تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۳  ، 
کد خبر : ۸۲۳۹۵

هدیه شورای امنیت به اسرائیل


حسین شریعتمداری:
در آخرین ساعات روز جمعه 20/5/85-11آگوست 2006- شورای امنیت سازمان ملل همانگونه که انتظار می رفت به یاری اسرائیل شکست خورده و تحقیرشده برخاست و با صدور قطعنامه ای تلاش کرد آنچه را اسرائیل در صحنه نبرد یک ماهه با حزب الله لبنان قادر به کسب آن نبوده است، از طریق مفاد این قطعنامه به رژیم صهیونیستی هدیه کند.
درباره این قطعنامه- شماره 1701- که باید آن را لکه ننگ دیگری در کارنامه سیاه شورای امنیت سازمان ملل دانست، گفتنی هایی هست؛
1-«... تلاش فراوانی شد تا مواضع اسرائیل در قطعنامه مورد توجه قرار بگیرد و ما تقریباً در نقطه نقطه قطعنامه  1701به آنچه می خواستیم رسیده ایم. من نمی توانم متنی دلخواه تر از این برای اسرائیل به یاد آورم... ما همان چیزی که امیدش را داشتیم در سازمان ملل به دست آورده ایم. تقریباً تمامی درخواست های اسرائیل در قطعنامه گنجانده شده است و این بی سابقه است...»
آنچه خواندید، اظهارات شیمون پرز، معاون نخست وزیر اسرائیل است که بعد از صدور قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه ابراز شده است.
در همان حال، «ایهود اولمرت» نخست وزیر رژیم صهیونیستی بلافاصله بعد از صدور قطعنامه 1701در یک تماس تلفنی با جرج بوش رئیس جمهور آمریکا از تلاش پیگیر او برای صدور این قطعنامه تشکر کرد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از «فردریک جونز» سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید نوشت؛ در این مکالمه 8دقیقه ای اولمرت از تمامی بندهای قطعنامه ابراز خرسندی کرده و این موفقیت را مدیون تلاش مشترک آمریکا، فرانسه و انگلیس دانسته است. آسوشیتدپرس در ادامه این گزارش تاکید می کند که اسرائیل قادر به شکست حزب الله نبوده و حملات هوایی به لبنان اگرچه زیرساخت های این کشور را تخریب کرده است ولی قهرمانی حزب الله و برانگیختگی ملت های مسلمان علیه اسرائیل و آمریکا را در پی داشته است.
اتحادیه اروپا نیز کمتر از یک ساعت پس از صدور قطعنامه 1701با انتشار بیانیه ای حمایت و خرسندی خود از مفاد آن را اعلام کرد.
و اما، «نبیه بری» رئیس مجلس لبنان که به عنوان نماینده حزب الله برای مذاکره درباره «آتش بس احتمالی» معرفی شده است در اولین واکنش نسبت به قطعنامه 1701خطاب به شورای امنیت سازمان ملل گفت؛ شما که به اسرائیل شکست خورده اینهمه امتیاز می دهید، اگر در جنگ پیروز شده بود چه می کردید؟!
و سیدحسن نصرالله رهبر بلندآوازه و شجاع حزب الله لبنان قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را به تمسخر گرفته و با استهزاء این شورا گفت: «آنچه به اسرائیل داده اید از آنچه می خواست خیلی بیشتر است.»
اگرچه واکنش های مورد اشاره به تنهایی و بدون نیاز به هیچ دلیل دیگری، از متن یکجانبه، ظالمانه و جانبدارانه قطعنامه شورای امنیت به نفع رژیم اشغالگر قدس حکایت می کند، ولی در این باره شنیدنی های تکان دهنده دیگری نیز هست.
2- قطعنامه 1701شورای امنیت دارای یک مقدمه و 19بند است. در بند یک آن از اسرائیل خواسته شده «همه نیروهای خود را از جنوب لبنان خارج کرده و به پشت «خط آبی» سازمان ملل منتقل کند و از دولت لبنان نیز خواسته شده است تا ارتش این کشور را با هماهنگی نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل -UNIFIL- همزمان با عقب-نشینی اسرائیل به جای نیروهای اسرائیلی مستقر کند...» که باید توجه داشت:
الف: تلاش ارتش اسرائیل طی یک ماه اخیر، برای استقرار در جنوب لبنان با شکست سختی روبرو گردیده و بیشترین تلفات را متحمل شده است و هربار که به بخشی از جنوب لبنان وارد شده با کمین و آتش سنگین حزب الله روبرو بوده است تا آنجا که پارلمان اسرائیل مقامات نظامی این رژیم را برای توقف حملات زمینی تحت فشار قرار داده و تمامی منابع خبری غرب- بدون استثناء- از ناکامی و زمین گیر شدن نیروی زمینی اسرائیل در جنوب لبنان خبر داده اند. بنابراین خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان، یک امتیاز به اسرائیل و بیرون کشیدن نظامیان وحشی صهیونیست از میدان تیر حزب الله است.
ب: کشور لبنان در عمل فاقد ارتش است و آنچه با عنوان ارتش لبنان از آن یاد می شود به سختی در حد و اندازه یک نیروی انتظامی قابل ارزیابی است. با این حساب، قطعنامه در پی آن است که جنوب لبنان را در اختیار نیروهای سازمان ملل -یونیفل- قرار دهد و عملکرد این نیرو به نفع اسرائیل نه فقط از تجربیات قبلی قابل اثبات است، بلکه وقتی شورای امنیت سازمان ملل، آشکارا به نفع اسرائیل وارد عمل می شود، از نیروهای تحت امر این سازمان چه انتظاری غیر از این می توان داشت.
3- در بند2 قطعنامه 1701، اجرای مفاد قطعنامه 1559 سازمان ملل خواسته شده است این قطعنامه که در سال 2004 به تصویب رسیده خواستار خلع سلاح شبه نظامیان لبنان- خلع سلاح حزب الله- است.
این بند نیز، خواسته ناکام مانده اسرائیل را برآورده می کند. چرا که، اسرائیل در آغاز حمله- با اطمینان از قدرت نظامی خود- خواستار قلع و قمع و محو کامل حزب الله بود ولی پس از آن که با مقاومت سرسختانه حزب الله و تلفات سنگین نیروهای خود روبرو شد، از خلع سلاح حزب الله سخن گفت و در ادامه، به ناچار خواسته خود را در حد ایجاد خط حائل پایین آورد، که هیچکدام مورد توافق حزب الله قرار نگرفت... و اما، اکنون شورای امنیت سازمان ملل، آرزوی- به قول وال استریت ژورنال- برباد رفته اسرائیل را در مفاد قطعنامه به این رژیم غیرقانونی هدیه کرده است.
درخواست احترام طرفین به «خط آبی» و خلع سلاح حزب الله- تحت عنوان نیروهای شبه نظامی- در چند جای دیگر قطعنامه نیز مورد تأکید قرارگرفته است.
4- در بخش «ب» از بند 8 قطعنامه آمده است: یک منطقه خالی از سلاح در حد فاصل «خط آبی» و جنوب رودخانه «لیتانی» به عمق 20کیلومتر در خاک لبنان پیش بینی و تأکید شده است که تنها سلاح موجود در این منطقه باید سلاح ارتش لبنان و نیروهای یونیفل باشد!
این در حالی است که؛
الف: آرزوی اسرائیل از آغاز جنگ، رسیدن به پشت رودخانه لیتانی در عمق 20کیلومتری خاک لبنان بود که با شکست های پی درپی و مفتضحانه ای این آرزو ناکام ماند. اسرائیل اعلام می کرد که قصد دارد این منطقه را بعد از اشغال در اختیار ارتش لبنان و نیروهای کلاه آبی سازمان ملل -UNIFIL- قرار دهد و...
بنابراین، بند یاد شده از قطعنامه 1701نیز دقیقاً تامین خواسته ناکام مانده ارتش اسرائیل است.
ب: ارتش اسرائیل تنها به این علت از عدم استقرار دایمی خود در منطقه حائل مرزهای فلسطین تا رودخانه لیتانی سخن می گفت که تلفات سنگین خود در صورت استقرار- که غیرممکن بود- را پیش بینی می کرد و اکنون سازمان ملل این خواسته رژیم صهیونیستی را نیز اجابت کرده است.
ج: ارتش لبنان همانگونه که گفته شد، در حد یک نیروی انتظامی است و حضور یا عدم حضورش در خط حائل فرضی، عملاً بی تاثیر است.
د: جنوب لبنان- منطقه میان رود لیتانی تا مرز فلسطین اشغالی- یک منطقه کوهستانی با ارتفاعات سوق الجیشی است. این ویژگی ژئوپولتیک توان حزب الله در موشک باران شهرها و شهرک های شمالی فلسطین اشغالی را تامین می کند. بنابراین تبدیل منطقه یاد شده به «خط حائل» از یک سو محروم کردن حزب الله از یک اهرم قدرتمند نظامی را در پی دارد و از سوی دیگر، امنیت اسرائیل را تامین می کند که هر دو به زیان حزب الله و به نفع اسرائیل خواهد بود.
هـ: سوال این است که چرا و بر پایه کدام قاعده حقوقی باید منطقه حائل در خاک لبنان باشد؟ این در حالی است که اسرائیل در همه دنیا به جنگ افروزی و تجاوز شناخته می شود و براساس عرف شناخته شده منطقه حائل باید در خاک فلسطین اشغالی باشد و یا، حداقل آنکه بخش مشترکی از خاک لبنان و فلسطین اشغال شده به منطقه حائل اختصاص یابد.
5- در بند 9 قطعنامه 1701از دبیرکل سازمان ملل خواسته شده است براساس بند هشتم منشور سازمان ملل برای حل و فصل درازمدت بحران لبنان و اسرائیل اقدام کند.
فصل هشتم منشور سازمان ملل متحد درباره «مسئولیت بین المللی دولت ها» است. در این فصل تأکید شده است که اگر یک گروه وابسته به یک کشور، علیه یکی از کشورهای همسایه آن کشور دست به اقدامی بزند و یا فرد و افرادی از اتباع آن کشور که مسئولیتی در نظام حکومتی دارند علیه کشور همسایه اقدامی انجام دهند مسئولیت این اقدام برعهده دولت آن کشور خواهد بود و باید ضمن جلوگیری از اقدامات گروه یا فرد و افراد مزبور، پی آمدهای بین المللی آن نظیر پرداخت خسارت و... را نیز بپذیرد.
همانگونه که ملاحظه می شود این بند نیز دقیقاً با هدف تامین منافع اسرائیل تنظیم شده است، و حال آن که؛
فصل هشتم منشور سازمان ملل درباره گروهها و افرادی است که از پیش خود و بدون ارتباط با منافع ملی و یا خواست مردم کشور خویش دست به اقدامی خصمانه و غیرقانونی می زنند و بدیهی است که هیچیک از این موارد درباره حزب الله لبنان مصداق ندارد. چرا که حزب الله یک جریان فراگیر و مورد حمایت رسمی مردم و دولت لبنان است و به قول «امیل لحود» رئیس جمهور لبنان، به نمایندگی از سوی مردم لبنان با اسرائیل می جنگد.
حزب الله اکثریت مجلس لبنان را در اختیار دارد و در تمامی دوره های انتخاباتی چند سال اخیر بیشترین رأی مردم لبنان را به خود اختصاص داده است.
جنگ اخیر نیز مانند چند جنگ قبلی با هدف رسماً اعلام شده دفاع از تمامیت ارضی کشور لبنان و دفع تجاوز صهیونیست ها صورت گرفته است بنابراین انطباق «حزب الله» با مفاد فصل هشتم منشور سازمان ملل متحد از کمترین وجاهت قانونی نیز برخوردار نیست و این بند از قطعنامه را تنها می توان توطئه ای درازمدت برای محو حزب الله و تسخیر بی دردسر کشور لبنان تلقی کرد که خوشبختانه دولت لبنان بلافاصله نسبت به آن واکنش نشان داده و رئیس جمهور این کشور، حزب الله را نماینده دولت و تمامی مردم لبنان دانست.
6- در بند 10قطعنامه، دبیرکل سازمان ملل موظف شده است؛ «با همکاری طرف های بین المللی و طرف های ذیربط در مورد بندهای قطعنامه های 1559 و 1680و خلع سلاح و ترسیم مرزهای بین المللی لبنان و مناطق مورد اختلاف از جمله کشتزارهای شبعا اقدام و پیشنهاد خود را ظرف 30روز به شورای امنیت ارائه کند.»
درباره خلع سلاح حزب الله -موضوع قطعنامه 1559- قبلاً توضیح داده ایم و تکرار این خواسته اسرائیل در چند جای قطعنامه نشانه کلیدی بودن آن برای رژیم اشغالگرقدس است.
و اما، نکته درخور توجه و کینه توزانه شورای امنیت در تنظیم این بند، بخش مربوط به کشتزارهای «شبعا» است.
در این بند از دبیرکل سازمان ملل خواسته شده است پیشنهاد خود را پیرامون اختلاف لبنان و اسرائیل درباره کشتزارهای «شبعا» ظرف 30روز ارائه کند. این در حالی است که کشتزارهای شبعا در جنوب لبنان بخشی از خاک لبنان بوده و هست که در تجاوزات قبلی اسرائیل به خاک لبنان اشغال شده بود. بنابراین، تعجب آور و مضحک است که سازمان ملل از حل اختلاف درباره کشتزارهای «شبعا» سخن می گوید!
این بخش از قطعنامه آشکارا و بدون کمترین توجیهی، از تلاش سازمان ملل برای ضمیمه کردن بخشی از خاک لبنان به اسرائیل حکایت دارد، و از آنجاکه انضمام «شبعا» به فلسطین تحت اشغال صهیونیست ها با هیچ منطق قانونی و عرفی امکان پذیر نیست، می توان بند یاد شده را تهدیدی باج خواهانه از سوی سازمان ملل دانست که علیه مردم مظلوم لبنان به کار گرفته شده است.
7- در بند 14 قطعنامه از دولت لبنان خواسته شده تا از ورود سلاح به داخل مرزهای خود جلوگیری کند و از نیروهای سازمان ملل- یونیفل- نیز خواسته شده است دولت لبنان را در این زمینه یاری کند!
در این باره باید گفت؛
الف: این بند از قطعنامه نقض آشکار حاکمیت لبنان و دخالت مستقیم در امور داخلی یک کشور مستقل عضو سازمان ملل است، چرا که مطابق منشور سازمان ملل متحد، تمامی کشورها برای دفاع از تمامیت ارضی و حفظ استقلال و حاکمیت خود حق برخورداری از تسلیحات جنگی و خرید آن از منابع بیرونی را دارند.
ب: تلاش سازمان ملل برای محروم کردن لبنان از سلاح در حالی است که آمریکا، انگلیس، فرانسه و بسیاری دیگر از کشورهای غربی، پیشرفته ترین تسلیحات جنگی و سلاح های ویرانگر و مخرب را در اختیار رژیم غیرقانونی اسرائیل قرار داده و به این اقدام خود افتخار کرده و می کنند!
8- حزب الله در طول بیش از یک ماه مقاومت در برابر حملات وحشیانه اسرائیل و جنایات جنگی این رژیم علیه مردم مظلوم و بی دفاع لبنان از یکسو پیروزی خود در عرصه نبرد را به اثبات رسانده و این نکته ای است که دشمن نیز ناچاراً به آن اعتراف دارد و از سوی دیگر حقانیت مبارزه خود را در افکار عمومی مردم جهان کسب کرده است. اما، شورای امنیت سازمان ملل- بخوانید نماینده آمریکا و متحدانش- هیچگاه در تصمیم گیری های خود بر «واقعیت»ها و «حقیقت»ها تکیه نداشته است که قطعنامه اخیر را بر مبنای این دو محور اصلی تنظیم کند.
در این قطعنامه مواردی به نفع لبنان نیز دیده می شود ولی این موارد در مقابل بندهای خصمانه و کینه توزانه قطعنامه، به اندازه ای ناچیز است که قابل ذکر نیست. 9- این نکته را هم نباید نادیده گرفت که توقف جنگ با توسل به شورای امنیت سازمان ملل، شکست بزرگی برای اسرائیل است چرا که صهیونیست ها همواره بر قدرت نظامی خود به عنوان یک اهرم بازدارنده می بالیدند و در جنگ ژوئن 1967، ظرف 6 روز سه کشور بزرگ عربی با تسلیحات جنگی و ارتش کلاسیک را شکست داده بودند. اما این بار در مقابل یک گروه مقاومت و فاقد ارتش کلاسیک و تجهیزات مدرن جنگی بیش از یک ماه است که زمینگیر شده اند. به یقین در صورت آتش بس نیز، اسرائیل دیگر جرأت حمله ندارد و سیلی سختی که از حزب الله خورده است همراه با برانگیختگی جهان اسلام، نابودی رژیم اشغالگر قدس در آینده ای نه چندان دور را نوید می دهد.
10- و بالاخره، حزب‌الله طی جنگ یک ماهه اخیر، علاوه بر پیروزی‌های بزرگ در عرصه نبرد و در افکار عمومی جهانیان، دستاورد‌های فراوان دیگری نیز کسب کرده است که برای همیشه ماندگار و تعیین‌کننده خواهد بود و گام بزرگی در محو نهایی رژیم اشغالگر قدس از جغرافیای سیاسی منطقه تلقی می‌شود. شکست توهم شکست‌ناپذیری اسرائیل، اتفاق نظر ملت‌های مسلمان بر این باور که تنها راه مقابله با اسرائیل، حمله است نه دفاع و انفعال، برانگیختگی مسلمانان جهان علیه اسرائیل و پیدایش این احساس در آنان که محو اسرائیل تنها راه چاره است، اثبات قدرت عظیم اسلام در مقاله با سلطه‌گران و...
و اما، امید است، دولتمردان جهان اسلام ملاحظات بی‌پایه و دنیایی خود را کنار بگذارند و حزب‌الله لبنان را که در چند قدمی پیروزی است تنها نگذارند، اگر چه -نستجیربالله- بر فرض پذیرش قطعنامه از سوی دوت لبنان، حزب‌الله همچنان ماندگار است و تازه آغاز کار. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات