تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۳:۳۰  ، 
کد خبر : ۸۲۱۸۶
بررسی نقش و جایگاه نظامی‌گری در اقتصاد اسراییل

اقتصاد جنگی و میلیتاریزه


احسان تقدسی: نبرد سنگین میان لبنان و اسراییل هم‌چنان ادامه دارد و طرفین درگیری علاوه بر وارد آوردن تلفات انسانی، تلفات اقتصادی فراوانی نیز بر یکدیگر وارد آورده‌اند و اقتصاد طرفین درگیر با خطر رکود مواجه است. تاکنون در مورد اقتصاد لبنان فراوان سخن گفته شده است و کم‌تر از اقتصاد اسراییل و شاخص‌های اقتصادی آن قلم‌فرسایی شده است.
تا پیش از سال 1967 و آغاز جنگ اعراب و اسراییل، اقتصاد اسراییل به پرداخت‌ غرامت از جانب آلمان (کشور شکست خوردهء جنگ جهانی دوم) و نیز کمک‌های اقلیت یهودی در اروپا و آمریکا وابسته بود، اما از دههء هفتاد میلادی، آمریکا به مهم‌ترین کشور کمک‌کننده به اسراییل تبدیل شد. کمک‌های آمریکا نقش فراوانی در کمک به اقتصاد اسراییل داشت این کمک‌ها سبب بالا رفتن سطح معیشت ساکنان مناطق اشغالی از سویی و افزایش بودجهء نظامی آن از سوی دیگر شده است.
تاریخ اقتصاد اسراییل از سال 1948، معمولائ در چهار‌بخش تحلیل می‌شود:
دوران تأسیس( 1954 - 1948)
اسراییل در ابتدا به سه نکته توجه کرد:
1- تاسیس ارتش جدید که به سلاح‌های پیشرفته مجهز بوده و همواره آمادهء جنگ باشد. به همین منظور هزینه‌های نظامی در اولویت قرار گرفت.
2- جذب مهاجران جدید که در سال 1948، حدود 100 هزار مهاجر به فلسطین وارد شدند و در سال 1949 این رقم دو برابر شد.
3- تاسیس سازمان‌های حکومتی مانند: «مراکز خدماتی، بانک مرکزی، بیمه، رادیو و ... دولت اسراییل هم‌چنین به ملی کردن منافع و فعالیت اقتصادی مبادرت ورزید و بیش‌ترین توجه به بخش کشاورزی و منابع آبی معطوف شد.
2- دوران رشد اقتصادی (1972- 1945)
در این دوران، سرمایه‌گذاری‌های خارجی به اسراییل سرازیر شد و با افزایش نیروی انسانی که نتیجهء مهاجرت‌‌های انبوه بود، فعالیت‌های اقتصادی رونق بسیاری یافت و میانگین تولید سرانهء ملی از دو به 17 درصد افزایش یافت و میانگین مصرف فردی به 9 درصد رسید. در این دوره، تمامی زمین‌های زراعی مورد استفاده قرار گرفت و صنعت، محور کار اقتصادی شد.
بخش خدمات وساختمان نیز در این برهه رشد قابل توجهی یافت و نظارت دولت در فعالیت‌های اقتصادی و تامین بودجه، افزایش یافت، به صورتی که سهم دولت در سال 1950 از 23 درصد به 38 درصد در سال 1960 و 65 درصد در سال 1970 افزایش یافت.
3- دوران رکود و تورم(1985 - 1973)
جنگ‌های 1973 تاثیر بدی بر اقتصاد اسراییل گذاشت به صورتی که رشد اقتصادی در برخی سال‌ها به صفر رسید و در مجموع از سه درصد تجاوز نکرد. در همین حال معادلهء پرداخت‌های بازرگانی و بودجهء دولت، سیر نزولی خود را طی کرد. در مورد عوامل این رکود حرف و حدیث‌های فراوانی گفته شده است اما هزینه‌های جنگ سال 1973 و از سویی بالا رفتن قیمت نفت به عنوان علل اصلی این رکود ذکر شده است.از آن‌جایی که 30 درصد از تولید ناخالص ملی اسراییل به هزینه‌های نظامی اختصاص یافته بود و با افزایش بهای نفت، قیمت و ارزش انرژی در اسراییل بسیار بالا رفت، برخی کارشناسان علل دیگری را برای رکود اقتصادی اسراییل در این دوره ذکر کرده‌اند که به ساختار اقتصادی اسراییل باز می‌گردد . رشد سریع اقتصادی در دهه‌های 50 و 60 به دلیل ادامهء جذب مهاجر و حجم سرمایه‌گذاری‌های خارجی، امکان‌پذیر نبود. هم‌چنین از یک‌سو، رشد صنعتی و تولید کالاهای جایگزین کالاهای خارجی به پایان رسیده بود و از سوی دیگر، اسراییل امکان صادرات کالا و یافتن بازارهای جدید را نداشت. بنابراین، دوران رکود، موجب بحران سیاسی در اقتصاد اسراییل شد و سران این رژیم را به تجدید نظر در سیاست‌های اقتصادی، ‌روابط خارجی و شرایط بازار کار و سرمایه واداشت.
4- دوران بازسازی اقتصادی (1985 تاکنون)
با به قدرت رسیدن حزب لیکود، رکود اقتصادی و تورم و کسری بودجه با اتخاذ سیاست‌های اقتصادی نادرست ادامه یافت و اسراییل را در آستانهء ورشکستگی اقتصادی قرار داد، اما با کمک‌های ویژهء ایالات متحده و روی کار آمدن دولت اتحاد ملی (کارگر - لیکود) و اتخاذ سیاست‌های اصلاح اقتصادی تا حدودی ‌از بحران نجات یافت. این برنامه موفق به کنترل تورم، کاهش هزینه‌های دولتی و پول ملی و جلوگیری از بالا رفتن قیمت‌ها شد و در سال 1987 تا 1988، اقتصاد اسراییل، رونق نسبی یافته و روند رشد را از سر گرفت. البته در سال 1989 به علت انتفاضهء مردم فلسطین، اقتصاد اسراییل دچار رکود شد ‌اما در آغاز دههء 90 با مهاجرت یهودیان شوروی و رونق یافتن بازار و دریافت وام‌های متعدد و جذب مهاجر روند روبه رشدی یافت. به این ترتیب، معدل افزایش قدرت‌ها روند معقولی گرفت.
کشاورزی اسراییل
اسراییل در زمینهء کشاورزی و تولیدات آن از توان خاصی برخوردار است. اسراییل از توان تامین مایحتاج خود و نیز صدور محصولات کشاورزی به خارج از مناطق اشغالی نیز برخوردار است. مساحت سرزمین‌های زیر کشت از 1650 میلیون هکتار در سال 1949 به 380ر4 میلیون هکتار در سال 1987 افزایش یافته و در همین مدت، اراضی آبیاری شده از 300 هزار هکتار به 1153 میلیون هکتار فزونی یافته است.تولیدات کشاورزی نیز از سال 1977 تا 1988 از 25 به 31 درصد افزایش یافته و در سال 1993 این رقم 118 درصد بوده است. کیبوتس (Kibbutz) و موشاف (Moshav) دو مؤسسه و نهاد مهم کشاورزی اسراییل محسوب می‌شوند که برنامه‌ریزی‌های کشاورزی اسراییل نیز برعهدهء آن‌ها است.
صنعت اسراییل
از دههء 70 صنعت اسراییل به خصوص در بخش صنایع نظامی و صادرات رشد قابل توجهی داشته است. صادرات صنعت الماس که حدود نیمی از صادرات اسراییل را تشکیل می‌دهد، هم اکنون به یک چهارم رسیده و در مقابل، صنایع الکترونیکی رشد فزاینده‌ای یافته و صادرات آن دو برابر شده است. شرکت‌های صنعتی اسراییل برخی زیرمجموعهء دولت‌اند و برخی نیز مشترکند (دولت - بخش خصوصی)مهم‌ترین مجموعهء صنعتی اسراییل «کلال» است که در دههء 60 توسط کارگران مهاجر از آمریکای لاتین تاسیس شد که در صنایع مختلف مانند الکترونیک، فلزات، مواد غذایی و سیمان و پوشاک فعالیت می‌کنند و دارای شرکت‌های ملی و بیمه است.
عمران و ساختمان اسراییل
این بخش در اسراییل از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است چرا که ساخت منازل و شهرک‌ها برای مهاجران جدید از اولویت‌های تمام کابینه‌های اسراییل بوده است، در 30 سال اول تشکیل این رژیم حدود یک میلیون و 200 هزار خانهء جدید ساخته شد، در سال 1980، حدود 90 درصد از یهودیان در خانه‌هایی زندگی می‌کردند که پس از سال 1948 ساخته شده بود. تا پیش از نیمهء دههء 70 دولت‌های اسراییل خود به ساخت شهرک‌های صهیونیستی می‌پرداختند اما از این زمان به بعد، این کار به بخش خصوصی واگذار شد و دولت‌های اسراییل تنها بر آن نظارت می‌کردند.
تجارت خارجی اسراییل
تجارت خارجی اسراییل بر سه اصل استوار است:
1- تکیه بر واردات: نسبت واردات به تولید ناخالص ملی در دههء 50 از یک سوم، به 45 درصد در دههء 60 افزایش یافت و پس از آن نیز به بیش از 60 درصد رسید.
2- برای جبران هزینه‌های واردات، صادرات نیز افزایش یافته و از 10 درصد در دههء 50 به 25 درصد در دههء 60 و حدود 50 درصد در دههء 80 رسید.
3- به رغم افزایش صادرات موازنه میان صادرات و واردات به وجود نیامده و این رژیم همواره از عدم موازنهء تجاری در رنج است. کسری موازنه تجاری اسراییل نشانگر آن است که اسراییل همواره بدون آن که هزینه‌ای بپردازد از کالاهای خارجی بهره گرفته و به این ترتیب از سیاست سرمایه‌گذاری فعال بدون استفاده از سطح مصرف عمومی پیروی کرده است.
آن‌چه برای اقتصاد اسراییل مهم است
1- سازمان صنایع نظامی: اسراییل از بدو تشکیل کوشید ارتش خود را به قوی‌ترین ارتش خاورمیانه تبدیل کند. براساس این راهبرد، ارتش اسراییل باید توانایی رویارویی با تمام ارتش‌های عرب و آمادگی حمله و جنگ حتی در چندین جبهه را دارا باشد. دستیابی به این چشم‌انداز نیازمند دستیابی به پیش‌رفته‌ترین تکنولوژی نظامی دنیا است. افزایش هزینه‌های نظامی اسراییل موجب رشد صنایع تسلیحاتی به‌ویژه پس از جنگ 1967شده است و دولت‌های اسراییل تمام توان خود را بر خودکفایی در این زمینه اختصاص داده‌اند تاجایی که اسراییل امروز از سازندگان جنگنده، تانک، موشک و سلاح‌های شیمیایی محسوب می‌شود. اهمیت صنایع نظامی در اسراییل تا آن‌جاست که در محافل نظامی گفته می‌شود نیمی از دانشمندان و مهندسان اسراییلی به نحوی با صنایع نظامی و تسلیحاتی در ارتباطاند.
2- روابط آمریکا و اسراییل
اسراییل همواره از متحدان استراتژیک ایالات متحده، دارای روابط در تمامی سطوح اقتصادی، نظامی، سیاسی و... با آمریکا بوده است. البته نفوذ لابی صهیونیستی در دولت‌های آمریکا نقش بسزایی در گسترش روابط آمریکا با اسراییل ایفا کرده است. جالب آن‌جاست که شرکت‌های اسراییلی از اجازهء ورود به مناقصه‌های وزارت دفاع آمریکا برای عقد قراردادهای صنایع تسلیحاتی برخوردارند.
3- اقتصاد فلسطین در اسراییل
اقتصاد اراضی اشغالی فلسطین به طور غیرقابل باوری به اسراییل وابسته است. بسیاری از ضروری‌ترین مواد کشاورزی مانند برنج و گندم و... از اسراییل به اراضی اشغالی فلسطین وارد می‌شود و هم‌چنین بازارهای آن‌ها پر است از کالاهای ساخت اسراییل. پس از جنگ سال 1948 در اراضی اشغالی 1948 تنها 150 هزار عرب باقی ماندند و موجودیت اعراب در شهرهای بزرگی مثل قدس غربی، یافا، حیفا، الرمله از میان رفت و شهرهای صفد و طبریه به طور کلی از ساکنان عرب خالی شد. اکثر اعراب باقی مانده و ساکن روستاها از توانایی اقتصادی با تشکل‌های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی بی‌بهره بودند و با فلسطینی‌های آواره و کشورهای عربی ارتباطی نداشتند; در نتیجه خود را در جامعه‌ای بیگانه و در برابری دشمنی می‌دیدند که هدفش بیرون راندن اعراب از مرزها بود. به همین دلیل اقتصاد فلسطین در محاصره، همواره وابسته به اسراییل بوده و کوچک‌ترین درگیری فلسطینیان با اسراییل موجب قطع شاهرگ اقتصادی اراضی اشغالی فلسطین خواهد شد.
انتفاضه و اقتصاد اسراییل
بنا به گزارش سازمان تجارت و توسعهء ملل متحد ارزش سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی در اسراییل در سال 1995 به 269ر6 میلیون دلار و در سال 2000 نیز تا سقف 450ر21 میلیون دلار افزایش یافت. در سال 2001 این سرمایه‌گذاری‌ها به 089ر23 میلیون دلار رسید ولی در سال 2002 این رقم به 940ر2 میلیون دلار رسید.
برای نشان دادن عملکرد ضعیف اقتصاد اسراییل پس از سال 2000، می‌توان، به صنعت گردشگری، اشاره کرد. صنعتی که بنا به دلایل تعلقات مذهبی در سال 2000 شاهد رشد چشم‌گیری بود و بازدید از اماکن مذهبی به گونه‌ای که میانگین ماهانهء ورود گردشگری، در نه ماه اول سال به 000ر225 هزار نفر رسید که این رقم در ماه دهم میلادی سال 2000 به 000ر15 نفر کاهش یافت.
در پایان سال 2002 نیز این رقم به 5000 نفر رسید. اسراییل هر سه ماه حدود یک میلیارد دلار از صنعت گردشگری درآمد داشت که در حال حاضر با توجه به حملات اخیر اسراییل به لبنان و حملات متقابل حزب‌الله به مناطق توریستی اسراییل، این رقم، به شدت کاهش یافته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات