محسن آلوستانى مفرد
ریشه بیشتر انحرافات دینى واخلاقى نسل جوان را در لابهلاى افکار وعقاید آنان باید جستجو نمود. زیرا فکر این نسل از نظر مذهبى چنان که باید راهنمایى نشده است و از این نظر فوق العاده نیازمند است. واگر مشکلى هم در راهنمایى این نسل باشد بیشتر در فهمیدن زبان و منطبق او و روبهرو شدن با او با منطق و زبان خودش است و در این زمان است که هر کسى احساس مىکند که این نسل برخلاف آنچه ابتدا به نظر مىرسد لجوج نیست و آمادگى زیادى براى دریافت حقایق دینى دارند. یکى از مسایل حساس در زمانه ما مسئله حجاب است که به صورت بیمارى برهنگى در عصر ما ظهور نموده است که خود پیشتازان غربى که مروج این برهنگى بودهاند به ماهیت این بیمارى پى بردهاند. از اینرو عصر جدید که روزگار سیطره کفر و ظلمت اومانیستى است بشر دست به طغیان و اعراض از هدایت آسمانى زده است به همین سبب است که برهنگى و اعتقاد به لیبرالیسم حسى و انکار هر نوع حدود و قیود معنوى واخلاق در قلمرو روابط جنسى یکى از جلوههاى اومانیسم و غلبه ساحت نفس اماره است.
اما مسئله حجاب و لزوم پوشیدگى زن در برابر مرد بیگانه یکى از مسایل مهم اسلامى است که خط بطلانى بر اومانیسم و پوچ انگارى است و در قرآن درباره این مطلب- پوشیدگى زن- تصریح شده است.
از اینرو پرسشهایى که در زمینه حجاب بر هر کمالجویى امکان طرح است عبارتند از: 1- آیا پوشش از مختصات اسلام است یا در میان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است؟ 2- علت پوشش چیست؟ 3- فلسفه پوشش چیست؟ 4- حدود پوشش اسلامى چیست؟ یعنى آیا اسلام طرفدار پرده نشینى زن است یا طرفدار این است که زن بدون کنارهگیرى از اجتماع در حضور مرد بیگانه بپوشاند؟ در صورت دوم حدود پوشش چه مقدار است؟
تاریخچه حجاب: به گفته بعضى از نویسندگان و تاریخ شناسان در میان بعضى از ملل حجاب وجود داشته است. ویل دورانت راجع به قوم یهود مىنویسد: “اگر زنى به نقض قانون یهود مىپرداخت چنانکه مثلا بىآنکه چیزى بر سر داشت به میان مردم مىرفت یا با هر سنخى از مردان درد دل مىکرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانهاش تکلم مىکرد همسایگانش مىتوانستند سخنان او را بشنوند در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد”(1) على هذا حجابى که در قوم یهود معمول بوده از حجاب اسلامى بسى سختتر و مشکلتر بوده است. ویل دورانت همچنین به ایرانیان باستان بیان مىکند که: ”در زمان زرتشت زن منزلتى عادى داشتند و با کمال آزادى و روى گشاده در میان مردم آمد و شد مىکردند.” (2) آنگاه او مىگوید: “پس از داریوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون براى کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادى خود را حفظ نمودند ولى در مورد زنان دیگر، گوشهنشینى زمان حیض که برایشان واجب بود رفته رفته امتداد پیدا کرد و سراسر زندگى اجتماعىشان را فرا گرفت و این امر خود مبناى پرده پوشى در میان مسلمانان به شمار مىرود...”(3) شهید مطهرى در تحلیل و نقد بیان ویل دورانت بیان مىدارد که اگر مقصود ویل دورانت از علت رواج حجاب در میان مسلمانان مقررات خشنى است که درباره زن حائض اجرا شده است، این بیان داراى ضعفهایى است زیراین مسئله مبرهن و واضح است که در اسلام درباره زن حائض اصلا چنین مقرراتى وجود نداشته و ندارد. زن حائض دراسلام فقط از برخى عبادات واجب نظیر روزه، نماز و ... معاف است ولى زن حائض از نظر معاشرت با دیگران هیچ گونه ممنوعیتى ندارد که عملا مجبور به گوشهنشینى شود. و اگر مقصود ویل دورانت این است که حجاب رایج میان مسلمان عادتى است که از ایرانیان به مسلمانان سرایت کرده است باز هم سخن نادرست و ناروایى است زیرا قبل از اینکه ایرانیان مسلمان شوند آیات مربوط به حجاب نازل شده بود. (3)
از اینرو شهید مطهرى بیان مىدارد که اصل حجاب بنا به روایات مختلف از زمان خود پیامبر به وجود آمد به طورى که به عنوان مثال در تاریخ مىخوانیم که بعد از نزول سوره نور عایشه زنان انصاره را به علت رعایت حجاب تحسین مىکند. پس در تاریخچه حجاب مىتوان این اصل را مسلم گرفت که قبل از اسلام هم حجاب وجود داشته است البته نه به معناى اسلامى و اسلام مبتکر حجاب نیست. از اینرو به نظر مىرسد که حدودى که ملل براى حجاب در نظر مىگرفتند با هم متفاوت بود.
علل پیدایش حجاب: علت و فلسفه پیدا شدن حجاب چیست؟ چطور شد که در میان همه یا بعضى ملل باستانى به وجود آمد؟ اسلام که دینى است که در همه دستورهاى خویش فلسفه و منظورى دارد چرا و روى چه مصلحتى حجاب را تایید و تاسیس کرد؟ اینها سوالاتى است که ما در این بخش به پاسخ آنها مىپردازیم. در ابتدا باید یک نکته را در مورد علل پیدایش حجاب بیان دارم مخالفان حجاب سعى نمودهاند که جریانات جاهلانه و ظالمانهاى را به عنوان علت پیدایش حجاب ذکر نمایند لذا دراین جهت میان حجاب اسلامى وغیر اسلامى فرق نمىگذارند و چنین وانمود مىکنند که حجاب اسلامى هم نیز از همان جریانات ظالمانه سرچشمه مىگیرد. از اینرو جریانات ظالمانه و جاهلانهاى را براى علل پیدایش حجاب اسلامى بیان مىدارند.
ما در اینجا ابتدا هر یک از این علل غیرصحیح را ذکر و سپس نقد مىنماییم.
1- میل به رهبانیت ریاضت (ریشه فلسفی:)
ارتباط مسئله پوشش با فلسفه ریاضت و رهبانیت از این جهت است که چون زن بزرگترین موضوع خوشى و کامرانى بشر است، اگر زن و مرد معاشر و محشور با یکدیگر باشند خواه ناخواه دنبال لذت جویى و کامیابى مىروند. بدین جهت پیروان فلسفه رهبانیت و ترک لذت براى اینکه محیط را کاملا با زهد و ریاضت سازگار کنند بین زن و مرد حریم قایل شده پوشش را وضع کردهاند، کما اینکه با چیزهاى دیگرى هم که نظیر زن محرک لذت و بهجت بوده است مبارزه کردهاند.
از اینرو دورى از دنیا وترک لذایذ آن، چه علاقه به مال و ثروت و چه رغبت به زنان ممکن است زاییده چند نوع تفکر باشد. نخست آنکه عدهاى (مرتاضان هندی) کسب فضیلت و صول به حقیقت را منوط به ترک دنیا دانستهاند. دیگر اینکه گروهى (کلبیون یونان) رنج و سختى و اضطراب روحى ناشى از تلاش براى کسب و حفظ ثروت را مغایر با آزادى و علو طبع خود دیدهاند، لذا فراغت خیال را بر این گونه امور ترجیح دادهاند و از لذات مادى چشم پوشیدهاند، گروهى نیزتفریط وافراط در خوشگذرانى را موجب عکس العمل شدید روحى و زمینه ساز توجه به ریاضتهاى سخت مىدانند. به هرحال همانطور که در سطور قبل توضیح دادیم عدهاى مىخواهند این طور جلوه دهند که زهد و ریاضت موجب شده عدهاى براى زن پوشش و حجاب را قرار دهند تا از تحریکات جذاب زن جلوگیرى نمایند.
نقد رهبانیت و ریاضت: شهید مطهرى بعد از اینکه به تحلیل علت رهبانیت و ریاضت در مورد پیدایش حجاب مىپردازد در نقد این دیدگاه به این نکته متذکر مىشود که ممکن است در نقاط دیگر جهان، گرایش به رهبانیت موجب پوشش زن شده باشد اما رهبانیت و ترک لذایذ دنیا به طور کلى از جانب اسلام طرد گشته است و این مطلب را مستشرقین اروپایى نیز قبول دارند بنابراین نمىتوان رهبانیت و ریاضت را فلسفه پیدایش حجاب براى اسلام قرار داد. آیات قرآن و رفتار و گفتار پیامبر(ص) و ائمه (ع) از شواهد این ادعاست کما اینکه اگر ما نگاهى به آیات داشته باشیم متوجه مىگردیم که اسلام تحریم وسایل تجمل و زینت و دیگر نعمتهاى حلال را به شدت مورد انتقاد قرار داده است. پیامبراکرم نیز در موارد گوناگون بر بهرهگیرى مناسب از نعمات دنیا با بیانات مختلف مانند”النظافه من الایمان” (پاکیزگى از نشانههاى ایمان است()4) “من اخلاق الانبیا حب النسا” (از اخلاق انبیا این است که زنان خود را دوست دارند” (5) و ... همچنین سیره معصومین (علیه السلام) در آراستن ظاهر خود هنگام حضور در اجتماع نیز شاهد دیگرى است. بنابراین نمىتوان حجاب را به عنوان جنبهاى از گرایشهاى ریاضت طلبانه در اسلام قلمداد کرد و ریاضت و رهبانیت را علت پیدایش حجاب شمرد کما اینکه متوجه شدیم که در اسلام اصلا رهبانیت و ریاضت غیر صحیح امرى مذموم است.
2- عدم امنیت زنان (ریشه اجتماعی):
ریشه دیگرى که براى به وجود آوردن پوشش و حجاب ذکر نمودهاند ناامنى است. مردم در جوامع قدیم نسبت به مال و ثروت و ناموس خود آسودگى خاطر نداشتندو داستانها و حکایات بسیارى دیگر بیانگر این مطلب است که زنان در دورههاى مختلف تاریخ از ناامنى رنج مىبردند و به جهت این ناامنى اجتماعى نوعى پوشش سخت و اختفا را برگزیده بود. لذا این ناامنى در میان جوامع و در مکتب اسلام سبب حجاب و یا اختفا زنان بوده است.
نقد: شهید مطهرى در مورد علت ناامنى براى پیدایش حجاب بیان مىدارد که وجود ناامنى و بىعدالتى و تاثیر آن در پوشش زن امرى بىتاثیر نیست اما فلسفه حجاب اسلامى به این امر بازنمىگردد. و در جواب این نظریه ناامنى باید گفت که اولا نباید ادعا کرد که در عصر ما امنیت ناموسى کاملا برقرار است و صاحبان نوامیس باید از هر لحاظ خاطرشان جمع باشد و لذا حجاب و پوشش ضرورتى ندارد بلکه این ناامنى امروز هم کاملا موجود است و فقط شکل آن عوض شده است. ثانیا علت حجاب اسلامى مسلما عدم امنیت نبوده زیرا این امر نه در آثار اسلامى به عنوان پوشش معرفى شده است و نه چنین چیزى با تاریخ و زندگى اعراب جاهلیت تطبیق نمىکند زیرا در میان اعراب جاهلیت پوشش وجود نداشت ولى در عین حال به خاطر زندگى خاص قبیلهاى و بدوى از امنیت فردى برخوردار بودند.
3- استثمار زن (ریشه اقتصادی):
عدهاى علت طرح مسئله حجاب را میل مردان به کنترل اقتصادى زنان و خانواده مىدانند که بر این اساس سعى شده است زن هر چه بیشتر منزوى گردد. از اینرو گفتهاند که حریم و پوشش یادگار عهد مالکیت و تسلط مرد است. مردان به خاطر اینکه از وجود زنان بهره اقتصادى ببرند و آنها را مانند بردگان استثمار کنند آنها را در خانههایى نگه مىداشتند و براى اینکه فکر زن را قانع کنند که خود به خود از خانه بیرون نرود و بیرون رفتن را کار بدى بداند فکر حجاب و خانهنشینى را خلق کردند. در کتاب انتقاد بر قوانین اساسى و مدنى ایران سیر روابط زن و مرد در تاریخ به چهار دوره تقسیم شده است: الف) مرحله طبیعى و اشتراکى که مرد و زن روابطى آزاد و بىقید و شرایط داشتهاند. ب) دوره تسلط و مالکیت مرد که حجاب حاصل این دوره است. ج) دوره اعتراض زنان به ظلمهایى که مردان به آنها روا مىداشتند و این اعتراضات خود را از طریق مطبوعات و تشکیل کنفرانسها به گوش مردم مىرساندند. د) دوره تساوى حقوق زن و مرد که به دوره اول شباهت کامل دارد.(6)
نقد دلیل سوم: ابتدا باید در نقد این تقسیمبندى که از سیر روابط زن و مرد بیان شد گفت که تقسیمبندى فوق تقلیدى نابجا از تقسیمبندى کمونیستى از ادوار زندگى بشر است(7) که مراحل آن نیز از نظر مطابقت تاریخ جامعهشناسى قابل اثبات نمىباشد و بلکه آن مراحل نیز رد شده است. در ادامه باید توضیح داد که هیچ دورهاى بر بشر نگذشته است که در آن زندگى خانوادگى وجود نداشته باشد اگر چه در بعضى مراحل حقوق زن توسط مرد پایمال شده است لکن در اکثر مواقع پیوند عاطفى بین آنها مانع از استثمار زن بوده و علاوه بر اینها، در اسلام این امر کاملا محکوم شده است (که زن مرد را استثمار کند) و چگونه مىتوان گفت اسلام که به مادر اجازه داده براى شیر دادن فرزند درخواست اجرت کند، در عین حال براى کنترل اقتصادى زن مساله حجاب را مطرح کند؟!
4- حسادت مرد(ریشه اخلاقی):
ریشه دیگرى که براى پیدا شدن حجاب ذکر کردهاند جنبه اخلاقى دارد. در این جا نیز مانند نظریه سابق استثمار زن علت پدید آمدن حجاب را تسلط مرد و اسارت زن معرفى کردهاند منتهى با این تفاوت که در ریشه اخلاقى براى تسلطجوئى مرد بر زن گفتهاند علت این که مرد، زن را بدین شکل اسیر نگه مىدارد حس خودپرستى و حسادت وى نسبت به مردان دیگر است. مرد نمىخواهد و رشک مىبرد که مردان دیگر ولو با نگاه کردن یا همسخن شدن از زنى که تحت اختیار اوست استفاده کنند از این رو حسادت علتى براى پیدایش حجاب ذکر شده است. به نظر این عده اگر چه دین با انواع خودخواهىها مبارزه کرده، اما بر این خودخواهى مرد صحه گذاشته و آن را غیرت نامیده است. اما ریشه غیرت هم نوعى بخل و امساک است. اگر بذل و بخشش در مورد مال و ثروت خوب است چرا در مورد زن خوب نباشد؟!
نقد دلیل چهارم: در جواب این عده باید گفت که حسادت و غیرت دو صفت کاملا متفاوتند. حسادت از غرایز و احساسات شخصى است و ریشه آن هم به خودخواهى برمىگردد. اما غیرت، یک حس اجتماعى و نوعى بوده و فایده و هدفش متوجه دیگران است. از این رو غیرت نوعى پاسبانى و محافظت است که آفرینش براى مشخص بودن و مختلط نشدن نسلها و براى تحکیم نظام خانواده در مرد نهاده و این امر هرگز ناشى از خودخواهى مرد نیست. اما از نظر فلسفه حجاب باید گفت که بدون شک در اسلام به مساله غیرت و حفاظت و پاکى و نسلها هم توجه شده ولى علت حجاب اسلامى منحصر به این امر نیست.
5- عادت زنانگى (ریشهروانی):
به عقیده بعضى حجاب و خانهنشینى زن ریشهروانى دارد زن از ابتدا در خود نسبت به مرد از دو جهت احساس حقارت مىکرده است: یکى احساس نقص عضوى نسبت به مرد و دیگرى خونریزى ماهانه و حین زایمان و حین ازاله بکارت. این که عادت ماهانه نوعى پلیدى است فکرى است که از قدیم در میان بشر وجود داشته است و به همین دلیل زنان در ایام عادت مانند یک شى پلید در گوشهاى محبوس بودهاند و از آنها دورى و اجتناب مىشده است.
از اینرو عدهاى معتقدند وجود عادت ماهانه در بین زنان و حجب و حیاى آنها و منع شدن آنها در این مدت از نزدیکى با همسران خود و مخصوصا این که در میان یهودیان و زرتشتیان زنان در این دوره موجودى پلید شمرده مىشدند باعث شده است گوشهگیرى خاص آن دوران به یک انزواى دائمى تبدیل شود.
نقد دلیل پنجم: شهید مطهرى درباره این علت روانى بیان مىدارد که از نظر اسلام در زن حائض پلیدى وجو ندارد و تنها این مریضی، بیمارى تن است که در این هنگام باید به نکاتى توجه نمود این که در این حالت زن از نماز و روزه محروم است. همچنین اسلام بر خلاف نظر این عده آنهایى که عادت زنانگى را ریشه رفتار بد با زنان و علت مساله حجاب برمىشمرند- نه به پیروان خود دستور داده است تا رفتارى مانند یهودیان و ایرانیان باستان با زنان در حال حیض داشته باشند و نه حیض را موجب حقارت و پستى زن بشمارند و نه آن را دلیل بر حجاب بشمارند.
6- بالا بردن ارزش:
آن دلیل و نکتهاى که از سوى مخالفان حجاب کمتر بدان توجه مىشود و به نظر ما علت اساسى پیدایش حجاب مىباشد حس و غریزه زن در حفظ و حراست خود در برابر مردان است. مرد از نظر جسمانى و معمولا از نظر نیروى فکرى بر زن برترى دارد. زن باهوش فطرى خود دریافته است که در این دو زمینه هرگز نمىتواند با مرد برابرى کند اما از سوى دیگر نقطه ضعف مرد را همان نیازى یافته است که خلقت در وجود مرد نهاده است و او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقیت و مطلوبیت قرار داده است. زن همانطور که متوسل به خودآرایى و تجمل مىشود تا از آن راه قلب مرد را تصاحب نماید متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نیز مىشود. مولوى متالى بسیار عالى در این زمینه مىآورد که بدین شرح است: زن مانند آتش است وآب مانند آب، اگر حایل میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه مىکند و آن را خاموش مىسازد اما اگر حایل و حجابى میان آن دو برقرار شود مثل این که آب را در ظرفى قرار دهند و زیر آن آتش روشن کنند آن وقت است که آتش بر آب تاثیر مىگذارد و به تدریج او را گرم مىکند و غلیان و جوششى در او به وجود مىآورد. آلفرد هیچکاک با توجه به این نکته مىگوید تفاوت زن شرقى و غربى در پوشیدگى زن شرقى است که موجب افزایش جذابیت او شده است.
از این داستانها مىتوان فهمید که زن بر اثر دور نگهداشتن خود از دسترسى مرد تا کجا پایه خود را مىتواند بالا ببرد و تا چه حد سر نیاز مرد را به آستان خود فرود آورده است. قطعا درک زن این حقیقت را در تمایل او به پوشش بدن خود و مخفى کردن خود به صورت یک راز تاثیر فراوان داشته است.