ترکیه از جمله بازیگرانى است که به دلیل روابط نزدیک با رژیم اشغالگر قدس و حفظ مناسبات با تشکیلات خودگردان، در سالهاى اخیر در سرزمینهاى اشغالى ایفاى نقش مىکند.
در طى ماههاى اخیر، ترکها رویکرد دوبارهاى به سرزمینهاى اشغالى داشتهاند. آنها ضمن انعقاد چندین قرارداد تجاری، امنیتى و نظامى با تشکیلات خودگردان و تلآویو، توانسته است از یک سو ریاست امور موقوفات و اداره مسجدالاقصى را پیشتر در دست «ساف» بود و از سوى دیگر استفاده از چندین شهرک صنعتى در نوار غزه «اریز» را بدست آورند.
با عنایت به تحولات سرزمینهاى اشغالى و عرصه بینالملل این رویکرد ترکها به نقل از قدسنا از دو منظر قابل بررسى است:
الف - اهداف ترکیه: با توجه به ماهیت اسلامى و اهداف ترکیه در عرصه جهانى اقدامات ترکیه در چارچوبهاى زیر مىتواند صورت پذیرد:
اولا: ترکیه همواره تلاش داشته تا به عنوان کشورى اسلامى با جهان اسلام بویژه ممالک عربى مراودات خود را حفظ نماید تا ازمنافع سرشار آن بویژه نفت و گاز برخوردار گردد.
ثانیا از کشورهاى اسلامى به عنوان اهرم فشارى در برابر غرب و آمریکا استفاده نماید.
ثالثا: ترکها که این روزها براى پیوستن به اتحادیه اروپا دچار مشکل گردیدهاند، با رویکرد به حضور فعال در معادلات خاورمیانه بویژه فلسطین، سعى دارند تا با معرفى خود به عنوان بازیگرى مهم در مناطق بحرانى راه را براى ورود به اتحادیه هموار سازد.
ب - اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی: ترکها در حالى در مناطق اشغالى فعالیت مىکنند، که این اقدام با رضایت محافل غربى و حتى رژیم صهیونیستى صورت مىگیرد، که خود ابهامات بسیارى در این رویکرد ایجاد و حتى برخى ناظران سیاسى آن طرحى سه جانبه ارزیابى کردهاند که اهداف زیر را پىگیرى مىکند:
1- از سیاستهاى رژیم صهیونیستی، جلوگیرى از گسترش نفوذ کشورهاى عربى در تحولات سرزمینهاى اشغالى است. آنها ضمن پىگیرى این هدف تلاش دارند تا به نحوى این کشورها را متقاعد به شناسایى این رژیم نمایند. حضور ترکیه با عنوان کشورى اسلامى که خارج از جهان عرب است مىتواند گامى در راه تحقق این سیاست قلمداد گردد.
2- ترکیه مىتواند نمایندهاى از سوى آمریکا در تحولات فلسطین باشد که ضمن مدیریت بحران منطقه، اهداف آن را نیز براى تحقق نقشه راه و صلح خاورمیانه محقق سازد. در شرایط کنونى آمریکا در عرصه داخلى و تحولات منطقهاى (عراق، افغانستان، سوریه ) با مشکلات عدیدهاى مواجه گردیده و قادر به حفظ موقعیت خود در سرزمینهاى اشغالى نمىباشد.
3- رژیم صهیونیستى که این روزها با مشکلات داخلى فراوانى مواجه است و توانایى حضور در بسیارى از مناطق را ندارد، به دنبال بازیگر ثالثى است که تا حدودى مسئولیتهاى آن را برعهده گیرد. با توجه به روابط نزدیک آنها ترکیه، این کشور مىتواند این نقش را ایفا نماید.
4- از اهداف رژیم صهیونیستى و همپیمانان غربى آن محصور کردن تشکیلات خودگردان در نوار غزه مىباشد. این سیاست که با پیروزى حماس در انتخابات و تشکیل دولت توسط آن تشدید شده است، موجب گرایش آنها به کشورهاى منطقه گردیده است. چنانکه هماکنون آنها اداره بسیارى از امور مرزى را به سایر کشورها (مصر، اردن) و مجامع بینالمللى واگذار کرده و از پذیرش صلح با لبنان و سوریه با واگذارى مزارع شعبا و مناطق جولان به آنها خبر دادهاند. در همین چارچوب ترکیه نیز اداره موقوفات بیتالمقدس و شهرکهاى صنعتى در کنار نوار غزه را برعهده گرفته است.
5- تغییر در بافت اجتماعى و ساختار دینی، مذهبى ساکنان عربى سرزمین اشغالی، با گمرک کردن اصول اسلامى و ترویج فرهنگ سکولار و لائیک از اهداف اشغالگران است. امروز ترکیهاى که ماهیتى لائیک و غیراسلامى دارد واز سوى دیگر از نژد اعراب نبوده در سرزمینهاى اشغالى حضور یافته که در بلندمدت مىتواند بر ساختار جامعه فلسطین تاثیرگذار باشد.
در نهایت مىتوان گفت که حضور امروز ترکیه در تحولات سرزمینهاى اشغالى از یک سو برگرفته از اهداف و تلاشهاى سیاستهاى خارجى و داخلى آنکارا مىباشد که سبب گردیده تا براى حفظ جایگاه خود در عرصه جهانى به این مناطق روى آورد. از سوى دیگر نقش و کارکردى است که آمریکا و رژیم اشغالگر قدس براى آنکارا به عنوان بازیگر سوم در این عرصه در نظر گرفتهاند. هر چند که ترکها مىدانند نمىتواند در یک بعد (همکارى مطلق با جهان اسلام و یا رژیم صهیونیستى و غرب) گام بردارند لذا به دنبال توازنى میان این روابط هستند که تامین کنند بخشى عظیمى از منافع آنها باشد. با توجه به شرایط ترکیه نظیر: مناسبات گسترده آنها با آمریکا و رژیم صهیونیستى که به نوعى آن را به آنها وابسته ساخته است، ماهیت اسلامى و جایگاه آن در جهان اسلام، ساختار سکولار و لائیک که بر جامعه ترکیه حکمفرماست، حضور ترکیه در تحولات فلسطین مىتواند تحقق بخش بسیارى از اهداف تلآویو و واشنگتن در قبال اراضى اشغالى باشد.