سعداله زارعی: حمله گسترده نظامیان رژیم صهیونیستی به منطقه غزه از بعد داخلی پس از آن صورت گرفت که جنبش حماس در برابر طرح محمود عباس مبتنی بر وجود دو دولت (دولت رژیم صهیونیستی و دولت فلسطین) مخالفت ورزید و مقوله «رفراندوم» برای به اثبات رساندن این طرح در محاورات گروههای فلسطینی به نتیجه نرسید و دست آخر ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان ظاهراً آن را کنار گذاشت.
از بعد منطقه ای نیز این حملات پس از آن صورت گرفته است که گفتگوهای سه جانبه حسنی مبارک، اولمرت و ابومازن در قاهره صورت گرفته و ظاهراً طرفین روی دو موضوع توافق کرده اند وادار کردن حماس به قبول موجودیت دولت اسرائیل و منحل کردن شاخه نظامی جنبش حماس و خلع سلاح سایر جنبش هایی که در کادر دولت خودگردان نیستند.
اما از یک منظر دیگر حمله گسترده رژیم صهیونیستی به منطقه غزه پس از آن صورت گرفت که محاصره سیاسی و اقتصادی حماس با شکست مواجه گردید. وقتی حماس در پنجم بهمن ماه سال گذشته در انتخابات داخلی پارلمان فلسطین با حدود 75 درصد آراء به پیروزی رسید، رژیم صهیونیستی با قطع گمرکات به منطقه فلسطین درآمدهای ارزی این دولت از ناحیه تجارت و کشاورزی را به صفر رساند و همزمان با آن با دولت های غربی هم پیمان خود که براساس قرارداد اسلو سال 1375 سالانه مبالغی را به دولت خودگردان پرداخت می کردند، وارد مذاکره شد و آنان را وادار به قطع کمک ها کرد. اما این سیاست به زودی با برگزاری اجلاس مجالس کشورهای اسلامی در تهران به شکست انجامید چرا که دولت های عضو متعهد شدند هر کدام بخشی از دو میلیارد دلار هزینه جاری مناطق تحت امر دولت فلسطین را جبران نمایند. شکسته شدن حلقه محاصره مالی همزمان با شکسته شدن حلقه سیاسی بود چرا که دعوت روسیه، ایران و آفریقای جنوبی از رهبران حماس برای سفر به پایتخت های این کشورها چشم انداز تازه ای از حمایت سیاسی بین المللی را به روی حماس می گشود و در همان زمان روزنامه های عربی (از جمله الشرق چاپ قطر در تاریخ 14 اسفند 84) دولت های خود را برای در آغوش کشیدن رهبران حماس تحت فشار گذاشتند. این در حالی بود که این روند برای غرب و رژیم صهیونیستی شکننده محسوب می شد از این رو روزنامه واشنگتن پست که دیدگاههای دولت آمریکا را منعکس می کند در تاریخ 20 بهمن ماه 84 نوشت: دعوت پوتین از حماس برای دیدار از مسکو نگران کننده است.
با پذیرفته شدن رهبران حماس در عرصه بین المللی و منطقه ای سایه ای از وحشت و نگرانی رژیم صهیونیستی و غرب را فرا گرفت و این نشان می داد که تلاش های 15 سال اخیر غرب که با مذاکرات مادرید در سال 1370 آغاز شد کاملاً رنگ باخته و روند جدیدی در خاورمیانه دنبال می شود. از همین رو روزنامه آلمانی «دی ولت» چهار روز پس از برگزاری انتخابات مجلس فلسطین نوشت: صلح خاورمیانه ضربه شدیدی را متحمل شده است. روزنامه «کوریره دلاسرا» چاپ ایتالیا نیز در همین روز بوش را مورد تمسخر قرار داد و نوشت: «بوش عزیز جنگ در افغانستان و عراق را شاید برای سپردن قدرت در خاورمیانه به اخوان المسلمین راه انداخته است.» و نیز «اریل کوهن» در واشنگتن تایمز 17 بهمن سال گذشته نوشت: پیروزی حماس رویداد فاجعه آمیز است و سبب ارزیابی مجدد سیاست خارجی آمریکا می شود.
پیروزی حماس پیروزی یک گروه کوچک در یک قطعه کوچک نبود- هر چند هم حماس یک گروه کوچک و هم غزه و اریحا قطعه ای کوچک محسوب می شوند -در واقع پیروزی اسلام گراها در فلسطین از ادامه پیروزی نهضت های اسلامی در مناطق خود و تبدیل آنها به دولت های اسلامگرا حکایت می کرد که می توانست چشم اندازی از تغییر بنیادی در هریک از واحدهای سیاسی جهان عرب و تبدیل نهایی آنها به یک دولت اسلام گرا را ترسیم کند از این رو برای مهار حماس و در نهایت بستن پرونده آن دست هایی در هم گره خوردند.
فشار اولیه بر حماس با این شعار آغاز شد که «حماس باید واقعیت اسرائیل را بپذیرد» این صدای مشترک در غرب و جهان عرب بود و هرکدام با ادبیات خاص خود آن را مطرح می کردند. نیویورک تایمز دو روز پس از انتخابات فلسطین و در همان روزی که نتایج انتخابات فلسطین رسما اعلام شد، در سرمقاله خود نوشت: «حماس باید بین جهاد با اسرائیل -که آن را تروریسم می خواند- و حکومت داری یکی را برگزیند» بعضی از روزنامه های اروپایی هم نوشتند: «سلاح و انتخابات ترکیب متناقض هستند» در این بین سران جهان عرب از حماس می خواستند از تشکیل دولت خودداری کند و یا اینکه رسما اعلام کند راه «محمود عباس» را ادامه می دهد. بعضی از آنان از جمله اردن رسما اعلام کردند با حماس در شکل جنبش همکاری نمی کنند و دولت جنگی را در غزه نمی پذیرند.
تجربه حماس باید سرکوب می شد اسرائیلی ها در یک مقطعی گمان می کردند واگذاری قطعه ای از فلسطین مشکل آنان را حل می کند و از فشار فلسطینی ها بر دولت تل آویو می کاهد و از این رو نه ماه پیش غزه را پس از 38سال اشغال و در برابر مقاومت های اسلامی تخلیه کردند و وعده تخلیه کرانه باختری رود اردن را هم دادند. 4ماه بعد از این ماجرا حماس در اکثر مناطق فلسطینی اکثریت آراء مردم این سرزمین را کسب کرد. اسرائیلی ها ابتدا گمان می کردند ورود حماس به فاز سیاسی و تحویل گرفتن دولت -با انبوه مشکلاتی که در متن و سر راه آن وجود داشت و دارد- آنان را آرام می کند و ماجرای فلسطین به پایان می رسد. بر همین اساس روزنامه انگلیسی گاردین 5 روز پس از برگزاری انتخابات فلسطین نوشت: «پیروزی حماس فرصت جدیدی برای صلح است» اساس این تحلیل این بود که صلح با ابومازن فایده ندارد چرا که از یک سو جایگاه ملی خود را از دست داده است و از سوی دیگر گروه های قدرتمندی چون حماس و جهاد می توانند تصمیمات آن را خنثی نمایند. بنابراین، صلح باید با حماس صورت می گرفت این خواست مشترک اسرائیل و بسیاری از کشورهای عربی بود. ولی وقتی حماس به قدرت رسید بسیاری کشورهای قدرتمند از جمله ایران، روسیه، آفریقای جنوبی و سوریه منتظر این فرایند نشدند در همان حال حماس با طرح شعار مرحله ای آزادسازی مناطق اشغالی 1346 نشان داد که به وضع موجود قانع نیست. پیش از این حماس در اساسنامه خود که در سال 1367 منتشر کرد نوشته بود: «پرچم اسلام را در هر سانتی متر از خاک فلسطین برافراشته می سازد» و تاکید داشت که: «راه حلی بجز جهاد برای قضیه فلسطین وجود ندارد».
استراتژی آزادسازی مرحله ای فلسطین برای اسرائیلی ها بسیار وحشتناک بود و بطور طبیعی اسرائیل باید برای مقابله با آن با همه توان خود وارد عمل می شد این عملیات پنج ماه به تاخیر افتاد تا شرایط داخلی و منطقه ای برای آن فراهم شود. جلسه مشترک ابومازن، اولمرت و مبارک در قاهره و فشار فراوان تشکیلات ابومازن اوضاع را تا حد زیادی برای اقدام آماده می کرد و وقتی «عزام الاحمدی» رئیس فراکسیون فتح در پارلمان فلسطین به جای آنکه اقدام رژیم صهیونیستی در به اسارت درآوردن حدود 100 مسئول و مقام فلسطینی را محکوم کند، ابومازن را به انحلال دولت قانونی حماس فراخواند و گفت: «ما اکنون با خلأ قانونی روبرو هستیم و ابومازن باید براساس اختیاراتش عمل کند.» مشخص شد که برای ساقط کردن حماس یا واداشتن آن به تسلیم دست هایی از داخل و خارج درهم گره خورده است. البته«اوی دیختر» وزیرامنیت داخلی رژیم صهیونیستی پنجشنبه شب گذشته با صراحت اعلام کرد: «اسرائیل قصد دارد دولت فلسطین را ساقط کند.»
اما اقدامات اسرائیلی ها در بمباران شدید منطقه غزه و نیز حمله نظامی علیه رام الله، قلقیلیا، جنین، بیت المقدس و نابلس و به اسارت درآوردن حداقل ده وزیر و 30 نماینده مجلس و چندین شهردار، روحانی، روزنامه نگار و... به هیچ وجه نشان دهنده قدرت اسرائیل و وقوع وضعیت جدید برای این سرزمین نیست کما اینکه ادامه فعالیت های مبارزه جویانه حماس و گروه های دیگر فلسطینی هم نشان می دهد که از نظر آنان اتفاق تازه ای نیافتاده است. در واقع در این ماجرا صهیونیست ها یک بار دیگر ماهیت خود را نشان دادند و در ضمن انفعالی بودن اقدام آنان نیز کاملاً آشکار است.
اقدامات اخیر اسرائیلی ها به هیچ وجه مشکلات این رژیم را حل نمی کند و همراهی بعضی از گروه های فتح نیز موقعیت این گروه را در بین ملت فلسطین ترمیم نمی کند اتفاقاً اسرائیلی ها و ابومازن از نظر حقوقی و اخلاقی در شرایط دشوارتری نسبت به گذشته قرار گرفته اند چرا که حماس اینک یک «دولت مسئول» است نه صرفاً یک گروه جهادی.
البته اسرائیل از رهگذر حمله به افراد و تاسیسات فلسطینی در پی آن است که حماس را از درون فلسطین برای پذیرش موجودیت رژیم صهیونیستی تحت فشار قرار دهد و در نتیجه میان فلسطینی ها شکاف بیاندازد و نیز گمان می کند که به فرصتی دست پیدا کرده است تا با شناسایی عوامل اصلی نهضت فلسطین مغزهای متفکر خیزش فلسطین را از بین ببرد اما اینها با عملیات نظامی تقویت می شود نه تضعیف و این اشتباه بزرگی است که صهیونیست ها مرتکب می شوند.
دولت حماس مجموعه ای از وزرا نیست کما اینکه مجلس فلسطین مجموعه ای از نمایندگان نیستند و تاکنون هم مردم فلسطین از طریق دولت و مجلس برای احقاق حقوقشان وارد عمل نشده اند البته دولت و مجلس به سازوکار انقلابی شکل حقوقی هم می دهد ولی به آنها وابسته نیست.
اسرائیلی ها فریاد می زنند، شلیک می کنند، با سرعت به خیابانها حمله می کنند چون می ترسند آنان می خواهند با حمله بر ترس خود غلبه کنند اما منشأ ترس را نیافته اند، اشغالگر نمی تواند آرام بگیرد، سرزمین اشغال شده دشمن خیز است اسرائیل مسلماً در روزهای آینده بار دیگر از غزه می رود و ناچار است کرانه باختری را هم تحویل دهد و مقدمات رها کردن مناطق اشغالی 1346را فراهم نماید و ملت های مسلمان آن را به زودی ناظر خواهند بود.