تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۰  ، 
کد خبر : ۸۲۴۰۴
تحلیل جامعه‌شناختی هادی خانیکی درباره انتخابات نهم

جابجایی قدرت شکست تلقی نمی‌شود

اشاره: کم‌ حرف است و ترجیح می‌دهد که با ملاحظه اظهارنظر کند. گلایه‌هایی هم دارد که دوست دارد بازگویشان نکند و آنها را به دل بسپارد. سر راه ‌پله‌های دانشکده دیدمش، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، از چند روز قبل با او تماس گرفته بودم و قرار بود روز شنبه‌، بیست و ششم با ما مصاحبه کند ولی چون حالش مساعد نبود به دوشنبه موکولش کرد. کسالتی دارد که از چهره‌اش کاملاً پیداست. از همین‌ رو گفت ‌و گوی ما اگر چه خوب شروع شد اما نیمه کاره ماند و نشد تمام سوالات خود را طرح کنم. چندی است که بیشتر وقت خود را در دانشگاه صرف می‌کند و به تدریس مشغول است، برعکس سالهای پیش که در عرصه سیاست فعال‌تر بود و به خاتمی مشورت می‌داد. برای مصاحبه دغدغه‌هایی دارد بعد از اینکه راه‌پله‌ها را رد کردیم و وارد راهروی دانشکده شدیم، بیشتر از حفظ و رعایت اصول اخلاقی در حرفه خبرنگاری سخن می‌گفت، گویا کمی رنجیده‌اش کرده‌اند. برای فلسطین هم‌ نگران است و می‌گوید:‌تمام وجودم را مسئله فلسطین پر کرده است. پس از صحبت‌هایش، به من اجازه داد که سوال‌هایم را بپرسم و من هم پرسیدم:

* وضعیت احزاب را در فضای سیاسی کشور چه‌گونه ارزیابی می‌کنید و چه آینده‌ای را پیش‌بینی می‌کنید؟
** تجربه حزبی در ایران یک تجربه پارادوکسیکال است. از یک طرف کشور ما از جمله کشورهایی است که دارای سابقه نسبتاً دیرینه‌ای در رقابت‌های حزبی است؛ اگر به فضای روزهای مشروطه و شکل‌گیری احزاب در آن روزها برگردیم می‌بینیم که از همان ابتدا دو گرایش عمده عامیون و اعتدالیون وجود داشت. به هر صورت ما گونه‌هایی از تحزب در کشور داشتیم و داریم. از طرف دیگر به رغم این تجربه دیرین هنوز نمی‌توانیم ادعا کنیم که در جامعه سیاسی با یک موقعیت حزبی قرار داریم. فراز و نشیب‌های یکصد ساله اخیر، تحزب و حرکت مدنی را در عرصه سیاسی به خوبی و با قدرت و قوت شکل نداده است.
این مسئله به لحاظ علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، مسئله در خور توجهی است. در سال‌های اخیر از یک طرف گرایش به شکل‌گیری نهادهای مدنی و تحزب در کشور ما، بسیار مشهود بوده و از طرف دیگر در دوران اصلاحات، چه از سوی دولت و چه از سوی مجلس اصلاحات، تلاش‌های ارزنده‌ای در این خصوص انجام گرفت تا امر تحزب به صورت یک امر پسندیده قانونی مورد حمایت قرار گیرد و این گسستگی و ناپیوستگی در روند رقابت‌ها و مشارکت‌های سیاسی در ایران کاهش یابد و جامعه سیاسی ما از ظرفیت و شتاب لازم برخوردار شود.
* شاخص‌های یک حزب پایدار چیست؟
** امر تحزب را به عنوان یک پدیده جدید و مدرن باید مورد توجه قرار داد. تجربه‌ای که بشر از میان تحولات جدید کسب کرد، همان طور که او را برای زندگی اجتماعی‌اش نیازمند نهادهای مدنی ساخت، در حوزه سیاست نیز که پایه‌های اصلی آن در مشارکت وسیع جامعه در سرنوشت خویش و رقابت قانونمند قرار دارد، به تشکیل احزاب انجامید. مشارکت وسیع و رقابت قانونمند به توسعه سیاسی، دامنه و شتاب بیشتری می‌دهد که آن نیز در توسعه اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و توسعه فناوری، منشا اثر است. احزاب پایدار در واقع احزابی هستند که بتوانند هم در حوزه مشارکت و هم در حوزه رقابت از حقوق شهروندی دفاع کنند. یکی از مهمترین شاخص‌های احزاب پایدار من است که در درجه اول بتوانند نگاه خود را نسبت به مسائل پیرامون به مرامنامه‌ها و اساسنامه‌ها و برنامه‌های روشن و مدون تبدیل کنند. این اولین وجه امتیاز حزب نسبت به باندها و گروه‌های ذی نفوذ غیررسمی است.
* به نظر شما علت این که در ایران احزاب پایدار به طور کامل شکل نگرفته‌اند و عموماً احزاب به هنگام انتخابات فعال می‌شوند و پس از آن نیز از عرصه فعالیت‌ها کنار می‌روند چیست؟
** از یک طرف باید توجه داشت که در کشور ما، به ویژه در سال‌های پس از پیروزی انقلاب به رهبری حضرت امام (ره)، همواره انتخابات مورد توجه جدی بوده است. پس از انقلاب تقریباً هر سال یک انتخابات درکشور ما انجام گرفته و این نشان می‌دهد که مساله برجسته و مشهود جامعه انتخابات است. در واقع همین انتخابات است که بیشترین محل بروز و ظهور توانایی‌ها و ناتوانی‌هاست. درست مثل افزایش میزان حضور زنان در آموزش و ورود به دانشگاه‌ها. جای خوشبختی است که تعداد زیادی از زنان توانسته‌اند به گونه‌ای وارد فعالیت‌های آموزشی شوند که رقم ورودی‌شان به دانشگاه‌ها با رسیدن به مرز 64 درصد، از مردان پیشی گرفته است. ولی از یک طرف باید در نظر داشت که علت این حضور فعال زنان در عرصه‌های دانشگاهی این است که این گشوده‌ترین حوزه برای زنان بوده است. در حوزه‌های اشتغال و مدیریت، عرصه بسیار بر زنان تنگ است و برای همین آنان به شکل گسترده به فعالیت‌های آموزشی روی می‌آورند. انتخابات نیز در ایران به دلیل گستردگی و اهمیت به مشهودترین عرصه فعالیت حزبی تبدیل شده و اگر عرصه‌های دیگر نیز به روی احزاب گشوده بود، بی‌شک احزاب را از این شکل موسمی و فصلی خارج می‌کرد.
* فکر نمی‌کنید که فعالیت‌های حزبی باعث شوند که به نوعی همه چیز حزبی و سیاسی دیده شود؟
** البته؛ از طرفی هم باید توجه داشت که همه چیز را نباید از عینک حزبی و سیاسی دید. باید به کسانی که در حزب مقابل ما هستند یا اصلاً در احزاب حضور ندارند حرمت نهاد و این هم لازمه‌اش، تقسیم کار در جامعه است. افراد باید بتوانند در جایگاه‌های مختلف، نقش‌های اجتماعی خود را به تفکیک ایفا کنند. اگر کسی تعلق حزبی دارد به معنای این نیست که در کار اداری و در مناسبات اجتماعی، در روابط اخلاقی و... با رویکرد حزبی خود عمل کند. فعالیت‌های حزبی متعلق به حوزه سیاست و حزب است. واقعیت این است که تجربه تلخ ما از فعالیت‌های حزب در گذشته، ذهنیت منفی را در سطوح مختلف و حتی در میان نخبگان جامعه شکل داده است. ولی به اعتقاد من، این تجربه‌های تلخ و نقص‌هایی که میان فعالیت‌های حزبی و سیاسی وجود داشته، این تکلیف و حق را از ما ساقط نمی‌کند. نباید فکر کرد که چون چنین بوده، پس حرکت غیرحزبی باعث می‌شود که چنین تجربه‌های تلخ که مبتنی بر سوءظن و از میدان بیرون کردن رقیب و منفعت‌گرایی و مصلحت‌پرستی بوده از بین برود و تکرار نشود. اگر به شکل‌گیری احزاب و رفع نقص‌های آنها اقدام نکنیم، بی‌شک شاهد شکل‌گیری باندها و گروه‌های مخفی خواهیم بود که با استفاده از ابزارهای اعمال قدرت و خشونت باعث ناامن شدن حریم فکر و عمل در جامعه می‌شوند.
* تحلیل جامعه‌شناسی شما از انتخابات 84، یعنی انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری چیست؟ آیا اعتقاد دارید که در مرحله نخست و جدای از حیطه مدیریت اجرایی دیدگاه‌هایی که مبتنی بر رادیکالیسم و افراطی‌گری بود شکست اصلاحات را رغم زد؟
** انتخابات نهم ریاست جمهوری را نمی‌توان به یک مقوله تک سببه متنازل کرد. نتیجه انتخابات 84 در اثر یک عامل سیاسی یا یک متغیر آن هم در درون اصلاحات و برخی گروه‌های اصلاح‌طلب رخ نداد. انتخابات نهم را باید عمیق‌تر و در حوزه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بررسی کرد. از طرفی در نگاه اسلامی، جابجایی قدرت را نمی‌توان پیروزی یا شکست تلقی کرد. برخی نتیجه‌گیری و تحلیل‌ها از انتخابات نهم بسیار شتاب‌زده هستند، نباید گمان کنیم که با این جابجایی قدرت، دیگر فصل برخی شعارهای اصلاح‌طلبانه سپری شده و دیگر ساز و کارهای فعالیت‌های سیاسی مثل تحزب در ایران جایگاهی ندارند. برای تحلیل انتخابات نهم از یک سو باید در یک تحلیل جامعه شناسانه به نقص‌های موجود در شعارهای اصلاح‌طلبان اشاره کرد که به زبان‌های سیاسی گفته می‌شوند و برای غیر سیاسیون و عامه مردم ترجمه نمی‌شدند و از این‌رو غیر قابل فهم بودند و از طرف دیگر باید دید که چقدر در انتخابات نهم، گروه‌های مرجع و نخبه مجال و عرصه فعالیت و تاثیرگذاری داشتند؟ در حوزه سیاسی نیز باید دید که در انتخابات نهم آیا همه گروه‌های سیاسی موقعیت‌های برابری داشتند؟ اینها همه سوال‌های جدی مرتبط با نتیجه انتخابات 84 هستند. از احزاب غیر رسمی که فعالیت حزبی کردند ولی نام حزب بر خود نگذاشتند نیز نباید غافل شد. نباید صورت این مسئله را خیلی ساده کرد. با این نگاه و طرح این سوال‌ها می‌توان با نگاهی تازه، ضرورت‌های پیش روی اصلاح طلبان را دید. به هر حال اصلاح‌طلبان مسیر اصلی خود را فعالیت در درون جامعه مدنی تعیین کردند و اساساً رمز پیروزی آنها در 2 خرداد 76 نیز پیگیری همین مسیر بوده است.
* آیا فکر نمی‌کنید که بی‌توجهی اصلاح‌طلبان به وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم باعث چنین نتیجه‌ای در انتخابات نهم شد؟
** در ترسیم شرایط حال و چشم‌انداز آینده، نقد و بازبینی گذشته از درون ضرورت دارد. اصلاحات یک امر چندجانبه است و باید در هم حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، بین‌المللی و سیاسی دیده شود. محدود دیدن اصلاح به عرصه سیاست و طرح شعارهای افراطی و رادیکال از سوی برخی اصلاح‌طلبان هر دو می‌تواند در آسیب‌شناسی دولت اصلاحات مورد توجه قرار گیرد. ما شاهد بودیم که در بسیاری از مواقع، بیشترین منتقدین اصلاحات و عملکرد دولت و مجلس اصلاحات، کسانی و گرایش‌هایی بودند در درون خود اصلاح طلبان که در واقع صدایی را بلند می‌کردند که گویا دولت و مجلس اصلاحات هیچ کاری نکرده و این صدا را به سطوح مختلف جامعه هم می‌رساندند، کسانی که از عبور از خاتمی سخن می‌گفتند. ولی به هر حال در خصوص کارهایی که توسط دولت و مجلس اصلاحات شکل گرفت، آیندگان قضاوت خواهند کرد و آن روز روشن خواهد شد که چه کارهای بزرگی صورت گرفته. درست است که در اثر برخی یک جانبه‌نگری‌ها به اصلاحات و برخی افراط‌ها، در دوران اصلاحات، شکافی میان بخشی از سطوح اجتماعی و حتی نخبگان با اصلاح‌طلبان ایجاد شد ولی به حق می‌توان گفت که علی رغم همه تبلیغات سو و سرپوش گذاشتن‌ها بر توفیقات اصلاحات، موفق‌ترین بخش دولت خاتمی، به اعتراف خود وی به اعتراف بسیاری از کارشناسان، بخش اقتصادی بوده است. در حالیکه چنین منعکس شده بود که گویا ناموفق‌ترین بخش، حوزه اقتصادی دولت خاتمی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات