تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۲  ، 
کد خبر : ۸۲۳۲۰

برخورد دوگانه


محمد پهلوانی
در طول سالهاى گذشته، صحنه سیاسى کشور، شاهد اتفاقات منحصربه فردى بوده است که نمى‌توان از تاثیرات دراز مدت آنها بر باورهاى مردم غفلت نمود. اما متاسفانه در اکثر این موارد، عده‌اى تلاش کرده‌اند با مقصر جلوه دادن رقیب سیاسى در تاثیر سوء گذاردن بر باورهاى مردم، لزوم پاسخگویى نسبت به عملکرد ناصواب خودشان را از ذهن مردم پاک نمایند. شاید آخرین نمونه، واکنش اصلاحاتیان به نامه هوشمندانه و متفکرانه (حتى در نگاه دشمنان و مخالفین قسم خورده جمهورى اسلامى ایران( )1) و اثرگذار جناب آقاى دکتر احمدى‌نژاد به رئیس جمهور آمریکا بود.
هرچند مدعیان گردش آزاد اطلاعات و اخبار (2)، حمایت‌ها و تحسین‌هاى اعجاب‌انگیز و گسترده بین‌المللى (3) و داخلى را از این اقدام مبتکرانه مبتنى بر عزت و قدرت ملت ایران، حتى به اندازه پیام یکى از شخصیت‌هاى سیاسى مورد حمایتشان به یکى از نشست‌هاى حزبى و تشکیلاتی، بازتاب ندادند، بلکه واکنشى تند و گاه غیرمنطقى را آشکار ساختند (4.)
در این میان، نامه رئیس مجلس ششم به آیت‌الله جنتى که بدون تردید از طرفى متاثر از نتایج انتخابات 84 و از سوى دیگر فعالیت زودهنگام انتخاباتى بود جالب توجه است. همچنین نقادى‌هاى هوشمندانه روزنامه‌هاى اصولگرا، در نقد محتواى نامه مزبور و عملکرد نویسنده آن در طول حداقل 8 سال حضور اصلاحاتیان در عرصه حاکمیت،حائز اهمیت است.
واکنش‌هاى ملتهبانه و فرافکنانه اصلاحاتیان به نقدهاى صورت گرفته، نشان از آن دارد که تاثیر نقدهاى جدى و اساسى روزنامه‌هاى اصولگرا، بر افکار عمومى بسیار بیش از چیزى بوده است که اصلاحاتیان توقع داشته‌اند. سرمقاله روزنامه آفتاب یزد (5) در حمایت از عملکرد آقاى کروبى و اصلاحاتیان و فرافکنى به جاى پاسخگویى به نقدهاى اصولگرایان، مطالبى را به رشته تحریر در آورده است که به نقد آنها مى‌پردازیم.
در این سرمقاله به دفاع از این نقد بر آقاى کروبى که “چرا کروبى در برابر برخى اهانت‌ها در روزنامه‌هاى اصلاح‌طلب سکوت کرد و اکنون در برابر اظهارات جنتى برمى‌آشوبد” آمده است: “اولا کسانى که به ادعاى روزنامه‌هاى اصولگرا به مقدسات اهانت کرده‌اند، مسئولیتى در نظام نداشتند و ثانیا تریبون آنها نیز به ادعاى اصولگرایان، کم مخاطب و کم‌تاثیر بوده است... اهانت‌هایى ادعایى از زبان کسانى مطرح مى‌شد که داعیه سخنگویى اسلام و روحانیت را نداشتند...”
اولین نقد مهم و اساسى بر این نوشتار این است که ایشان براى ادعاهاى خود هیچ گونه منبع و سندى ارائه نکرده‌اند، که بالطبع حاکى از ضعف نوشتار است.
ثانیا نویسنده از طرفى در پى ساده‌انگارى و فروکاستن اهانت‌هاى صورت گرفته، است و از طرف دیگر در پى فرافکنى و فرار از پاسخگویى نسبت به عملکرد قبیح برخى از اصلاحاتیان نسبت به مقدسات است. آیا حقیقتا حجم انبوهى از تهاجمات علیه مقدسات را که قلم از نگارش مجدد آن شرم دارد مى‌توان فراموش نمود. فقط براى نمونه و از باب مشت نمونه خروار رجوع شود به صحبت‌هاى آقاى عبدالکریم سروش در ماهنامه کیان، آبان 77، هفته‌نامه مبین 3/7/78، صص8-4. ، ماهنامه کیان، بهمن 77. روزنامه صبح امروز 16/6/78، ص6 . روزنامه نشاط 12/3/78، ص6 . روزنامه صبح امروز 18/2/78، ص6 . روزنامه ایران، دى 77، هفته‌نامه آبان، خرداد 78، ماهنامه کیان، دی- بهمن 78، شماره 50، ص22 . ماهنامه زنان، دى 78، شماره 59، ص 33 به بعد. ماهنامه کیان، مرداد 77، ش 43، ص21 . عصر آزادگان 7/10/78، ص2 . روزنامه ایران 12/10/78، ص 2.، و...”.
یا صحبت‌هاى آقاى عمادالدین باقى در “هفته‌نامه آبان 31/5/77، شماره 29، ص1. پیام هاجر 11/12/77، صص4 و 5، پیام هاجر، 13/7/78، شماره 286، ص8، خوانده شود؟!”.
آیا حجم عظیم و کثیر مطبوعات و نشریاتى چون عصر آزادگان، صبح امروز، یاس نو، حیات نو، خرداد، نشاط، فتح، پیام هامون، پیام هاجر،... که تریبون‌هاى سینه چاک اصلاحاتیان بودند، به زعم نویسنده باید بنابر ادعاى اصولگرایان “کم مخاطب و کم‌تاثیر” خوانده شود؟ نویسنده مقاله ادعاهاى خود را بر اساس کدام مستنداتى بیان کرده‌اند؟!!
نقد محتواى نامه و عملکرد آقاى کروبی، “آدرس غلط دادن و تلاش براى معاف کردن مدعى الهام بودن نامه احمدى‌نژاد” نام مى‌گیرد، اما نام این نوع تعابیر را چه باید گذاشت: “مردم در خاتمى به یک نوع نگاه تازه و حس تازه‌اى از زندگى رسیده‌اند. اگر به صدایشان گوش کنى پیروزى‌ها را از برکت قدم خاتمى مى‌دانند. اگر ورزشکارهایمان مى‌برند، اگر اجلاس تهران موفق مى‌شود، اگر اروپا تسلیم مى‌شود ]!![ حتى اگر باران رحمت امسال فراوان و مدام است، همه و همه را از برکت قدم خاتمى مى‌دانند” (7) و کجا بودند جناب آقاى کروبى تا بیانیه دهند و روزنامه‌هاى مدعى اصلاحات بر آشوبند و فریاد برآورند که...!
اگر بهره‌گیرى از عبارات حاوى معنویت و اخلاق در تدبیر امور جامعه و جهان، استفاده ابزارى از دین و اهانت به مقدسات است جناب آقاى کروبى و تشکل‌هاى دوم خردادى که در حال حاضر، داعیه‌دار عدم خرج دین و امام براى اهداف سیاسى هستند، آن هنگام که پوسترهاى انتخاباتى منتشر شد که در آن نوشته بودند “براى اداى دین به حضرت زهرا (س) به سلاله زهرا راى دهید” (8)، کجا بودند تا فریاد برآورند که اى واى از جور بر مقدسات؟!اگر به زعم نویسنده سرمقاله مزبور، اهانت‌کنندگان به مقدسات، “داعیه سخنگویى اسلام و روحانیت را نداشتند”، باید پرسید حقیقتا چگونه و با چه ملاکی، مى‌توان شخصى را به عنوان سخنگوى اسلام و روحانیت معرفى نمود؟ اگر در کسوت روحانى بودن، نشانه سخنگویى اسلام است، بهتر بود ایشان مشخص مى‌کردند اظهارات برخى روحانیون روشنفکر که از دین چیزى جز یک معنویت مبهم باقى نمى‌گذارند را به حساب سخنگویان اسلام بگذاریم یا خیر؟
اگر نویسنده محترم مدعى هستند که اهانت‌کنندگان، “مسئولیتى در نظام نداشتند”، پس صحبت‌هاى “آقاى عطاءالله مهاجرانى وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقاى عبدالله نورى وزیر کشور و...” (9) را باید به عنوان یک شخص مسئول نگریست یا غیرمسئول؟!
کسانى که در چند سال گذشته، همراه با رسالت بوده‌اند مى‌دانند که مقالات تحلیلى این روزنامه بارها بر لزوم نوشتار مبتنى بر منطق و انصاف و پرهیز از بزرگ‌نمایى و تخریب رقیبان تاکید کرده‌اند. مع‌الاسف اکنون به نظر مى‌رسد عده‌اى با بزرگنمایى اشتبا‌ه‌هاى معدودى از اصولگرایان یا سهوالبیان طبیعى یک شخصیت اصولگرا، به دنبال توجیه خطاهاى بزرگ‌تر و خطرناک‌ترى هستند که توسط شخصیت‌هاى محبوب ایشان صورت مى‌گیرد!به دوستان خود در روزنامه‌هاى دوم خردادى توصیه مى‌کنیم کمى به گذشته برگردند و ببینند در برابر بى‌مهرى به امام و راه امام، چه کسانى پیشقدم بودند؟ در مرحله بعد نیز به مقایسه تاثیر سهوالبیان یک اصولگرا با اظهارات تعداد کثیرى از افراطیون مدعى اصلاحات بپردازند، اگر باز هم فکر کردند آنچه توسط سهواللسان گفته شده است، خطرات بیشترى متوجه مبانى اعتقادى مردم مى‌کند راهى را که در پیش گرفته‌اند، ادامه دهند. اما اگر به این نتیجه رسیدند که برخى تعصب ورزى‌ها ثمرى براى اسلام و انقلاب ندارد، حرف حق را از هر کس بود بپذیرند؛ حتى از حامیان رقیب سیاسى که پیروز میدان انتخابات بوده‌اند.
در نهایت تذکر این امر لازم است که سهوالبیان که در فوق به خطیب جمعه تهران نسبت داده شد، مربوط به عدم تناسب سخن با جو سیاسى و اجتماعى است که برخى نخبگان سیاسى علیه آقاى احمدى‌نژاد ایجاد کرده‌اند. در فضایى که برخى افراطیون به دنبال آنند سخنى از الهام، نور و... از آقاى احمدى‌نژاد یا درباره او بیابند و چند روزى آن را دست گرفته، به اثبات فرضیه خود در مورد تحجر ایشان بپردازند، شاید باید جور دیگرى از نامه آقاى احمدى‌نژاد حمایت مى‌شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات