یکى از کارها و تمهیداتى که در ایام انتخابات در همه ممالک توسط اشخاص احزاب و ... جهت جلب آراى مردم صورت مىگیرد، “وعدههاى انتخاباتی” مىباشد که در اغلب جوامع، تاثیر بسزایى در نتیجه نهایى انتخابات دارد. ایران عزیز ما نیز از این قاعده مستثنا نیست. اما نکته جالب توجه و تعجب در کشور ما این است که بعد از انتخابات، گروهها و احزابى که مورد اقبال ملت قرار نگرفتهاند، با غفلت یا تغافل از این امر، دچار نوعى فراموشى تاریخى نیز مىشوند. متاسفانه این نکته بعد از انتخابات ریاست جمهورى 84 نزد افراطیون از جبهه اصلاحات، به وفور یافت مىشود.
بدین سبب است که عملکرد و شعارهاى خویش را فراموش کردهاند و با دعاوى غیرواقع به تخریب منتخب ملت مىپردازند. روزنامه مردمسالاری(1) در یادداشتى تحت عنوان “وعدهاى که فراموش نمىشود” مطالبى را پیرامون وعده انتخاباتى آقاى احمدىنژاد (البته به زعم و تفسیر اصلاحاتیان) که پول نفت بر سر سفره مردم قرار خواهد گرفت بیان کرده است که خالى از اشکال منطقى نیست. “احمدىنژاد از همان آغاز فعالیت تبلیغاتى خود، براى انتخابات ریاست جمهورى روى نفت حساب ویژهاى باز کرده بود... حتى وقتى على سعیدلو ... به عنوان وزیر پیشنهادى نفت به مجلس معرفى شد، با شفافیت کامل از شعار رئیس جمهور محبوب سخن گفت ... و هنگامى که اعلام کرد براى تحقق هدف اصلى رئیس جمهور یعنى آوردن پول نفت بر سفرههاى مردم، برنامههایى تدوین شده در دست دارد اثبات شد که آوردن پول نفت بر سر سفرههاى مردم، شعار اصلى رئیس جمهور است”.
تاکید جناب آقاى دکتر احمدىنژاد روى عواید نفتى کشور بر کسى پوشیده نیست، اما آنچه که ریاست محترم جمهورى بدان اصرار دارند استفاده بهینه از درآمدهاى نفتى کشور، براى رفع مشکلات مردم و توسعه و آبادانى کشور است. متاسفانه شیوهاى که اصلاحاتیان در تعامل با آقاى احمدىنژاد برگزیدهاند، برخلاف قواعد اخلاقى و به دور از انصاف مىباشد. شیوه کار افراطیون بر آن است که با هر مسئلهاى یا مصوبهاى از دولت، جنجالى عظیم را به واسطه رسانههاى متعدد خود علیه دولت مخصوصا منتخب ملت جناب آقاى احمدىنژاد به راه اندازند. بر این اساس است که با توسل به مغالطه تکرار (Repetition)جریانى را به راه مىاندازند و بر اساس آن، شروع به تحلیل و تفسیر و نقد کارها و برنامههاى دولت مىکنند. فشار علیه دولت مبنى بر آوردن پول نفت بر سفره مردم نیز از همین سنخ است.
نویسنده در اثبات ادعاى بىاساس خود به بخشى از صحبتهاى آقاى على سعیدلو وزیر پیشنهادى آقاى دکتر احمدىنژاد براى وزارت نفت اشاره مىکند که بدین طریق دچار مغالطه نقل قول ناقص (incomplete quotztion)شده است. چرا که جناب آقاى سعیدلو در همان ایام به این نکته اشاره مىکنند که “معناى این سخن توزیع پول نفت در میان مردم نیست، اگر اشتغال ایجاد کنیم، آثار فروش نفت سر سفرهها مشاهده مىشود”.(2)
و در ادامه چنین مىگوید: در این خصوص[آوردن پول نفت بر سفرهها] برنامههاى خاصى داریم، بعضىها احساس مىکنند پول نفت یعنى فردا نفت را که فروختیم پول آن را نقدا در میان مردم توزیع کنیم، اما اگر بتوانیم اولویتبندى کنیم، در یک منطقهاى که از نظر اقتصادى جواب مىدهد، یک پالایشگاه و یک تاسیسات نفتى و یا صنعتى به پشتوانه نفت ایجاد کنیم این امر خود ایجاد اشتغال مىکندو فرزندان مردم سر کار مىروند و فرهنگ جامعه عوض مىشود، مردم با نشاط مىشوند و شیرینى آینده آنها یعنى شیرینى آثار فروش نفت در سفره مردم(3) آوردن پول نفت بر سفرههاى مردم یعنى صیانت همه جانبه از این سرمایه ملى است، نه اینکه مافیاى نفتى از محل قراردادهاى نفتى ... پورسانتهاى (درصد) کلان دریافت و زیان قابل توجهى به کشور سازد [و یا اینکه] دفتر کلان نفت از لندن به سوئیس منقل [شود] که در کشور جدید حسابهاى بانکى مخفى نگهدارى مىشود .. [و یا اینکه] بنزین مورد نیاز کشور توسط مافیا از شرکتهاى وابسته به رژیم صهیونیستى مانند شل [خریدارى شود]“.(4)آوردن پول نفت بر سر سفره ملت، یعنى تولید، سازندگى و عمران کشور کم کردن هزینههاى زاید و جلوگیرى از اسرافها و ریخت و پاشهاى سرسامآور، نه اینکه مانند یکى از دولتهاى پیشین بخواهد “ 25درصد اعتبارات جارى کشور که حدود 137 میلیارد تومان است را صرف تبلیغات فعالیتهاى انجام شده کند”.(5)
ایشان در ادامه مىنویسند: “بگذریم از اینکه در آن زمان، بسیارى از کارشناسان و صاحبنظران اقتصادى در مورد پیامدهاى منفى استفاده غیر کارشناسى از درآمدهاى نفتى هشدار داده بودند”. در این رابطه توجه به چند نکته ضرورى است. اولا: آنچه مسلم است در ایام منتهى به 27 خرداد به دلیل محاسبات صرفا مادى گرایانه نامزدهاى ریاست جمهورى و کارشناسان آنها، کسى به نقد برنامههاى آقاى احمدىنژاد که بر مبناى معنویت و عدالت بود التفاتى نداشت و فقط ملت بود که در نهایت اصل را تشخیص داد و میان شعار براى کسب راى و برنامه براى حل مشکلات کشور، تمیز قایل شد. لذا سخن ایشان مبنى بر هشدار بسیارى از کارشناسان و صاحبنظران مغالطه کلى - نما (cpncealed - qualification half) است. اوج نقدهایى که علیه برنامههاى آقاى احمدىنژاد صورت گرفت، در هفته دوم انتخابات بود که بیشتر مطالب ارائه شده(6) معطوف به هدف تخریب و ترور شخصیت جناب آقاى دکتر احمدىنژاد بود.
ثانیا: برخى کسانى که در چند ماه اخیر، مرثیهسرایى براى صندوق ذخیره ارزى کشور مىکنند(7)، خود از حامیان نامزدى بودند که به هر ایرانى وعده ماهیانه 50 هزار تومان مىداد، یا در دور دوم انتخابات، بر ضرورت راى به نامزدى شتافتند و راى به آن نامزد را آزمون و ائتلاف ملى خواندند(8) که نه در ایام اولیه انتخابات بلکه در مرحله دوم در آخرین ساعات منتهى به پایان زمان تبلیغات، در برنامه زنده تلویزیونی، وعده 120 هزار تومان به هر ایرانى داد. سئوال اینجاست چرا این افراد، هنگامى که “برخى از صندوق ذخیره ارزى وام گرفته و در سوئیس زمین و ویلا خریدارى کردند”.(9) صداى انتقادشان برنخاست؟! اگر هزینه کردن منابع نفتى کشور براى رفع مشکلات جوانان، بیکاران، بازنشستگان و اقشار محروم جامعه و مردم زحمتکش مناطق محروم کشور، “مبارزه [دولت] با منطق علم اقتصاد”(10) است، پس هدایاى ناقابل یک “وزیر تعاون [که] در مدت تصدیش، حدود 7 هزار سکه طلا هدیه” غیر قانونى داده است(11) را چه باید نامید؟!!