على نیکونسبتى
چندى است که بخشى از اصلاح طلبان که اکنون از قدرت نیز خارج شده اند، انتقاد گسترده اى را علیه انجمن هاى اسلامى دانشجویان آغاز کرده اند. واقعیت این است که این تقابل میان دانشجویان و سیاستمداران براى اولین بار نیست که به وقوع مى پیوندد و بى شک آخرین نمونه آن نیز نخواهد بود و از همین روى شناخت دلایل این انتقادها خالى از لطف نخواهد بود.اکثر نقدهایى که از سوى این اصلاح طلبان صورت مى گیرد را مى توان معطوف به بحث هویت اسلامى در انجمن هاى اسلامى دانشجویان دانست که پیش از این از موسوى خوئینى ها تا مشارکتى ها از آن یاد کرده اند.در کشورى که اسلام یکى از ارکان اصلى فرهنگى اش را تشکیل مى دهد بحث مسلمان بودن فعالان عرصه سیاسى و اجتماعى سابقه طولانى دارد و از سیدجمال الدین اسدآبادى تا بسیارى از فعالان کنونى به بى دینى محکوم شده اند و بسیارى در سال هاى گذشته کوشیده اند با متهم کردن مخالفان خود به بى دینى از نفوذ آنان در میان توده مردم جلوگیرى کنند.اما در این میان یک سئوال اصولاً بى پاسخ مى ماند که منظور از اسلام چیست و مولفه هاى عمل اسلامى چیست؟مسلماً نمى توان پاسخى براى این سئوال یافت که مورد قبول همگان باشد و اتفاقاً این مسئله تنها مسئله انجمن هاى اسلامى نیز نیست. آقاى شیرزاد در قسمتى از مقاله خود مى نویسد: «چگونه مى توان پذیرفت که دانشجویى که نه در تفکر و نه در عمل روزمره خود کمترین پایبندى به تفکر و رفتار دینى ندارد، به دلیل ضرورت مبارزه سیاسى نام و عنوان انجمن اسلامى را با خود یدک کشد.» ایشان در حالى این مطلب را بیان مى کنند که خود از ارائه هر ملاکى در زمینه دیندارى افراد ناتوان اند و مانند سایر منتقدین دلیلى براى این حرف خویش ارائه نمى کنند ضمن این که جاى این سئوال را نیز باقى مى گذارند که چرا تمامى این منتقدین پس از خروج از قدرت به یاد این مسئله افتاده اند. بله، واقعیت این است که رفتار دانشجویان انجمنى در عمل و اعتقاد به مسائل دینى تفاوت چندانى نکرده است و آنچه تفاوت جدى کرده فاصله گرفتن آنان از اصلاح طلبان و انتقاد به رفتار آنها است و از همین رو است که علل این انتقادات را در جاى دیگرى باید جست.ریشه بسیارى از این انتقادات را باید در فاصله گرفتن دانشجویان از اصلاح طلبان دانست. اختلافاتى که به قبل از انتخابات اخیر ریاست جمهورى بازمى گردد.رفتار اصلاح طلبان در کوبیدن بر طبل تغییر ایدئولوژى دانشجویان را مى توان به نوعى فرار به جلو نیز دانست.چرا که در واقع آنچه اصلاح طلبان حکومتى چند سالى از آن به عنوان تغییر ایدئولوژى دانشجویان یاد مى کنند سئوال دانشجویان انجمنى است که از آن پرسیده اند: شما گفتید اصلاح طلبید پس اصلاح طلبى تان کو؟ و این بار دانشجویان انجمنى در عمل، اسلامى را مى جویند که در آن جمع میان اسلام و دموکراسى، اسلام و حقوق بشر ممکن باشد و در پى حل معادله اى هستند که اصلاح طلبان حکومتى نشان دادند فقط تفریق آن را بلد هستند و در جمع آن عملاً ناتوان هستند.