تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۵  ، 
کد خبر : ۸۲۲۸۲
گفت‌وگو با اسدالله بادامچیان

حذف مدیران در دولت احمدى‌نژاد کمتر از خاتمى بود


گروه سیاسى: «اسدالله بادامچیان» قائم مقام حزب موتلفه در تحلیلى از آرایش نیروهاى سیاسى در پرونده هسته اى گفت: «پس از آنکه فشارهاى غرب علیه ایران آغاز شد، دو یا سه موضع جدى در داخل کشور برابر آن اتخاذ شد.»وى در گفت وگو با خبرگزارى آفتاب توضیح داد:«موضع اول، موضعى سازشکارانه بود که اصلاح طلبان پیشنهاد مى کردند شما هم جام زهر سر بکشید. یعنى چیزى که غربى ها گفتند تسلیم بشوید. چون امکان دارد یک وقت تهدیدهاى آنها براى ما زیانش بیشتر باشد. این حرف غیرمنطقى بود. به خاطر این که اگر کسى مى خواست فردى دیگر را بکشد و از جام زهر به او بدهد، آن شخص که نباید از او تشکر کند و بگوید که خیلى خب ما خیلى از شما که مى خواهید جام زهر به ما بنوشانید، ممنون هستیم. بعد هم بگوید که من راضى به زحمت شما نیستم و قبل از اینکه شما من را بکشید، من خودم، خودم را مى کشم تا شما خیلى رنج نکشید و زحمتتان نشود. خب، این حرف غیرمنطقى بود که حاکى از یک روحیه ضعیفى است که این گونه افکار لیبرالى و غرب گرا در طول تاریخ انقلاب داشته اند. این مربوط به حالا هم نیست. مربوط به همان زمان تسخیر لانه جاسوسى است که همین آقایان حالا با تیپ هاى دیگرشان خدمت امام آمده بودند و گریه مى کردند. غیر از این لیبرال ها، یک گروه دیگر هم افرادى بودند که اعتقاد داشتند ما باید از NPT خارج شویم. یعنى ما [از NPT] کنار بیاییم و بگوییم که ما کار خودمان را مى کنیم. دیدگاه حزب موتلفه اسلامى در این زمینه از همان ابتدا روشن است. چرا که مواضع حزب به طور هفتگى در مواضع رسمى دبیرکل اعلام مى شود و هر کس خواست مى تواند مواضع هفتگى ما را به راحتى به دست آورد. مقالات ما در نشریه «شما» هم در همین زمینه کاملاً روشن است.
ما همواره معتقد بودیم که نباید از NPT خارج بشویم و حتماً باید در [چارچوب] NPT کار بکنیم و در تمام مجامع بین المللى هم باید حضورمان را بیشتر کنیم و از حق مسلم خودمان که دانش هسته اى صلح آمیز است، کوتاه نیاییم. ضمن اینکه مطمئن بودیم وقتى انسان موضع حق، منطقى، عقلایى و استوارى دارد و آن را با روش هاى صحیح و منطقى مطرح مى کند، حتماً در درازمدت پیروزى با او است؟ چرا؟ زیرا در دنیا هیچ چیز غیرمنطقى به طور دائمى باقى نمى ماند. بنابراین ما هم مخالف کسانى بودیم که مى گفتند کوتاه بیایید و هم آنهایى که مى گفتند از NPT کنار برویم چرا که ما معتقدیم باید در نهادهاى بین المللى در سازمان ملل، شوراى امنیت، آژانس بین المللى انرژى اتمى و در هر مجموعه اى که در دنیا هست، حرفمان را بزنیم و حرف ما هم منطقى است. در طول این سه سال هم مشخص شد که این شیوه پاسخ مى دهد. خود تعلیق داوطلبانه یک روش بسیار منطقى صحیحى بود که به دنیا نشان داد ما تحت تحمیل زور قرار نمى گیریم.
ما گفتیم خودمان براى اعتمادسازى و براى ابراز حسن نیت تعلیق داوطلبانه مى کنیم و از NPT هم خارج نمى شویم.»وى در پاسخ به این پرسش که «برخى جریانات مى گویند خارج نشدن از NPT به ضرر ما تمام شد...» گفت: «اصلاً NPT به نفع ما است. به خاطر اینکه ماده چهار NPT به صراحت مى گوید که همه کشورها باید کمک بکنند که این دانش مورد نیاز بشریت در اختیار همه قرار بگیرد تا در دهه هاى آینده بشر دچار یک مقطع مصیبت زا نشود.» وى با بیان اینکه اصلاح طلبان به دنبال تعلیق غنى سازى بودند، گفت: «اصلاح طلبان موضعشان، موضع ذلت بود. منتها چون مسئله، مسئله ملى بود، موضعشان نمى توانست بر موضع ملى غلبه بکند و ناچار بودند که در درون این مسائل را بپذیرند. همین الان هم همین طور است. این دیدارى که سران حزب مشارکت با ما داشت، همین بحث را مطرح مى کردند. همه بحثشان سر همین بود که ما نگرانیم که اگر جنگ بشود، چه مى شود؟ یا اگر مثلاً تحریم اقتصادى بشود، چه مى شود؟ اگر مثلاً ضربات مقطعى به ما وارد آید، آن موقع چه مى شود؟ مى گفتند: «ما نگرانیم.» این نشان مى دهد که آنها در بیرون نمى آیند با مسئله هسته اى مخالفت علنى بکنند، اما در درونشان این سیاست نیست. آن سیاستى است که ما در برابر غرب به یک سازشى برسیم و معامله بکنیم. چیزى بگیریم و چیزى بدهیم.» وى در پاسخ به این سئوال که «این بسته اى که الان مطرح شده هم، معامله است دیگر؟» گفت: «بحث این است که دنیاى سیاست، دنیاى تعاملات و معاملات است. اما فرق این است که یک کسى مثل مرحوم امیرکبیر مى رود قرارداد «ارز روم» را مى بندد که هنوز دو کشور ایران و ترکیه از ثمرات منطقى آن برخوردارند یک کسى هم مثل آقا میرزاخان نورى مى رود به آن شکل مى بندد. خب، این دو تا است. هر دو در ظاهر هم قرارداد بسته اند. یا قراردادهاى ترکمنچاى و گلستان که خیلى به کشور آسیب زد.
فرق معاملات و تعاملات این است که در معاملات یک موقع منافع ملى کشور و نظام حفظ مى شود و یک موقع منافع ملى کشور حفظ نمى شود. در اینجا اصل بر سازش است و منافع ملى چندان مهم نیست. این شاید یک مقدار هم براساس همان دیدگاه ها باشد که مثلاً آنها معتقدند آمریکا در دنیا یک ابرقدرت است.» بادامچیان افزود: «آمریکا اگر ابرقدرت بود در افغانستان از عهده یک گروه طالبان بر مى آمد که هنوز هم بر نیامده. در حالى که خودش طالبان را راه انداخت. الان هم مى دانیم که بخش عمده جنوب افغانستان در اختیار طالبان است. آمریکا فقط بلند مى شود خانه هاى مردم یا روستاها را بمباران مى کند. اگر آمریکا ابرقدرت بود، در افغانستان و عراق مى توانست کارى بکند، نه اینکه آقاى بوش چنین وحشت زده و بى سر و صدا و بدون اینکه اعلام کند و بدون هیچگونه مراسم استقبال رسمى ناگهان وارد عراق بشود و بعد هم وحشت زده در برود. خب این چه قدرتى است؟ به هر حال یک دیدگاه نسبت به آمریکا این است که آمریکا را قدرتى مى داند که از آن رعب دارد. اما دیدگاه دیگر که یک دیدگاه منطقى است، این است که آمریکا یک قدرت است اما نه قدرتى که جاى خدا را گرفته و هر کارى دلش مى خواهد مى تواند بکند. نه ما هم اگر بایستیم با اتکاى به خدا و ملتمان و اعتقاداتمان، برنده مى شویم. همان طور که در انقلاب ما برنده شدیم.در کنار این دو دیدگاه یک طرز فکر افراطى هم داریم که مى گوید: «آمریکا اصلاً هیچ قدرتى ندارد و به حساب نمى آید.» باید به این آقایان هم گفت که نخیر. آمریکا یک قدرت است و حتماً هم قدرت است اما قدرت ملت ها و قدرت خدا و قدرت نیروى اسلامى و انسانى از آمریکا بیشتر است. هر وقت این را متوجه شدیم با این محاسبه که محاسبه اى منطقى، علمى، دقیق و طبق تمام موازین علمى بین المللى است، خوب عمل بکنیم.»
احزاب و پرونده هسته اى
وى درباره طرح مواضع احزاب در پرونده هسته اى و وجود محدودیت هایى در این زمینه گفت: «از این نظر که احزاب نظریاتشان را بگویند که بله، همه مى گویند. الان بعضى ها خیلى صریح، نامه هم نوشته اند و موضع گیرى هم کرده اند. از حزب مشارکت گرفته تا کارگزاران و تا احزاب گوناگون کشور هر کدام یک نظرى داده اند. در تمام این نشریات و سایت ها و روزنامه ها هم آمده است. متاسفانه در ایران با نهایت آزادى بعضى ها مى گویند آزادى نیست.» خبرنگار از بادامچیان پرسید: «البته در مورد حزب مشارکت، خودشان هم اعلام کردند که بیانیه اى که در مورد هسته اى داده بودند حتى از انتشارش در خبرنامه داخلى خودشان هم جلوگیرى شد.» وى پاسخ داد: «کسى جلوگیرى نکرده. پس این خبر کجا است؟ اگر جلوگیرى شده، اینها که در خبرنامه داخلى شان گفته اند، روى سایت هم که برده اند. اما از این جهت که در روزنامه ها بنویسند، خوب بله. خیلى از روزنامه ها نمى نویسند. گاهى هم مسئله به شکلى است که شوراى امنیت ملى نه فقط در ایران بلکه در همه کشورها مى گوید الان مطرح کردن فلان مطلب، آسیب براى کلان نظام دارد. وقتى نظامى در یک مورد اظهار نظر مى کند، قطعاً همه رعایت مى کنند. ضمن آنکه اینها با نهایت آزادى دارند مى گویند که نگذاشتند ما مطالبمان را بگوییم. پس مطالبشان را دارند مى گویند دیگر. یعنى مى گویند ما یک بیانیه اى علیه مواضع نظام داریم اما نظام گفت نباید اینها را پخش کنید. خوب ما هم پخش نکردیم ولى چنین کارى را کرده ایم. یعنى دقیقاً همان را هم مطرح کرده اند دیگر. خوب. اگر همان را هم پخش مى کردند، چه مى شد؟ چه فرقى مى کرد؟»
 نامه احمدى نژاد
قائم مقام حزب موتلفه در ادامه این گفت وگو از مواضع اصلاح طلبان در قبال نامه احمدى نژاد به بوش انتقاد کرد. وى گفت: «وقتى که دکتر احمدى نژاد در یک نامه به آقاى بوش مى نویسد، در روز اول که خیال مى کردند راجع به هسته اى و بقیه هم خیال مى کردند حالا که آقاى احمدى نژاد یک چیزى نوشته و لابد موضع ایران هم یک موضع مثلاً پایینى شده تا آنجا که به بوش نامه بنویسد، تیترهایشان مشخص است: «مذاکره - مذاکره» بعد وقتى که دیدند نامه یک چیز دیگرى است و غیر از آنى است که اینها مى گویند و نامه جالبى است که به آقاى بوش مى گوید اگر شما مسیحى هستید خب این کارهایى که مى کنید که حضرت مسیح راضى نیست، اگر لیبرال هستى این لیبرال دموکراسى با این کارهایت نمى خواند. اگر به منافع آمریکا هستى، خوب منافع آمریکا هم با این چیزها نمى خواند. خب، خیلى نامه جالبى بود. اینها شروع کردند به حمله و برخوردها. بعد یک مرتبه رسیدند که آقاى بوش آمد و گفت من نامه را خواندم و 15-14 صفحه نامه تایپ شده بود و جالب بود اگرچه درباره مسائل هسته اى در آن حرفى نبود. اینها دیگر بعد از آن ساکت شدند و هیچى نمى گویند. چرا؟ چون اینها اصلاً دیدشان همین است. شاید بعضى هایشان هم وابسته به غرب نیستند ولى ذهنشان غرب زده است. این ذهن غرب زده تحلیلش غربى است، یعنى چاره اى نیست دیگر.»
