فردا هشتمین کنگره حزب موتلفه اسلامى با شعار “پویایی”، “وحدت” و “اقتدار اسلامی” در سالن سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى برگزار مىشود.
حزب موتلفه اسلامى از خوشسابقهترین احزاب نیم قرن اخیر کشورمان است که بیش از چهار دهه در تاریخ انقلاب اسلامى نقشآفرینى کرده است.
اگر فعالیتهاى این حزب را به چهار دوره تقسیم کنیم، دوره اول را دوره مبارزه و مقاومت در برابر رژیم شاه براى استقرار نظام اسلامى باید بنامیم. دوره دوم را دوره صیانت از مبانى اسلام و قرآن در امر مبارزه و حفاظت از مرز اسلامیت مبارزان در مواجهه با کفار و منافقین باید دانست.
دوره سوم حیات موتلفه اسلامى که با تاسیس نظام اسلامى شروع مىشود، مشارکت این حزب در کنار دیگر احزاب اسلامى براى استقرار نظام و صیانت از انقلاب اسلامى در برابر جریانهاى ضد انقلاب و منحرف را به خوبى حس مىکنیم.
دوره چهارم فعالیت این حزب که محصول آن را در برگزارى هشت کنگره باید دید، تلاش براى حفظ وحدت و همگرایى گروههاى اسلامى و اهل ایمان و تحکیم اقتدار نظام اسلامى را جستجو کنیم. با نگاهى به این چهار دوره پویایى و تحرک شایسته در زمان و آمادگى و بالاخره حضور در همه صحنهها از روشنترین صفحات تاریخ این حزب است. سر این پویایى هم نفسى با علماى بزرگ و مراجع عالیقدر به ویژه امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهورى اسلامى در امر خطیر مبارزه با طاغوت و استقرار نظام مقدس جمهورى اسلامى است.
یکى از پرسشهاى مطرح در جامعه امروز ما این است که آیا داشتن حزب با توجه به ساخت سیاسى کشور، ساز و کار حوزههاى علمیه، نفود مراجع و نخبگان دینی، تشکیلات مساجد و نوع ارتباط روحانیون با مردم ممکن است.
حتى برخى این پرسش را به صورت افراطى مطرح مىکنند که آیا قانون اساسى جمهورى اسلامى و نیز نظام ولایت فقیه وجود حزب یا احزاب را بر مىتابند.
به نظر مىرسد ریشه این پرسش قبل از اینکه به ساخت نظام سیاسى و یا قدرت حوزههاى علمیه و مراجع بر گردد در فهم احزاب و گروهها و نخبگان از وضعیت دین و مذهب در کشور، فهم مردم از دین و رهبران دینى و بالاخره تاریخ و جغرافیاى سیاسى ایران باشد.
وقتى برخى از احزاب حاضر نیستند نسبت خود را با دین و فهم مردم از دین و نیز رهبران دینى تعریف کنند و گاهى رو در روى مردم و دین قرار مىگیرند، نباید [با طرح این پرسش اعتراضآمیز که آیا حزب در ایران جواب مىدهد؟] کمکارى و تنبلى خود را توجیه کنند. حزب موتلفه اسلامى از نخستین روزهاى فعالیت سیاسى خود نسبت خود را با دین، مراجع دینى و حوزههاى علمیه، مردم و بالاخره شناخت دقیق از تجربیات تاریخ سیاسى معاصر تعیین کرد و بیش از چهار دهه در روندى روبه تکامل و پیشرفت به جلو مىرود.
البته نباید فراموش کرد حوزههاى علمیه و روحانیت اصیل هم نباید دچار غفلت شوند و فاصله خود را با احزاب به گونهاى تعیین کنند که از تحولات سیاسى و گفتمانهاى مسلط در جامعه عقب بمانند.
حزب، مطبوعات و دانشگاهها سه نهاد مدرن هستند که از مشروطیت به این طرف وارد حوزه سیاسى کشور شدند.
پیش از مشروطیت جامعه مدنى ما تعریف خاص خود را داشت که ریشه هزار ساله داشت اما با ورود این سه نهاد تعادل جامعه مدنى ایران به هم ریخت. عمدهترین کار این سه نهاد باز تولید اندیشه، لائیسم، لیبرالیسم و سکولاریسم با تکیه بر یک حمایت جهانى در ایران بود.
ملت در یک مبارزه 100 ساله با تعریفى اسلامی، بومى و ملى از این سه نهاد مدرن، کارکردهاى الحادى و کفرآمیز این سه نهاد را عقیم گذاشت و به تدریج جلوى رشد و بازتولید آن را از طریق نقد عالمانه و مشفقانه گرفت.
اکنون خطر رفع شده و سمومات این اندیشههاى ناپاک رو به ضعف و کاستى است. این دستاورد مهم در سایه ساز و کار جامعهپذیرى ولایى به دست آمده است.
حزب موتلفه اسلامى در غنىسازى ساز و کار جامعهپذیرى ولایى در طى 4 دهه فعالیت خود از هیچ کوششى در این مهم فروگذار نکرده است.
به نظر مىرسد برگزارى کنگره هشتم حزب موتلفه اسلامى فرصتى براى بازخوانى تعریف حزب، کارکردهاى حزب، نقش احزاب در نظام مردمسالارى دینی، مفهوم رقابت در یک جامعه دینی، مکانیزم جوانسازى کادرها، کادرسازى و چینش نیروها در هرم قدرت و بالاخره توزیع قدرت بر اساس ملاکهاى قرآنى و ایمانى است.