تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۵  ، 
کد خبر : ۸۲۵۲۵

غوغا در آشیانه صهیونیسم


حنیف غفاری
صهیونیستها به هراسى سخت افتاده‌اند. هرکس ساز مخالف مى‌نوازد. کنیست و حزب کار با ادامه وضعیت کنونى مخالف هستند. از سوى دیگر افرادى مانند “ایهود اولمرت” در سرگردانى مفرطى به سر مى‌برند. آینده صهیونیسم در خاورمیانه و جهان سخت مورد چالش قرار گرفته است و حزب‌الله لبنان با واکنشهاى سریع و حساب شده خود راه را براى هرگونه تفکر موثرى بر روى صهیونیستها بسته است. هم‌اکنون “تل‌آویو” کانون بحران است. تا قبل از حمله به لبنان شکافهاى شدیدى میان احزاب اسرائیلى وجود داشت. پس از حذف شارون از معادلات سیاسى تل‌آویو این اختلافات به نقطه اوج خود رسید اماپس از مدتى کوتاه فروکش کرد و مقامات صهیونیستى سعى کردند این اختلافات را به عمق صحنه سیاسى تل‌آویو منتقل کنند.
بروز جنگ اخیر در خاورمیانه و ناکامى شدید ایهوداولمرت و همفکرانش در شکست حزب‌الله باعث شد تا در روندى خودکار و مستقیم این اختلافات مجددا هویدا شوند. در حقیقت نقاط ضعف رژیم اشغالگر قدس در فضایى بحرانى همانند آتشفشانى نیمه‌خاموش به یکباره فوران کرد و موجب سوزاندن و گداختن بنیان صهیونیسم شد.
هم‌اکنون بحث‌های زیادی میان صهیونیست‌ها‌ در گرفته است: مهمترین مسئله آنها آینده تل‌آویو پس از پایان جنگ با حزب‌الله لبنان است. واقعا چه سرنوشتى را مى‌توان براى صهیونیسم زخم خورده متصور شد؟ همان‌گونه که پیداست ادامه جنگ براى “تل‌آویو” نتیجه‌اى جز ذلت بیشتر در مقابل حزب‌الله لبنان ندارد. از سوى دیگر توقف جنگ و اعلان آتش‌بس نیز تبعات سختى براى تل‌آویو خواهد داشت.
در هر حال با فرض اینکه درگیرى میان تل‌آویو و حزب‌الله لبنان خاتمه پیدا کند. رژیم اشغالگر قدس با سه بحران کلى رو به رو خواهد بود. بحرانى که حکم نقطه آسیب را دارند:
1- شکستن افسانه صهیونیسم
پس از شکست اعراب از اسرائیل در سال 1967 میلادى بسیارى از استراتژیست‌هاى صهیونیست از فضاى بوجود آمده در راستاى توجیه شکست‌ناپذیرى یهود از دیدگاه غلط خود برآمدند و به یهودیان این‌گونه القا کردند که صهیونیسم به هیچ عنوان آسیب‌پذیر نیست.
در طول 4 دهه اخیر مقامات اسرائیلى و برخى از خاخام‌هاى یهودى سعى داشتند تل‌آویو را به عنوان چترى محکم و پناهگاهى آرام براى یهودیان سرتاسر دنیا تعریف کنند. اما حماسه اخیر حزب‌الله این چهره را به طور کامل درهم شکست به عبارت دیگر بر همگان از جمله بسیارى از یهودیان طرفدار صهیونیسم اثبات شد که مقامات اسرائیلى بیش از نیم‌قرن است که آنها را فریب داده‌اند.
پایان جنگ با لبنان و برقرارى آتش‌بس مصادف با تشدید نزاع میان صهیونیستها و شهرک‌نشینان فریب خورده خواهد بود. از این‌رو “تل‌آویو” در میان این دو ادامه جنگ را برگزیده است. پس از به چالش کشیده شدن افسانه هولوکاست توسط رئیس‌جمهور ایران این بار شکست‌ناپذیرى صهیونیستها به دنیاى افسانه و گمانه و وهم پیوست. نکته جالب توجه اینکه شکست تل‌آویو از حزب‌الله به هیچ عنوان براى یهودیان طرفدار صهیونیسم قابل توجیه نیست. بنابراین چرب‌زبانى‌هاى “ایهود اولمرت” یا تئورى‌پردازى‌هاى شیمون پرز نیز نخواهد نتوانست از بار شکست صهیونیسم بکاهند.
صهیونیسم در صورت فرار از مخمصه موجود به عنوان یک جریان نامطلوب و آسیب‌پذیر در خاورمیانه تعریف خواهد شد و همین امر براى مقامات اسرائیلى حکم کابوسى سخت را دارد. آنها شاهد هستند که توانمندى حزب‌الله لبنان کل صهیونیسم تعریف شده از سال 1948 تاکنون را زیر سوال برده است.
2- جبران تلفات ناشى از جنگ
اگر حتى در خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن صهیونیستها فرض کنند که جنگ همین لحظه به پایان برسد و آتش‌بس برقرار شود جبران خسارات وارده به اسرائیل بسیار سخت و طاقت‌فرسا خواهد بود:
حدود 1800 کارخانه در مسیر موشکهاى حزب‌الله قرار داشته‌اند که احتمالا برخى از آنها به طور کامل منهدم شده‌اند.
بازگشت به این کارخانه‌ها و جبران تلفات ناشى از تعطیلى آنها و باز تعریف نیروهاى کارى آنها براى صهیونیستها بسیار دشوار است. از سمت و سویى دیگر شهر حیفا به شهر ارواح تبدیل شده است.
بازگشت سکنه این شهر و بازسازى مکانهاى انهدام یافته مسلما نیاز به زمانى بسیار طولانى دارد.
از همه این موارد که بگذریم خالى شدن 60 درصد ساختمانهاى بخش شمالى سرزمینهاى اشغالى باعث ایجاد فضاى اجتماعى نامتقارنى در منطقه مذکور شده است. مسلما بسیارى از این افراد از ترس درگیرى مجدد دیگر به زندگى در مناطق شمالى راضى نخواهند بود. از سوى دیگر بازگشت دوباره ساکنان اشغالگر این مناطق به شهرکهاى صهیونیستى به هیچ عنوان با رضایت و آرامش همراه نخواهند بود. حمله حزب‌الله و آسیب‌پذیرى کامل تل‌آویو باعث شده است تا بسیارى از یهودیان مهاجر دوباره روى به کشورهاى اولیه خود آورده و زندگى در سرزمینهاى اشغالى را براى همیشه از یاد ببرند.
در این راستا مهاجرت معکوس یهودیان افزایش خواهد یافت و صهیونیستهاى افراطى نیز باید در حیرت ناشى از چنین پدیده‌اى به سر برند.
جبران چند میلیارد دلار خسارت جنگ تا کنون براى صهیونیستها بسیار سنگین است. در این راستا تنها یک راه براى تل‌آویو باقى مى‌ماند: اینکه همانند همیشه از مقامات آمریکایى کمک بگیرند اما...
آمریکاى سال 2006 داراى ویژگیهاى خاصى است. کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه کابینه بوش در سفر ماه مارس اخیر خود به استرالیا و ژاپن از توکیو و کانبرا خواست تا در جهت ادامه اشغال عراق از لحاظ مالى به کمک واشنگتن بشتابند. هزینه‌هاى اشغال عراق و افغانستان به اندازه‌اى است که تحمیل هزینه‌هاى بیشتر بر پیکره دولت بوش و همراهانش را عملا غیرممکن ساخته است.
از طرف دیگر در صورت ادامه جنگ هر روز تلفات بیشترى را در اسرائیل شاهد هستیم و هزینه‌هاى جبران آن خسارتها و تلفات بیشتر خواهد شد. ضمن اینکه در صورت تغییر کابینه در ایالات متحده آمریکا یا رژیم اشغالگر قدس معادلات میان واشنگتن ـ تل‌آویو دچار وضعیتى بحرانى شده. به عبارت دیگرهم اکنون باوجود همسویى نسبى بوش و اولمرت مشکلات عدیده‌اى میان تل‌آویو و واشنگتن که ناشى از جنگ اخیر هستند لاینحل باقى مانده‌اند. حال اگر توان سیاسى موجود در تل‌آویو و واشنگتن نیز برهم بخورد اوضاع سخت و غیرقابل تحملى براى طرفین بوجود خواهد آمد.
پس جبران خسارات جنگ بسیار بحران‌زاست و احتمالا در آینده‌اى نه چندان دور شاهد بروز اختلافات عدیده‌‌اى میان ایالات متحده آمریکا و رژیم اشغالگر قدس خواهیم بود.
3- عیان شدن استراتژى‌هاى صهیونیسم
فضاى جنگ یک فضاى بحرانى است هر کشور یا جریانى که در فضاى بحران جنگى به عنوان کنشگر وجود داشته باشد مجبور است بخشى از استراتژى هاى نهفته خود را آزاد سازد. به عبارت دیگر هر جریانى در نظام بین‌الملل سعى دارد اهداف و هسته اصلى خود را از دیگران مخفى نگاه دارد. اما در شرایط بحرانى بعضا این هسته اصلى عیان مى‌گردد و ابعاد آن بر همگان مکشوف مى‌گردد.
جنگ اسرائیل با لبنان نیز دقیقا چنین حالتى را دارد: در جریان این جنگ تل‌آویو کنشگر بود. اما کنش صهیونیستها در مصاف با مقاومت لبنان ناکام ماند و مقامات صهیونیست مجبور شدند تا جهت جلوگیرى از سنگین‌تر شدن تلفات خود بخشى از استراتژى نهفته خود را آشکار سازند. مسلما آشکارسازى این استراتژیهاى نهفته مى‌تواند براى مقابله‌هاى بعدى سیاسی، فرهنگی، تبلیغاتى و نظامى با صهیونیسم بسیار مفید باشد.
صهیونیسم هسته اولیه خود را در فضایى بحران زده آشکار ساخت. اما حزب‌الله لبنان با خونسردى هسته اصلى خود را از سایر دشمنان مقاومت مستتر نگاه داشت و با بخشى از توان ظاهرى خود به مقابله با تجاوزات رژیم اشغالگر قدس پرداخت.
تجزیه و تحلیل دقیق صهیونیسم امروز مرهون شناخت همین هسته اولیه بوده که در فضاى بحران هویدا شده است. از این رو مرور کامل وقایع جنگ و سخنان مقامات رژیم اشغالگر قدس در طول درگیرى طرفین بسیار لازم مى‌باشد.
هم اکنون مقامات اسرائیلى در برخورد با لبنان به استیصال کامل رسیده‌اند. بسیارى از صهیونیستها به حقیقت شکست ناپذیرى حزب‌الله لبنان پى برده‌اند. اعتراف شیمون پرز نسبت به توان بالاى حزب‌الله مهر تاییدى بر این ادعاست.
هم اکنون اختلافات درون گروهى در میان صهیونیستها به نقطه اوج خود رسیده است و حزب‌‌الله لبنان معادلات موجود در میان احزاب اسرائیلى را دگرگون ساخته است. این دگردیسى در راستاى زوال صهیونیسم در آینده‌اى نه چندان دور صورت گرفته است.
رژیم صهیونیستى در فضاى بحرانى کنونى و در تلاطم امواج سهمگین مقاومت اسلامى به این سو و آن سو پرتاب مى‌شود و مسیر ثابت و معینى براى حرکت ندارد. در بستر کنونى هر نظریه‌اى توان مطرح شدن پیدا مى‌کند. در حال حاضر بسیارى از صهیونیستها نسبت به آینده خود احساس نا‌امنى و درماندگى مى‌‌کنند.
واقعا “تل‌آویو” پس از حماسه‌آفرینى‌هاى اخیر حزب‌‌الله قصد دارد در چه چارچوبى خود را تعریف کند؟
مسلما “تل‌آویو” در آینده‌اى نه چندان دور و با گذشت زمان به سود اسلام‌گرایان خاورمیانه و از جمله حزب‌الله لبنان با موانع بیشترى روبه رو خواهد شد و بقاى آن در خاورمیانه سخت و تقریبا ناممکن خواهد شد.
در چنین برهه‌اى هیچ شخص، جریان یا کشورى نمى‌تواند تل‌آویو را از سقوط نجات دهد. “جرج واکر بوش” خود در آستانه سقوط قرار دارد و دیگر حامیان اسرائیل از جمله آنگلا مرکل و تونى بلر نیز پس از مشاهده واقعیات اخیر توان و جرات مقابله با حزب‌الله را نخواهند داشت.
غوغا در آشیانه صهیونیست‌ها هرلحظه بیشتر مى‌شود. به نظر مى‌رسد احزاب صهیونیستى هم اکنون دیگر تحمل یکدیگر را نداشته و در صدد حذف همدیگر برآمده‌‌اند. روندى که در ماههاى آتى تشدید خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات