تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۶  ، 
کد خبر : ۸۲۴۱۷

مخالفان انقلاب کیستند؟

اشاره: “تونى بلر” نخست‌وزیر انگلستان چندى قبل از لزوم حمایت از گروههاى ضد انقلاب اسلامى ایران در خارج از کشور سخن گفته بود. هرچند نخست‌وزیر انگلستان در حال سقوط و کنار رفتن از معادلات قدرت در لندن و اروپاست ولى اظهارات وى در خصوص حمایت غرب از مخالفان نظام اسلامى در ایران بسیار جالب توجه است.

گروه دیپلماتیک: اظهارات تونى‌بلر نشان مى‌دهد که على‌رغم سخن گفتن غرب از لزوم تعامل با ایران و مواردى از این قبیل هنوز عمق نفرت از انقلاب اسلامى در میان برخى از اروپاییان و آمریکایى‌ها وجود دارد. این واهمه غرب از نفوذ اسلام در خاورمیانه است که در این قالب خود را نمایان مى‌سازد. “جرج واکر بوش” در ایالات متحده آمریکا نیز هم چنان ایرانیان مقیم کالیفرنیا، مریلند، تگزاس و دالاس را تحت پوشش حمایت خود قرار داده است. تقویت انواع شبکه‌هاى تلویزیونى و برنامه‌هاى ماهواره‌اى با هدف حمله به ارزش‌هاى مقدس اسلامى و ارزش‌هاى ملى حقیقتى است که امروزه در سطح رسانه‌هاى وابسته به غرب و مخالف نظام سیاسى در ایران مشاهده مى‌شود. حال آن چه داراى اهمیت است محاسبه وزن واقعى گروههاى ضد انقلاب و نقش آنها در معادلات سیاسى ایران امروز است.
نگاهى کلى و در عین حال دقیق نسبت به مناسبات و روابط میان مخالفان ایران درخارج از کشور نشا‌ن‌دهنده اوج تزلزلى است که گریبانگیر آنها شده است. در حقیقت امروزه با گذشت بیش از ربع قرن از انقلاب اسلامى ایران شاهد هستیم که اقتدار روزافزون قدرت اول خاورمیانه هر روز بیشتر نمایان مى‌شود. مسلما مشاهده و درک چنین حقیقتى باعث سرخوردگى و یاس مخالفان انقلاب مى‌شود. على‌رغم بروز انواع تهدیدات علیه ایران پس از پیروزى انقلاب اسلامى و رخدادهایى مانند جنگ تحمیلى قدرت منطقه‌اى و فرامنطقه‌اى ایران همچنان در حال افزایش است.
از سوى دیگر گذشت 27 سال زمان در روندى خودکار و طبیعى باعث انزوا در بسیارى اوقات نابودى گروههاى ضد انقلاب شده است.آنها هم اکنون به حقیقت ایران اسلامى و اصالت پویاو محکم آن پى برده‌اند. بسیارى از دشمنان و نیروهاى اپوزیسیون خارجى دریافته‌اند که حذف اسلام از متن ایران ناممکن است. در هر صورت افرادى مانند “تونى بلر” و “جرج واکر بوش” نسبت به گروهک‌هاى ضد انقلاب ایران به صورت حقیرانه و در چارچوب مهره‌هاى سوخته مى‌نگرند.
در بهمن‌ماه سال گذشته اظهارات “ربع پهلوی” پسر محمدرضا پهلوى شاه مخلوع ایران بسیار مضحکانه بود. وى از جامعه جهانى خواست تا فشار بیشترى را بر روى ایران اعمال کنند. وى در حالى سخن از فشار بیشتر بر ایران مى‌گفت که هنوز اختلافات گسترده میان پهلوى دامنه‌اى گسترده دارد. انتشار خاطرات تاج‌‌ الملوک آیراملو و واکنش فرح دیبا نسبت به این مطالب باعث شده است که با وجود گذشت ربع قرن از سقوط رژیم منحوس پهلوى اختلافات میان فرح و تاج‌الملوک (تا زمان حیات وی) ادامه داشته باشد. رضا پهلوى نیز در چنین فضایى به ترسیم فضاى سیاسى ایران مى‌‌پردازد! اختلافات خانوادگى میان پهلوى‌ها بر سر این که محمدرضا پهلوى به مادرش اهمیت مى‌داده و یا به همسرش! هنوز هم ادامه دارد.
از سوى دیگر پرسه‌زدن در خیابان‌هاى لس‌‌آنجلس و سرگردانى در متینگ هاى تکرارى سلطنت‌طلبان (که جمع شرکت کنندگان در آنها از چند ده نفر بیشتر تجاوز نمى‌کند) باعث ایجاد انواع ناراحتى‌هاى اعصاب و روان و افسردگى در میان ایرانیان مخالف نظام شده است. آنها هم اکنون بیشتر از هرکسى مى‌دانند که تاکنون فقط 27 سال آب در هاون کوبیده‌اند.
اما مشکلات پهلوى‌ها با یکدیگر رشته‌اى است که هنوز سر دراز دارد: هنوز دعواى مالى احمدعلى مسعود انصارى علیه رضا پهلوى در یکى از دادگاههاى آمریکا ابعاد گسترده مفتضحانه‌ خود را از بین نبرده است.روحیه نازپرورده رضا پهلوى براى اداراه اختلافات میان پهلوى‌ها نیز ساخته نشده است. و حال او ادعاى مالکیت تخت و تاج پادشاهى از بین رفته و منسوخ شده در ایران را دارد. تفریح و سرگرمى بسیارى از سلطنت‌طلبان در آمریکا و اروپا چشم‌دوختن به خیابا‌نها و فروشگاههاى بى‌روح غرب و در لاک خود فرو رفتن است. در چنین شرایطى عده‌اى از وابستگان دور رضاخان نیز پیدا شده‌‌اند و ادعاى جانشینى سلطنت از بین رفته را مى‌نمایند! واقعا معادلات میان پهلوى‌‌ها مضحکانه و در قالب یک کمدى قابل توجیه است. نکته جالب‌تر این که شبکه‌هاى ماهوار‌ه‌اى نیز بعضا برخلاف سفارش اکید دولت آمریکا مبنى بر ظاهرسازى در مقابل بینندگان از کوره در رفته و با الفاظى نه چندان مودبانه! از سردرگمى در وضع موجود ابراز نارضایتى مى‌نمایند.
از دیگر گروههاى ضدانقلاب نیز هیچ نام و نشانى باقى نمانده است. پس از پیروزى دلاورانه رزمندگان اسلام در عملیات مرصاد گروهک تروریستى منافقین از درون فروپاشید و تنها با حفظ ظاهر کلى خود در فاصله بین کرکوک و موصل در خدمت دولت منحوس صدام‌حسین قرار گرفتند. با فروپاشى حزب بعث منافقین نیز به طور کامل در هم ریختند. نیروهاى بلغارى اشغالگر هنگامى که در سال 2003 وارد مقر نیروهاى منافقین مى‌شوند با صحنه‌اى عجیب مواجه مى‌گردند:عده‌اى افسرده و سردرگریبان که بى‌روحى و سردرگمى دو عنصر اصلى چهره آنها را تشکیل مى‌داد. افرادى که پس از اتلاف عمر خود در راه مبارزه با خواست و اراده عمومى ملت ایران و اطاعت محض از افرادى مانند “مسعود رجوی” و “مریم قجر عضدانلو” هم اکنون به نقطه‌اى غیرقابل تحمل رسیده‌اند.
در مورد چریک‌هاى فدایى خلق و بازماندگان حزب توده نیز سخنى براى گفتن وجود ندارد. افرادى که هم اکنون در خارج از کشور زندگى کاملا ساکن و یکنواختى دارند و تعداد آنها بسیار اندک است. بسیارى از این افراد تحت تاثیر القائات ماتریالیستى و ماده‌گرایى درعالمى ‌به دور از واقعیت سیر مى‌کنند و دیگر از مسائل سیاسى بریده‌‌اند.
درجمع شرایط ذکر شده در میان گروههاى ضد انقلاب و اپوزیسیون خارج از کشور مى‌توان از حقیقتى به نام عدم درک امثال بلر و بوش نسبت به واقعیات موجود در ایران و معادلات سیاسى این کشور پرده برداشت. نخست وزیر انگلستان و رئیس جمهورى آمریکا بسیارى از بودجه‌هاى کلان را صرف حمایت از افرادى مى‌کنند که جرات و قدرت اراده خود را نیز ندارند!
پهلوى‌ها و طرفداران اندک آنها و نیز بازماندگان در حال نابودى گروهک‌ تروریستى منافقین به هیچ عنوان وزنى در معادلات ایران ندارند. بنابراین وزنى که کلیت وجود آن منتفى مى‌باشد را نمى‌توان مورد محاسبه قرار داد.
در نهایت این که ایران اسلامى با پیشرفت روزافزون خود قدرت هرگونه مانور را از دشمنان خود سلب نموده‌ است. در این میان کاخ سفید و اتحادیه اروپا به نقطه پذیرش ایران اسلامى در خاورمیانه رسیده‌اند. نقطه‌‌اى که تنها راه چاره براى غرب در جهت تعامل با ایران محسوب مى‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات