مقام معظم رهبری در بیاناتی که به مناسبت سالگرد رحلت بنیانگذار نظام اسلامی در مرقد مطهر امام راحل داشتند، جمله ای فرمودند که واجد جدی ترین معانی و ارزش گذاری استراتژیکی است و لذا جا دارد، رؤسای جهان، بخصوص سرکردگان کشورهای صنعتی، هوشمندانه در آن تدبر کنند تا از قرار گرفتن در گردونه تصمیمات نسنجیده خودداری نمایند. اما این جمله کوتاه که معانی بلندی را به دوش می کشد، بدین شرح است: اگر آمریکایی ها درباره ایران دست از پا خطا کنند، قطعاً حرکت انرژی در منطقه به خطر خواهد افتاد و آمریکا نیز قادر به تأمین امنیت انرژی در منطقه نخواهد بود.
برای فهم و تحلیل این جمله موجز نخست باید نیم نگاهی به موقعیت جغرافیایی ایران اسلامی بیاندازیم. شناخت موقعیت جغرافیایی ایران می تواند، در فهم مفاهیم پنهان بیان رهبری مؤثر افتد. ایران در موقعیت سوق الجیشی و اقلیمی بسیار حساسی قرار دارد، به طوری که می توان ادعا کرد، کشورمان از امتیاز بودن در حساس ترین منطقه جهان برخوردار است. قرار گرفتن در قلب خاورمیانه، کشورمان را به شاهرگ ارتباطی جهان تبدیل کرده است به گونه ای که اتصال شرق و غرب دنیا از جهات بازرگانی و فعالیت های متنوع دیگر تنها از طریق ایران امکان پذیر است. ضمن این که کشورمان تنها راه انحصاری کشورهای آسیای میانه برای دستیابی به آب های آزاد می باشد. بنابراین ایران دارای موقعیت ویژه و ممتاز جغرافیایی است و به همین دلیل کشورهای آسیایی و اروپایی بدان نیازمندند. اما آن چه این ویژگی را دوچندان می کند و سخنان مقام معظم رهبری ناظر بر آن است، ساحل داری بیش از نیمی از دریای همیشه نیلگون خلیج فارس است که تأمین کننده عمده انرژی جهان محسوب می شود. چنان که آقای محمد رحمتی وزیر راه و ترابری می گوید: بیش از 16 هزار کشتی اقیانوس پیما و تانکر غول پیکر در محدوده خلیج فارس تردد می کنند... بیشترین انرژی جهان در منطقه راپمی (خلیج فارس) تولید می شود... روزانه بیش از 15 میلیون بشکه نفت توسط کشتی های تانکر به تمام نقاط دنیا منتقل و حمل می شود.
تأمین بخش عمده ای از انرژی جهان در منطقه خلیج فارس، اهرم بازدارنده ای محسوب می شود که در صورت تهدید منافع ملی کشورمان، می توان از آن به عنوان سلاحی برای ایجاد صلح و عقب راندن متجاوز سود جست و این برای ایران که در موقعیت استراتژیکی ویژه ای قرار دارد، بسیار سهل و آسان است. غرق یک کشتی نفت کش در تنگه هرمز، می تواند به طور طبیعی انتقال انرژی از منابع نفتی خلیج فارس را ماه ها به تأخیر بیاندزد و به تبع آن اقتصاد کشورهای صنعتی و بلکه جهان را با بحران مواجه سازد که بدون تردید تأثیرات مخرب آن، از یک حمله نظامی گسترده افزون تر است. به راستی ملت های آمریکا و اروپا که به صورت طبیعی از جنگ طلبی دولت های خود بیزار و بیمناکند و تحمل تبعات نفت هفتاد دلاری را ندارند، چگونه خواهند توانست تبعات ناشی از قطع صدور انرژی- که چرخ اقتصاد و بلکه زندگیشان به وسیله آن می چرخد- را تاب بیاورند؟ آیا بحران اقتصادی ناشی از قطع شیرهای نفت، عقده های فروخفته مردم این کشورها را منفجر نخواهد کرد؟ و آتشفشان خشم مردم به ظاهر خوشبخت را بر علیه دولت هایشان نخواهد شوراند؟
بی شک کمر کشورهای صنعتی سست تر از آن است که بتواند چنین بار سنگینی را تحمل نماید، لذا امپراطوری رسانه ای جهان با جدی شدن مناقشه هسته ای، دائماً بر گوش افکار عمومی مردم دنیا زمزمه می کنند که در صورت تحمیل جنگ علیه ایران، کشورمان حق استفاده از سلاح قطع صدور انرژی به جهان را ندارد و بدین سان در بین دعوا نرخ تعیین می کنند. غافل از این که اگر علیه دین، ملت، تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و... ما تعدی و تجاوزی صورت گیرد، ما از همه ابزارهای دفاع مشروع- که دارای مجوز دینی هستند- برعلیه متجاوزان استفاده می کنیم و هیچ پشتوانه منطقی، ادله شرعی و استدلال عقلانی نیز، برای عدم بکارگیری از این اهرم فشار سراغ نداریم. ضمن این که ما به وضوح می دانیم که امروز مناقشه هسته ای ایران بحثی انحرافی است، بلکه آن چه جهانخواران با آن مخالفند، اصل موجودیت نظام اسلامی می باشد. بنابراین اگر جنگی نیز تحمیل شود نه برای رفع نگرانی های ساختگی جهانی مبنی بر امکان انحراف هسته ای، بلکه برای نابود کردن اساس و هستی نظام برآمده از آحاد مردم ایران است. چنان که تصویب بودجه رسمی در مجلس آمریکا برای نابودی نظام اسلامی ایران رویکردی از این سنخ است. حال اگر جنگی به بهانه انحراف در مسئله هسته ای و به هدف ساقط کردن نظام اسلامی بر مردم ما تحمیل شود، چرا باید انتظار داشت که نظام اسلامی برای حفظ موجودیت خود که متکی بر خواست و آرای عمومی آحاد مردم است، از امتیاز قطع صدور انرژی استفاده نکند و از این ابزار مشروع برای کاهش جنگ افروزی های جهان سلطه سود نجوید؟ ما نه تنها هیچ منطق قانع کننده ای که بتوانیم، برای عدم قطع صدور انرژی به آن احتجاج کنیم، سراغ نداریم، بلکه بالعکس به هزاران منطق عقلی برای توقف صدور نفت تکیه زده ایم که از جمله آنها این فرمایش امام راحل است: من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهان خواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی تمام آنان از پای نخواهیم نشست3.
و واقعاً حماقتی بیش از این قابل تصور نیست که متجاوزانی که همواره پرچم دار جنگ افروزی در جهان هستند و در جنگ هایی که در ادوار گذشته به ملت ها تحمیل کرده اند، هرگونه سلاح مخرب و ضدانسانی اعم از بمب اتمی، شیمیایی و... را به کار گرفته و مورد آزمایش قرار داده اند، انتظار داشته باشند که نظام اسلامی متأثر از جنگ های روانی و غوغاسالاری رسانه ای آنها، در وقت مقتضی از سلاح موقعیت استراتژیکی خود، برای قطع صدور انرژی که نه جان انسان ها، بلکه اقتصاد جهانی و بخصوص کارخانجات کشورهای صنعتی را تهدید می کند، استفاده نکند. ابلهانه تر اینکه، آنان که دایم به طبل تهدید و جنگ می کوبند با ژست های انسان دوستانه نسبت به تصمیم احتمالی ایران برای توقف صدور نفت ابراز نگرانی می کنند و این درحالی است که نسبت به اصل ماجرا، یعنی تحمیل جنگ بر کشورمان، نه تنها هیچ گونه واکنشی از خود بروز نمی دهند، بلکه آن را لازم و ضروری می شمرند.
یاوه سرایان جهانی باید بدانند که فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر قطع صدور انرژی، صرفاً یک تاکتیک و مانور سیاسی نیست و آمریکاییان نباید آن را از نظرگاه شگردهای معمول مورد بررسی قرار دهند، بلکه بستن شیرهای نفت در وقت مقتضی جزو اولویت های استراتژی دفاعی نظام اسلامی محسوب می شود که باید از منظر واقع گرایانه در آن نگریست و ناچار به این واقعیت اذعان نمود که ایران اسلامی به حسب موقعیت جغرافیایی خود، سلاحی کارآمدتر از بمب اتمی را در دست دارد. سلاحی که علی رغم نداشتن خطر جانی برای انسان ها، می تواند طی مدت بسیار کوتاهی ابهت پوشالی ابرقدرت ها را بشکند و آنها را از هر سنگری به عقب نشینی و ناچار به تعامل و مذاکره وادارد.