نفیسه زارع کهن
اگر بخواهیم تعریفی جامع و مانع از احزاب سیاسی ارائه دهیم شاید استفاده از تعبیر «ماکس وبر» که حزب را یک بنگاه سیاسی معرفی میکند، مناسب باشد. به تعبیر وبر احزاب در واقع بنگاههای سیاسی جلب و به کار انداختن آراء عمومی برای کسب قدرت هستند و در کل میتوان حزب را محصول دوره عمومی شدن سیاست دانست. در تاریخ ایران نخستین حزب سیاسی با ظهور مجلس اول پس از انقلاب مشروطیت شکل گرفت و پس از آن در مجلس دوم با تعریف معلوم و شفافتری از حزب، اعتدالیون و عامیون شکل گرفتند و فضای سیاسی ایران تا مجلس چهارم آن دوران شاهد سیاستهای حزبی بود. بنابراین حزب در ایران محصول دو فرآیند پیدایش دولت مدرن (مجلس) و تمایل جامعه برای ورود به عرصه سیاست و به نوعی عمومی شدن سیاست بوده است.
با این که احزاب به سرعت و همراه با نخستین نشانه دولت مدرن (مجلس) وارد جامعه سیاسی ایران شدند، اما اگر نگاهی به دامنه فعالیت آنها بیندازیم مشخص میشود که از همان ابتدا تاکنون همواره قبض و بسطهای متعددی در بستر فعالیتاحزاب وجود داشته است و احزاب نتوانستهاند آن چنان که باید در عرصه سیاست ظاهر شوند و راهی در دل مردم باز کنند. در سالهای اخیر به خصوص پس از دوم خرداد 1376 با بررسی عملکرد احزاب به راحتی میتوان به این مسئله پیبرد که اغلب احزاب به نوعی با عارضه عدم بیان مواضع خود در زمینههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به صورت صریح و شفاف روبهرو بودهاند و تنها به بیان کلی اهداف خود در قالب شعارهایی که آنها هم کلی بودهاند بسنده کردهاند. چنین است که بسیاری از صاحب نظران بیاقبالی احزاب در ایران را همان عدم شفافیت عنوان کردهاند؛ شفافیتی که لازمه ارائه خاستگاه طبقاتی و ایدئولوژیک هر حزب است.
شفاف بودن احزاب هزینه بالایی دارد
هادی قابل، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت به کارگزاران میگوید: به دلیل شرایط بسیار ویژهای که جامعه ما دارد، احزاب ما به نوعی محافظهکارانه عمل میکنند و البته درجه این محافظهکاری متفاوت است. به اعتقاد این عضو جبهه مشارکت، برای فعالیت حزبی فضای باز و آزاد در ایران کافی نیست و در نتیجه خودبهخود احزاب وادار به نوعی محافظهکاری میشوند.
قابل با بیان اینکه خطوط قرمز برای احزاب زیاد شده است، تاکید میکند که این مسئله در موضعگیری شفاف احزاب تاثیرگذاشته است. او میگوید: احزاب نمیتوانند نسبت به مسائلی که هزینههای سنگین در جامعه دارد، موضعگیری کنند و تا وقتی این فرهنگ اصلاح نشود و حاکمیت احزاب به رسمیت شناخته نشود، احزاب ناگزیر به محافظهکاری هستند.
رئیس منطقه قم جبهه مشارکت ضمن اشاره به این موضوع که با چنین شرایطی احزاب به نوعی نفاق وادار میشوند و این خطرناک است، به مردم و دید آنها به احزاب میپردازد و میگوید که وقتی احزاب مواضع خود را شفاف بیان نکنند و کار حزبی هزینهسنگینی داشته باشد، در نتیجه بر مردم هم تاثیر گذاشته و آنها هم محافظه کارانه عمل میکنند و وارد احزاب نمیشوند، چرا که حضور مردم در احزاب مستلزم منفعت است و اگر منفعتی نبینند نمیآیند. از منظر هادی قابل وقتی برخی جریانها از نهادهای شبهه حزبی و غیرشناسنامهدار استفاده میکنند، دیگر نیازی به احزاب ندارند. وی سپس با تعجب تصریح میکند که جالب است که آنها خودشان جزو موسسان احزاب بودهاند و حال علیه احزاب حرف میزنند و آنها را تشریفاتی میدانند، زیرا فکر میکنند که احزاب در عقبه آنها نیستند و از اینرو نگاهی منفی به احزاب دارند.
ضعف قانون عامل شفاف نبودن احزاب
اما درست برخلاف نظرات قابل، حمیدرضا ترقی عضو حزب موتلفه معتقد است این عدم شفافیت ناشی از عملکرد خود احزاب است. ترقی میگوید: با توجه به این که در قانون اساسی احزاب برای فعالیت چارچوب خاصی دارند و در قانون عادی هم این چارچوب به صورت شفاف و روشنی بیان شده و به معیار حزبهای قانونی در کشور و نحوه فعالیت آنها اشاره شده است و آنها باید شفافیت خودشان را هنگام کسب مجوز از کمیسیون ماده 10 احزاب اعلام کنند، اما آنها (احزاب) این کار را انجام نمیدهند. این عضو موتلفه در گفتوگو با گارگزاران تصریح میکند که بعضی احزاب به جای این که در آغاز شفافیت داشته باشند و مواضع خود را صریح اعلام کنند تا مسوولان قانونی کشور بتوانند تصمیم درستی نسبت به آنها اتخاذ کنند، ابتدا بسیار کلی مواضع خود را اعلام میکنند و بعضا دو پهلو سخن میگویند، اما پس از این که مجوز گرفتند این موضوع فراموششان میشود. ترقی سپس به ضعف موجود در قانون درخصوص برخورد با احزابی که خارج از قانون عمل میکنند اشاره کرده و اظهار میکند: ما در قانون متاسفانه چنین دستگاهی نداریم، لذا این اجازه به احزاب داده میشود که پس از مجوز گرفتن مواضع خود را شفاف کنند و برخلاف قانون و مواضع قانونی فعالیت خود را سامان دهند. وی میگوید: شاهدیم احزابی بودهاند و هستند در حالی که اینها باید این مسئله را از قبل میپذیرفتند، لذا آنها از خلاء قانونی سوء استفاده میکنند. به اعتقاد ترقی شفافیت مواضع حزبی زمانی مصداق مییابد که امکان تصمیمگیری برای فعالیت یک حزب را قانون مشخص کند، به همین دلیل بعد از گرفتن مجوز، اتخاذ مواضع حزبی به مفهوم شفافیت نیست، بلکه باز شدن هویت آنهاست. عضو شورای مرکزی حزب موتلفه از سوی دیگر عدم گرایش مردم به احزاب را ناشی از رفتار احزاب و روراست نبودن آنها با مردم میداند و تاکید میکند که احزاب مطالبات و منافع حزبی خود را دنبال میکنند و وقتی به قدرت میرسند به جای اینکه همه تلاششان برای مردم باشد، بیشتر به گروههای طرفدار خود توجه میکنند. به نظر وی چنین تحزبی در جامعه به زودی پایگاه خود را از دست میدهد و جامعه را به سمت حرکات تودهای و جایگزین شدن این حرکات به جای جامعه مدنی پیش میبرد.
ترقی در پاسخ به سوال کارگزاران که چرا برخی احزاب تنها به بیان شعارهای کلی بسنده میکنند،تصریح میکند که از احزاب نه مسوولیت خواسته میشود و نه پاسخگو هستند. آنها هیچگاه به عنوان یک حزب و تشکل وارد حکومت نمیشوند که آن تشکل مسوولیت برعهده بگیرد. آنها وارد حکومت میشوند اما به جای اینکه احزاب پاسخگو باشند افراد پاسخگو میشوند و این اجازه به جامعه داده نمیشود که حزب زیر سوال برود. به همین دلیل احزاب دارای برنامه مدون برای اداره کشور نیستند چون ضرورتی برای کار نمیبینند. البته جایی هم برای برنامه حزبی در اداره کشور وجود ندارد و همچنین اگر بخواهند از حال کلی گویی خارج شوند، ضمانت اجرایی نخواهند داشت. عضو شورای مرکزی موتلفه دلیل چنین مسائلی را مشکل فرهنگی ذکر میکند و خاطرنشان میسازد که فرهنگ عمومی جامعه ما حزبگریز است و حزبپذیر نیست. او به کارگزاران میگوید: ساختار سیاسی ما مبتنی بر ساختار حزبی سامان پیدا نکرده و از سوی دیگر احزاب هم در کشور ما هنوز نتوانستهاند خود را به رشد و بلوغی برسانند که به جای شخصیت محوری، تشکیلات محوری در احزاب جای داشته باشد. بنابراین ما میبینیم درکشور احزابی که به طور واقعی از یک تحزب شاکلهمند برخوردار باشند وجود ندارد.
بستر لازم برای فعالیت آزادانه احزاب نیست
در همین حال ابراهیم امینی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی علت عدم بیان مواضع روشن و شفاف از سوی احزاب را نبود امنیت ذکر میکند و به کارگزاران میگوید: تلاش احزاب برای شفاف سازی و بیان صریح مواضع است، اما بستر لازم برای فعالیتآزادانه احزاب را باید حاکمیت تعیین کند و متاسفانه احزابی که نقدی به حاکمیت دارند آن امنیت لازم را برای بیان شفاف مواضع و عملکرد آزادانه خود ندارند. این یکی از دلایل اصلی عدم شفافیت احزاب است. عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی تاکید میکند که تا وقتی حاکمیت بستر لازم را برای شفافیت احزاب فراهم نکند، نمیتوان انتظار از احزاب داشت. وی سپس با اشاره به شخصیت آیتالله هاشمی رفسنجانی و نقش تاثیرگذاری در انقلاب اسلامی به حادثهای که در حین سخنرانی وی در سالروز 15 خرداد رخ داد، میگوید: وقتی کسی مثل ایشان که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نایب رئیس خبرگان است را تحمل نمیکنند، چه انتظاری میتوان داشت. این استاد دانشگاه درباره شعارهای کلی که برخی احزاب سر میدهند، اظهار میکند یکی از علتهای اصلی چنین احزابی این است که احساس میکنند از امنیت لازم برخوردار نیستند. وی میافزاید: اما از سوی دیگر برخی احزابی که در واقع نام حزب بر آنها نمیتوان گذاشت و خود میدانند که مواضعشان مورد اقبال افکار عمومی قرار نمیگیرد، شعارهای خود را به صورت مبهم و کلی بیان میکنند و با حاشیه رفتن نقض غرض میکنند. امینی در پایان عدم شفافیت مواضع احزاب را به دو دلیل مربوط میداند: یکی احزابی که در افکار عمومی از وزن چندانی برخوردار نیستند، اما میخواهند از افکار عمومی استفاده کنند و دوم احزابی که تاثیرگذار هستند، اما احساس میکنند که باید هزینه بالایی بپردازند. وی در پایان خاطرنشان میکند که در کل هر کدام به نحوی شفافیت لازم را ندارند؛ یک عده از ترس طبقه حاکم و عدهای از ترس مردم.
نفت بر سر سفره مردم شعار نبود
اما مجتبی شاکری، عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در گفتوگو با کارگزاران با اشاره به تاریخچه احزاب در کشور و بیان این موضوع که قبل از پیروزی انقلاب مواضع کلی احزاب در حد گرایشهای اسلامی، ملی یا مارکسیستی تعریف میشد، اظهار میکند که در دو دهه اخیر میدان بازتری برای احزاب ایجاد شده است و اگر شاخص انحراف احزاب را سه عنوانی که رهبر انقلاب ذکر کرده یعنی «اسلام»، «انقلاب» و «امام» بدانیم، میتوانیم بفهمیم که چقدر احزاب توانستهاند شفاف باشند. شاکری میگوید که مواضع احزاب نسبت به سالهای گذشته شفافتر شده است و دیگر روی یک موضوع کلی توافق ندارند، بلکه استراتژی خود را با شاخصهایی تعریف میکنند که خروجی آن موافق با انقلاب باشد.
عضو جمعیت ایثارگران درباره علت عدم گرایش مردم به احزاب تصریح میکند که احزاب در ابتدای تولدشان با نوعی خضوع و افتادگی همراهند، اما وقتی حاکم میشوند به نوعی خوداتکایی و دیکتاتوری دست میزنند و از مردم فاصله میگیرند. وی دوم خرداد 1376 را مثال میزند و میگوید که لیبرالیسم و سوسیالیسم پس از این اتفاق به گونهای آمدند که با ادبیات مردم بیگانه بود و به علت برخوردی که با مقدسات مردم کردند، مردم حس کردند که جنیسیت آنها با مردم مخالف است و همین امر باعث شد که در خرداد 1384 بالاترین رای آنها به پایینترین رای تبدیل شود. شاکری با اشاره به شکست اصلاحطلبان در انتخابات شوراها و مجلس و اینکه آنها نتوانستند از این شکستها عبرت بگیرند،تاکید میکند که آنها اولین جفاها را به هاشمی کردند و بعد خاتمی را از این قطار پیاده کردند و فکر کردند که با پیاده کردن ایشان میتوانند جلو بروند، اما مردم آنها را از دایره خارج کردند.
عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران طرح شعارهای کلی از سوی برخی احزاب را تلاش آنها برای تحت سیطره گرفتن دایره وسیعتری از افراد میدادند و برخی خواستههای اصلاحطلبان را مثال زده و با اشاره به جبهه دموکراسی خواهی اظهار میکند: برای مثال همین جبهه دموکراسی خواهی که میگویند، چیست؟ نسبتش با دین، قانون اساسی و اندیشههای امام (ره) چیست؟ یا حزب کارگزارن با حزب اعتدال و توسعه چه تفاوتی دارد؟
به نظر من این احزاب باید صریحا مواضع خود را اعلام کنند و نوع نگاه خود را به دین و امام (ره) مطرح کنند.
وی سپس به اظهار نظر مرعشی (سخنگوی حزب کارگزاران) و اینکه اندیشه کارگزاران لیبرال- دموکراسی است، اشاره کرده و میگوید: این اظهارنظر برای همه تعجب برانگیز بود.
لیبرال- دموکراسی یک نظام و یک تفکر است و در ادبیات سیاسی برای خود جایگاه دارد و جهانبینی خاص به دین، اخلاق و ... دارد... و با این اظهارنظر صریح نوعی شفافسازی صورت گرفت. عضو جمعیت ایثارگران شعار نفت بر سر سفرههای مردم را شعار نمیداند و با ذکر این مطلب که این گفته شعار نیست، میگوید: گرایش اقتصاد به سمت رانتخواریهای دولتی باید تغییر پیدا میکرد و شعار مبارزه با فقر و فساد و تبعیض واقعی واقعی بود. اینکه نفت در جهت عدالت صرف شود، واقعی بود. برای اینکه اندیشههای انقلاب تداوم پیدا کند، بدون توزیع عدالت صورت نمیگیرد.