تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۶  ، 
کد خبر : ۸۲۲۶۷
دکتر حسین رفیعی:

از بورژوازی ملی دفاع می‌کنیم

کیوان مهرگان مقدمه: نحله فکری و سیاسی ملی- مذهبی‌ها اگرچه از انتخابات ریاست جمهوری دورهء هفتم با این تابلو به فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی خود هویت تازه‌ای بخشیدند; اما در بیان ریشه‌های تشکیل این جریان به مبارزات تاریخی گذشتهء ملت ایران اشاره می‌کنند. دکتر حسین رفیعی، استاد شیمی دانشگاه تهران و یکی از تئوریسین‌های این جریان دربارهء هر مساله اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از منظر «توسعه» بحث می‌کند. او دربارهء پایگاه اجتماعی و تحلیل مفهوم طبقه نزد جریان ملی- مذهبی از همین روش کمک می‌گیرد و در این باره نظرات خود را بیان می‌کند. «بورژوازی ملی» و دفاع از این طبقه شاه بیت بحث دکتر حسین رفیعی است.

*جایگاه تعریف طبقه در فعالیت جریان سیاسی کجاست؟
**فعالان و احزاب سیاسی چه بدانند و چه ندانند، مدافع منافع طبقاتی بخشی از جامعه هستند; البته ممکن است ارتباط ارگانیک با آن طبقه نداشته باشند، ولی از لحاظ فکری و منافع اقتصادی- اجتماعی وابسته به آن طبقه هستند. هرچند در ایران این روابط شفاف نیست.
*آیا یک حزب بدون تعریف منافع طبقاتی خود می‌تواند به حیات سیاسی خود ادامه بدهد؟
**در کشورهای پیشرفته نمی‌شود. ولی در ایران به دلیل عدم شفافیت جایگاه طبقاتی مردم و احزاب این کار شده و می‌شود یا مدت‌ها توهم‌آمیز می‌شود.
*کدام یک از احزاب سیاسی معاصر براساس تعریف منافع طبقاتی، فعالیت خود را ساماندهی کرده‌اند؟
**حزب توده پس از 1320 هرچند با درک غلط از منافع طبقهء کارگر ایران فاصله گرفت و سازمان‌های چریکی در تئوری از اقشار زحمت‌کش دفاع می‌کردند; هرچند ارتباط ارگانیک با آن‌ها برقرار نکردند. برخی احزاب سنتی مانند مؤتلفه و... هم بر این اساس فعالیت می‌‌کردند.
*آیا تعریف منافع اقتصادی برای یک حزب سیاسی قابل اقتباس کردن از سایر تجربه‌های بشری است؟
**آموختن از سایر کشورها مفید است; ولی به جای اقتباس باید تطابق با شرایط بومی موردنظر باشد و این کار مشکلی است.
*نیروهای ملی- مذهبی تاکنون در این زمینه اقدامی کرده‌اند؟
**در میان نیروهای ملی- مذهبی افراد با گرایش‌های مختلفی وجود دارد که امکان یک فعالیت حزبی تمام عیار را از آن‌ها می‌گیرد; ولی امکان این که به شکل متکثری حضور داشته باشند وجود داشته و شاید خواهد داشت.
*ما در دیدگاه‌های سیاسی و فرهنگی اختلاف نظری در بین این نیروها نمی‌بینیم. آیا اختلافاتی که موجب تکثر آنان می‌شود، در حوزهء مسایل اقتصادی است؟
**من این‌گونه نمی‌اندیشم. چون بخشی از این اختلافات معرفتی است.
*پایگاه اقتصادی چه جایگاهی دارد؟
**پایگاه طبقاتی مؤثر است. البته در جامعه‌ای که طبقات جا افتاده‌اند و مسالهء طبقه نهادینه شده است، مثل کشوری مانند فرانسه که طبقهء کارگر می‌داند جایگاهش کجاست.
*آیا به نظر شما ایران یک جامعهء بی‌طبقه است؟
**جامعهء ایران بی‌طبقه نیست، اما به رغم وجود طبقات در ایران فرهنگ طبقاتی وجود ندارد. طبقات به جایگاه خود آگاهی کامل ندارند و در جایگاه فیزیکی خود مستقر نیستند.
*شما چه تحلیلی از وضعیت طبقات در ایران دارید؟
**وضعیت طبقات در ایران به هم ریخته است. فرهنگ طبقاتی نه وجود دارد و نه نهادینه شده است. آیا طبقهء کارگر ما سندیکای مستقل دارد؟ آن‌ها هیچ‌وقت تحت آموزش طبقاتی قرار نگرفته‌اند. یا ایران سه میلیون کشاورز دارد. آیا این‌ها روزنامه دارند؟ سندیکا دارند؟ حتی نمی‌دانند از منافع خودشان چگونه دفاع کنند و بدتر از همه حتی یک نشریه که آن‌ها را از مسایلشان و منافعشان مطلع کند، وجود ندارد.
*شاید قشر کشاورز و کارگر ما فرهنگ طبقاتی را یاد نگرفته باشند; اما آن‌گونه که پیداست نحله‌ها و جریانات روشنفکری ما هم در این راستا کمتر تلاش کرده‌اند.
**اتفاقائ نظر من این است که ملی - مذهبی‌ها از بقیه فعال‌تر بوده‌اند.
*در همین حوزه؟
**در حوزه روشنفکری و نظری.
*اما ما داریم در حوزهء‌اقتصادی بحث می‌کنیم؟
**ما در دفاع از منافع طبقات محروم فعال‌تر از دیگران بوده‌ایم.
*چگونه؟
**به طور عینی می‌گویم. ما نتوانسته‌ایم سندیکا و حزب درست کنیم. چون مشکلات زیادی سر راهمان بوده است. ولی حوزهء نظری در ادبیاتی که منتشر کرده، کتاب‌هایی که نوشته و دفاعی که از منافع طبقهء محروم کرده‌ایم قابل قیاس با دیگران نیست.
*چرا عملائ اقدام نکرده‌اید؟
**در حوزهء عملی مشکلات زیادی داریم. وقتی تبلیغات راه می‌اندازند که ما براندازیم، حبس‌های طویل‌المدت به ما می‌دهند و بازداشت‌های غیرقانونی انجام می‌دهند، امکان اقدام عملی را سلب می‌کند. از سوی دیگر هنوز مشکل فرهنگی که به آن اشاره کردم، حل نشده باقی مانده است. شما به روشنفکران اشاره کردید. یک مثال عینی می‌زنم که نشان داده شود این مشکل در همهء سطوح خود را نشان می‌دهد. ما 26 هزار عضو هیات علمی در سراسر ایران داریم. بعد از سه سال که مقدمات تشکیل انجمن صنفی آن را فراهم آوردند که هدف آن دفاع از منافع مادی و معنوی اعضای هیات‌های علمی است، در اولین جلسه یکصد نفر جمع شدند. در دومین جلسه 70 نفر آمدند و جلسهء سوم به کمتر از نصف جلسهء اول کاهش یافت; البته دلایل زیادی وجود دارد که هزینهء کار جمعی را افزایش داده است. تضییع، تهدید و تحدید جدی در این موارد وجود دارد.
*البته این فرهنگ جمع‌گریزی جای آسیب‌شناسی دارد. نیروهای ملی- مذهبی از منافع کدام گروه دفاع می‌کنند؟
**بعضی از نیروهای ملی- مذهبی به سوسیال دموکراسی بومی معتقدند. این نیروها (ملی- مذهبی‌ها) اقشار تولیدکنندهء بومی را حامی خود می‌دانند یا به عبارت دیگر خود را وابسته به این قشر می‌دانند. تولیدکننده به معنای عام آن، ‌چه کسانی که تولید ذهنی می‌کنند و چه افرادی که تولید مادی دارند. کشاورزان، کارگران، روشنفکران و دانشگاهیان و در یک جمله بگویم کسانی که خلاقیت دارند فن‌آفرینی می‌کنند و اقدام به کارآفرینی می‌کنند. حتی بورژوازی ملی.
*این اقشاری که نام بردید، چقدر منافع اقتصادی مشترک دارند؟
**بسیار زیاد! چون اگر یک روز در مملکتی قرار باشد رشد انجام بگیرد، باید دانشگاه با بازارکار پیوند بخورد. باید با بخش تولید پیوند بخورد. دانشگاه باید با بخش کشاورزی پیوند بخورد. دانشگاه محل تولید تکنولوژی، علم و دانش است که باید این خلاقیت، این علم و تکنولوژی را به کار بگیرد. بورژوازی ملی که از آن دفاع می‌کنیم و در مطالبی که منتشر شده، تعریف شده است. براساس مطالب منتشر شده، بورژوازی ملی، کسی است که سرمایه‌اش را از ایران خارج نمی‌کند. در حال حاضر بخشی از کسانی که در ایران در امر تولید فعالیت می‌کنند و ارزش افزوده‌ای که به دست می‌آورند، بخشی از این سرمایه را در ایران به کار می‌گیرند و مابقی آن را از ایران خارج می‌کنند. اما آن طبقه‌ای که درآمد خود را در ایران سرمایه‌گذاری می‌کند، این قشر با آن‌ها متفاوت هستند. این را در نظر بگیرید با کسی که کالای خارجی وارد می‌کند. این تجار، امکان فعالیت کارخانهء تولیدکننده را به حداقل می‌رسانند. طبیعتائ دیگر شغلی نمی‌ماند که کارگر مشغول به آن باشد. اسم این قشر بورژوازی وابستهء دلال و تاجر است.
*آیا ما طبقه‌ای به نام بورژوازی ملی داریم؟
**بیش از 90 درصد بخش کشاورزی ما ملی است و در این بخش می‌توان بورژوازی ملی را حمایت کرد.
*این بخش کشاورزی چه جایگاهی در اقتصاد ملی دارد؟
**15 درصد تولید ناخالص ملی از بخش تولید کشاورزی است. این رقم کمی نیست. حدود 25 درصد اشتغال هم در بخش کشاورزی است. بیش از 20 درصد صادرات غیرنفتی هم به بخش کشاورزی اختصاص دارد.
*آمار باقی مانده متعلق به چه حوزه‌هایی است؟
**بخش صنعت، نفت، خدمات و... است.
*در این بخش‌ها که قدرت اصلی در دست دولت است؟
**بله، بخش کشاورزی ما عمدتائ خصوصی است. امکان رشد و امکان تقویت این بخش وجود دارد. حالا این بخش را پیوند بزنیم با بازارهای خارجی. میزان واردات کالاهای کشاورزی سالانه حدود پنج میلیارد دلار است. ضایعات بخش کشاورزی هم سالانه حدود پنج میلیارد دلار است. نبودن سرمایه‌گذاری ضایعات ایجاد می‌کند. پس بخش کشاورزی می‌تواند پایگاه خوبی برای بورژوازی ملی باشد.
*میزان تاثیرگذاری این بخش در مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی چقدر است؟
**به همین دلیل هیچ تاثیرگذاری ندارند. باید با سرمایه‌گذاری این بخش را فعال کنیم و با تشکیل سندیکاها و NGO های صنفی، تاثیرگذار شوند. موقعی که هیچ فکر جدی برای جایگزینی واردات محصولات کشاورزی و ضایعات آن نمی‌شود، چه انتظاری دارید؟
*با جود طبقات بورژوازی مدیران دولتی و بورژوازی تجار وابسته و دلال آیا امکان پیدایش و رشد بورژوازی ملی وجود دارد؟ آنچه شما از آن به عنوان بورژوازی ملی یاد می‌کنید بیشتر یک مفهوم ذهنی است تا یک واقعیت عینی؟‌
**تولیدکننده‌های داخلی از دست واردات عنان گسیخته، رنج‌های زیادی تحمل می‌کنند. قبول دارم نتیجهء فعالیت این طبقهء بورژوازی وابسته و بورژوازی مدیران دولتی ضعیف شدن بورژوازی ملی است. نتیجهء فعالیت این دو طبقه تعطیلی 500 کارخانهء نساجی است و بسیار مسایل دیگر که روایت هر کدام از آن‌ها خود حدیث مفصلی دارد. بورژوازی ملی وجود داشته و دارد; اما بلاهای زیادی بر سرش آمده است.
ما معتقدیم از بعد نظری راه‌حل جامعه این است که این طبقات فعال شوند. قبل از انقلاب بورژوازی ملی-صنعتی تا حدودی وجود داشت. کتابی که اخیرائ در مورد «لارجوری‌ها» منتشر شده است، این مساله را به خوبی نشان می‌دهد.
*به چه میزان توانسته‌اید با افرادی که در تعریف بورژوازی ملی می‌گنجند، ارتباط برقرار کنید؟
**رابطه‌ها یا وجود ندارد یا بسیار ضعیف است و این هم برمی‌گردد به آن تنگناسازی‌ها و کم‌کاری که حتمائ وجود دارد. در تمام دنیا قشر روشنفکر از بخش روشنفکری شروع می‌شود و سپس به سایر بخش‌های جامعه نفوذ می‌کند. اکنون وظیفهء ما چیست؟ ‌وظیفهء روشنفکران این است که این راهکارها را تدوین کنند. ما هنوز نتوانسته‌ایم مفهوم بورژوازی ملی را به همه توضیح دهیم. در همین روزنامه‌هایی که چاپ می‌شوند روزی چند مقاله در طرفداری از سرمایه‌داری جهانی می‌بینید و چند یادداشت در دفاع از بورژوازی ملی و نیروهای کار و ...؟! البته من اعتقاد ندارم که این‌ها راه حل است. اگر قرار بود در این یک صد سال مسایل ایران حل شود که از زمان ناصرالدین شاه به بعد باید حل می‌شد. حتی وقتی پدیده‌ای مانند انتخابات نهم به وجود می‌آید نشان‌دهندهء این است که در این هشت سال کارها خوب پیش نرفته است.
ادغام در نظام جهانی و دفاع از بورژوازی جهانی در این کشور مشکلات را حل نکرده است. اکنون بحث نظری بورژوازی ملی در بین نیروهای ملی و استقلال‌طلب خیلی نهادینه نشده است. حتی در خود طیف نیروهای ملی- مذهبی هم احتیاج به بحث دارد.
*از سایر طبقاتی که در خلال بحث به آنان اشاره کردید، خصوصائ دانشگاهیان به چه میزان از منافع آنان آگاهی دارید؟
**بخشی که در حال حاضر بیشترین مخاطب روشنفکران هستند، همین بخش نخبگان و دانشگاهیان است. حال چه قدر توانسته‌اند با این‌ها رابطه برقرار کنند، خیلی ایده‌آل نبوده است. به خاطر همان مضایق و مشکلات ساختاری که گفتم ما نتوانسته‌ایم با این بخش‌ها رابطهء خوبی برقرار کنیم. البته این را هم اضافه کنم که کل نیروهای ملی- مذهبی نسبت به سال 62 در وضعیت بهتری قرار دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات