جنایت از روى برنامه
هر چند که در ظاهر، تجاوز نظامى رژیم صهیونیستى اسرائیل به لبنان به عنوان عکسالعمل این رژیم در قبال به گروگان گرفتن دو سرباز اسرائیلى مطرح گردید، اما بعد از گذشت چند روز از ادامه درگیرىها بین نیروهاى رژیم اشغالگر قدس و حزبالله لبنان، واقعیتهایى افشا شد که نشان از یک تهاجم برنامهریزى شده توسط اسرائیل به لبنان داشت. براى درک بهتر موضوع به واقعیتهایى که روزنامه “میل اندگاردین” در این خصوص افشا کرده است، مىپردازیم:
روزنامه “میل اندگاردین” در مقالهاى تحت عنوان “اسرائیل یک هفته فرصت دارد تا به حزبالله ضربه وارد کند” افشا کرد که آمریکا و انگلیس در پشت صحنه تجاوز نظامى بیرحمانه رژیم صهیونیستى به لبنان قرار دارند. این روزنامه به نقل از منابع اسرائیلی، اروپایى و انگلیسى مىنویسد: “ایالات متحده به اسرائیل یک فرصت یک هفتهاى براى وارد کردن حداکثر خسارت به حزبالله را داده است، این ضربه باید پیش از اقدام بینالمللى براى آتشبس در لبنان به عمل مى آمد.”
این روزنامه سپس خبر مىدهد که در راستاى این سناریو “دولت بوش که از سوى انگلیس هم حمایت مى شد، کلیه تلاشها براى توقف سریع نبرد را که از سوى شوراى امنیت سازمان ملل، نشست جى 8 در سنت پترزبورگ و نشست وزراى خارجه اروپایى در بروکسل به عمل مى آمد، بلوکه کرد.”
این روزنامه در مقاله خود، در توضیح اهداف آمریکا از این چراغ سبز به اسرائیل تاکید مى کند: “استراتژى ایالات متحده در اعطاى این آزادى براى دوره زمانى محدود (در جهت حمله به لبنان) چند هدف دارد، یکى از آنها ارسال یک هشدار به ایران و سوریه است که آمریکا مدعى هدایت شبه نظامیان حماس و حزب الله از پشت صحنه توسط آنهاست.”
این روزنامه همچنین در این مقاله فاش مى سازد که “آمریکا به اسرائیل این چراغ سبز را داده است که به بمباران لبنان تا زمانى که مطمئن شود زیرساخت هاى حزب الله نابود نشده، ادامه دهد.”
چنان که از مقاله این روزنامه بر مى آید، تهاجم نظامى رژیم صهیونیستى به لبنان، از قبل طراحى و برنامه ریزى شده بود و هدف اصلى آن نابودى حزب الله لبنان بود. براى آنکه بهتر بتوان از واقعیت هاى پشت پرده تجاوز نظامى رژیم صهیونیستى اسرائیل به لبنان آگاه شد، پرداختن به زمان شروع این تهاجم نظامى اهمیت دارد.
زمان شروع تجاوز نظامى رژیم صهیونیستى به لبنان
قبل از آنکه نیروهاى حزب الله لبنان، در روز 25 ژوئن (4 تیرماه)، دو سرباز رژیم صهیونیستى اسرائیل را به گروگان بگیرند، نیروهاى نظامى رژیم اشغالگر قدس، از همین موضوع استفاده کرده و به گمان خود بهانه لازم را براى شروع تهاجم نظامى برنامه ریزى شده علیه لبنان به دست آورند. نیروهاى نظامى اسرائیل در روز 29 ژوئن (8 تیرماه)، 64 عضو برجسته حماس و از جمله 9 وزیر کابینه و 25 عضو مجلس (پارلمان) فلسطین را دستگیر کردند و بعد از گذشت 4 روز، ساختمان مقر نخست وزیر فلسطین را بمباران کرده بودند.
هر چند در ظاهر، دستگیرى گیلاد شالیت، سرباز رژیم صهیونیستی، به عنوان بهانه اى براى اجراى سیاست هاى این رژیم براى گروگان گیرى اعضاى کابینه حماس و مجلس پارلمان فلسطین مطرح مى شود، اما اعترافى که روزنامه اسرائیلی”آهارتس” در این خصوص دارد، از واقعیت هاى دیگرى حکایت دارد. این روزنامه اسرائیلى افشا مى کند که گروگان گیرى اعضاى کابینه حماس و مجلس پارلمان فلسطین، توسط رژیم صهیونیستى از قبل برنامه ریزى شده بود و اعتراف مى کند که حقیقت این است که دستگیرى گیلاد شالیت در واقع تنها به عنوان بهانه اى براى اجراى سیاست هاى عمده اسرائیل مورد استفاده قرار گرفته است.
به دنبال عملیات گروگان گیرى نیروهاى صهیونیستی، اهود اولمرت، نخست وزیر رژیم صهیونیستى اسرائیل، در روز 2 ژولاى (11 تیرماه)، اعلام کرد که به نیروهاى نظامى این رژیم فرمان داده است که “هر کارى از دستشان بر مى آید” براى آزاد کردن سربازان صهیونیستی، انجام دهند. نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس همچنین اعلام کرد که به نیروهاى نظامى اسرائیل دستور داده است که “اجازه ندهند هیچ کسى در غزه شب ها بتواند بخوابد.”
همزمان با اعمال فشار به حماس بود که حزب الله مسیر تحرکات و فشارهاى رژیم صهیونیستى را با دستگیرى دو سرباز اسرائیلى تغییر داد.
به دنبال اجراى طرح برنامه ریزى شده اسرائیل براى تهاجم نظامى به لبنان، این رژیم در روز 12 ژولاى (21 تیرماه)، حمله وسیعى هوایى و زمینى و دریایى خود را به خاک لبنان آغاز کرد و با انهدام بخش عظیمى از تاسیسات زیربنایى این کشور از جمله فرودگاه ها، بنادر دریایی، پل هاى مواصلاتی، راه ها، ساختمان هاى دولتی، خطوط آبرسانی، بیمارستان ها، مراکز آبرسانى ، مراکز کمک رسانى مردمى و... عملا اهداف خود را از این تهاجم نظامى نشان داد. این رژیم نشان داد که تهاجم نظامى اش، به خاطر آزاد سازى سربازان صهیونیستى نبوده است چرا که تمام جنایات رژیم صهیونیستى در این مدت اندک، آن چنان فجیع و دردناک است که با سیاست این رژیم براى آزاد سازى سربازان صهیونیست، همخوانى ندارد. حتى این رژیم بعد از تهاجم نظامى خود به لبنان در مورد پیشنهاد شرکت در مذاکرات براى شرایط آزادى “گیلاد شالیت” واکنشى از خود نشان نداد و هیچ شرایطى را براى آزادسازى سربازان خود نپذیرفت. با اندکى تاملى در رفتار این رژیم مى توان دریافت که تمامى جنایاتى که رژیم صهیونیستى به بهانه آزادسازى سربازان خود انجام داده است، اهداف دیگرى را دنبال مى کند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
اگر اندکى به زمان شروع تهاجم نظامى رژیم صهیونیستى به لبنان، توجه کنیم، درمى یابیم که این یورش رژیم اشغالگر قدس درست یک روز پس از توافق استراتژیک بین سازمان الفتح و حماس آغاز شده است که این توافق پس از هفته ها بحث و گفتگو بین سران دو طرف حاصل شده بود و این مى رساند که رژیم صهیونیستى قبل از آغاز تهاجمات نظامى خود به لبنان، به امید این که اختلافات ماه هاى اخیر بین محمود عباس رئیس جمهورى فلسطین و رهبر سازمان الفتح و اسماعیل هنیه رهبر دولت حماس شرایطى را پیش خواهد آورد که به درگیرى هاى نظامى بین طرفین خواهد انجامید و نهایتا با اقداماتى که از سوى حماس صورت خواهد گرفت، حمایت هاى افکار عمومى جهان از جنبش فلسطین قطع خواهد شد و آن زمانى است که رژیم غاصب اسرائیل مى تواند به جنایات خود در فلسطین اشغالى و لبنان ادامه دهد.
اما توافق الفتح و حماس با یکدیگر عملا امیدهاى رژیم صهیونیستى اسرائیل را بر باد داد. بنابراین این رژیم در پى بهانه اى بود که تهاجمات نظامى خود را به سرزمین اشغالى فلسطین و لبنان آغاز کند و این امر، زمانى میسر شد که حزب الله لبنان سربازان را دستگیر کرد به دنبال این اقدام حزب الله، آمریکا و انگلیس خود را وارد بازى کردند و یک طرح نظامى را براى تهاجم نظامى رژیم صهیونیستى به لبنان برنامه ریزى کردند ولى در این میان بر مدت زمان این تهاجم تاکید بسیار داشتند و به رژیم اشغالگر قدس مدت یک هفته را براى نابودى کامل حزب الله لبنان مقرر کرده بودند و باید رژیم صهیونیستى اسرائیل در مدت یک هفته و قبل از آنکه اقدامى از سوى جوامع بین المللى براى آتش بس صورت مى گرفت، کار را تمام مى کرد اما مقاومت حزب الله لبنان، نه تنها مدت زمان یک هفته را براى رژیم صهیونیستى تمام کرد بلکه به این رژیم غاصب فهماند که تا هر زمانى که این جنگ بین حزب الله و اسرائیل ادامه داشته باشد، مقاومت حزب الله نیز ادامه خواهد داشت.
اهداف صهیونیستها از تهاجم به لبنان
تردیدى نیست که تهاجم نظامى اسرائیل به لبنان از قبل طراحى شده بود. اما اهداف تعیین شده این تهاجم چیست؟
1- نابودى کامل حزبالله لبنان
طرح برنامهریزى شده تهاجم نظامى رژیم صهیونیستى اسرائیل به لبنان در گام نخست، نابودى کامل حزب الله لبنان را دنبال مى کند.
مقاومت لبنان در سالهاى اخیر، نظریه اقتدار امنیت اسرائیل را بر هم زده است و اقتدار و شکست ناپذیرى این رژیم غاصب را زیر سئوال برده است. از سوى دیگر همواره اسرائیل در پى آن بوده است تا به طریقى حمایت افکار عمومى را براى تجاوز نظامى خود به لبنان به دست آورد و حمله به حزب الله لبنان را در نزد افکار عمومى قانونى و توجیه پذیر جلوه دهد. بنابراین زمانى که حزب الله لبنان دو تن از سربازان رژیم صهیونیستى اسرائیل را دستگیر مى کنند، این رژیم غاصب بهانه لازم را به دست آورده و سعى دارد با کمک حامیان اصلى خود؛ آمریکا و انگلیس طرح تهاجم نظامى خود را به لبنان را در نزد افکار عمومى قانونى و توجیه پذیر نشان دهد لذا به تهاجمى که از مدت ها پیش برنامه ریزى شده بود، دست زد.
اما از سوى دیگر رژیم صهیونیستی، خود مى داند که نمى تواند براى مدت زمان طولانى افکار عمومى را فریب داده و با توسل به زور حمایت برخى از کشورها را براى ادامه اقدامات خود کسب نماید پس در این میان آمریکا و انگلیس در طرح برنامه ریزى خود براى تهاجم نظامى رژیم صهیونیستى اسرائیل به لبنان، فاکتور “زمان” را مدنظر قرار داده و مدت یک هفته را براى انجام این طرح کافى مى دانند.
هر چند که مقاومت حزب الله لبنان، آمریکا، انگلیس و اسرائیل را در انجام این طرح با شکست مواجه ساخت اما این طرح اهدافى دیگر را در سطح خاورمیانه دنبال مى کرد که ارزش آن را داشت که آمریکا و انگلیس خود مستقیما وارد عمل شده و از تمام قواى خود براى ادامه جنگ لبنان و اسرائیل استفاده کنند؛ وزیر امور خارجه آمریکا در واکنش به جنگ لبنان و اسرائیل در همان روزهاى آغازین، با اعلام آتش بس در لبنان مخالفت مى کند و اعلام مى کند که: “آتش بس، اگر اوضاع را به همین شکل کنونى آن بازگرداند، وعده اى پوچ خواهد بود.”
در واقع وقتى آمریکا ناتوانى رژیم صهیونیستى را براى نابودى حزب الله لبنان مشاهده مى کند در طرح برنامه ریزى شده خود اندکى تجدیدنظر کرده و فاکتور “زمان” را از طرح خود خارج مى سازد و این بار سعى دارد که به هر شکل ممکن حزب الله را در هم کوبند. بنابراین زمانى که طرح آتش بس در کنفرانس بین المللى رم، مطرح مى گردد، آمریکا با دخالت خود و با تسلط بر سران کشورهایى که در این کنفرانس شرکت کرده بودند، این کنفرانس را با شکست مواجه مى سازد و سران کشورهاى حاضر در کنفرانس رم عملا نمى توانند میان لبنان و اسرائیل، آتش بس برقرار کنند چرا که آمریکا به این آتش بس رضایت نمى دهد.
اظهارات وزیر دادگسترى رژیم صهیونیستى بهتر واقعیت هاى پشت پرده کنفرانس رم را آشکار خواهد کرد.
“خاییم رامون” وزیر دادگسترى رژیم صهیونیستى اسراییل در مصاحبه اى با رادیو نظامى اسراییل اعلام مى کند: “ما در رم رضایت بر ادامه عملیات نظامى را تا زمانى که “حزب الله” از جنوب لبنان خارج نشود و خلع سلاح نگردد، دریافت نمودیم.”
با توجه به اظهارات وزیر دادگسترى رژیم صهیونیستى مى توان از پشت پرده کنفرانس رم آگاه شد و علت شکست این کنفرانس را جلب رضایت رژیم صهیونیستى براى ادامه جنگ با لبنان دانست.
بنابراین، هدف طراحان تهاجم نظامى رژیم صهیونیستى اسرائیل به لبنان در گام نخست، نابودى حزب الله لبنان بوده است.
2- توطئهاى علیه ایران و سوریه
هدف دوم تهاجم نظامى رژیم صهیونیستى اسرائیل به لبنان توطئه علیه ایران و سوریه بود چرا که آمریکا مدعى است که حماس و حزب الله لبنان از پشت صحنه توسط ایران و سوریه هدایت مى شوند و چنان که جرج بوش در اظهارات خود اعلام مى کند که “بیرون ماندن سوریه از لبنان در حوزه منافع ماست.”
اسرائیل در آغاز تهاجم نظامى خود به لبنان سعى دارد از دخالت ایران در وقوع این جنگ سخن به میان آورد و اعلام کند که سلاح و موشک هایى که در اختیار حزب الله لبنان قرار دارد، از طریق ایران تامین مى شود و از این طریق ایران را براى دخالت نظامى در این مناقشات تحریک کند و در صورتى که ایران دخالت نظامى خود را در جنگ لبنان و اسرائیل اعمال کند ناگزیر پاى آمریکا و دیگر همپیمانانش نیز به میدان باز شود تا هدف اصلى آمریکا براى حمله به مواضع هسته اى ایران که مدت ها در انتظارش بوده است، پیش آید و آمریکا و دیگر مخالفان برنامه هسته اى ایران، از این فرصت به وجود آمده نهایت استفاده را بکنند. به هدف دوم تهاجم نظامى اسرائیل به لبنان به گونه اى دیگر نیز مى توان نگریست؛ تهاجم نظامى اسرائیل به لبنان درست در زمانى انجام مى پذیرد که اجلاس “گروه هشت” برگزار مى شده که یکى از موضوعات محورى آن “از نظر آمریکا و متحدان اروپایی” باید به برنامه هاى هسته اى ایران اختصاص داده مى شد و روسیه و چین با اعمال تحریم و حمله نظامى به ایران مخالف مى کنند.
پس در این شرایط هر واکنش نظامى که از سوى ایران براى فروکش کردن جنگ لبنان صورت مى گرفت به عنوان حمله به اسرائیل و نابودى این رژیم غاصب از صحنه روزگار تفسیر مى شد و آمریکا از این فرصت به وجود آمده مى توانست استفاده کرده و اعلام کند که اصرار ایران براى دستیابى به فن آورى هسته ای، ساخت سلاح هاى هسته اى و نابودى رژیم صهیونیستى اسرائیل است و عملا آمریکا مى توانست جنگ روانى را بر علیه ایران به راه اندازد.
نکته مهم دیگر که ذکر آن در اینجا مهم به نظر مى رسد این است که اگر ایران هیچ واکنشى نسبت به جنایات رژیم صهیونیستى از خود نشان نمى داد، باز طراحان سناریوى تهاجم نظامى اسرائیل به لبنان به اهداف خود دست مى یافتند و اعلام مى کردند که ایران براى آنکه به مواضع خویش در برنامه هاى هسته اى خود دست یابد، لبنان را قربانى مى کند. اما مهم این بود که سیاست ایران در قبال رژیم صهیونیستى اسرائیل در این مناقشات تغییر نکرد و ایران جنایات این رژیم صهیونیستى را محکوم کرد و موجودیت رژیم صهیونیستى اسرائیل را به رسمیت نشناخت. درست است که ایران از مردم مظلوم فلسطین حمایت مى کند اما هرگز به جنگ و بمباران مردم بى گناه راضى نیست و در این مناقشه نیز نشان داد که در پى آتش بس بین لبنان و اسرائیل است.
آمریکا در سناریوى تهاجم نظامى اسرائیل به لبنان، براى سوریه نیز برنامه خاصى دارد. نیویورک تایمز به نقل از منابع آگاه آمریکایى فاش مى کند که آمریکا درصدد است تا در مواضع سوریه، ایران و حزب الله اختلافاتى ایجاد کند. این روزنامه در گزارش خود مى نویسد که آمریکایى ها در مرحله آغازین طرحى هستند که عربستان سعودى و مصر را ترغیب کنند تا سوریه را وادار کنند تا موضعى بر ضد حزب الله اتخاذ نماید.
نیویورک تایمز در گفتگوى خود با چند مشاور ارشد دولت بوش نیز فاش مى کند که کاخ سفید بر آن است تا با فشار بر عربستان و مصر، سوریه را وادار به قطع رابطه با حزب الله و ایران کند.
این روزنامه به نقل از این مقامها مى نویسد:این دو کشور (عربستان و مصر) باید سوریه را متوجه کنند که اگر وضعیت در خاورمیانه بدتر شود، ایران ناجى آنها نخواهد بود.
3- سنجش واکنش کشورهاى منطقه خاورمیانه در قبال اجراى طرح خاورمیانه بزرگ
آمریکا در پى طرح خاورمیانه بزرگ است اما براى اجراى این طرح باید واکنش کشورهاى منطقه خاورمیانه را مورد سنجش قرار دهد. براى این منظور در سطح محدودترى اقدام به این عمل مى کند. سفر کاندولیزا رایس، خاویر سولانا و فیلیپ دوست بلازى وزیر امور خارجه فرانسه به منطقه خاورمیانه نیز همین هدف را دنبال مى کند. در تجاوزات بى وقفه رژیم صهیونیستى اسرائیل به لبنان، واکنش برخى از کشورهاى منطقه در نوع خود جالب توجه است.ما شاهد بودیم که در مقابل جنایاتى که رژیم صهیونیستى اسرائیل در منطقه انجام مى دهد، “حسنى مبارک” رئیس جمهور مصر اعلام مى کند که مصر به خاطر لبنان با اسرائیل وارد جنگ نخواهد شد، چرا که زمان دسیسه هاى سیاست خارجى گذشته است.”
روزنامه مصرى “الجمهوریه” سخنان مبارک را چنین نقل مى کند:” کسانى که مصر را در جنگ با اسراییل به خاطر لبنان و یا “حزب الله” دعوت مى کنند درک نمى کنند که زمان دسیسه هاى سیاست خارجى بسر آمده است.”
این روزنامه در ادامه با نقل سخنان مبارک مىآورد:” 37 میلیون مصرى امروز نیاز به زندگى عادی، کار و مسکن دارند. و آنهایى که خواستار جنگ مصر با اسراییل هستند مى خواهند که ما همه چیز را در یک لحظه از دست بدهیم. من حق ندارم که بودجه مردم مصر را در جنگ غریبه مصرف کنم.” همچنین در این میان واکنش برخى از سران کشورهاى عربى منطقه نیز بسیار سئوال برانگیز بود؛ روزنامه “یعوت احارونوت” به نقل قول از منبعى در وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستى اسرائیل فاش مى کند که اخیرا اسرائیل از یکى از کشورهاى عربى نامه اى را دریافت کرده که این کشور از حملات تل آویو به لبنان ابراز خرسندى کرده است.
آمریکا با سنجش واکنش هاى کشورهاى منطقه خاورمیانه نسبت به جنگ لبنان و اسرائیل خواهد توانست براى اجراى طرح خاورمیانه بزرگ، برنامه ریزى کند. واکنش هایى که از سوى کشورهاى منطقه از جمله عربستان و مصر صورت مى گیرد آمریکا را براى اجراى طرح خاورمیانه بزرگ ترغیب مى کند اما هنگامى که موج اعتراضات مردم و دولت ایران و دیگر کشورهاى منطقه به گوش آمریکا و همپیمانش مى رسد، آنها را به این نکته مى رساند که هنوز هم آمریکا نمى تواند آسوده خاطر، گام در خاورمیانه گذارد، بویژه آن که مسلما هر آینده اى نبرد لبنان داشته باشد دیگر حزب الله به قدرتى مهم تبدیل شده و از اسرائیل جز ببرى کاغذى در اذهان نیست.