تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۸  ، 
کد خبر : ۸۲۲۱۱
بازارهای دینی

اقتصاد مذهب در غرب


لارنس لانکن
احسان تقدسی
1-مقدمه
تئوری اقتصاد یا به‌طور دقیق‌تر تئوری گزینش منطقی (Rational Choice) نگرشی جدید نسبت به مطالعهء اجتماعی مذهب ارایه می‌دهد که در بر گیرندهء بسیاری از رویکردهای مورد علاقهء محققان است. این نگرش و رویکرد جدید از همه نظر ایده‌آل و از نظر علمی بسیار پربار است. این نگرش(ها) در واقع بیشتر بر روی تحقیقات علمی و عملی، فعالیت‌های مذهبی، نظریات و طرح‌هایی که می‌توانند با مطرح شدن، افق‌های جدیدی به وجود آورند، مزیت‌ها و پیشرفت‌هایی که با حمایت دولت‌ها می‌توانند به وجود آیند چگونگی برقراری ارتباط بین تحقیقات مذهبی و مطالعات و تحقیقات تئوری گزینش منطقی از طریق مؤسسات و فعالیت‌های غیراقتصادی و... مطرح هستند.
2- نگرش گزینش منطقی
ماهیت قاطع و مشخص‌کنندهء این تئوری در واقع به خاطر وجود رفتار پیشرفت‌طلبی در آن است. افرادی که به این روش عمل می‌کنند از قبل به بررسی هزینه‌ها، درآمدها و سودها می‌پردازند و پس از آن طوری برنامه‌ریزی و اقدام خواهند کرد که فعالیت آن‌ها بیشترین مقدار سود خالص را به همراه داشته باشد. همین خصوصیت این نگرش که در همهء زمینه‌ها مشترک است همواره موضوع جالبی برای بحث بوده است که البته ما این بحث را این‌جا به‌طور جزیی و دقیق مطرح نمی‌کنیم. من شخصائ به این علت به این نگرش معتقد هستم که بسیار مؤثر و سودمند است و صرفائ به خاطر دلایل فلسفی‌اش نیست. ما نمی‌توانیم دقیقائ بگوییم که مردم منطقی هستند یا نه، ولی می‌توانیم بر مبنای نتایج و سوابق این را بگوییم که این تئوری و دیدگاه ثمرهء بسیار خوبی در زمینهء علوم اجتماعی داشته و به خصوص در اقتصاد، این نگرش به خوبی با ساختارهای رفتاری انسان سازگاری دارد و نیز در زمینه‌های دینی و مذهبی هم پیشرفت‌ها و نتایج خوبی را نشان می‌دهد. این تئوری سعی دارد این را بیان کند که مردم به دین و مذهب طوری نگرش داشته باشند که به هر چیز دیگری دارند. برای مثال در فعالیت‌های مذهبی طوری عمل کنند که بتوان بیشترین بهره را از آن به دست آورد. بنابراین مردم می‌توانند مذهب و دین خود و همچنین میزان فعالیت دینی خود را مشخص کنند و اگر نتوانند این کار را در یک زمان معین انجام دهند_ می‌توانند تغییرات لازم را طی زمان به وجود آورند. مثل تمامی صنایع و تجارت‌ها، آزادی مشتری باعث خواهد شد تا تولیدکننده و ارایه‌دهندهء خدمات، قدرت مانور و عملکرد بهتری داشته باشد و در نهایت مشخص خواهد شد که کالاها و خدمات مذهبی و سازمان‌ها و مؤسسات ارایه‌کنندهء آن‌ها باید چگونه باشند. این آثار و نتایج زمانی بیشتر احساس خواهند شد که یک مذهب قانونمندی (گسترش، سازمان‌دهی) کمتری داشته باشد و به دنبال این موضوع، رقابت نیز میان مؤسسات مذهبی شکل خواهد گرفت.
نگرش گزینش منطقی سؤالات زیادی را بر خواهد انگیخت که ما معمولائ آن‌ها را نادیده می‌گیریم. سؤالاتی مانند: تفاوت کالا و خدمات مذهبی و غیرمذهبی چیست؟ هزینه‌ها و سودها در ادیان مختلف چگونه‌اند؟ تغییرات علمی و اجتماعی چه تاثیراتی بر این هزینه‌ها خواهند داشت؟ آیا ادیان و مذاهبی که هزینه‌های آن‌ها کم‌تر است عملکرد بهتری دارند و یا آنهایی که گران‌تر هستند؟ چرا این کالاها و خدمات را نمی‌توان مثلائ بسته‌بندی کرد؟ نتایج به وجود آمدن ساختار بازارهای مذهب چیست؟ و آیا این بازارها رقابتی هم هستند؟ و آیا قوانین خاص خود را دارند یا آزاد عمل می‌کنند؟ و در نهایت این‌که چه هزینه‌ها، چه درآمدها، چه نوع سازمان‌ها و مؤسسات، چه نوع فعالیت‌ها یا معادل‌های این‌ها در این بازارها مورد نیاز هستند؟ این‌ها سؤال‌هایی هستند که در یک صفحهء کاغذ و یا شاید هم در مدت یک عمر نمی‌توان به آن‌ها پاسخ گفت. اگرچه یک نظر و دید کلی بر این مسایل می‌تواند نقاط قوت و پتانسیل‌های این نوع نگرش را در این زمینه‌ها به ما نشان دهد.
3 -کالاها و خدمات مذهبی، مشکلات و ریسک‌ها
تقویت و حمایت از اقتصاد دین در واقع همان سعی برای عرضهء آن به صورت یک کالاست. اصطلاح کالا در این‌جا ممکن است ناخوشایند و شاید ناهنجار به نظر بیاید ولی به ما کمک خواهد کرد تا دین و مذهب را به عنوان یک پدیدهء موجود بشناسیم، پدیده و ماهیتی که می‌تواند انتخاب شود و نیز می‌توانیم آن را یک معلول بنامیم چرا که علت، به وجود آورنده و تولیدکنندهء آن مردم هستند و این موضوع ما را به سمت سؤالات جالبی دربارهء ماهیت و طبیعت محصولات دینی و شرایطی که آن‌ها در آن به وجود می‌آیند هدایت می‌کند.
محصولات مذهبی، کالاهای فیزیکی نخواهند بود که بتوان آن‌ها را تولید (به صورت فیزیکی) و یا بسته‌بندی کرد و در مغازه‌ها فروخت و یا مثلائ خدماتی مثل اصلاح سر و یا خدمات بانکی نیستند که کس دیگری آن‌ها را برای ما انجام دهد. بلکه این‌ها در دستهء سومی جای خواهند گرفت که اقتصاددانان آن‌ها را کالاهای خانگی می‌نامند [محصولات و خدماتی که خانواده‌ها و افراد آن‌ها را برای مصرف شخصی خود تولید می‌کنند (1976 Becker) .] این محصولات می‌تواند به اندازهء غذا و یا شستن لباس‌ها مادی و _قابل لمس باشند و یا به اندازهء‌آرامش و یا عشق مجرد و معنوی باشند. مثل سایر محصولات تجاری کالاهای خانگی هم از منابعی مثل برخی کالاهای خریداری شده در خانه، از تلاش و فعالیت افراد و مهارت‌های آنان تهیه می‌شود.
برخلاف کالاهای معمولی، محصولات دینی و مذهبی متکی و وابسته به نیروهای مافوق طبیعی هستند. این مطلب باعث می‌شود که این محصولات و خدمات دارای مزایا و همچنین نقاط ضعف منحصر به فردی باشند. از یک سو آن‌ها می‌توانند مفاهیم و معانی مثل زندگی جاودانه، صلح و دوستی، سعادت ابدی و غیره را معرفی کنند و با وجود این محصولات و خدمات_ استمرار و وجود چیزهایی مثل جنگ و بدبختی و... هم حتی نمی‌توانند این مفاهیم و معانی را باطل کنند. چرا که سرچشمهء اعتقادی آن‌ها از جای دیگر است. ولی از سوی دیگر قرار گرفتن در ماورای مرزهای انسانی و طبیعی هزینه‌ها و مشکلات خاص خود را دارد. به همین علت محصولات دینی به طور ذاتی دارای ریسک هستند که البته وجود و کارآیی آن‌ها نیز باید جدی گرفته شود. از آن‌جایی که انسان برای کسب منافع از ریسک کردن پرهیز می‌کند، بنابراین در زمینهء مسایل دینی با هم با یک برهان قاطع دو حدی (یک دو راهی) مواجه می‌شود که آیا باید به دین گرایش داشت یا از آن پرهیز کرد؟ بررسی این موضوع از دیدگاه اقتصاد دوگانگی (بی‌ثباتی) به ما کمک می‌کند تا به تحلیل و بررسی فعالیت‌ها و مکان‌ها و مؤسساتی که در رابطه با این دو راهی و دوگانگی به وجود می‌آیند بپردازیم.
برای درک بهتر ،یک مشکل مشابه را بررسی می‌کنیم. اقتصاددانان گاهی بین بررسی و آزمایش کالاها و تجربه‌کردن کالاها تفاوت قایل می‌شوند. اولی به این معناست که در برخی کالاها ما می‌توانیم کیفیت و یا کمیت آن را بسنجیم و بعد آن را خریداری کنیم و دومی به این معناست که ما کالاها و یا محصولی را بخریم و سپس کیفیت و کمیت آن را تجربه کنیم. یک مثال بسیار خوب برای نوع دوم که مورد بحث ما هست اتومبیل‌های دست دوم هستند و مثال آن هم بسیاری از مردم هستند که اتومبیل دست دوم خریده‌اند. از زمانی که خریداران کالاهای دست دوم مجبور شدند تا به مشخص کردن و بررسی کیفیت اتومبیل‌های دست دوم بپردازند، فروشندگان این اتومبیل‌ها هم انگیزه‌ای پیدا کردند تا در بیان مشخصات کالاهای خود مبالغه‌ها و یا دروغ‌هایی بگویند و واقعیت را مخفی سازند. از طرفی خریداران هم از این مساله آگاهی دارند و سعی می‌کنند اطلاعات خود را در این زمینه بیش تر کنند و یا حداقل، خطرات و ریسک‌ها را به حداقل برسانند و این کارها را از راه‌های مختلفی مثل درخواست گارانتی بنگاه‌های اطلاعاتی، پرسش و جست‌وجوی اعتبار و سابقهء فروشنده و... انجام می‌دهند. در عوض فروشنده‌ها هم انگیزه‌ای پیدا خواهند کرد تا مدارک و چیزهایی فراهم کنند که ثابت کند ادعای آن‌ها درست است.
عدم اطمینان و ابهامی که در مورد اکثر کالاهای مذهبی موجود است بسیار بیش‌تر و پیچیده‌تر از این موارد در رابطه با ماشین‌های دست دوم است. تجربیات هر شخص هر چقدر هم که زیاد باشد باز هم کفایت سنجش و آموزش درستی ادعای فروشندگان این نوع محصولات را نمی‌کند و البته خود فروشندگان این‌ها هم به درستی نمی‌دانند که آیا ادعای آنان صحت دارد یا نه؟ بنابراین نیاز شدید به مؤسسات_ سازمان‌ها و تمهیدات لازم برای از بین بردن شک و شبهه احساس می‌شود. مثال‌های مربوط به این مساله زیاد هستند. مثلائ می‌دانیم که بشارت دادن و گواهی دادن در دین، جایگاه ویژه‌ای دارد و قطعائ در زمینه‌هایی که مربوط به ترک تعلقات دنیوی و مادی است از جایگاه بسیار مهم‌تری برخوردار خواهد بود. این بشارت‌ها و گواه‌ها زمانی مؤثرتر خواهند بود که از سوی یک منبع معتبر و قابل اطمینان باشد مثل یک تجربهء شخصی و یا آمار و سوابق قابل اطمینان، مخصوصائ زمانی که از سوی افرادی باشد که منفعت کم و ناچیزی از اعتقاد و باور مخاطبان خود ببرند، بسیار معتبرتر خواهند بود. این مساله به ما کمک می‌کند که بفهمیم چرا غالبائ سازمان و ساختار مؤسسات دینی و مذهبی باید به شکل دوستانه و صمیمی باشد، که در این حالت افراد بیش تر می‌توانند به هم اعتماد کنند و همچنین این افراد انگیزهء کم تری برای مبالغه کردن در منافع دین و اعتقاد به آن، نسبت به روحانیون خواهند داشت. ولی زمانی که روحانیون (افرادی که در ازای انجام کارشان حقوق دریافت می‌کنند) از اعتقاد و ایمان آوردن مردم منفعت مالی کسب نکنند یا این منفعت کم و ناچیز باشد سخن و بیان آن‌ها بسیار تاثیرگذارتر و قابل اعتمادتر خواهد بود و این نشان می‌دهد که روحانیون در چنین سازمان‌ها و مؤسساتی باید دستمزد کم تری نسبت به سطح واقعی خود دریافت کنند. مردم از روءسا و مدیران کمپانی‌های بزرگ انتظار دارند که این افراد دستمزدها و مزایای بسیار بالایی داشته باشند و صرفائ به این خاطر که این اشخاص چنین درآمدهایی دارند آن‌ها را بایکوت نخواهند کرد ولی همین مردم نگرشی کاملائ متفاوت نسبت به مسوولان و متولیان امور دینی دارند و زمانی که مردم مطلع شوند این افراد (روحانیون) دستمزدها و درآمدهای زیادی دارند آن‌ها را طرد و منفور خواهند کرد.
با این اوصاف، تحلیل‌های اقتصادی در این موارد طرح نسبتائ کلی و خوبی از مؤسسات دینی به ما می‌دهد و همچنین راه‌هایی را برای از بین بردن شبهات و ابهامات مشتریان و مراجعان این‌گونه سازمان‌ها را به ما نشان می‌دهد. مثلائ حداقل پرسنل با حقوق‌های پایین، عدم دریافت هزینه‌ها به‌طور مستقیم از مردم، اتکا _بیش تر بر روی کارهای نیمه‌وقت و داوطلبانه (و به‌تبع پرداخت‌ها و دستمزدهای نیمه‌وقت و داوطلبانه)، سازمان‌دهی روابط به صورت دوستانه و صمیمانه، برنامه‌ریزی کارها به صورت گروهی و دسته‌جمعی و همکاری‌ای که باعث خواهد شد تا کمتر نیاز به استخدام متخصصان تمام‌وقت باشد.
4- همکاری‌ها و سودجویان
ساختارهای همکاری در کنار منافع و مزایایش هزینه‌هایی هم در بر دارد. اگر این ساختارها باعث کاهش خطرات و مشکلات مربوط به ابهامات و شبهات شوند و مقولهء دین و مذهب را جذاب‌تر و گیراتر کند در عوض مشکلاتی مثل سودجویی و... را هم در بر دارند. این‌گونه سودجویی‌ها پاشنه‌های آشیل فعالیت‌های گروهی و دسته‌جمعی است که اولین بار در سال 1965 به وسیلهء مانکور اولسن به‌طور علمی بررسی شد و از آن زمان همواره در کانون توجه بسیاری از تحقیقات اقتصادی سیاسی و اجتماعی بوده است. این مشکلات زمانی پیدا خواهند شد که افراد این مساله را ممکن بدانند که می‌توانند حاصل کار و دسترنج سایرین را بدون تلاش و کوشش خود به دست آورند. در چنین وقتی ،عاقلانه این است که این افراد گزینهء سودجویی را انتخاب کنند! تا این‌که بخواهند به تلاش برای تحقق اهداف کلی بپردازند.
برای یافتن مثال‌هایی برای این موارد خیلی نیاز به جست‌وجو نیست. مثلائ مراجعه به یکی از کلیساهای پروتستان‌ها می‌تواند کافی باشد، نمونه‌هایی بسیار مهم‌تر و بزرگ‌تر را می‌توان در جوامع دیگر پیدا کرد. در چنین گروه‌هایی که نیاز به حضور و فعالیت زیاد دارند، سودجویی‌ها بسیار خطرناک و زیان‌آور هستند. بنابر مطالعات فردی به نام چارلز گاید این جوامع و گروه‌ها به همان اندازه که از سوی شکست تهدید می‌شوند از سوی پیروزی و موفقیت هم تهدید می‌شوند، به این ترتیب که مثلائ اگر این گروه‌ها موفق شوند و بتوانند مخاطبان و همراهان جدیدی را به سوی خود جذب کنند باعث خواهند شد تا علاقه و انگیزهء اعضا و مخاطبان و فعالان قدیمی آن‌ها برای انجام فعالیت کمرنگ‌تر شود. چنین خطری تمام گروه‌هایی را که مشغول تولید یک محصول و یا ارایهء یک خدمت گروهی و دسته‌جمعی هستند، تهدید می‌کند.
در این میان مقولهء دین و مذهب در اوج حساسیت قرار دارد. از یک‌سو یک سازمان گسترده همکاری گروهی و افراد داوطلب زیادی مورد نیاز است تا بتوان یک دین و مذهب را تقویت کرد، از سوی دیگر همین سازمان و ساختار گسترده تهدیدکنندهء تلاش و کوشش مورد نیاز در جهت رشد و ارتقاست. در این میان شرایط و ضابطه‌های دشوار و پرهزینه می‌توانند چاره‌ساز باشند. این هزینه‌ها هزینه‌های مادی مثل خرید کالاهای معمولی نیستند. بلکه بیش تر حالت مجازی دارند. مثلائ ایثار و قربانی کردن که واژه‌های بیگانه‌ای در رابطه با مسایل غیردینی و غیراعتقادی هستند.مثلپوشیدن لباس‌های به خصوص که ممکن است باعث تحقیر یا تمسخر شود، روزه‌گرفتن و یا محدود کردن میل جنسی که این دو مورد می‌توانند زمینه‌های لذت و تفریح را کاهش دهند و محدود کنند، محدودیت در استفاده از داروها و یا تکنولوژی‌جدید و... چنین ضابطه‌ها و قوانینی کم و بیش در هر مذهبی وجود دارد که در فرهنگ‌ها و مناطق مختلف متفاوت هستند. مثلاً مورمون‌ها از کافئین و الکل دوری می‌کنند، بودایی‌ها سر خود را می‌تراشند یا مثلاً یکی از فرقه‌های مسیحی از انتقال خون خودداری می‌کنند. در ظاهر این مسایل باعث کم شدن جذابیت یک دین می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات