام معظم رهبری)
علاوه بر این که شهید مطهرى از ارکان مبارزه بود. تشویق‌ها و مساعدتهاى فکرى و رفع ابهامات مبارزان از دیگر تاثیرات استاد مطهرى بود. شهید مرتضى مطهرى نسبت به ابعاد مبارزه تامل و ژرف‌نگرى داشتند و تصمیمات مبارزاتى را با قاطعیت اتخاذ مى‌کردند.در جلسات روحانیت مبارز مثلا پیرامون سخنرانى برنامه‌ریزى و صحبت مى‌شد. از جمله از سال 56 به بعد زمانى که شور انقلابى پیدا شد و شهادت آقا مصطفى پیش آمد و جلسات هفتم و چهلم گرفته شد و راهپیمایى در شهرهاى مختلف انجا شد، در جلسه‌ها بحث و مذاکره صورت مى‌گرفت و سرانجام به یک جمع‌بندى مى‌رسیدند. کسى که معمولا در تصمیمات حرف آخر را مى‌گفت معمولا شهید مطهرى یا شهید بهشتى بود.(6)
د) شهید مطهرى در همه میدان‌هاى مبارزه
استاد مطهرى در تمام میدان مبارزه حضور فعال و جدى فعال داشته است.از پخش اطلاعیه‌ها تا شرکت در قیام‌‌ها صحنه‌گردان میدان بود. استاد ابتدا در پخش اطلاعیه‌ها تا شرکت‌ در قیام سال 42 نقش فعال داشتند. بارها از سوى عمال رژیم شاه بازداشت شده و زندانى شده بودند. اختلافات بین روحانیون را از بین مى برد و مانع انفکاک در صفوف مبارزه مى‌‌شد. استاد در جذب نسل جوان و روشنفکر به خصوص بعد از راه انداختن حسینیه ارشاد نقش فوق‌العاده‌اى ایفا کردند. جذب نسل جوان نه تنها در دوران قبل از پیروزى انقلاب موثر واقع شد بلکه بعد از دوران پیروزى و جنگ براى کشور و انقلاب موثر واقع شد.
حضرت امام(ره) با عنایت خاصى موضوع ارتباط خود و حوزه‌ها را با محیط‌هاى علمی،‌ فرهنگی، دانشگاهى و نسل جوان در دستور کارقرار دادند و با ارسال نامه و پیام براى نشست‌ها ، کنفرانس‌ها و اجتماعات آنان در اروپا، آمریکا و هندوستان و تکثیر و ارسال آن به داخل کشور و توزیع در دانشگاه‌‌هاى داخل عملا حوزه و روحانیت را با نسل جوان و طبقه روشنفکر و شهید پیوند زدند و آنان را درگیر مسائل فرهنگی،‌ سیاسى و اجتماعى این نسل نو و پرقدرت نمودند. دانشگاهیان نیز وقتى جذبه و کشش نداى حضرت امام را از قلب حوزه‌هاى علوم اسلامى با تمام وجود و عواطف خود احساس کردند به این کانون نور و آسمانى متمایل شده و روى آوردند. در این میان نقش شاگردان ارزشمند و پرورش یافتگان مکتب امام همچون آیات بزرگوار: مطهری، مفتح، بهشتی، موسى‌صدر، سعیدی،‌ هاشمى‌نژاد و ... در میان دانشگاه‌ها و محافل روشن فکرى و نسل جوان بر کسى پوشیده نیست. آنان درکنار حرکت فراگیر امام پاسخگوى سوالات و نیازهاى فکری، سیاسى و اعتقادى این قشر بودند.(7)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات