مصطفى قبادی: گرانیگاه جهان جدید، طرح پرسشها و آموزه هاى معرفت شناختى تازه است. اکنون در آشوبناکى روزگار معاصر، بشریت نیازمند به همواره دیگر گونه زیستن، خرد را چراغ افقهاى تاریک فرادست کرده است. بى تردید، امروزه هر ذهن اندیشمند ژرف کاو، در هر سرزمین و به هر آیین، با این پرسمان جدى تاریخى روبروست که: ما در کجاى جهان ایستاده ایم؟
با برآمدن آفتاب درخشنده و فروزنده انقلاب اسلامى در سرزمین ما، هویت فرهنگى و تاریخى ایرانیان، در فصل تازه خویش، طلیعه تمدنى تازه را نوید مى دهد که بر بنیاد ایستارها و انگاره هاى مدتى دین مشکل مى گیرد. نیز از این روست که در بستر این تمدن سازى ایمانی، چالش هاى مرتبط با عرصه هاى دین و تدین، دانش و پژوهش علم و فناورى و مفاهیم و سازه هاى سیاسی، فرهنگى و اجتماعى و اقتصادی، همه و همه با همراهى بى شمارى از پرسشهاى دراز و دامنگیر در حیات جمعى جامعه ما به ویژه در میان دانشجویان پرسنده و پژوهنده بسط یافته اند. ذهن تکاپوگر و فرهیخته دانشجوى معاصر، نیازمند آن است که در فرآیند هم ارزى و یا تقابل نهادهاى مدرن و ساختارهاى برآمده از آنها با لایه هاى شکوهمند اسلامى براى انبوه پرسشهاى خویش، پاسخهاى سخته و سنجیده بیابد.
از میان مسائل مختلف انقلابها، وقایع پس از پیروزى انقلاب از حیث ایجاد یک جامعه جدید و یا تاسیس بنیاد جدیدى براى زندگى سیاسی- اجتماعی، از اهمیت فوق العاده اى برخوردار است. این مرحله، مهمترین مرحله انقلاب و نقطه اوج تکاملى آن است، اما در عین حال شاید پاشنه آشیل آن نیز قلمداد شود؛ زیرا با پیروزى انقلاب، ائتلاف گسترده زمان بسیج انقلابى کم کم فرو مى پاشد و شکافهایى بین انقلابیون دیروز و مدیران فعلى انقلاب پیش مى آید که بازتابهاى آن در ساختار جدید، نمودار مى شود.
از این نظر، انقلاب اسلامى فرآیندى متداوم است که با براندازى رژیم پهلوی، خاتمه نیافت و فرجام نهایى آن، استقرار جمهورى اسلامى بود که بدون آن، فرآیند انقلاب کامل نمى شد. انقلاب اسلامى ایران برخلاف سایر مبارزات سیاسى دوره معاصر کشورمان به استقرار حکومت کاملا جدید و بدیعى انجامید که بسیارى از ناظران داخلى و خارجى انتظار آن را نداشتند.
این تصور شاید بیش از هر چیز متکى بر تجزیه سایر مبارزات جنبشهاى انقلابى بى دوره معاصر ایران بود. یکى از کاستیهاى مهم آن مبارزات این بود که رهبران و نخبگان انقلابى براى جامعه پس از انقلاب طرح و برنامه چندان حساب شده اى نداشتند و پس از پیروزى در مرحله اولیه جنبش کار خود راتمام شده تلقى کرده به همراه توده هاى انقلابى به خانههاى خود بر مى گشتند و رژیم پیشین، پس از اندک زمانى دوباره بازگشت مى نمود و جامعه را به همان روال سابق باز مى گرداند.
در جنبشهاى تنباکو (1269 ش) انقلاب مشروطه (1285 ش) ، ملى شدن صنعت نفت (1329 ش) و قیام 15 خرداد 1342، نه رهبران و نه توده هاى انقلابى در صدر ایجاد سیاستجدیدى به جاى رژیم پیشین نبودند. فقط در انقلاب مشروطه آن هم در آستانه پیروزى برخى از روشنفکران عنوان مشروطه را مطرح کردند که به دلیل فقدان ریشه و پایگاه فرهنگى و اجتماعى در ایران پا نگرفت و پس از مدت کوتاهی، به دولت مطلقه پهلوى استحاله یافت.
از میان جنبشهاى چهارگانه، سه مورد اول با پیروزى انقلابیون همراه بود، اما قیام 15 خرداد على رغم تحول بینشى و نگرشى ایجاد شده در جامعه، به لحاظ خود جوش بودن آن و فقدان برنامه و سازماندهى لازم به سرکوب شدید رژیم مواجه شد و به شکست انجامید. شکست این قیام ارزیابى متفاوتى براى جامعه و نخبگان و رهبران انقلابى داشت و آنها را به این نتیجه رساند که قبل از آغاز عملیات انقلابی، براى مرحله پس از پیروزى انقلاب هم چارهاندیشى کرده و نظام سیاسى مطلوب خود را که باید جایگزین رژیم پیشین شود، مشخص کنند. گرچه این خود آگاهى و بازاندیشى پس از کودتاى 28 مرداد 32 براى برخى نظیر مرحوم آیت الله طالقانى پیش آمده بود، اما سرکوب شدید قیام 15 خرداد و روند تحولات اوایل دهه 1340، ضرورت این بازاندیشى را دو چندان کرد و امام خمینى را به این نتیجه قطعى رساند که تا حرکتى اساسى و بنیادى و با هدف جایگزین نظامى جدید به جاى نظام سلطنتى شاهنشاهی، سازماندهى نشود، مبارزات رفرمیستى و تحولات سیاسى روبنایی، چندان موثر نخواهد بود. بر همین اساس بود که طراحى و نظریه پردازى به منظور ایجاد حکومت اسلامى در دستور کار امام خمینى قرار گرفت و نظریه ولایت فقیه به عنوان مبنایى براى نظام جایگزین، در سال 1348 ارائه شد.
پس از قیام 15 خرداد 1342، خط مبارزاتى امام خمینى تاکید بر جامعیت اسلام به عنوان برنامه کامل زندگانى بود و ایشان در مناسبتهاى مختلف به صورت تلویحی، نظام سیاسی- اجتماعى اسلام را مطرح کرد. سیر تکاملى این خط مبارزاتى در سال 1348 به نظر به ولایت فقیه انجامید که طرحى براى ایجاد حکومت اسلامى بود و پس از پیروزى انقلاب اسلامى به استقرار نظام جمهورى اسلامى منجر گردید.
سرعت استقرار نظام جمهورى اسلامى به فاصله اندکى پس از پیروزى انقلاب، هم موجب تعجب و حیرت ناظران و تحلیلگران خارجى و داخلى در آن زمان شد و آنان را نسبت به قدرت مدیریت و سازماندهى رهبرى انقلاب به تامل واداشت و هم اینکه در شرایط فعلى باعث به وجود آمدن سوالات و ابهاماتى پیرامون نحوه استقرار نظام جمهورى اسلامى شده است. به خصوص باگذشت قریب به سه دهه از انقلاب و طرح پدیده شکاف نسلی، این سوال به طور جدى مطرح شده است که نظام جمهورى اسلامى چگونه تاسیس شد و چگونه در یک همه پرسى زودهنگام، 2/98 درصد شرکت کنندگان به آن راى مثبت دادند؟ و سوالات بسیارى دیگرى از این دست. کتاب “فرآیند استقرار جمهورى اسلامی” نوشته آقاى محمد شفیعى فر که کانون اندیشه جوان آن را منتشر کرده کتابى است که به دنبال پاسخ دادن به این پرسشها براى جوانان نسل امروز است.
فرضیه اثر آن است با توجه به ارائه نظر به ولایت فقیه در سال 1348 و گسترش تقاضاى جمهورى اسلامى در تظاهرات و راهپیمایى هاى سال 1357، فرآیند استقرار نظام جمهورى اسلامى کاملا طبیعى بود. در شرایط آن روز و در فضاى سیاسى پس از پیروزى انقلاب، گفتمان امام خمینى کاملا مسلط بود و مخالفت سازمان یافته گروه ها و جریانهاى سیاسى و حزبى که امکانات رسانه اى و تبلیغى فراوانى داشتند، موثر واقع نشد و اکثریت قریب به اتفاق مردم به جمهورى اسلامى راى دادند.
مولف براى بررسى و ارزیابى فرضیه فوق به فرآیند طرح مفهومى نظام جمهورى اسلامى در دوره شتاب انقلاب اسلامى از دى ماه 1356 تا زمان برگزارى و رفراندوم 12 فروردین 58 با شیوه اى تاریخى و از طریق تحلیل محتواى گفتارها و رفتارهاى گروه ها و جریانها و رهبران انقلابى و نیز توده مردم مورد بحث قرار داده است و به طور خلاصه این اثر شامل ویژگیهاى عمده جنبش انقلابى 57- 56 زمان تاریخى مطرح شدن عنوان جمهورى اسلامی، نحوه برخورد مخالفان و مولفان با آن عکس العمل امام خمینى و دولت موقت در مقابل این مباحثات و نهایتا نتیجه گیرى است.
عناوین مورد بررسى در این کتاب از این قرار است:
ویژگیهاى عمده جنبش انقلابى سالهاى 57- 56 ماهیت اسلامى جنبش، رهبرى بلامنازع امام خمینی، ایجاد حکومت اسلامی؛
فرآیند مفهومى جمهورى اسلامی؛
معنا و مفهوم جمهورى اسلامی؛
واکنشهاى مختلف نسبت به گفتمان جمهورى اسلامی: گروهها و جریانهاى چپ، گروههاى ملى گرا و میانه رو، سازمان مجاهدین خلق، پاسخ مدافعان جمهورى اسلامی؛
واکنشهاى مختلف پیرامون نحوه برگزارى رفراندوم: گروههاى و جریانهاى چپ، سازمان مجاهدین خلق، گروههاى ملى گرا و میانه رو، جریانهاى انقلابى و اصولگرا؛
پاسخ دولت موقت به منتقدین؛
موضع گیرى امام خمینى رحمه الله علیه،
جریان جمهورى منهاى اسلام؛