تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۰  ، 
کد خبر : ۸۲۲۱۶
مشارکت و هویت

شما که هستید؟


مریم رحیمی‌سجاسی
شهروندی علاوه بر فراهم آوردن فرصت حقوقی، یک نوع هویت فرهنگی را برای فرد و گروه ایجاد می‌کند که لازمهء این هویت برخورداری فرد شهروند از حداقل امکانات و خدمات مرتبط با حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است.
به عبارت دیگر، هویت فرهنگی یا ملی، مقوله‌ای است که در کنار شهروندی امکان تحقق پیدا می‌کند. اما هویت یا هویت فرهنگی و ملی چیست که شهروندی در تحقق آن نقش دارد؟
هویت و هویت فرهنگی ملی
کلمهء هویت از نظر لغوی به معنی «هستی، وجود، ماهیت و سرشت» است، که در اصطلاح علمی به معنای «چیستی‌شناسی» یا «کیستی‌شناسی» است و هویت ملی به مثابهء پدیده‌ای سیاسی و اجتماعی، زادهء عصر جدید است که به جای خلق و خو و خصیصهء ملی رو به گسترش نهاده است.
برخی از اندیشمندان هویت را عامل پیوند و تعلق فرد به گروه یا جامعه‌ای که عضو آن است دانسته و برخی هویت را وجه تمایز اعضای یک جامعه از دیگران و تفکیک‌کنندهء «من و ما» از «غیر و دیگری» می‌دانند . هویت ملی ترکیبی است از این دو نظر و عبارت است از احساس تعلق و تعهد اعضای آن جامعه به رموز و نمادهای فرهنگی، شامل هنجارها، ارزش‌ها، زبان، دین، ادبیات و تاریخ که موجب تمایز آن از دیگر جوامع و هم‌چنین انسجام و همبستگی اجتماع بزرگ ملی می‌شود. بنابراین هویت ملی همزمان بر تمایز و تشابه یا تفاوت و شباهت تاکید دارد. به این معنی که از یک سو با تاکید بر مشترکات و شباهت‌ها ما را پیرامون محوری واحد مثل ایرانی بودن متحد می‌سازد و از سوی دیگر ما را از دیگران باز می‌شناساند.
یعنی ایرانی بودن را در برابر آمریکایی بودن، قرار می‌دهد. اما این مساله چگونه ممکن است و هویت چگونه شکل می‌گیرد؟
شکل‌گیری هویت
عده‌ای هویت را امری انباشتی و تراکمی می‌دانند که بر اثر گذشت زمان و وقوع رخدادهای گوناگون ماندگار، ساختمان هویتی را متاثر می‌کند. یعنی هویت محصول تعامل و ارتباطات اجتماعی است که این ارتباطات چند نوع است: الف- روابط سیاسی، ب- روابط اقتصادی یا مبادله‌ای، ج- روابط فکری، د- روابط عاطفی و محصول این روابط عبارت خواهد بود از: تولید قدرت سیاسی مشترک، تولید ثروت مشترک، تولید دانش و باور مشترک و در نهایت تولید احساسات و عواطف مشترک.
اگر منظور از داشتن تعامل و ارتباطات اجتماعی، ایجاد نوعی رابطه بین دو طرف به منظور دستیابی به یک هدف است، می‌توان با قدری تسامح ارتباطات اجتماعی را در ردیف مشارکت قرار داد. زیرا مشارکت نیز که به معنی همکاری برای رسیدن به یک هدف است، متضمن برقراری رابطه است. پس می‌توان مشارکت را از عناصر سازندهء هویت ملی دانست.
مشارکت را نیز می‌توان مانند ارتباطات سازندهء هویت در چند نوع خلاصه کرد: مشارکت سیاسی، مشارکت اقتصادی و مشارکت مدنی که در نتیجهء آن افراد جامعه به قدرت مشترک، ثروت مشترک و باورها و ارزش‌های مشترک می‌رسند و به نظر می‌رسد این مشارکت‌ها از عناصر مهم سازندهء هویت ملی هستند. زیرا بسیاری از اندیشمندان دستیابی به هویت را در نتیجهء تحقق شهروندی به شکل کامل آن می‌دانند.
تیلور می‌نویسد: «کشف هویت خویش به این معنا نیست که من آن را در خلا\ به دست می‌آورم. من آن را از طریق گفت‌وگویی پنهان و آشکار با دیگران به دست می‌آورم... هویت من به طرز مهمی به روابط گفتمانی من با دیگران وابسته است.» و یا عده‌ای دیگر معتقدند: هویت ملی را نمی‌توان براساس زبان، دین و تاریخ مشترک تعریف کرد. زیرا این تعریف دور شدن از واقعیت‌های تاریخی و اجتماعی را به همراه دارد. آن‌ها می‌گویند در تعریف هویت ملی لازم است به مبارزات حق‌طلبانه و عدالت‌خواهانهء طبقات محروم در تمام طول تاریخ توجه کرد. به عبارت دیگر مشارکت سیاسی مردم برای احقاق حقوق خود مهم‌تر از داشتن زبان و دین مشترک برای ایجاد هویت ملی است. بنابراین ملاحظه می‌شود که مشارکت نه تنها شرایط زندگی بهتر را برای انسان فراهم می‌کند، بلکه در دستیابی به هویت نیز نقش دارد.
و هویت از آن‌جا که نیاز کیستی و چیستی ما و نیز احساس تعلق و وحدت ما را تامین می‌کند، از اهمیت بالایی برخوردار است. به طوری که امروزه کشورهای مختلف به دلیل ابزارهای جدید ارتباطی مثل شبکه‌های ماهواره و اینترنت بحث از بحران هویت را موضوع اصلی خود قرار داده و در پی رفع موانع آن هستند.
در ایران نیز به دلیل وجود خرده فرهنگ‌های مختلف، گاهی وفاداری به انواع هویت‌های خردهء ملی مثل طبقه، قوم و نژاد می‌تواند در فرآیند وفاداری به دولت ملی ایجاد مانع کند، که به نظر می‌رسد تحقق حقوق فرهنگی‌شهروندی و گسترش انواع مشارکت‌ها بتواند این مساله را که گاهی شکل تهدید پیدا می‌کند، به فرصت تبدیل سازد.
زیرا نه تنها هویت شخص از دلبستگی‌ها و هدف‌هایش جدا نیست، بلکه این دلبستگی‌ها و هدف‌ها هستند که هویت او را شکل می‌دهند. هویت او از همان آغاز با نقش‌هایی که وی به مثابهء شهروند داشته پیوند خورده است. او در میان دیگران به سر می‌برد و سرگذشت زندگی او در سرگذشت جماعت‌هایی رقم خورده که هویت او را شکل می‌دهند.
حال اگر من در کشوری خارج از کشور خود باشم و از من سؤال شود شما که هستید؟ در پاسخ اگر بگویم ایرانی هستم. معلوم است که هویت ملی من به درستی شکل گرفته است; اما اگر برحسب قومیت خود - ترک بودن یا کرد‌- بودن خود را ترک یا کرد و یا ... معرفی کنیم، این نشان می دهد که هویت ما خرده ملی است و نه ملی و در جایی این هویت‌یابی با مشکل مواجه شده است. زیرا تعریف هویت برحسب تعهد به عضویت در ملت، طبقه، حزب سیاسی یا ... بیانگر این است که هویت‌یابی‌ها چارچوبی ارزش‌گذار در اختیار ما می‌گذارند که اشیا، رفتارها و آیین‌ها صرفائ از طریق آن اهمیت می‌یابند و افراد بدون آن حیران و سرگردان خواهند بود. به طوری که پرسش شما که هستید؟ با ارایهء‌نام، ‌‌روابط خویشاوندی با دیگران، نقش اجتماعی و تعهدات و وفاداری‌ها پاسخ می یابد.
حال اگر این مسایل در پرتو قومیت باشد و نه ملیت، آیا می‌توان وحدت ملی یک جامعه را حفظ کرد؟
پر واضح است که چنین چیزی امکان ندارد. به این دلیل به نظر می رسد گسترش مشارکت در سطح ملی، راهکار مناسبی برای تضمین هویت ملی باشد.
از طرف دیگر اگر شهروندان در سطوح مختلف با جامعه ویا شهروندان دیگر مشارکت نداشته باشند یا به تعهدات شهروندی خود عمل نکنند، می توان نتیجه گرفت که هویت آن‌ها به درستی شکل نگرفته و نیز در آینده بحران‌های دیگری را تجربه خواهند کرد. زیرا عدم التزام آن‌ها به تعهداتشان، گاهی بیانگر احساس عدم تعلق به جامعه و یا عدم تاثیرگذاری مشارکت آن‌ها در جامعه است. به عنوان مثال، کسی که در انتخابات شرکت نمی‌کند یا اعتقادی به تاثیر رای خود بر ادامهء حیات جامعه ندارد و یا اصلائ تعلقی به جامعهء خود ندارد، که در هر دو حالت این فرد به دلیل عدم مشارکت با شهروندان دیگر، از یک واقعهء تاریخی و ملی دور شده و به همان نسبت کیستی او دچار تزلزل می‌شود.زیرا همهء ما به عنوان انسان‌های اجتماعی، وضعیت‌های متعددی داریم. مثل وضعیت جنسی، سنی، شغلی، ملی و... که جامعه برای هر وضعیت رفتارها و ایستارهایی را مشخص کرده، حال اگر ما علیه انتظارات جامعه عمل کنیم، شاید بتوانیم استقلالی انتزاعی را حفظ کنیم. اما مورد غضب و مقاومت‌های جامعه نیز قرار خواهیم گرفت و در حالت عکس آن با از دست دادن فردیت، تایید جامعه را به دست خواهیم آورد. با این حال اگرچه جامعه شخصیت و هویت ما را شکل می‌دهد، اما این امکان را نیز برای ما فراهم می‌کند که در شکل‌گیری جامعه مؤثر باشیم. به این ترتیب مشارکت چه در دستیابی به هویت جمعی و ملی و چه در تاثیرگذاری بر جهت حرکت جامعه و اهداف آن مؤثر خواهد بود و افراد می‌توانند از طریق آن هم تایید جامعه را به دست آورند و هم اهداف جامعه را آن‌طور که می‌خواهند تغییر دهند.
به عنوان مثال، مشارکت سیاسی را در نظر بگیرید. ما اگر در انتخابات شرکت کنیم با رای خود علاوه بر این‌که، قوت قلبی برای نمایندگان خود خواهیم بود و به آن‌ها با رای بالا، انگیزهء فعالیت بیشتری خواهیم داد. در نتیجهء این مشارکت احساس همکاری و تعلق به جامعه را نیز پیدا خواهیم کرد که این احساس، خود، در هویت‌یابی ما بسیار دخیل است. از طرف دیگر، اگر ما منتقد روند فعلی جامعه باشیم و یا از بعضی اهداف نظام رضایت نداشته باشیم، مجددائ از طریق حقوق شهروندی خود و تشکیل حزب سیاسی متناسب با اهداف خود می‌توانیم بر فرآیند حرکت جامعه تاثیر گذاشته و آن را آن چنان که می‌خواهیم حرکت دهیم که در این حالت هم، تعلق ما به یک حزب سیاسی می‌تواند در امر هویت‌یابی ما نقش ایفا کند. بنابراین، چه ما موافق برنامه‌های دولت خود باشیم و چه مخالف آن، با استفاده از حقوق شهروندی و داشتن مشارکت می‌توانیم بر آن نظارت داشته و در نتیجه اثردهی و اثرپذیری هویت و کیستی خود را نیز آن چنان که مطلوب جامعه و خود ماست پاسخ دهیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات