تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۰  ، 
کد خبر : ۸۲۲۳۲
به مناسبت روز جهانى مبارزه با مواد مخدر

یک ربع قرن مبارزه با اعتیاد


دکتر محمود توکلى / پزشک و کارشناس مسائل اعتیاد سازمان بهزیستى کشور
قاچاق مواد مخدر در دنیا درآمدى معادل 400میلیارد دلار ایجاد مى کند. به عبارت دیگر دومین فعالیت پرسود اقتصادى بعد از صنعت اسلحه سازى به شمار مى رود. درآمد حاصل از مواد مخدر مشابه درآمد حاصل از صنعت اتومبیل سازى یا داروسازى یا صنعت بانکدارى است. تجارت مواد مخدر صنعتى است که نه مرز دارد نه ملیت. باندهاى جنایتکار آن را به صورت چند ملتى اداره مى کنند. قاچاق به صورت تجارتى سازمان یافته شکل گرفته است که سرمایه کلانى را جابه جا مى کند. نیروى انسانى قابل ملاحظه اى را به کار مى گیرد و از نیروهاى متخصص با به فساد کشاندن یا تهدید و اعمال نفوذ استفاده مى کند. باندهاى جنایتکار مانند کارتل هاى کوکائین کلیمى و مکزیکى، قاچاقچیان هنگ کنگى و تایوانى و چینى کزانتراسیسیلى (Cosa Nostrasicilem) و مافیاى روس و اروپاى شرقى اداره این بنگاه عظیم تجارى را بر عهده دارند. آمارهاى رسمى حکایت از افزایش شیوع اعتیاد در کشور جمهورى اسلامى ایران در یکى دو دهه اخیر دارد. طبق آخرین تحقیقاتى که توسط وزارت بهداشت و با همکارى UNODC صورت گرفته 000/761/3 نفر مصرف کننده مواد افیونى از جمله تریاک، شیره، هروئین و به ویژه مورفین وجود دارد که از این تعداد 000/313/3 نفر بیش از یک سال بود که مواد مصرف مى کردند و 000/547/2 نفر مصرف مشکل آفرین (سوءمصرف یا وابستگى) داشتند که000/390/1نفر آنها در حد سوء مصرف (abuse) به معناى اخص کلمه و در 000/157/1 نفر آنها در حد اعتیاد یا وابستگى (dependence) بود. همچنین000/214/1 نفر مصرف کننده تفننى تلقى شدند. بر اساس ارزیابى سریع وضعیت سوء مصرف مواد در ایران (RSA) مشخص شد که در سال هاى اخیر میزان رشد متوسط سالانه بروز سوءمصرف مواد 8 درصد و مصرف تزریقى33درصد بوده است. همچنین طبق آخرین ارقام سال 1382 که توسط وزارت بهداشت منتشر شده است در مورد مصرف کنندگان تزریقى رقم 242 هزار نفر و معتادان تزریقى 85هزار نفر مى رسیم. بر طبق نتایج این بررسى شایع ترین موارد مصرف شامل تریاک، هروئین و حشیش بود. افزایش شیوع مصرف مواد در زنان و کاهش میانگین سن شروع مصرف از دیگر یافته هاى این تحقیق بود. چنانچه بخواهیم به صورت فشرده رویکردهاى مبارزه با اعتیاد را در کشور جمهورى اسلامى ایران طى 25 سال گذشته و در مقطع پس از انقلاب اسلامى مورد بررسى قرار دهیم به طور مشخص به دو برهه زمانى و یا تاریخ عطف در گذشته مى رسیم که یک دوره آغاز انقلاب اسلامى سال 58 تا سال 1370 را شامل مى شود و دیگرى تاریخ زمانى بین سال هاى 1370 تا امروز را در بر مى گیرد. این تقسیم بندى از آن جهت اهمیت مى یابد که با دو رویکرد متفاوت و بارز در این دو مقطع زمانى در امر مبارزه با پدیده اعتیاد روبه رو مى شویم:
انقلاب اسلامى و آرمان گرایى
تغییرات بنیادین پس از انقلاب اسلامى در سال 58 دگرگونى هاى اساسى را در باورها، ارزش ها و رفتارهاى فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى جامعه ایران به دنبال دارد و طى این دوره پدیده اعتیاد اعم از قاچاق و مصرف جرم و امر خلاف قانون و بالاتر از آن در تقابل با ارزش هاى انقلاب اسلامى امرى مطرود و غیر قابل قبول در ذهنیت عمومى جامعه تلقى شده و مرتکبین در خط امپریالیسم و جزء ایادى و مزدوران خارجى محسوب مى شوند و در اثر همین ذهنیت سیاستگزارى و برنامه ریزى مبارزه با پدیده اعتیاد عمدتاً بر حذف و ریشه کنى این بلاى اجتماعى تاکید دارد. در سال 1359 تولید، نگهدارى، حمل و نقل، داد و ستد و مصرف هرگونه مواد غیرقانونى اعلام شده و به معتادان شش ماه فرصت داده شد تا براى ترک اقدام نمایند. در همان سال ها ستاد هماهنگى مبارزه با مواد مخدر تاسیس و مجازات هاى سنگین براى قاچاقچیان و معتادان به اجرا گذاشته مى شود. به دنبال تصویب این قانون بیمارستان ها و مراکز درمانى ترک اعتیاد وابسته به وزارت بهدارى و بهزیستى تعطیل مى شود و وزارت بهدارى وقت پرداختن به این موضوع را نیز از جمله وظایف خود حذف مى نماید و پس از آن اردوگاه هاى بازپرورى و کار معتادین زیر نظر سازمان زندان ها تاسیس و اداره مى شود و در سال 1362 طبق مصوبه هیات وزیران این اردوگاه ها به سازمان بهزیستى منتقل مى شود تا با نگرشى جامع تر و براساس الگوهاى بازپرورى معتادان توانبخشى شوند. تا سال 1367 اقدامات صورت گرفته براى معتادان عمدتاً به فعالیت هاى مقابله با عرضه اختصاص دارد و میزان کشفیات مواد مخدر طى این سال ها شامل 337تن است که نزدیک به 34 درصد این مواد مربوط به کشف تریاک، 8 درصد مورفین،2 درصد هروئین و 9 درصد حشیش است. پس از این سال ها است که دو نگرش در امر مبارزه با اعتیاد در مسئولان مملکتى شکل مى گیرد که یکى مبتنى بر تشدید مجازات ها و کنترل عرضه مواد استوار است و دیگرى به اقدامات آموزشى، فرهنگى و تربیتى مى اندیشد.
2-رویکرد کاهش تقاضا و برنامه راهبردى پنج ساله (1383-1379) بررسى قوانین و سیاست هاى امر مبارزه با اعتیاد در دوران پس از سال هاى 1370حضور بیشتر متخصصان علوم پزشکى، تربیتى و روانى اجتماعى را در برنامه هاى کاهش تقاضا و باز شدن این مقوله در برنامه هاى رایج در مقایسه با فعالیت هاى کاهش عرضه که عمدتاً نظامى، امنیتى و قضایى است نشان مى دهد. در سال هاى اخیر عمده این فعالیت ها توسط سازمان بهزیستى کشور و در حوزه معاونت امور فرهنگى و پیشگیرى صورت پذیرفته است. اداره کل اعتیاد که در ساختار تشکیلاتى این سازمان دیده شده است طى سال هاى اخیر برنامه هاى زیادى را به اجرا درآورده است. طى همین سال ها وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى عمدتاً در حوزه معاونت سلامت و با تاسیس اداره پیشگیرى از سوء مصرف مواد به جمع مراجع سیاستگزارى، برنامه ریزى و اجراى برنامه هاى کاهش تقاضا پیوسته است. کاهش تقاضا خود سه برنامه جامع و کلى را شامل مى شود که از جمله آنها به پیشگیرى، درمان و کاهش آسیب مى توان اشاره کرد:
1- برنامه هاى پیشگیرى از اعتیاد
این برنامه ها از سال 1373 توسط معاونت امور فرهنگى و پیشگیرى از سازمان بهزیستى کشور به صورت منطقه اى و در چند استان کشور و با مشارکت کلیه دستگاه ها و سازمان هاى دولتى و غیردولتى دخیل در امر اعتیاد طراحى و اجرا گردیده است. یکى از بارزترین نقاط قوت این برنامه، تنظیم برنامه با تکیه بر منابع انسانى هر منطقه بوده است که جنبه اى کاملاً منحصر به فرد به آن بخشیده است. هدف از اجراى این برنامه کاهش بروز و شیوع سوء مصرف مواد، افزایش آگاهى هاى عمومى از مضرات سوء مصرف مواد و به طور کلى ارتقاى سلامت روانى اجتماعى جامعه هدف بوده است و آن به وسیله طرق ذیل ممکن مى گردد:
الف- تقویت عوامل محافظ: شامل اعتماد به نفس، تاب آورى، آسایش، کیفیت زندگى، روابط ایمنى بخش، حمایت، سازگارى، سلامت هیجانى، معنوى، روانى و اجتماعى، عادات زندگى سالم، استراحت کافى و زندگى مفرح و مشارکت در فعالیت ها و سیاست هاى مربوط به سلامت.
ب- کاهش عوامل خطر: شامل فشار و رنج، اضطراب، افسردگى، ناامیدى، خشونت، نگرش هاى منفى، کار استرس زا، بدرفتارى، سوء مصرف مواد و خودکشى، ارزش هاى بى ثبات و تزلزل.
ج- کاهش نابرابرى ها: شامل وضعیت شغلى، فقر، تبعیض قومى، تبعیض جنسى، معلولیت جسمى یا روانى و محدودیت منطقه اى و جغرافیایى، نابرابرى در برخوردارى از فرصت ها و منابع. لازم به ذکر است که برنامه هاى پیشگیرانه اجتماع محور در محیط هاى مختلف از جمله کارخانه ها، محیط هاى کارگرى، سربازخانه ها، مدارس و محله ها انجام مى گیرد. مدارس یکى از کانون هاى بسیار مهم جهت انجام فعالیت هاى آگاه سازانه و پیشگیرى از سوءمصرف مواد هستند چرا که تحقیقات نشان داده است درصد قابل توجهى از جمعیت مصرف کننده یعنى حدود نیمى از معتادان کشور (7/54 درصد) در فاصله سنى 22-17 سال مصرف مواد را آغاز کرده اند. همچنین برخى مطالعات دیگر که جهت ارزیابى برنامه هاى پیشگیرانه در استان هاى محل اجراى طرح از جمله کرمانشاه انجام شده است نشان دهنده موثر بودن این نوع از برنامه ها بوده است به طورى که برخلاف انتظار نسبت به کسب نتیجه اى مثبت در مدت زمان کوتاه، میزان تست اوپیوم در آزمایشگاه مواد مخدر استان که خود یکى از نشانگرهاى وسعت مشکل اعتیاد در منطقه است، از 18/4درصد به1/2 درصد رسیده است.
درمان و بازپرورى معتادان
تاریخچه فعالیت هاى کاهش تقاضاى مواد در ایران به اقدامات درمانى که در حدود دهه 1340 براى درمان معتادان به تریاک آغاز شد بازمى گردد. لیکن در تمامى این سال ها، کشور فاقد برنامه مدون و منسجم کاهش تقاضا بوده است. در سال هاى نخستین پس از انقلاب اسلامى همان طور که پیشتر شرح آن رفت با دیدگاه هاى آرمانى و بلندپروازانه اى روبه رو بودیم که در اثر آموزه هاى انقلاب اسلامى همچون عدالت، رفع فقر و تبعیض و نفى بردگى و اسارت انسان ها که اصولى و صحیح نیز به نظر مى رسیدند روبه رو بودیم، ولى مى بایست در طراحى نظام ارزشى و هنجارهاى آن دوران نوعى مهندسى ارزش تعدیل شده را به کار مى گرفتیم و از جنبه هاى علمى و فنى موضوع به راحتى گذر نمى کردیم. البته در این میان دیدگاه هایى نیز وجود دارد که قابل اعتنا هستند من جمله اینکه رویکرد درمانى به سوءمصرف مواد متضمن این پیام است که اعتیاد و مشکلات مرتبط با آن ناشى از خطا و اشتباه فرد معتاد نیست، یا وى هیچ گونه مسئولیتى در قبال اعمالى که منجر به اعتیاد او شده است یا از اعتیاد وى نشات گرفته است، ندارد. به عبارت دیگر درمان صرفاً براى کمک به مصرف کننده مواد است و نه جامعه. مردم و دولت ها از خود مى پرسند که چرا جامعه باید منابعش را صرف افرادى کند که به جامعه آسیب مى رسانند(UNODC3.2003). از طرفى تحقیقات جدید و محاسبات امروزین نشانگر این موضوع است که با هر یک دلارى که خرج درمان مى شود، به میزان 4 تا 7 دلار از هزینه هاى جرائم مرتبط با مواد و هزینه هاى دستگاه قضایى و زندان کم مى شود. درمان موجب کاهش تزریق وریدى مواد (Intravenous drug Injection) و در نتیجه کم شدن خطر ابتلا به ایدز و هپاتیت B و C مى شود. همچنین درمان باعث بهبود وضعیت خانواده و زندگى اجتماعى مى شود و توانایى شغلى را افزایش مى دهد. و (UNODC3.2003) تجربیات کشورها نشان مى دهد که اگر به جاى درمان، گزینه زندان یا اردوگاه (Boot camp) دنبال شود، نتایج مثبتى به بار نمى آید، چرا که احداث زندان و اردوگاه به مراتب پرهزینه تر و اداره کردن آن بسیار پرخطر است، لذا زندان حتى به فرض اینکه اثربخش هم باشد، به هیچ روى انتخابى صرفه مند نیست ولى درمان به میزان قابل توجهى کم خرج و به صرفه است.
نکته مهمتر این است که مطالعات نشان مى دهد 70 تا 98 درصد از محکومان مرتبط با مواد مخدر که در طول محکومیت، درمانى دریافت نکرده اند در عرض یک سال پس از آزادى از زندان، مجدداً دچار سوءمصرف شده و بیش از نیمى از آنان در ظرف همین مدت با جرائم مرتبط با مواد دوباره زندانى شده اند. شواهد چندانى دال بر اثربخش بودن زندان در تغییر رفتار این افراد وجود ندارد. علاوه بر این، تجربیات جهانى نشان مى دهد که ازدحام زندان اثر نامطلوبى بر سلامت زندانیان دارد. از جمله این آثار مى توان به شیوع بیمارى هایى از قبیل ایدز اشاره کرد که ممکن است در جامعه نیز گسترش یابد. (UNODC3.2003) از طرف دیگر انتخاب نکردن گزینه درمان موجب ادامه مصرف مواد و سوق یافتن به سمت شیوه هاى خطرناک تر مصرف از جمله تزریق مى شود. میزان مرگ و میر در معتادان تزریقى بیش از 17 برابر جمعیت مشابه به لحاظ سنى و جنسى اما غیرمعتاد است، به عبارت دیگر میزان مرگ و میر در میان معتادان تزریقى بین 3 تا 4 درصد است (WHO,1998). یکى از عوامل کلیدى در موفقیت و بهروزى برنامه هاى درمانى اعتیاد «پذیرندگى درمان Compliance» است. بدین مفهوم که اعتیاد یک بیمارى «زیستى، روانى و اجتماعى» و پیچیده و مزمن است و در بیمارى هاى مزمن درمان مقطعى و کامل امرى دست نیافتنى و غیرممکن است. از خصوصیات بیمارى هاى مزمن (Chronic disorders) همچون فشار خون، دیابت و آسم نیز پذیرندگى پایین است که معمولاً کمتر از 40 تا 60 درصد موارد است. معمولاً طرز تلقى در مورد اعتیاد متفاوت است. رویکردهاى درمانى نیز اغلب بر اساس این واقعیت که اعتیاد بیمارى اى مزمن است، طراحى نشده است. تنها استثناهاى این قاعده درمان نگهدارنده با متادون و گروه هاى خودیارى است.
اغلب درمان هاى دیگر به دوره هاى مراقبتى حاد محدود مى شود. در پایان دوره، بیمار مرخص مى شود و به جامعه بازمى گردد. به عبارت دیگر با معتادان همچون بیمار جراحى شده برخورد مى شود. ارزیابى اثربخشى 6 تا 12 ماه بعد انجام مى شود، چرا که انتظار مى رود درمان کوتاه مدت اعتیاد به کاهش مداوم علایم متعاقب ختم درمان منجر شود. به عبارت دیگر تصور مى شود این اقدامات محدود موجب خشکاندن ریشه هاى اعتیاد مى شود و در پى آن بهبود دائمى فرد رخ مى دهد. (UNODC3.2003) از نیمه دوم سال 1357 تدریجاً واحدهاى درمان سرپایى معتادان با هدف ارائه خدمات درمان سرپایى براى معتادان داوطلب ترک، از طریق سازمان بهزیستى در مراکز استان ها تاسیس شدند. در حال حاضر مجموعاً بیش از 80 واحد، درمان سرپایى معتادان در سراسر کشور را به عهده دارند. واحدهاى مذکور با دراختیار داشتن بیش از 400 روانپزشک، پزشک عمومى، روانشناس بالینى و مددکار اجتماعى و تاکید بر درمان هاى غیردارویى به خصوص درمان هاى گروهى معتادان و خانواده آنان ارائه خدمات مددکارى اجتماعى، روانشناختى، روانپزشکى، طبى و پیگیرى پس از ترک، امکان معالجه معتادان را در بطن جامعه فراهم مى کنند.» همچنین در ساختار اجرایى و تشکیلاتى وزارت بهداشت نیز مراکزى جهت ارائه خدمات درمانى و بازتوانى به معتادان تاسیس شده است که از جمله آن مى توان به تاسیس 50درمانگاه سرپایى اعتیاد در معاونت هاى درمان دانشگاه هاى علوم پزشکى کشور اشاره کرد.
•درمانگاه هاى درمان نگاهدارنده با متادون (Methadone maintenance treatment)
همان طور که پیشتر توضیح آن رفت، اصولاً اعتیاد یک بیمارى مزمن با عودهاى مکرر است و بحث سم زدایى به تنهایى نقش بسیار اندکى در درمان کامل این پدیده دارد. زمانى درمان اعتیاد موثر قلمداد مى شود که از داروهاى جایگزین در درمان آن استفاده شود و همچنین با پیگیرى هاى مستمر پس از ترک و درمان هاى غیردارویى و برگزارى جلسات گروه درمانى و خانواده درمانى همچنین پیگیرى بیماران در ساختار درمان هاى غیردارویى همچون آموزه ها و قدم هاى اصلاح رفتارى NA زمینه مانایى و پایدارى بیشتر بیماران روى ترک را برقرار ساخت. متادون دارویى شبه افیونى است که به طور صنعتى تولید مى شود. این دارو از اواسط دهه 1960 براى درمان نگاهدارنده مصرف کنندگان افیونى با موفقیت به کار رفته است. این دارو، با ایجاد سطح ثابت خونى، نشئگى ایجاد نمى کند و پس از مدتى مصرف باعث ایجاد تحمل نسبت به سایر مواد افیونى مى شود بنابراین در صورت سوءمصرف جانبى نیز مواد افیونى تاثیر نشئه آور در فرد نمى کنند. مصرف متادون در بیماران معتاد مزایاى بسیارى دارد همچون کاهش بار میزان مرگ و میر میان معتادان، باقى ماندن بیماران در درمان، کاهش مصرف مواد غیرقانونى، کاهش ارتکاب جرائم، کاهش ابتلا به ایدز، کاهش چشمگیر رفتار تزریقى، کاهش رفتارهاى پرخطر جنسى، صرفه مندى اقتصادى براى بیمار و جامعه، کاهش افسردگى، افزایش حس بهروزى و رضایت جسمانى، کاهش مصرف داروهاى متفرقه، افزایش میزان اشتغال و کاهش مصرف الکل. اصولاً درمان نگاهدارنده متادون در بیماران با وابستگى شدیدتر نتایج درمانى بهترى داشته است. استفاده از سایر روش هاى درمان در کنار درمان با متادون و نیز افزایش خدمات سطح بالاى اجتماعى و انطباق روش هاى عمومى درمان با نیازهاى فردى، میزان موفقیت درمان را بالا مى برد.
برنامه ها و فعالیت هاى کاهش آسیب (Harm Reduction)
تعریف مناسب کاهش آسیب عبارت است از سیاست یا برنامه اى که در جهت کاهش عواقب منفى بهداشتى، اجتماعى و اقتصادى مصرف مواد طرح ریزى شده باشد، هر چند که مصرف کننده مواد به مصرف خود ادامه دهد.
اقدامات کاهش آسیب شامل موارد زیر است:
1-آموزش درخصوص مضرات تزریقى مواد، کنترل مصرف شیوه هاى ضدعفونى کردن وسایل تزریق، شیوه هاى ضدعفونى کردن پوست و آموزش رفتار سالم در ارتباط جنسى.
2- جایگزینى با مواد کم خطرتر مثل جایگزینى مصرف تزریقى هروئین با مصرف کنترل شده و خوراکى متادون یا سایر داروهاى مشابه افیونى که موجب کاهش قابل توجه عوارض مصرف مى شود.
3- دسترسى آسان و رایگان به کاندوم براى جلوگیرى از انتقال بیمارى هایى نظیر ایدز و هپاتیت از راه جنسى.
4-انجام واکسیناسیون هپاتیت بیماران معتاد در مراکز بهداشتى.
درمانگا ه هاى مشاوره بیمارى هاى رفتارى (درمانگاه هاى مثلثى)
این درمانگاه ها زیر نظر مرکز مدیریت بیمارى ها در برخى از استان هاى کشور تاسیس شده اند. بر طبق آمارهاى انتشار یافته وزارت بهداشت تاکنون 21 درمانگاه مشاوره بیمارى هاى رفتارى شروع به کار کرده است. اولین و شاید فعال ترین درمانگاه مثلثى در کرمانشاه و در مهر 1379 شروع به کار کرد. در تهران نیز دو درمانگاه مشاوره بیمارى هاى رفتارى در حال فعالیت است.
این مراکز به اقداماتى در جهت کاهش آسیب هاى ناشى از اعتیاد تزریقى، درمان بیمارى هاى مقاربتى و مراقبت و حمایت از مبتلایان به ایدز مى پردازند. هر سه این اختلالات و بیمارى ها از راه رفتارهاى پرخطر به افراد منتقل مى شوند و مى توان آنها را نوعى اختلال رفتارى به شمار آورد. با مجموع کردن این سه در یک واحد مى توان خدمات جامع و ادغام یافته اى را به بیماران ارائه داد. این امر همچنین از زده شدن برچسب هاى منفى به مراجعان جلوگیرى مى کند. طرح کاهش آسیب در معتادان خیابانى و جمعیت پرخطر وابستههدف از اجراى این طرح کاهش انتشار ویروس ایدز در سن معتادان خیابانى و جمعیت پرخطر مرتبط با آنها است. با انجام این طرح مى توان به این گروه پرخطر و دور از دسترس نظام درمانى، کمک هاى بهداشتى، پزشکى و اجتماعى اولیه و ضرورى را ارائه داد و به تدریج آنان را جذب نظام هاى درمانى و تامین اجتماعى کرد. هم اکنون در سطح کشور و به ویژه در سطح شهر تهران چندین مرکز DIC و یا کاهش آسیب در مناطق حاشیه اى و پرخطر که تراکم جمعیت آسیب پذیر معتادان تزریقى را داریم توسط سازمان بهزیستى کشور و وزارت بهداشت راه اندازى شده است.
نتیجه گیرى

از کلیه مباحث بالا مى توان این گونه نتیجه گیرى کرد که طى دو دهه گذشته سیاست هاى مبارزه با مواد مخدر و پدیده اعتیاد در مقطع زمانى قابل ارزیابى است. در دهه اول تفوق سیاست هاى کاهش عرضه و نگاه امنیتى، جرم انگارى و قضایى را شاهد هستیم و بیشتر منابع و امکانات کشور صرف این رویکرد شده است. اگرچه تلاش هاى جمهورى اسلامى ایران در این زمینه قابل اعتنا به نظر مى رسد و تاکنون در این زمینه بیش از 3200 شهید تقدیم شده است و صدها میلیون دلار صرف مبارزه با قاچاقچیان، کنترل مرزها و هزینه هاى زندان و غیره کرده ایم. ولى عواید چندانى را شاهد نبوده ایم. در سال 2001 بیش از 300 هزار نفر با جرائم مربوط به مواد مخدر دستگیر شده اند و تعداد کل زندانیان مواد مخدر حدود 47 درصد کل زندانیان در ایران است. در دهه دوم رویکرد نظام جمهورى اسلامى ایران کمى منعطف به سیاست هاى جرم زدایى، قضازدایى از پدیده مصرف و به طور کلى معطوف به سیاست هاى کاهش تقاضا بوده است. در رویکرد مربوط به کاهش تقاضا انجام برنامه هاى پیشگیرانه و آگاه سازانه در جامعه را در استان هاى مختلف کشور در سطح مدارس، کارخانه ها، سربازخانه ها و سایر اجتماعات محلى دنبال کرده ایم که هنوز ارزیابى جامعى درخصوص بررسى هزینه فایده و هزینه اثربخشى برنامه هاى اجتماع مدار در کشور صورت نگرفته است ولى مطالعات جهانى اثرات ضد و نقیضى از سودمند بودن این برنامه ها را نشان داده اند. در برخى مطالعات به جنبه هاى اثربخش بودن تاکید شده است و در پاره اى از مطالعات سودمند بودن اجراى برنامه هاى اجتماع مدار مورد شک و ابهام قرار گرفته است.
در مباحث درمانى نیز در چند ساله اخیر گسترش درمانگاه هاى سرپایى درمان معتادان خودمعرف در سطح سازمان بهزیستى کشور، وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکى و سازمان زندان ها را شاهد بوده ایم که خدمات بسیارى را پیش پاى متقاضیان گذاشته اند و همچنین توسعه تشکل ها و جمعیت هاى مبارزه با مواد در بخش خصوصى و در سطح جامعه مدنى، گروه هاى خودیارى از جمله NA، تولدى دوباره و کنگره 60 و گسترش فعالیت این گونه انجمن ها که حتى در مباحث درمانى غیردارویى و شبانه روزى نیز با دایر کردن کمپ هاى مختلف در سراسر کشور خدمات ارزنده اى به متقاضیان ارائه مى دهند شاهد هستیم. هم اکنون با جنبش عظیم مردمى NA و گروه هاى خودیارى اعضاى خانواده هاى معتادان در کشور روزبه روز در حال گسترش است که مسئولیت دولت را در این زمینه در جهت تقویت این نهادها و انجمن هاى نوپا بیش از پیش ضرورى مى سازد. مسلم است که با صرف رویکردهاى دولتى و تخصص مدار که هزینه بر، محدود و مبتنى بر حضور متخصصان در کلینیک ها و بیمارستان ها و غیره است و هزینه زیادى را نیز به نظام سلامت کشور تحمیل مى کند نمى توان مبارزه جامع و همه جانبه اى را سامان داد و باید در این زمینه از پتانسیل حرکت هاى مردمى استقبال کرد. اما با همه این تلاش ها که جاى تقدیر دارد، هنوز رشد اعتیاد 8 درصدى را در کشور شاهد هستیم.
الگوى مصرف مواد از سنین بالا به سمت درگیر نمودن جوانان و نوجوانان و همچنین افزایش شیوع اعتیاد در بین خانم ها و نوع مواد مصرفى از تریاک به انواع بسیار مضر و پرخطرتر همچون هروئین، کراک و... را شاهد هستیم که به وسیله تزریق صورت مى گیرد و هم اکنون یکى از دلایل مهم گسترش ایدز در کشور تزریق موادمخدر است. اما با این همه کمتر به دلایل و زمینه یابى رشد و گسترش پدیده اعتیاد در کشور پرداخته شده است و مشخص نیست که چرا با همه این برنامه ها و صرف هزینه هاى میلیون دلارى در کشور شاهد رشد و گسترش این پدیده هستیم. در همین زمینه آقاى جلایى پور جامعه شناس و محقق معتقد است: «معمولاً در عرصه عمومى شش علت عمده را در رشد و گسترش پدیده اعتیاد در کشور مهم قلمداد مى کنند و آن علت هاى شش گانه عبارتند از: رشد فزاینده جمعیت در دو دهه اخیر، فضاى تنش زاى زندگى در ایران، فقر، قدمت 300 ساله مصرف مواد مخدر در ایران، همجوارى ایران با کشور افغانستان محل اصلى تولید تریاک در جهان و توطئه کشورهاى متخاصم که با انقلاب اسلامى دشمنى دیرینه دارند.» اما با این همه ایشان معتقدند اگر چه علل فوق همگى جزء عناصر مهم رشد و گسترش این پدیده هستند ولى جزء «علل موثر» محسوب نمى شوند. بنابراین در پایان باید گفت اگرچه فعالیت هاى انجام شده درخصوص پدیده مبارزه با اعتیاد در حال انجام است ولى چنانچه این برنامه ها مبتنى بر تحقیقات بنیادین نباشند نمى توان انتظار توفیق زیادى را در این زمینه داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات