گروه سیاسى: حسین فدایى دبیرکل جمعیت ایثارگران معتقد است «انتخابات سوم تیرماه سال گذشته، ادامه فرآیند آرایش سیاسى انقلاب است.» او که با خبرگزارى فارس گفت وگو کرده است، ضمن انتقاد تلویحى از 16 سال گذشته، به تفکر کسانى پرداخت که «در درون نظام و در سیستم اجرایى معتقد بودند مى توانند با الگوهاى غربى و نسخه هاى صندوق بین المللى پول کشور را اداره کنند. این فکر و اندیشه در دولت هاى 16 سال گذشته تلاش زیادى داشت تا ثابت کند دین و گفتمان انقلاب اسلامى، پاسخگوى نیاز جامعه نیست بلکه این اندیشه غربى و لیبرالى است که مى تواند نیازهاى اداره جامعه را پاسخگو باشد.» او مى گوید: البته در دوم خرداد سال 76 نیز مردم میل به تحول، تغییر و اصلاح را از خود بروز دادند ولى آن جریان اصیلى که بتواند جواب این نیاز و میل به تحول و اصلاح مردم را بدهد نتوانست به خوبى سامان پیدا کند و لذا جریانى که ادامه دهنده آن مسیر اندیشه لیبرالى بود، آمد و سوار این موج خواسته مردم شد. درست است که ما در طول هشت سال بعد از سال 76 هم فرصت هاى عظیمى را از دست دادیم ولى بعد از این هشت سال مردم دوباره این میل به تحول و اصلاح بر اساس گفتمان انقلاب اسلامى را از خود نشان دادند و صحنه اى را آفریدند که براى همه شگفت آور بود.
رویکرد اصولگرایان در انتخابات
او درباره رویکرد جدید اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهورى مى گوید: یکى از کارهاى اصولگرایان نیز این بود که آنها در الگوى انتخابات، تغییراتى دادند و برعکس قبل که صف آرایى نیروهاى سیاسى در صحنه انتخابات مبتنى بر حضور دو کاندیداى مطرح از دو جریان سیاسى اصلى کشور بود، به این صورت تغییر دادند که با وارد کردن کاندیداهاى متعدد صحنه انتخابات را به نفع خود تنظیم و مدیریت کردند.
• تحلیلى از حضور هاشمى رفسنجانى در انتخابات
وى در خصوص حضور هاشمى رفسنجانى در انتخابات گفت: مردم پس از عملکرد هشت ساله دولت آقاى هاشمى به شدت میل به تغییر براى تحول و اصلاح داشتند. این میل به تغییر میل به تغییر فرد نبود بلکه میل به تغییر گفتمان بود ولى جریان دوم خرداد نگذاشت این اتفاق بیفتد و مانع تغییر گفتمان شد و آمد گفتمان گذشته را با پرچم توسعه سیاسى استمرار بخشید و هیچ تغییرى رخ نداد. ما خدمت خود آقاى هاشمى هم عرض کردیم که یک گرایش و خواست جدیدى در جامعه رواج یافته است که باید آن را پاسخ داد و در خوشبینانه ترین حالت از مدت ها قبل از انتخابات پیش بینى ما این بود که آقاى هاشمى راى زیادى نمى آورد و باید به خواسته مردم که توجه به انقلاب اسلامى است، پاسخ داد. اگر از ابتدا ما مشخص مى کردیم که چه فردى کاندیداى اصلى ما است، یک حجم سنگینى از تخریب علیه وى اعمال مى شد و چه بسا توان حضور و موفقیت در عرصه انتخابات را از دست مى داد و ارائه سبدى از کاندیداها باعث شد این تاکتیک احتمالى دشمن و رقبا نیز خنثى شود. او تاکید مى کند که کاندیداى حزب ایثارگران در انتخابات نهم پیروز نشد. زیرا «براى ما اینکه کدام کاندیدا برنده شود، خیلى مهم نبود که کدام یک از کاندیداهاى اصولگرا در انتخابات پیروز شود. براى ما مهم این بود که یکى از کاندیداهاى اصولگرا در انتخابات پیروز شود».
اختلافات در شوراى هماهنگى نیروهاى انقلاب
فدایى درباره اختلافات پیش آمده در شوراى هماهنگى نیروى هاى انقلاب گفت: «تا مقطعى از زمان سر این مسئله که ما یک فرد را به عنوان کاندیداى اصولگرایان مطرح نکرده بلکه سبدى از کاندیداها را معرفى کنیم، اتفاق نظر بود. از مقطعى دیگر از زمان، بعضى از دوستان نیل از سبد کاندیداها به سوى کاندیداى واحد را مطرح مى کردند که اختلاف سر این بود که کى این کار شود و تبعات سویى هم در نتیجه این اختلاف به وجود آمد.» او توضیح مى دهد: «همه این منطق مشترک را قبول داشتند که کسى را به عنوان کاندیداى واحد انتخاب کنیم که مقبولیت مردمى بیشترى داشته باشد. البته در تشخیص اینکه کدام یک از کاندیداها اصول را رعایت کرده و واقعاً اصولگرا باشد نیز چالش و نظراتى وجود داشت که بعضى از کاندیداها رعایت درست اصول را هم نمى کنند ولى این مسئله محل بحث چالشى جدى نشد. ما در بین نظرات مختلف براى زمان رسیدن به کاندیداى واحد یک یا دو هفته بعد از ثبت نام را مناسب دیدیم و مثلاً آقاى احمدى نژاد معتقد بود که باید در آستانه هفته آخر قبل از انتخابات کاندیداى واحد را انتخاب و معرفى کنیم.» او در خصوص انتخاب محمود احمدى نژاد در روزهاى آخر گفت: «ما در 72 ساعت آخر متوجه این مسئله شدیم ولى چون در اردیبهشت، موضع رسمى خودمان را اعلام کرده بودیم اگر در آن مقطع آخر، تصمیم خود را تغییر مى دادیم، ممکن بود یک اغتشاش و اختلاف جدید به وجود بیاید و بیانگر یک نوع سیاسى کارى باشد.»
ارزیابى از عملکرد دولت
فدایى درباره عملکرد دولت محمود احمدى نژاد مى گوید: اساساً آیا 10 ماه زمان مناسبى براى ارزیابى عملکرد یک دولت است؟ در این مدت حداقل دو الى سه ماه معطوف به انتخاب افراد و همکاران مى شود و دو الى سه ماه نیز معطوف به برنامه ریزى و سیاستگزارى مى شود و عملاً دو الى سه ماه بیشتر از این 10 ماه باقى نمى ماند و نمى شود ارزیابى درستى را از عملکرد دولت ارائه داد اما مى شود ارزیابى مناسبى را از رویکردهاى دولت ارائه داد. رویکردهایى را که دولت بر آن تاکید دارد و براساس آن در حال برنامه ریزى است، امروز قابل ارزیابى است. یکى از اصول مورد تاکید آقاى احمدى نژاد، عدالت خواهى است. مسئله دیگر بحث کار و تلاش و مجاهدت در مدیران اجرایى است که کاملاً مشهود است و دولت بسیار پرکار است و مسئله بعدى جهت گیرى دولت براى خدمتگزارى به مردم و همچنین مردمى بودن و ساده زیستى دولت است که کاملاً مشخص است. در مقام ارزیابى رویکردها و نه عملکردها مى گویم که این رویکردها درست و صحیح است که خواسته عمومى مردم، خواسته اصلى رهبرى، نظام و امام راه حل و مبتنى بر گفتمان اصیل انقلاب اسلامى است. او در پاسخ به این سئوال که در ترکیب هیات دولت عنوان مى شود برخى وزرا متمایل به آقاى هاشمى رفسنجانى هستند و برخى کاندیداى شوراى هماهنگى اما از میان جمعیت ایثارگران کسى نیست، گفت: شوراى هماهنگى را نباید به گروهى مشخص نسبت داد و به نظر من این مسئله درست نیست. شوراى هماهنگى دورانش به سر رسیده، وظایفش را نیز انجام داده و در انحصار دسته و گروه و شخص خاصى هم نبود. در مورد ترکیب کابینه و نقش گروه و دسته و حزب نیز نمى توان قایل به دسته بندى دقیقى شد چون همه سلایق در دولت وجود دارد و همه یک گفتمان مشترک دارند و نباید آن سلایق مختلف آرام آرام به سمت صف آرایى پیش برود و اگر این اتفاق افتاد یقیناً گفتمان انقلاب اسلامى به خطر خواهد افتاد. رئیس جمهور نیز براساس همین گفتمان، ترکیب کابینه را تنظیم کرده و اگر کسى از اعضاى کابینه این گفتمان را نادیده بگیرد به زعم من در کابینه جایى نخواهد داشت. البته ممکن است کسى در کابینه از کارآمدى لازم برخوردار نباشد اما موضوع صحبت من در مورد دیدگاه مشترکى است که در بین اعضاى هیات دولت وجود دارد. با این نگاه اگر دنبال مصادیق برویم خیلى اختلاف نظر نمى بینم و تفاوتى ندارد که یک عضو هیات دولت، جزء جمعیت ایثارگران یا از اعضاى جامعه مهندسین، جمعیت موتلفه و... باشد.