 حزب موتلفه و حقوق شهروندى
بادامچیان در ادامه این مصاحبه به تبیین عملکرد حزب موتلفه در دفاع از حقوق شهروندان پرداخت. وى با بیان اینکه «موارد فراوانى در این زمینه وجود دارد» گفت: «در همین هفت تا نامه و سه تا پاسخ حزب با دبیرکل حزب مشارکت، شما ملاحظه کنید ما چقدر طرف حق را گرفته ایم. ما کوشیده ایم مواضعمان منطبق با حق باشد. البته ما هرگز ادعا نخواهیم کرد و نکرده ایم که حق مطلق ایم. هیچ کسى چنین ادعایى نمى تواند بکند. مثل این است که یک انسانى بگوید من هیچ وقت اشتباه نمى کنم. نه خیر؛ انسان اشتباه هم مى کند. به همین خاطر است که ما فکر کنیم محور و تلاش ما بر این است که حق محور باشیم و براى حق عمل بکنیم.» وى در پاسخ به این سئوال که «آقاى کروبى در قضیه دراویش قم که ایشان بیانیه داد و موضع گیرى کرد یا در مورد رد صلاحیت ها و حذف نیروهاى باسابقه انقلاب در انتخابات، مواضعشان نسبت به آقاى جنتى معروف است. مواضع موتلفه در این موارد کجا است؟» گفت: «اصل اینجا است که این مواضعى که شما مى گویید آقاى کروبى که سابقاً همکار موتلفه بوده و سال هاى دراز، ما با هم کار کرده ایم و زندان بوده ایم و با موتلفه رفت و آمد کرده، آیا این مواضع اش حق محور بوده یا نه. اول آن را حل بکنیم که بعد آن وقت من بگویم حق است یا حق نیست.
در مورد مسئله کنار گذاشتن نیروهاى شایسته، ما هم موضع گیرى داشته ایم. ما وقتى جناب آقاى خاتمى هم آمد سرکار و چندهزار نیرو را گذاشت کنار، در نشریه «شما» (ارگان حزب موتلفه) اسامى حذف شدگان را نوشتیم. بیش از 800 اسم نوشتیم. تا آنکه دیدیم اگر بخواهیم همه را بنویسیم، دیگر خیلى بد است و به همان قدر وظیفه اى که داشتیم، نوشتیم. همان موقع در دولت آقاى خاتمى، متاسفانه جناب آقاى کروبى یک بار نگفت که چرا اینها را مى گذارید کنار؟ یعنى شما حساب کنید که دبیر حزب موتلفه اسلامى در استان قزوین آقاى انصاریان است که برادرى است جانباز، فرهنگى و متدین. ایشان مدیر یک مدرسه راهنمایى بود که پس از دوم خرداد او را برداشتند. جرمش هم این بود که دوم خردادى نیست. آقاى کروبى در برابر چنین مسائلى اصلاً هیچ موضعى نگرفتند.»وى تصریح کرد: «اگر این مسائل سیاسى باشد، موتلفه سعى مى کند در مواردى که منفعت گروهش در آن است، موضع گیرى نکند و به اصطلاح حرفى نزد و اگر چنین منفعتى نبود، حرفش را بزند.»بادامچیان در این باره مثال زد: «با آنکه جناب آقاى هاشمى رفسنجانى شخصیتى است مورد قبول ما و ایشان هم مثل آقاى کروبى سابقه روابط طولانى با موتلفه دارند، وقتى در سال 75 بحث آقایان کارگزاران شروع شد که آقاى هاشمى براى دوره سوم رئیس جمهور باشند، اولین کسانى که مخالفت کردند، ما بودیم. با همه احترامى که به آقاى هاشمى رفسنجانى داشته و داریم این نکته مهمى بود.
ما معتقد بودیم آقاى هاشمى خیلى به موتلفه لطف دارند، ولى اینکه یک دوره دیگر ایشان رئیس جمهور باشد، سنت مى شود. در حالى که قانون را نباید به خاطر اشخاص عوض کرد. بلکه اشخاص باید از قانون تبعیت کنند. لذا تاکید کردیم که نباید رئیس جمهور بیش از دو دوره باشد. پس مى بینیم، ما در آنجا که لازم بوده حرف هایمان را زده ایم. اتفاقاً ما در تمام این دولت ها با جناب آقاى خاتمى روابط حسنه بسیار خوبى داشتیم. با اینکه این همه ما را حذف کرده بود هیچ وقت ما علیه دولت ایشان به خاطر راى اکثریت مردم و تنفیذ ولى فقیه و براساس قانون اساسى کارى نکردیم، بلکه با هم روابط صمیمانه داشتیم. انتقادمان را به طور خصوصى به ایشان مى گفتیم. دیدگاه ها و نظراتمان را جناب آقاى عسگراولادى در دیدارهاى خصوصى به آقاى خاتمى گفته اند. البته آنجا هم که لازم بوده، علنى گفته ایم و البته با حفظ احترام. در مورد دولت جناب آقاى احمدى نژاد هم همین طور است. خصوصى مطالبمان را به ایشان مى گوییم. چون مصلحت نظام در میان است.»وى در پاسخ به این سئوال که «الان هم خیلى از مدیران نظام در دولت احمدى نژاد کنار گذاشته شده اند. چرا شما مثل سال 76 فهرست منتشر نمى کنید؟» گفت: «در دولت ایشان، کم کنار گذاشتند. ولى چاره اى نبود. براى اینکه اصلاح طلبان افراد «باندى نالایق» را در بسیارى از موارد کنار گذاشته بودند، خب اینها هم چاره اى ندارند و باید برشان دارند، دیگر.» وى در پاسخ به این سئوال که «آقاى خاتمى هم براى برکنارى همفکران شما مى توانست این حرف ها را بزند...» گفت: «خب آن وقت مى رسیم به اینجا که آیا واقعاً این آدم لایق نبوده؟ مثلاً همین مدیر مدرسه راهنمایى که به شما مى گویم، این لایق بوده یا نه؟ این رفیق شهید رجایى بوده است. آدم بسیار معتبرى هم هست در آنجا. خیلى هم اینها ضرر کردند از کنار گذاشتن آن فرد.»وى افزود: «من به خودشان هم گفتم که شما سیاست را خیلى عمیق متوجه نیستید.
کنار گذاشتن این فرد در شهر قزوین در میان تمام فرهنگیان، یک اثر بسیار منفى علیه تمام شعارهایى که مطرح کرده اید درست مى کند. چون این کار، تمام آنها را باطل کرد. ضمن اینکه ما باید بررسى کنیم که ببینیم فرد بعدى را لایق گذاشته اند یا باند سیاسى شان را گذاشته اند. این، خیلى مهم است. اگر الان هم کسى را این دولت براساس عدم شایسته سالارى بگذارد، ما حتماً تذکر مى دهیم. حتماً اعتراض مى کنیم. اما آن موقع علنى مى آییم، مى گوییم.»
رد صلاحیت هاى شوراى نگهبان
وى در ادامه این مصاحبه درباره انتقاد اصلاح طلبان از رد صلاحیت کاندیداها توسط شوراى نگهبان گفت: «این مجموعه را گذاشته اند به جاى وزارت کشور. در حالى که در همه جاى دنیا وزارت کشور این کار را مى کند. در ایران، شوراى نگهبان را گذاشته اند تا وزیر کشور مقاصد گروهى و حزبى اش را عملى نکند و مجموعه اى باشد که بتواند آن کار را انجام بدهد. حالا با همه این حرف ها ممکن است گفته شود که این شوراى نگهبان خطى و جناحى عمل مى کند. ولى چطور است که در این هفت دوره مجالس، همه تیپ آدمى در مجالس بوده اند؟ از مجلس اول همه گروه ها تایید صلاحیت شده اند. از آقاى بازرگان، سحابى، صباغیان تا گروه هاى گوناگون. مجلس ششم دربست آنورى بود. اینها را کى انجام داده؟ در همین مجلس هفتم اقلیت داریم یا نداریم؟ این اقلیت را چه کسى تایید صلاحیت کرده؟ همان شوراى نگهبان دیگر.» وى افزود: «به همین علت در اواخر مجلس ششم وقتى اینها (اصلاح طلبان) به شوراى نگهبان اعتراض مى کردند؛ همان جا من مى گفتم که شما مى دانید نتیجه حرف تان چیست؟ توده مردم ایران خیلى جواب روز به کسى نمى دهند.
سربزنگاه خودشان تصمیم شان را مى گیرند. طرف را ارزیابى مى کنند. بعد راى مى دهند. مردم اینها را مى فهمند. شما که آمده اید، مى گویید شوراى نگهبان جناحى عمل مى کند، مردم پیش خودشان مى گویند: «شما که همگى در مجلس هستید. حداقل شماها نگویید و بگذارید آنهایى که دوره ششم هم رد صلاحیت شده اند، بگویند. اگر آنها بگویند، یک حرفى است.» وى در پاسخ به این پرسش که «چرا شوراى نگهبان دلایل رد صلاحیت افراد را اعلام نمى کند؟» گفت: «خب مشکلات دارد بگوید. براى اینکه یک آقایى رفته صیغه کرده. اگر شوراى نگهبان الان بیاید بگوید این آقا رفته صیغه کرده، درست است؟ اگر الان شما بخواهید بروید، نامزد نمایندگى شوید، زن هم داشته باشى، خداى نکرده رفته باشى یک کار خلاف هم کرده باشى (که انشاءالله هیچ وقت از این کارها نمى کنى)، دعواى خانوادگى تان مى شود یا نه؟ فردا صبح با خانمت دعوایت مى شود دیگر! شوراى نگهبان مى گوید من خیلى از اینها را نمى توانم بگویم. براى اینها اینکه واقعاً بعضى شان هم در حد جرم قانونى نیست. در حد این است که صلاحیت اینها را دچار خدشه مى کند.
اگر یک کسى خانم باز باشد (منتها خانم باز صیغه اى باشد)، مى شود بگذارندش نماینده؟ خواهر من، زن من، دختر شما، همسر شما با یک نماینده کار دارد. اگر این نماینده بیاید، نگاه آلوده بکند به نوامیس مردم که نمى شود. این به چه درد نمایندگى مى خورد؟ این نمایندگى برایش شده ابزار سوءاستفاده اخلاقى. واقعاً اگر یک نماینده هر روز در فکر این کارها باشد، هر خانمى مى آید آنجا گرفتار این است که اول مى خواهد سوءاستفاده جنسى بکند. آیا این درست است؟ مى شود این آقا نماینده باشد؟ نمى شود. یا مثلاً پول گرفتن از افراد اشکالى دارد؟ حالا آقاى شهرام جزایرى که مى آید پول مى دهد، پول را براى چه مى دهد؟ این آقاى نماینده که از این پول گرفته، نمى فهمیده که این براى چى دارد پول مى دهد؟»
 ماجراى غیرقانونى شدن نهضت آزادى
بادامچیان که در اواسط دهه 70 ریاست کمیسیون ماده احزاب را برعهده داشت، در انتهاى این گفت وگو درباره غیرقانونى شدن نهضت آزادى گفت: «ما در کمیسیون ماده 10 احزاب، نهضت آزادى را بر طبق موازین قانونى رد صلاحیت کردیم. بیش از 60 صفحه هم به اصطلاح گردش کار برایشان نوشتیم. آنها رفتند از ما به دادگسترى شکایت کردند. ما هم پرونده را فرستادیم به دادگسترى. منتها وقتى ما مى خواستیم این را پخش بکنیم، آقاى یزدى نامه نوشته اند که آقاى بادامچیان (به عنوان رئیس وقت کمیسیون) این مطالب خوب است، اما نگه دارید براى یک موقع که مورد استفاده باشد. به همین خاطر، ما پخشش نکردیم. از آن طرف، هر روز این آقایان هیاهو مى کنند که کمیسیون ماده 10 احزاب ما را رد صلاحیت کرده. بنده هم هر بار گفته ام: «من به عنوان رئیس آن موقع کمیسیون احزاب از این آقایان مى خواهم که آن گردش کار را منتشر کنم. چون معذوریت دارم و نمى توانم محتواى آن را بگویم» الان هم از آقایان مى خواهم که این را بدهند به خبرنگارها. شما از سران نهضت آزادى بخواهید و آن را پخش بکنید. آنها مى توانند بدهند؛ ما نمى توانیم. حتى دادگاه هم با اینکه دوستانى که در آن دادگاه بودند، به همین نهضتى ها گرایش ذهنى داشتند، نتوانستند علیه راى کمیسیون احزاب حکم بدهند. چون اصلاً مدارک کاملاً مشخص است و هیچ بحثى ندارد. اما این آقایان حاضر نیستند این کارها را بکنند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات