تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۸۲۳۸۳

بوشهر؛ استان فراموش شده


نوید اسدپور: یکی از مهمترین دستاوردها و ابتکارات دولت نهم و شخص رئیس جمهور، سفرهای استانی است. جدا از برخی مشکلاتی که دراین راه وجود دارد، نکته مثبتی که دراین سفرها وجود دارد این است که مردم احساس می کنند می توانند به عنوان نقادان بی طرف نمایندگان دولت درشهرستانها قضاوت کنند. در هر سفر رئیس محترم جمهور به استانها ایشان بارها تأکید کرده است که مردم باید مسئولان را مورد ارزیابی قرار دهند و این ارزیابی ملاک توانمندبودن مسئولان استان است و در برابر این امر نیز متقابلا دست اندرکاران سیاستگذار در استانها نیز باید پاسخگوی مردم باشند. هرچند که این امر می تواند بارقه امید را دردل تک تک افراد جامعه بوجود آورد اما جدا ازاین چگونه می توان این نقادی و ارزیابی را به گوش رئیس جمهوری رساند راهی وجود ندارد. شکی نیست که انتقادات سازنده با توجه به روحیه پیگیری و جدی بودن دکتر احمدی نژاد در برابر شعارهای خود به مردم، می تواند در آبادگری کشور بالاخص نقاط محروم کمک شایانی کند.
به دلیل وسعت و حجم کارها رسیدگی دقیق و انجام امور مربوط به پاسخگویی مطالبات مردمی به طور قطع نمی تواند خالی از عیب باشد اما ذکر نکاتی کلی و کلان و... یک استان شاید مطلبی در خور ذهن و توجه باشد لذا در این مقاله سعی شده است با پرهیز از هرگونه تفکر سیاسی به مطالبات مردمی پرداخته شود که در نام و تاریخ ایران و سرزمین کهن مان دارای سوابق درخشانی هستند.
دراین میان مردمی هم هستند که نامشان با محرومیت و مظلومیت و رشادتهای تاریخی دلیران تنگستان و شهدای جنگ تحمیلی عجین شده و برگ های زرینی درتاریخ این مرز و بوم را با خود یدک می کشند. بوشهر یکی از شهرهای مرزی کشور است که مجاورت آن با کشورهای حوزه خلیج فارس و همچنین دربرگرفتن تأسیسات هسته ای و نظامی و دریایی از اهمیت دوصدچندانی برخوردار است. نزدیکی به منطقه ویژه عسلویه که به عنوان بزرگترین قطب اقتصاد کشور است یکی دیگر از شاخصهای این استان مرزی است. نزدیک بودن این استان به کشورهای عربی و تبادلات اقتصادی و تجاری مردم این استان با عربها خود برحساسیت و اهمیت موضوع می افزاید چرا که مهمترین مقوله زندگی اجتماعی بحث امنیت و فرهنگ نقش و رنگ و بویی خاص به خود می گیرد. توجه به این نکته که بزرگترین عرصه مبارزه کشورها امروز برپایه مبارزه فرهنگها قرار دارد، لذا توجه ویژه به این امر می طلبد که مسئولان نگاهی درازمدت به بحث فرهنگ و بسترسازی مناسب امور فرهنگی دراین استان داشته باشند. به رغم اینکه از استان بوشهر به عنوان یکی از نقاط محروم کشور نام برده می شود اما نمی توان این امر را ناشی از بی توجهی دولت و نظام جمهوری اسلامی دانست. وجود مراکز هسته ای، دریایی، هوایی، نفت و گاز و مراکز آموزشی از جمله دانشگاه خلیج فارس، آزاد، پیام نور و همچنین دیگر مراکز آموزشی و صنعتی مانند صنایع دریایی و کشتی سازی صدرا، مراکز بنادر و کشتیرانی و گمرک دراین شهر همه و همه نشان از توجه خاص و ویژه دولت و نظام به این منطقه از کشور ایران دارد. پرورش نیروهای کارآمد و جوان و تحصیلکرده درسایه امکانات آموزشی بعضا تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته های مهندسی و انسانی و وجود دانشگاه علوم پزشکی و تربیت کادر درمانی دراین استان نشان از این دارد که دولت در چشم انداز خدمت به نقاط محروم کشور علی الخصوص استان بوشهر توجهی ویژه و کافی دارد. اما باز با همه این احوال وقتی که پای درد دل مردم این خطه از کشور می نشینیم احساس می شود که کارهای فراوانی بجا مانده که انجام آن نیازمند اعتقاد قلبی به خدمت رسانی و به کارگیری افراد انقلابی را می طلبد. اینکه علی رغم توجه دولت با برشمردن گوشه ای از توجه به این شهر بازهم استان در یک محرومیت به سر می برد جای تأمل دارد. نگارنده دراین مقاله فقط به یکی از معضلات جدی و نیازهای ضروری مردم استان می پردازد و در پایان هم براساس تجربه و آگاهی خود علت امور را به نگارش درمی آورد تا شاید چاره ای برای آن پیدا شود.
یکی از بهترین نیازهایی که در استان بوشهر به چشم می خورد توجه به امر درمان در منطقه است. استان بوشهر با تمام قابلیتهایی که دارد و میزبان میهمانان داخلی و خارجی درمراکز صنعتی است،متأسفانه از اولین امکان سلامت یعنی یک مرکز درمانی مناسب برخوردار نیست.تنها بیمارستان بوشهر به نام فاطمه الزهرا «س» قدمتی حدود 50 سال دارد؛ بیمارستانی که هرآن احتمال فروریختن و به وجود آمدن یک فاجعه انسانی دردناک درآن دور از ذهن فردی ولو استاندارد و رئیس دانشگاه علوم پزشکی و مردم نیست. کسانی که اهل علم مهندسی هستند می دانند که عمر یک سازه بیمارستانی درنقاط خوش آب و هوا که ساختمان درمعرض حمله سولفاتهای ناشی از رطوبت و دریا نیست حدود سی سال است و البته با همه شرایط مثبت باز هم برای سازه ها با این اهمیت که با جان مردم سروکار دارد عمر آن را به کمتر از سی سال هم تقلیل خواهند داد. اما بیمارستان بوشهر که درحدود 100 متری دریانت قدمتی نزدیک به 50 سال دارد؛ عمری که نه به عنوان مفاخر استان و یا بنای تاریخی و بافت سنتی نمی توان از آن یاد کرد بلکه به عنوان سازه و یا ساختمانی است که مردم استان هرگز آرزوی رفتن به آن را حتی برای ملاقات نیز ندارند.
فرسودگی شدید در اسکلت سازه تخریبهای پی درپی در سطوح داخلی ساختمان و بنای بسیار زشت و کثیف این بیمارستان، وجود فاضلاب روان و نامناسب بودن اتاقهای بسیار از نظر وجود حشرات موذی، همه و همه چهره ای بسیار مشمئز کننده را برای هر تازه واردی به تصور می کشاند. دولت برای این امر در سال 81 اعلام کرد که در پنج استان کشور نیاز ضروری به ساخت بیمارستان موجود دارد که از جمله آن استان بوشهر بود. با این وصفی که از بیمارستان بوشهر تشریح شد توقع بر این بود که مسئولان استان و نمایندگان مجلس درصدد انجام پروژه درکوتاهترین فرصت باشند که جالب است بدانید از همان تاریخ تاکنون یعنی با گذشت حدود 5 سال هنوز زمین مناسب برای ساخت بیمارستان جدید بوشهر در نظر گرفته نشده است. بحث کادر درمانی و پرسنل دانشگاه، سوء برنامه ریزی امر آموزشی، نداشتن تقویم دراز مدت پرورش نیروهای متخصص نیز از مواردی است که دولت نهم و به تبع آن مدیریت جدید دانشگاه با آن روبه روست.
اما مشکل و گره کار کجاست؟ چگونه است که این شهر با این سابقه تاریخی از بدیهی ترین نیازهای امروزی زندگی اجتماعی محروم است؟ قبل از پاسخ به این سؤال اشاره می شود به این نکته که درحوزه های فرهنگ، سینما، فضاهای آموزش و پرورش و... دیگر نیازهای مردم مشکلاتی شاید حادتر از بحث داغ بیمارستان بوشهر وجود دارد که انشاءالله در فرصتی مناسب به تفصیل در مقوله های مراکز فرهنگی و کتابخانه های عمومی مراکز تفریحی و غیره خواهیم پرداخت. اما پاسخ به این سوال بازمی گردد به تفکرات کلان مدیریت در این استان.
برخلاف آنچه که امروز عده ای در استان شعار آن را می دهند که باید فقط از مسئولان بومی در این استان استفاده کرد در انجام کارها، مردم خونگرم و مهمان نواز استان به این اصل اعتقاد دارند که بوشهر نیز قسمتی از خاک پهناور جمهوری اسلامی است. برای مردم این استان مدیری ارزشمند و قابل احترام است که با درد مردم آشنا باشد در بطن مردم باشد و درعین حال وامدار مردم باشد نه قومیتها و روابط رانت و تشکلهای سیاسی و جناح بازیهای سیاسی.
متأسفانه این امر در استان بوضوح دیده می شود و در عزل و نصب ها به طور کل مشهود است که فرصت خدمت برای همه به طور مساوی وجود ندارد و اگر نگاهی گذرا به عزل و نصب ها در استان داشته باشیم می بینیم که بیشترین افرادی که در راس مدیریتهای استان قرار گرفته اند براساس انتخاب نماینده ای خاص از یک طیف سیاسی است هرچند که جدا از دیدگاه و تفکر شخص باید به قضاوت نشست اما در این بین فرصت به بسیاری از دلسوزان داده نشد و باز هم عده ای از نخبگان و توانمندان عرصه مدیریت فدای بازیهای سیاسی و جناح بندیهای استانی شدند. البته در کنار این تفکرات سیاسی آنچه که باب دیگری شده و اجازه نمی دهد نیروهای توانمند از خارج استان و یا حتی نیرویی که در استان حضور دراز مدت دارد و شاید چه بسا دلسوزی و ارادت به مردم شریف بوشهر نیز در او بیشتر باشد بحث غیر بومی بودن است که مانع از رشد و بالندگی بسیاری از نیروهای جوان و فهیم شده است.
قدر مسلم همان طور که دولت نهم و شخص دکتر احمدی نژاد متعلق به 64 میلیون ایرانی است ایران نیز متعلق به 64 میلیون ایرانی است و وظیفه دینی و شرعی است که هرکس در هر نقطه از این کشور در هرجا که می تواند مثمر ثمر باشد باید به کار گرفته شود.
البته اگر در مدیریتهای استانی همگرایی بین نمایندگان مجلس و استانداری وزارتخانه های تابعه وجود داشته باشد این همدلی و همگرایی می تواند بستر و شرایط را به تناسب آماده تر سازد و اگر هم در وزارتخانه ها دقت خاص به عزل و نصب ها نشود و قطع یقین آثار عملکرد ضعیف در استانها به وزیر باز می گردد. استان بوشهر نیازمند نیروهای جوان خلاق و پرشوری است که به دور از هرگونه جنجالهای سیاسی کمر همت به حل مشکلات مردم ببندند و تا فرصت باقی است آماده خدمت شوند. البته نباید واقعیاتی را پنهان داشت که به هر حال اگر نمایندگان نیز تصمیمی می گیرند باید آن را جهت کمک به مسئولان وزارتخانه ها و نهادهای دولتی بدانند و این نمی تواند حقی را در انتصابات برای کسی به وجود آورد. به امید روزی که شرایط مساعدی برا ی نیروهای خلاق، توانمند و اجرایی در کشور به وجود آید. همانطور که رئیس محترم جمهور دکتر احمدی نژاد نیز گفتند: «جامعه نیازمند مدیران انقلابی است».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات