کمتر از هزار روز به پایان دوره ریاست جمهورى جرج بوش باقى مانده است. بى شک جنگ هاى دولت امریکا با افغانستان و عراق، دوره باقى مانده ریاست جمهورى جرج بوش با خطرات و چالش هاى زیادى روبه رو خواهد بود.
دو عامل بسیار مهم وجود دارد که شدت تنش موجود در جهان را تأکید مى کند:
1) بالا رفتن شدید قیمت نفت
2) بالا رفتن شدید قیمت طلا.
بالا رفتن قیمت نفت به تورم و تهدید رشد جهانى اقتصاد مى انجامد و شاید این امر را به نقطه ازهم گسیختگى برساند.
شاید به دلیل وجود پرونده هسته اى ایران، منطقه خلیج فارس با تنش دائمى مواجه گردد و همین امر موجب گردد که قیمت هر بشکه نفت به صد دلار برسد. البته این امر پیامدهاى سیاسى و اقتصادى در ایالت متحده امریکا را درپى خواهد داشت که اولین تأثیرات آن ها داخلى خواهد بود، زیرا انتخابات آینده امریکا نمایانگر خشم افکار عمومى و درخواست تغییر در رهبریت ایالات متحده امریکا و کنگره و سنا، خواهد بود.
مردم امریکا طبق توصیف جرج بوش به شدت به نفت «معتاد» شده اند، لذا بالا رفتن قیمت هاى نفت یک مساله راهبردى است که امنیت ملى امریکا را خدشه دار مى سازد خصوصاً این که 60 درصد نفت مصرفى امریکا از کشورهاى بیگانه داراى سیاست هاى مخالف با این کشور وارد مى شود.
بالارفتن قیمت نفت کسرى بودجه امریکا در سال 2005 را به 70 میلیارد دلار رساند (اصل کسر بودجه امریکا بالغ بر 500 میلیارد دلار است) و اگر قیمت هاى نفت همچنان بالا روند، کسرى بودجه امریکا در سال 2006 بالغ بر صد میلیارد دلار خواهد شد که بى شک این امر بر رشد اقتصادى تأثیرگذار خواهد بود و موجب خواهد شد که دلار در برابر دیگر ارزها دچار مشکلات جدى شود.
میزان مصرف نفت طبق گزارش کنگره بیش از پنج میلیارد بشکه است. میزان واردات مشتقات نفتى در سال 2005 حدود 243 میلیارد دلار برآورد شده است.
کمیت و مبلغ مورد نظر به نسبت سال 2004 که امریکا 174 میلیارد دلار نفت و مشتقات آن را وارد کرد، 39 درصد افزایش نشان مى دهد.
شاید در سال 2006 میزان واردات ایالات متحده امریکا به 360 میلیارد دلار برسد. بالارفتن قیمت هاى نفت موجب گردیده که دولت امریکا تضعیف گردد خصوصاً در مورد بناى سیاست هایى که دولت امریکا ادعا کرده که شکوفایى اقتصادى درپى خواهد داشت. نقطه ضعف یادشده موجب گردید که حزب دموکرات فرصت را غنیمت شمرده و وانمود سازد که کاخ سفید و هم پیمانانش در کنگره، دوستان نزدیک شرکت هاى نفتى هستند خصوصاً این که نظرسنجى ها نشان از آن دارند که محبوبیت رییس جمهور و حزبش به شدت کاهش یافته است.
تلاش هاى نافرجام جمهوریخواهان براى نشان دادن تلاش آن ها براى خروج از این بحران و نهایتاً پایین آوردن قیمت نفت موجب گردید که نه فقط بحران از بین نرود، بلکه سود شرکت هاى نفتى در سه ماهه اول سال جارى به 16 میلیارد دلار برسد.
شرکت نفتى «اکسون» در سال گذشته با فروش371میلیارد بشکه سودى بالغ بر 36 میلیارد دلار را محقق ساخت و سود خالص رییس شرکت بالغ بر 400 میلیون دلار بود. سود 400 میلیون دلارى رییس شرکت نفتى «اکسون» موجب گردید که رییس کنگره میان وضعیت ثروتمندان و میان خانواده هایى که به سختى مى توانند غذاى روزانه تأمین کنند و یا حتى باک اتومبیل خود را پر نمایند به مقایسه بپردازد.
سود 400 میلیون دلارى هم چنین موجب گردید که سیاستمداران و شهروندان امریکایى به خشم آیند.
شرکت هاى نفتى از سوى سیاستمدارانى که به دارایى هاى این شرکت ها براى تأمین مالى مبارزه انتخاباتى خود که صدها میلیون دلار هزینه دربردارد، حدود دو میلیارد دلار تسهیلات مالیاتى دریافت کرده اند.
برخى براین باور هستند که بخش بزرگى از بالا رفتن قیمت نفت به بالا رفتن هزینه تبدیل نفت به مشتقات که طى پنج سال گذشته بارها افزایش یافته است، باز مى گردد.
ایالات متحده امریکا از 81 میلیون بشکه نفت میزان مصرف جهانى در روز حدود 21 میلیون بشکه را مصرف مى کند. بالارفتن قیمت نفت بر قیمت هاى سهام تبدیل مشتقات نفتى که حدود 200 تا 300 درصد افزایش داشته، انعکاس داشته است.
بالارفتن قیمت هاى نفت بر اقتصاد امریکا و جهان، بارى گران است و افزون بر آن در دست نیروها و رژیم هاى مخالف ایالات متحده امریکا همانند ونزوئلا و ایران و روسیه سلاحى قدرتمند و جدید است.
جنگى که بوش در جهان به راه انداخت موجب گردید که خود قربانى آن شود و شاید به سقوط امپراتورى امریکا و ایجاد محورهاى جدید براى ائتلاف هاى راهبردى که موجب شود بار دیگر، جنگ سرد، گرماى گذشته را بیابد، منجر شود. اسلحه قدرتمند در این جنگ سرد جدید، نفت و مشتقات آن خواهد بود.