کسانی که طی دو سال گذشته بر مجلس و دولت تسلط یافتهاند، علیرغم اختلافات بنیادین- و در بعضی موارد بیسابقه- در یک موضوع بسیار با یکدیگر شبیه هستند. آنها اصرار دارند که به مخاطبان خود در داخل و خارج از کشور ثابت کنند که «با گذشتگان متفاوتند». بر همین اساس، به راحتی عملکرد اسلاف خود را زیر سوال میبرند و از سوی دیگر با استفاده حداکثری از رسانههای عمومی، تلاش میکنند همه اقدامات و حرکات خود را موفق جلوه دهند. در این میان برخی رسانهها نیز که باید به نمایندگی از مردم، مدعی دولتمردان باشند و اقدامات آنها را به نقد بکشند، در بزرگ نمایی موفقیتهای عادی و یا مخفی نگهداشتن ناکامیها، نقش به سزایی ایفا میکنند. برخی تریبونداران نیز با توصیفهای کمسابقه و آسمانی کردن چهره دولتمردان زمینی، کار را بر منتقدان سخت کردهاند به طوری که اکنون میتوان نشانههایی از بیتابی و آشفتگی دولتمردان در برابر انتقاد را مشاهده کرد.
وضعیتی که امروز بر فضای خبررسانی کشور حاکم شده و یا برخی از کارگزاران حکومتی، حاکمیت آن را توقع دارند، آیندهای نگرانکننده را در برابر همه «ایران دوستان» و علاقهمندان به نظام جمهوری اسلامی قرار میدهد. مثلاً امروز کسی به بررسی این موضوع نمیپردازد که «آیا دستاوردهای اقتصادی کشور، متناسب با افزایش استثنایی قیمت نفت میباشد؟» همانطور که برخی موضوعات دیگر مانند سرنوشت خط لوله صلح، عدم موفقیت ایران در پروژه باکو- جیحان، برخورد غیرقابل انتظار برخی کشورها در برابر ایران در جلسات شورای حکام، مورد سوال جدی رسانههای فراگیر قرار نمیگیرد.
اصرار کارگزاران جدید حکومتی بر متفاوت نشان دادن خود، بسیاری از عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را در برگرفته و مردم ناچارند نتایج آن را تحمل کنند. مثلاً طرح ادعاهایی در مورد خسارت بیست و چند میلیارد دلاری در قرارداد منعقده با یکی از کشورهای همسایه و لزوم فسخ قرارداد، ممکن است برای تخریب چهره دولتمردان قبلی موثر باشد و عدهای از مردم را به فساد ستیزی مدیران جدید امیدوار کند، اما وقتی در انتهای کار، رئیس کمیسیون مرتبط در مجلس از عدم فسخ قرارداد و «احتمال تجدیدنظر در قیمت» سخن میگوید، اثرات کوتاهمدت تبلیغی خنثی میشود در حالی که جو عدم اطمینان نسبت به قراردادهای امضا شده با ایران، تعدیل نخواهد شد و کار را برای آینده نیز سخت خواهد کرد.
همچنین بیخاصیت دانستن مذاکرات هستهای با کشورهای اروپایی و تاکید بر موضوعاتی مانند «نگاه به شرق» شاید مدتی امیدهای جدیدی برای حل این موضوع ایجاد نماید، اما گذشت چند ماه و تمرکز بخش عمدهای از رفت و آمدهای هستهای در اروپا و تبدیل مذاکرات با سولانا به مهمترین بخش از اخبار هستهای، به مردم نشان خواهد داد که «متفاوت بودن»، همیشه نشانه «بهتر بودن» نیست.
مردم چند ماه پیش از زبان یک سیاستمدار سرشناس جناح راست و وابسته نسبی مرد اول مذاکرات هستهای، شنیدند که کشورهای اروپایی طرف مذاکره با ایران «سه شرور بینالمللی» هستند و لذا وقتی امروز تکرار فراوان عبارت «دوستان اروپایی» را از زبان مرد اول دیپلماسی خارجی ایران میشنوند و تعهد او به «توافق با دوستان اروپایی برای عدم افشای بسته 1+5» را شاهد هستند، به اندیشه فرو میروند که گاه ادعای «متفاوت بودن» تنها باعث تعویق برخی پروژهها خواهد شد، ضمن آن که ممکن است استقرار در موضع سابق نیز جز با پذیرش هزینههای جدید امکانپذیر نباشد.
اصرار بر متفاوت بودن، یک دولتمرد را وادار میکند که به جای اولویت دادن به مسئولیتهای خود در سازمان ورزش، به یاد آرایش ظاهری و اندازه موی فوتبالیستها باشد، همانطور که رئیس یک کمیسیون کلیدی مجلس را بر آن میدارد که بدون توجه به اجزاء درگیری دو بازیکن اروپایی در زمین فوتبال و با این توهم که بازیکن ایتالیایی، بازیکن مسلمان فرانسوی را «تروریست» خوانده، از این بازیکن مسلمان تجلیل کند که «عکسالعمل منطقی شما از این منظر قابل توجه است که اولا یک مسلمان نه تنها تروریست نیست، بلکه شعار اصلی او سلام است که به معنی صلح است و ...»
در حالی که دو روز بعد از نامه این شخصیت ایرانی به بازیکن مسلمان، او تاکید میکند که بازیکن حریف، او را «تروریست» نخوانده است. همچنین در حالی که سیاستمدار ایرانی، «مراتب احترام» خود را به خاطر اقدام بازیکن مسلمان به او تقدیم میکند، همان بازیکن ضمن عذرخواهی از مردم سراسر جهان به خاطر حرکت خود در زمین ورزش میگوید «من به این دلیل حرکت خود را غیرقابل بخشش میدانم که دو یا سه میلیارد مردم جهان و میلیونها کودک آن بازی را به صورت مستقیم تماشا میکردند.»
موارد دیگری نیز میتوان ارائه داد- مانند عدم تغییر ساعت- که اصرار دولتمردان بر متفاوت بودن، گرفتاریهایی برای مردم ایجاد کرده است، اما در برخی از موارد، شعارهایی که برای اثبات این تفاوت مطرح میشود، هزینههای سنگین داخلی و خارجی برای کشور ایجاد میکند؛ هزینههایی که در غیاب آنها، نفت هفتاد دلاری و اتحاد داخلی ناشی از برخی فشارهای غیرمنطقی بینالمللی میتوانست رافع بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور باشد.
اکنون دولتمردان ما میتوانند با پذیرش برخی اشتباهات، کاری را انجام دهند که تاکنون کمتر کسی در ایران حاضر به انجام آن شده است. اگر این کار انجام شود، مردم متفاوت بودنی را شاهد خواهند بود که نشانه قطعی از «بهتر بودن» و «دلسوز بودن نسبت به مردم» نیز خواهد بود.