تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۳:۴۳  ، 
کد خبر : ۸۲۴۸۹

فارنهایت چهار هفته جنگ

فرزانه روستایی

همان طور که انتظار می رفت حملات اسرائیل به مرزهای جنوبی لبنان و به تلافی ربوده شدن دو سرباز اسرائیلی همچون همه موارد حملات اسرائیل کوبنده و ویرانگر بود و هست. همانند همیشه یک فرمول تکراری ارتش قدرتمند اسرائیل را درگیر کرده است. یعنی مقابله یک ارتش بسیار کلاسیک، قدرتمند و سازماندهی شده با یک تشکیلات چریکی و مردمی که توان نظامی محدود و تعریف شده ای دارد، اما از حمایت مردمی قابل توجهی برخوردار است. نقطه قوت ارتش کلاسیک قدرت آتش، حجم حملات و دقت هدف گیری است. نقطه قوت ارتش چریکی نیز ریشه دوانیدن در عمق انسان هایی است که برد و باخت برایشان مصداق همه یا هیچ است. آنچه گفته شد دقیقا رابطه ای تکراری است که همواره همه سازمان ها و تشکیلات مسلح فلسطینی و عرب در مقابله با اسرائیل با آن مواجه بوده اند. حزب الله هیچ گاه این واقعیت نظامی را انکار نکرده است که محل زندگی عادی غیرنظامیان در واقع همان پایگاهی است که از آن به سوی تانک ها و شهرهای اسرائیلی ضدتانک و موشک دوربرد شلیک می شود و اسرائیلی ها نیز هرگز انکار نکرده اند که در وارد آوردن ضربه به توان نظامی حزب الله، کمترین نگاه بشردوستانه ای را مورد ملاحظه قرار نداده اند.
به عبارت دیگر سیمای دوم این نبرد، نبرد با مردمانی مذهبی از جنوب لبنان است که انتظارات چندانی از زندگی ندارند و مردن در مسیر یک اعتقاد را به نوعی دوباره حیات یافتن می دانند. به رغم گفته فوق تجربه ای که از چهار هفته جنگ ارتش قدرتمند اسرائیل با حزب الله برجا مانده واقعیات دیگری را نیز آشکار کرد و آن نگرانی اسرائیل از فعل و انفعال های جنوب لبنان در واقع جنوب لبنان طی ده سال گذشته شاهد تحولاتی بوده است که عملا اسرائیل باید با توسل به بهانه ای نسبت به آن اقدام می کرده است. مقایسه فرمول کلی صحنه نبرد شاهد و بیانگر وقوع این تحولات جدید است. بسیاری از سربازان اسرائیلی بر این اعتقاد بودند که همچون سال 1982با روشن کردن موتور تانک هایشان به زودی در اتوبان های منتهی به بیروت قرار خواهند داشت. اما واقعیات درگیری حکایت دیگری را بیان می کند.
سال 1982ارتش اسرائیل پس از دو روز به فاصله 16کیلومتری حومه بیروت رسید و عملا تانک های اسرائیلی می توانستند اهدافی را به وضوح کامل در بیروت هدف قرار دهند. پس از 24سال تغییر صحنه نبرد به ترتیبی بوده است که بعد از چهار هفته اسرائیلی ها نه تنها نتوانستند شهر های جنوبی را پاکسازی کنند، بلکه هنوز در حال محاصره، اشغال و بازپس دادن مراکز حساس در مناطق حول و حوش مرز لبنان هستند. بسیاری از نظامیانی که تجربه دو جنگ سال های ابتدایی دهه 80و هفته های اخیر را دارند معتقدند که ارتش اسرائیل با چریک هایی درگیر است که عملا نقش سایه های رزمنده را بازی می کنند. حتی اگر ادعای منابع نظامی رژیم صهیونیستی را مبنی بر اینکه تاکنون 450رزمنده حزب الله در مقابل 61سرباز اسرائیل کشته شده اند بپذیریم فقدان امکان عملی برای اسرائیل و برای اینکه بتواند مرزها را به سمت مناطق میانی پاکسازی کند حاکی از حاکم شدن معادلاتی جدید در جنوب لبنان است. یعنی همان معادلاتی که اسرائیل را واداشت تا به بهانه اسارت دو شهروند خود همه توان نظامی را بسیج و کل جنوب را گلوله باران کند.
سرگرد یوسف نظامی بریگاد بارام که سابقه 16سال نبرد در جنوب لبنان طی سال های 1980-1990را دارا است به شرط اینکه فقط به نام کوچک از او یاد شود دیروز به گزارشگر واشینگتن پست گفته است که تفاوت حزب الله 20سال پیش با امروز مانند تفاوت مردانی است که مسلح هستند با مردانی که همانند یک ارتش سازماندهی و مجهز شده اند. وی کارشناس کشف تله های انفجاری و دور زدن مکان های مناسب برای کمین است. وی در مصاحبه خود گفته است چندی پیش در نزدیکی شهرک مرزی مارون الراس با یک انبار زیرزمینی به عمق حدود 8 متر مواجه شده است که چندین شبکه و کانال را به یکدیگر مرتبط می کرده که همگی آنها به انبارهای بزرگ ذخیره مهمات منتهی می شدند.
وی می گوید کلیه قسمت های این مخفیگاه و انبار سلاح با دوربینی مداربسته و اتاق کنترل مونیتور می شد. یک نمونه و عامل دیگری که تا حدود زیادی صحنه های نبرد فعلی و جنگ 20سال پیش را متفاوت می سازد مجهز بودن حزب الله به مدرن ترین موشک های ضد تانک است که عملا تانک های مدرن مرکاوا را با چالش و تهدیدی جدی مواجه ساخته است. بریگاد موشکی که طی آن حزب الله شهرها و شهرک های مرزی و نزدیک مرز و دورتر را هدف قرار داده است نمونه دیگری است که عملا بر جاافتادن یک توان نظامی قابل توجه در جنوب لبنان دلالت می کند. مهم نیست که سوریه، روسیه و یا کشورهای دورتر علاقه مند به جنوب لبنان توان موشکی حزب الله را تامین می کنند، حتی این نیز خیلی مهم نیست که به زودی یا در میان مدت موشک های ضدتانک یا موشک های زمین به زمین حزب الله به انتها می رسد.
بسیاری از موشک هایی که به صورت دسته های 20یا 30تایی به شهرهای اسرائیل شلیک می شوند و بعضا تعداد آنها در روز به 300هم رسیده است. اما نکته مهم این است که پتانسیل نظامی ای که موشک های قسام یا غیرقسام با برد کوتاه و میان برد آن را نمایندگی می کند، عملا و به تدریج تبدیل به یک توان نظامی بومی می شود. قبل از حزب الله، نیروهای حماس نیز با ساختن موشک هایی که دقت چندانی هم نداشتند شهرک ها یا بیابان های اطراف شهرک ها را هدف قرار می دادند. اما به تدریج برد موشک ها و دقت شلیک آنها افزایش می یابد. این همان پتانسیلی است که پیچیدگی چندانی ندارد و تکنولوژی های ساده حول و حوش مرزهای اسرائیل نیز قادر به ساخت و تامین قطعات آنها هستند. نبرد اخیر حزب الله و اسرائیل حداقل این واقعیت ساده را نشان داد که هرچند ارتش اسرائیل هر روز قدرتمندتر می شود، اما به واسطه تحولات نظامی که نمی توان مانع آن شد، امنیت شهرک های یهودی نشین کمتر و کمتر می شود و عملا اسرائیل در چنین چارچوبی اندکی بیش از گذشته باید مذاکره و مسامحه را مدنظر قرار دهد. اسرائیلی ها برای یک دوره کوتاه می توانند شهرک کریات شیمونه را تعطیل کنند و ساکنان آن را با حقوق و مزایا به تعطیلات اجباری بفرستند. اما به نظر می رسد احتمالا پارامترهای نظامی و امنیتی به نحوی غیرمحسوس در حال متحول شدن هستند.
از سویی لبنان امروز یک لبنان تازه از جنگ داخلی برگشته نیست و نیز حزب الله دیگر یک گروه نظامی بی نام و نشان محسوب نمی شود. حزب الله در حال حاضر عهده دار تعدادی از وزارتخانه های کابینه لبنان است و نیز تعدادی از کرسی های پارلمان لبنان به آن تعلق دارد. مواضع سیاسی دولت لبنان در تماس با رایزنی های دیپلماتیک همگی حاکی از ملاحظه این پتانسیل نظامی امنیتی قابل توجه در لایه های سیاسی اجتماعی این کشور است. مواضع سیاسی دولت لبنان در قبال بحران جاری به گونه ای بوده است که گویی نقش شاخه هماهنگ سیاسی یا شاخه هماهنگ دیپلماتیک حزب الله را بازی می کرده است و عملا در جریان این درگیری چهارهفته ای هیچ موضع گیری مخالفی علیه حزب الله اتخاذ نکرده است. از سویی موضع گیری حزب الله نیز برخلاف موضع گیری های دو دهه گذشته بسیار سیاسی تر و منطقی تر به نظر می رسد.
گردانندگان حزب الله تاکنون ضمن اینکه نسبت به هرگونه خلع سلاح از خارج هدایت شده مقاومت کرده اند، از هر موضع گیری به نفع پایان مخاصمه و درگیری نیز استقبال کرده اند. معادلات سیاسی و منطقه ای و نیز فعال تر شدن بخش سیاسی حزب الله عملا در آینده ای نه چندان دور حزب الله را به سمت و سویی خواهد برد که کاربرد سلاح برای تشکیلات آن اولین و در دسترس ترین گزینه نباشد. اما تجربه ای که از نبرد چهار هفته گذشته باقی ماند، حاکی از آن است که وزن سیاسی حزب الله نیز در چارچوب سیاسی لبنان به شدت ارتقا پیدا کرده و عملا حزب الله به دولتی نسبتا پذیرفته شده در داخل دولت لبنان تبدیل خواهد شد.گروه چریکی که بتواند حتی برای یک روز 300موشک را به سوی اهدافی پراکنده در قلمرو دشمن شلیک کند، حزب سیاسی قدرتمندی است که خوب یا بد در همه صحنه ها وزن خود را بر کل مجموعه سیاسی لبنان نشان خواهد داد. قطعنامه مشترک فرانسه و آمریکا احتمالا طی دو سه روز آینده به نحو جدی تری در شورای امنیت مورد مذاکره و احتمالا مورد توافق قرار خواهد گرفت.
در این قطعنامه از حزب الله و اسرائیل خواسته شده به عملیات نظامی خاتمه داده شود تا زمینه برای تصویب قطعنامه های تکمیلی فراهم شود. اساسی ترین نکته در قطعنامه این است که هیچ پیش شرطی مبنی بر آزادی بی قید و شرط دو سرباز گروگان گرفته شده اسرائیلی گنجانده نشده است. همین عاملی است که نمایانگر حاکم شدن معادلات جدیدی در جنوب لبنان است. ممکن است تصویب قطعنامه چند روز دیگر به طول انجامد و بحث پیرامون آزادی زندانیان و روشن شدن تکلیف مزارع شبعا بحران را اندکی بیشتر کشدار نماید. با این حال حتی اگر ادامه رایزنی ها به این منجر شود که حزب الله در یک چارچوب زمانی برای تن دادن به خلع سلاح مهیا شود، حتی پذیرش خلع سلاح از سوی حزب الله نیز از موضع قدرت آن بوده است نه از موضع ضعف.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات