گروه بین الملل، فرزانه سالمى: در آستانه برگزارى نشست گروه هشت در سن پترزبورگ، «شامیل باسایف» یکى از رهبران شورشیان چچن کشته شد و به این ترتیب برگى برنده در اختیار «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهور روسیه و متحدانش در چچن قرار گرفت. شورشیان چچن در یازده سال گذشته دو جنگ تمام عیار را با ارتش روسیه تجربه کرده بودند و اخیراً هم برنامه اى همه جانبه را براى رواج بى ثباتى و خشونت در جمهورى هاى منطقه قفقاز شمالى ترتیب داده بودند. ولادیمیر پوتین بلافاصله پس از اعلام خبر کشته شدن «شامیل باسایف» هشدار داد که انتظار نمى رود خشونت ها با کشته شدن باسایف پایان پذیرد. این فرمانده شورشیان چچن از طراحان گروگانگیرى سه روزه مدرسه بسلان در سال 2004 میلادى بود که در جریان آن 331گروگان، جان خود را از دست دادند. باسایف همچنین در برنامه گروگانگیرى در تئاتر مسکو در سال 2002 میلادى نیز که به مرگ 129 نفر منجر شد، دست داشت. طرح ریزى اشغال بیمارستانى در شهر «بودیونوسک» در سال 1995 میلادى نیز که به مرگ 100نفر منجر شد به باسایف نسبت داده مى شود.
-مقامات روسى معتقدند مرگ باسایف، اقدامى نمادین به سود کرملین به شمار مى رود زیرا او «بى رحم ترین دشمن روسیه» شناخته مى شد. با این وجود، مقامات روسى تاکید دارند که مسئله جدایى طلبى شورشیان چچن، تنها بخش کوچکى از چالش بزرگ پیش روى دولت روسیه است، زیرا افراط گرایى در تمام شکل هاى آن در روسیه تشدید شده است و کشته شدن باسایف هم آخرین حلقه این ماجرا نیست. باسایف که معمولاً با شمایل و لباس نظامى و ریش در تصاویر دیده مى شد، فرمانده ارشد شورشیان چچن و یکى از بزرگترین دشمنان روسیه به شمار مى آمد. وى سال گذشته طى مصاحبه اى در دفاع و توجیه گروگانگیرى بسلان ادعا کرده بود مسئولیت کشته شدن گروگان هاى بسلان به عهده روسیه است زیرا این اقدام، در تلافى وحشى گرى روس ها در کشتن هزاران کودک و زن چچنى انجام پذیرفته است. خبر کشته شدن باسایف همراه با تصاویرى از بقایاى یک کامیون مملو از مواد منفجره از تلویزیون روسیه پخش شد و حاکى از مرگ او و دوازده تن از جنگجویان چچنى بود. اما اخبارى از چگونگى وقوع این انفجار و علت وقوع آن منتشر نشد. کشته شدن باسایف در جمهورى «اینگوشتیا» هم تا حد زیادى نمادین بود زیرا این منطقه در دو سال اخیر، صحنه خشونت هاى شدید و گسترده اى بود. در همین حال، «نیکلاى پاتروشف» رئیس سرویس امنیتى فدرال روسیه تاکید کرده است که عملیات مذکور، با جمع آورى اطلاعات از کشورهایى انجام پذیرفته که براى چچن سلاح مى فرستادند.
از سوى دیگر، «پاتروشف» به تلاش شامیل باسایف و گروهش براى انجام حمله اى تروریستى در اینگوشتیا و تحت فشار قرار دادن مقامات روسیه در زمان برگزارى نشست گروه هشت در این کشور اشاره کرده است. واکنش ولادیمیر پوتین به مرگ باسایف، به همین جمله خلاصه مى شد: «تبریک مى گویم.» علاوه بر پوتین، نخست وزیر چچن که از حامیان کرملین به شمار مى رود هم به کشته شدن باسایف واکنش نشان داد اما از اینکه نتوانسته است به دست خودش این کار را صورت دهد، ابراز تاسف کرد. منابع چچنى اما کشته شدن باسایف را به عنوان «حادثه اى اتفاقى و ناشى از انفجار یک کامیون» توصیف کرده و اصرار دارند که هیچ عملیات خاصى در این جریان صورت نگرفته است. مرگ باسایف در ادامه تلاش هاى مسکو براى نابود کردن رهبران شورشیان چچن در پانزده ماه اخیر مى تواند مورد توجه قرار گیرد. ماه گذشته نیز «عبدالخلیم سادالایف» رهبر سیاسى شورشیان چچن به دست نیروهاى امنیتى روسیه و چچن کشته شده بود. وى در واقع جانشین «اصلان مسخدوف» بود که او نیز در سال 2005 میلادى کشته شده بود. عملیات جدایى طلبانه شورشیان چچن در ماه هاى اخیر و بر اثر مقابله شدید نیروهاى روسى و برخى نیروهاى چچنى به شدت تضعیف شده بود اما به هر صورت، باسایف یکى از مهمترین و جنجالى ترین چهره ها در میان شورشیان چچن به شمار مى آمد زیرا هدف قرار دادن غیرنظامیان را به عنوان تاکتیکى اصلى در عملیات خود مورد توجه قرار مى داد. قساوت او در این جریان به حدى بود که «سادالایف» به عنوان جانشین مسخدوف اذعان کرده بود که با اقدام باسایف در گروگانگیرى بسلان به شدت مخالف بوده است.
شامیل باسایف که بود؟
باسایف در سال 1965 میلادى در چچن به دنیا آمد و پس از پایان دبیرستان، دو سال در ارتش شوروى خدمت کرد. در سال1991میلادى، هنگامى که کمونیست هاى تندرو براى کودتا آماده مى شدند، وى به تیم محافظان بوریس یلتسین پیوست. اما در همان سال، وقتى «زخار دودایف» مسئله استقلال از روسیه را مطرح کرد، باسایف هم به همراهان وى پیوست و عملیات آنها، توجه بین المللى را به مسئله چچن جلب کرد. در نوامبر سال 1991 میلادى، وقتى نیروهاى روسیه در مرز چچن مستقر شدند، باسایف و دو چچنى دیگر، با هواپیماربایى قصد رفتن به ترکیه را داشتند ولى بعد به چچن بازگشتند. در اولین جنگ چچن در سال هاى 1994 تا 1996 میلادى باسایف به عنوان یکى از فرماندهان ارشد شورشیان چچن شناخته شد. در سال 1995 میلادى و در جریان بمباران منطقه توسط یک هواپیماى روسى، یازده نفر از اعضاى درجه یک خانواده باسایف کشته شدند. از سال 1996 میلادى نیز تا سال گذشته میلادى، نام او به عنوان یکى از فرماندهان ارشد چچن مطرح بود. در سال 1999 میلادى نیز او تلاش کرد جمهورى داغستان را به چچن الحاق کند و این عملیات به یکى از عوامل بروز دومین جنگ چچن در فاصله اى یک ساله منجر شد. انفجار یک مین در سال بعد، موجب شد باسایف یک پاى خود را از دست بدهد. پس از طرح ریزى حملات مختلف علیه روسیه، مسکو جایزه اى ده میلیون دلارى را براى سر وى تعیین کرد. اما تنها واکنش باسایف به این قضیه چنین بود: «به من نگویید آنها دنبال من هستند، زیرا این من هستم که آنها را دنبال مى کنم.»
باسایف و بن لادن
زمان کشته شدن باسایف، بسیار براى روسیه اهمیت داشت. برگزارى اجلاس گروه هشت در سن پترزبورگ روسیه مى توانست راه ابراز نارضایتى و انتقاد کشورهاى غربى از وضعیت دموکراسى و حقوق بشر در روسیه و نیز فشارها بر مسکو براى عدم استفاده از اهرم انرژى در عرصه سیاست را هموار کند. اما کشته شدن باسایف در چنین شرایطى، عملاً باعث شد پوتین راهى براى منحرف کردن توجهات از این مسائل و تمرکز بر مسئله کشته شدن «یک تروریست» پیدا کند. اعلام خبر مرگ باسایف در اجلاس گروه هشت در سن پترزبورگ، چیزى تقریباً مشابه اعلام خبر بن لادن در روز اعلام استقلال آمریکا است! بنابر گزارش هایى که منتشر شده است، اتومبیل باسایف یکى از خودروهاى کاروانى بوده است که در حومه دهکده اى در جمهورى اینگوشتیا مشغول حرکت بود. با توقف این کاروان، باسایف از اتومبیل خود خارج شده و به کامیونى پر از مواد منفجره نزدیک شد که این کامیون نیز در همان زمان منفجر شد. گزارش ها در مورد انفجار ناگهانى این کامیون باعث شد افکار عمومى روسیه احساس کنند چنین عملیاتى، پیشتر نیز فرصت اجرا داشته است اما در آستانه برگزارى نشست گروه هشت، کشته شدن باسایف مفهوم جدیدترى یافته است. در همین حال برخى کارشناسان سیاسى مى گویند شامیل باسایف به همان اندازه براى روسیه خطرناک بود که اسامه بن لادن براى آمریکا. واکنش رئیس جمهور آمریکا به کشته شدن باسایف نیز مى توانست مشابه واکنش او به مرگ بن لادن باشد. جورج بوش در واکنش به مرگ باسایف گفت: «معتقدم کسى که دستور قتل کودکان بسلان را صادر مى کند مستحق مرگ است.»
از سوى دیگر، این واقعیت که باسایف نه در چچن بلکه در جمهورى اینگوشتیا کشته شده است، هم نشانه اى دیگر از شرایط شورشیان چچن است. این مسئله نشان مى دهد که شورش و ناآرامى نه تنها از چچن به اینگوشتیا نیز کشیده شده است، بلکه تمام هفت جمهورى منطقه قفقاز شمالى را تحت تاثیر خود قرار داده است. حتى برخى از مقامات روسى اذعان مى کنند که جنگ واقعى اکنون نه در چچن بلکه در مناطق مختلف قفقاز جریان دارد. شورشیان چچن با برنامه ریزى و جذب نیرو توانسته اند بسیارى از پایگاه هاى خود را به جمهورى اینگوشتیا و جمهورى هاى دیگر قفقاز منتقل کنند و حالا از چچن، تنها به عنوان مکانى براى جمع کردن قوا در زمان پس از انجام عملیات استفاده مى کنند و روسیه هم نتوانسته است تا حد قابل قبولى، فعالیت آنها را کنترل کند. از سوى دیگر، حکومت اقتدارگرایانه روسیه باعث شده که افراد بیشترى به گروه هاى شورشى بپیوندند و دائماً راه جذب نیرو براى جنگجویان چچن هموار باشد. وقتى پوتین و بوش در حاشیه اجلاس گروه هشت به بحث در خصوص مرگ شامیل باسایف بپردازند، مى توانند شباهت هاى عملکرد باسایف و بن لادن را هم مورد توجه قرار دهند. باسایف دست پرورده سرویس هاى مخفى روسیه بود، درست مثل بن لادن که مخلوق سیا است. باسایف هم درست مثل بن لادن، علیه حامیان قدیم خود به پا خاست و درست همان طور که آمریکا با مشکلاتى جدى براى مقابله با فعالیت هاى تروریستى بن لادن مواجه است، باسایف هم چالشى جدى را پیش روى دولت روسیه قرار داده بود. به همین جهت، روسیه فعلاً برگ برنده خوبى را در مقابل آمریکا در دست دارد زیرا باسایف مرده اما بن لادن هنوز زنده است.