تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۸۲۳۱۳

به کدامین گناه کشته شدند...


گرامیداشت 12 تیر سالروز ساقط ساختن هواپیماى ایرباس ایران توسط آمریکاى جهان‌خوار
هواپیماى ایرباس جمهورى اسلامى ایران در دوازدهم تیر 1367 (3 جولاى 1988) به همراه 275 مسافر و 16 خدمه، فرودگاه بندرعباس را به مقصد دوبى ترک کرد. سطح پرواز این هواپیما 14000 پا تعیین شده بود. در ساعت 15:10 دقیقه محلى (45:6 گرینویچ) شروع به اوج‌گیرى کرد و در ساعت 24:10 دقیقه به وقت محلى سطح 12000 پا را گزارش کرد، ولى بعد از آن دیگر تماسى از طرف خلبان گرفته نشد.
دقیقا در همان روز ناو جنگى نیروى دریایى ایالات متحده آمریکا موسوم به وینسنس به طور غیرقانونى وارد آبهاى ایران در خلیج فارس شده بود. گویى این ناو که یکى از پیشرفته‌ترین ناوهاى جنگى آمریکا محسوب مى‌شود در خلیج فارس به دنبال یافتن طعمه‌اى است که پس از دقایقى آن را مى‌یابد، کاپیتان ویلیام راجرز فرمانده ناو وینسنس پس از پرواز یک هواپیماى ایرانى در منطقه دستور به شلیک دو فروند موشک سطح به هوا مى‌دهد. هر دو موشک به هواپیماى مسافربرى برخورد و پس از لحظاتى هواپیما منفجر و در نزدیکى جزیره ایرانى «هنگام» سقوط مى‌کند. در این حادثه دردناک تمام سرنشینان هواپیما که در میان آنها 66 کودک زیر 12 سال و 52 زن و همچنین 42 تبعه کشورهاى یوگسلاوی، کویت، افغانستان، هندوستان، پاکستان، ایتالیا و وابسته نظامى پاکستان در ایران و خانواده‌اش دیده مى‌شدند جان باختند.
مقامات آمریکایى در نخستین واکنش اعلام کردند که هواپیماى منهدم شده نظامى بوده و قصد داشته است تا به ناو فوق پیشرفته وینسنس حمله کند. اما حتى پس از روشن شدن موضوع در مورد نوع هواپیما و کوتاهى عامدانه ارتش آمریکا باز هم سعى در توجیه عمل خود نموده و حاضر نشدند به تخلف خود اقرار کنند بلکه رئیس ستاد مشترک نیروهاى مسلح آمریکا اظهار کردند: «اقدام ناو دریایى آمریکا براى دفاع از خود بوده است.» البته برخى از مقامات واشنگتن اذعان کردند که حمله به هواپیماى ایرانى ایرباس در خلیج فارس یک فاجعه بوده است، هرچند از نظر سیاسى واستراتژیکى گریزى از آن نبوده است. رادیو آمریکا در 17 تیر 67 با پخش برنامه‌اى اعلام کرد: «برقرارى صلح تنها نفعى است که آمریکا در خلیج فارس به دنبال آن است و این فاجعه انسانى (انهدام ایرباس) ضرورت دستیابى به آن هدف را افزایش داده است»!
واکنش مقامات ایرانى به اقدام آمریکا در انهدام هواپیماى مسافربرى ایرباس، بدون هیچ گونه تهدیدى به اقدامات تلافى‌جویانه در آینده بود که البته چنین واکنشى با توجه به اوضاع آن زمان تا حد زیادى قابل قبول و توجیه بود. دیپلمات‌ها و صاحب‌نظران مسائل جنگ ایران و عراق علت خوددارى ایران از توسل به اقدامات تلافى جویانه علیه واشنگتن را کسب حمایت بین‌المللى و جلوگیرى از احتمال توسل آمریکا به اقدامات مشابه گذاشته اعلام کردند. در چنین شرایطى امام خمینى با هدف جلوگیرى از شبهه افکنى براى تضعیف روحیه ملى پیامى را به این مناسبت صادر کردند و در آن با توجه به بروز شایعاتى در مورد معامله پنهانى براى پایان دادن به جنگ فرمودند: «امروز تردید به هر شکلى خیانت به اسلام است. غفلت از جنگ خیانت به رسول‌الله است.» پس از پیام شورانگیز رهبر کبیر انقلاب مسئولان کشورى و لشکرى نیز در پیام‌ها سخنرانى‌هاى مختلف خواستار وحدت و مقاومت ملى در مقابل توطئه‌هاى دشمن شدند.
علیهذا در آن مقطع زمانى سیاست جمهورى اسلامى ایران اینگونه رقم خورد که ایران نخست موضوع را در شوراى امنیت سازمان ملل، سپس در شوراى اجرایى سازمان ایکائو و در نهایت در دیوان دادگسترى لاهه مطرح و پیگیرى کند.
پس از شوراى امنیت نوبت به شوراى سازمان بین‌المللى هواپیماى کشورى (ایکائو) رسید. به دنبال درخواست ایران از این شورا، جلسه‌اى در 23 تیرماه 1367 در مقر اصلى این سازمان در مونترال کانادا برگزار شد. نماینده ایران در این جلسه ضمن قرائت‌ نامه‌اى خواستار محکومیت صریح ایالات متحده آمریکا به دلیل استفاده از سلاح علیه هواپیماى مسافربرى ایران واستفاده از زور و تهدید علیه فضاى جمهورى اسلامى ایران و کشورهاى خلیج فارس شد. در پاسخ به این درخواست‌ها نماینده آمریکا شرح حادثه را چنین بیان کرد: «در روزهاى 2 و 3 جولای، منطقه خلیج فارس ناامن بود. کشتى‌هاى مختلفى از جمله یک کشتى پاکستانى و لیبریایى هدف حمله قرار گرفتند. در همان روز یک هواپیماى 14- Fو یک هواپیماى مسافربرى از فرودگاه بندرعباس برخاستند. به رغم تلاش‌هاى ناو وینسنس براى شناسایى هواپیما از جانب این هواپیما پاسخى دریافت نشد و فرمانده ناو براى دفاع از خود به سوى هواپیما شلیک کرد.» در این جلسه نماینده آمریکا نه تنها حاضر نشد به تخلف ناو وینسنس اشاره کند بلکه وقایع را طورى بیان کرد که گویى این هواپیماى ایران بوده است که با رعایت نکردن موارد فنى وایمنى موجب حادثه شده است.
شورا پس از شنیدن سخنان طرفین در بیانیه‌اى از دو طرف خواست تا در بررسى موضوع با شورا همکارى کنند. در جلسه بعدى شورا هیئت تحقیق گزارش خود را ارائه کرد و در آن گزارش اظهار کرد که: «هواپیماى ایرباس به طور طبیعى بلند شده و پرواز آن در همه مراحل کاملا طبیعى بوده است.» در نهایت شورا با صدور بیانیه‌اى ضمن ابراز تاسف از استفاده از سلاح علیه هواپیماى مسافربرى این حادثه را غیرعمدى و به دلیل اشتباه در شناسایى هواپیما دانست. این تصمیم شورا در عین حال که غیرمنصفانه و ناعادلانه بود این قضیه را ثابت مى‌کرد که شورا تحت تاثیر برخى از ملاحظات سیاسی، نتوانست اصول و قواعد حقوقى در اسناد بین‌المللى را اعمال واجرا کند.
پس از وقوع این تجاوز آشکار، جمهورى اسلامى ایران در نامه‌اى خواستار تشکیل جلسه فورى شوراى امنیت براى رسیدگى به موضوع شد. این درخواست سبب شد تا 25 تیر 67 (16 ژوئیه 1988) شوراى امنیت تشکیل جلسه داد و پس از استماع سخنان على‌اکبر ولایتى وزیر وقت امور خارجه ایران و جورج بوش معاون رئیس جمهورى آمریکا قطعنامه 616 را تصویب کرد. در این قطعنامه شورا با ابراز تاسف عمیق از اینکه یک هواپیماى غیرنظامى ایران ایر در پرواز برنامه ریزى شده بین‌المللى 655، با شلیک موشک از ناو جنگى ایالات متحده آمریکا منهدم شده، بر ضرورت تبیین حقایق این سانحه تاکید کرد. در پایان نیز اجراى فورى و کامل قطعنامه 598 مورد تصریح قرار گرفته و از آن به عنوان تنها عامل حفظ ثبات و صلح در منطقه یاد مى‌شود. پس از بررسى این قطعنامه به سادگى روشن مى‌شود که قطع نظر از ارتباطى که بین مسئله جنگ و ساقط شدن هواپیماى ایرانى ایجاد شده و یا پیش‌بینى نشدن محکومیت و جبران خسارت وارده و سایر مسئولیت‌هاى ناشى از حمله، واکنش شورا در برابر اقدام جنایتکارانه آمریکا بسیار ضعیف بوده و تنها به ابراز تاسف و همدردى بسنده کرده است. همچنین واکنش این شورا قابل مقایسه با حادثه انفجار هواپیماى پان آمریکن بر فراز شهر لاکبرى نیست، چرا که در آن حادثه پس از سه سال تحقیق و بازجویى مقامات آمریکایى و انگلیسى اعلام کردند که 2 تبعه لیبى در این حادثه نقش داشته‌اند. پس از آن بلافاصله شوراى امنیت با تصویب قطعنامه 731 از دولت لیبى خواست متهمان ادعا شده توسط آمریکا وانگلیس را به این دو کشور تحویل دهند. مضافا بر اینکه غرامت این حادثه نیز باید پرداخت شود. پس از تعلل لیبى در قبال این قطعنامه، شوراى امنیت در قطعنامه 748 با لحن شدیدترى از لیبى خواست تا به خواسته‌هاى آمریکا و انگلیس تن دهد. حال این پرسش مطرح است که شوراى امنیت چگونه واکنش‌هاى متفاوت خود را با دو قضیه مشابه با فاصله کمتر از یک سال توجیه مى‌کند؟ البته با توجه به ساختار شوراى امنیت و جو فشار و تهدیدى که در هنگام تصویب قطعنامه 616 علیه جمهورى اسلامى ایران وجود داشت و نیز وضعیت جبهه‌هاى جنگ مى‌توان صدور همین قطعنامه ناقص را نیز نوعى پیروزى به حساب آورد. از آنجا که بیانیه ایکائو براى ایران رضایت‌بخش نبود پرونده را به دیوان بین‌المللى دادگسترى (لاهه) ارجاع داد و همان خواسته‌هاى پیشین خود را تکرار کرد. اما در مقابل ایالات متحده صلاحیت دیوان براى رسیدگى به موضوع را مورد اعتراض قرار داد. به رغم اعتراض آمریکا دیوان، روز 12 سپتامبر 1994 را براى رسیدگى به این موضوع قرار داد ولى در نهایت این قضیه در دیوان بررسى نشد، زیرا در توافقات دو طرفه قرار شد موضوع در خارج از دیوان بررسى شود.
علت این تصمیم‌گیرى هم آن بود که در آن زمان با توجه به نفوذ و قدرت ایالات متحده در بیشتر محافل سیاسى و قضایى مقامات ایرانى امیدى به صدور راى از جانب دیوان بین‌المللى دادگسترى مبنى بر محکومیت آمریکا در قضیه ایرباس نداشتند.
مطابق توافق، ایالات متحده پذیرفت تا به بازماندگان هر مسافر ایرانى کشته شده غیر شاغل 150 هزار و مسافران کشته شده شاغل 300 هزار دلار به عنوان دیه و سایر هزینه‌ها پرداخت کند. همچنین توافق شد این مبلغ که در مجموع رقمى حدود 69 میلیون دلار از طریق سفارت سوئیس به طور مستقیم به بازماندگان قربانیان پرداخت و قیمت هواپیما نیز به خود دولت پرداخت شود. جرج بوش معاون وقت رئیس جمهورى آمریکا در شوراى امنیت در ضمن توجیه اعمال خلاف ارتش آمریکا در سرنگونى هواپیماى مسافربرى جمهورى اسلامى ایران اظهار داشت: «اگر ایران به جنگ خود با عراق پایان داده بود، قطعا حادثه ایرباس اتفاق نمى‌افتاد.» این سخنان نماینده آمریکا در شوراى امنیت بیانگر این واقعیت بود که حمله ناو وینسنس به هواپیماى غیرنظامى ایران در راستاى اجراى سیاستى بود که آمریکا و متحدانش براى جلوگیرى از پیروزى ایران و شکست عراق اتخاذ کرده بودند. موافقت ضمنى و مشروط ایران با پذیرش قطعنامه 598 از سویى و خواست طراحان این قطعنامه به دنبال اجراى بى‌قید و شرط قطعنامه از سوى دو طرف جنگ از سویى دیگر سبب شد تا ابرقدرت‌ها فشارهاى خود را علیه ایران براى قبول بى‌قید و شرط و فورى قطعنامه تشدید کنند. ریگان در سخنرانى 21 سپتامبر 1987 (چند ماه قبل از فاجعه ایرباس) خود در مجمع عمومى سازمان ملل با سخنان تهدیدآمیزى از ایران آشکارا خواست تا قطعنامه را بپذیرد و در غیر اینصورت به پذیرش آن وادار خواهد شد. از جمله این فشارها در آن سالها مى‌توان به جنگ سفارتخانه‌ها، تحریم واردات نفت ایران، بسته شدن دفتر خریدهاى نظامى ایران در انگلستان، تحریم کالاهاى ایران، بمباران سکوهاى نفتى رشادت، رسالت، نصر، سلمان و مبارک، حمله به ناوچه‌هاى ایرانى و در نهایت در 12 تیرماه 1367 حمله به هواپیماى مسافربرى اشاره کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات