تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۸  ، 
کد خبر : ۸۲۵۳۰

روند جنگ سلطه و مقاومت اسلامى


سالها پیش از این دیوید بن گوریون اولین نخست‌وزیر رژیم صهیونیستى در 21 ماه مى سال 1948 یعنى چند روز پس از اشغال فلسطین و اعلام موجودیت غاصبانه رژیم صهیونیستى گفته بود:
لبنان پاشنه آشیل اعراب است. برترى مسلمانان در این کشور چند فرقه اى به آسانى قابل حل است. باید در لبنان یک دولت مسیحى مارونى مستقر شود که مرزهاى جنوبى حکومتش رودخانه لیطانى باشد. ما تنها باا ین دولت قرارداد اتحاد امضا خواهیم کرد، سپس هنگامى که نیروهاى لژیون عرب را درهم شکستیم، اردن را بمباران مى کنیم و کرانه باخترى را زیر پا مى گذاریم و بعد از آن سوریه را ساقط خواهیم کرد و اگر مصر هنوز تا آن زمان جرات و جسارت جنگ با ما را داشته باشد قاهره و اسکندریه را هم بمباران مى‌کنیم و انتقام اجدادمان را از مصر و کلده و آسور مى‌گیریم. از سخنان بن‌گوریون قریب به 60 سال گذشته است. اما رهبران و ایدئولوگ‌هاى صهیونیست همچنان از همان زاویه به لبنان مى‌نگرند و استقلال و حاکمیت ملى این کشور را همچنان قابل تحمل نمى‌دانند. بویژه آن که اکنون در کارنامه لبنان، على‌رغم اهداف و آرزوهاى صهیونیست‌ها، سابقه 2 دهه مبارزه توسط جنبش مقاومت حزب‌الله لبنان ثبت شده است که همچنان فضاحت‌هاى سیاسى ـ نظامى رژیم صهیونیستى را به رخ این رژیم مى‌کشد.
از این روست که پس از خروج مفتضحانه ارتش اسرائیل از لبنان در ماه مى سال 2000 میلادی، زمامداران این رژیم پنهانى وعده کردند تا در اولین زمان ممکن انتقام شکست حیثیتى ـ نظامى خود را از جنبش مقاومت حزب‌الله لبنان بگیرند. در چنین شرایطى با توطئه آمریکا و رژیم صهیونیستى در سال 2004 میلادى قطعنامه 1559 شوراى امنیت علیه لبنان به تصویب رسید که مداخله‌اى آشکار در امور داخلى لبنان محسوب مى‌شود. قطعنامه 1559 با فشار آمریکا و فرانسه به شوراى امنیت تحمیل شد تا گام به گام به سوى هدف یعنى حذف جنبش مقاومت حزب‌الله لبنان از صحنه سیاسى نظامى این کشور پیش رود.
در قطعنامه 1559 سناریوى خروج اجبارى سوریه از لبنان طراحى شد تا پس از جدا نمودن سوریه از لبنان و از میان بردن اتحاد دو کشور، مسیر براى خلع سلاح جنبش حزب‌الله هموار شود. پس از آن نیز در هنگامى که جهان شاهد خروج آخرین سرباز سورى از لبنان بود توطئه بزرگ قتل رفیق حریرى نخست‌وزیر پیشین لبنان رقم خورد تا با ایجاد جنگ داخلى در لبنان و رویارو قرار دادن احزاب و گروهها، به‌زعم اسرائیل، پاشنه اشیل اعراب یعنى لبنان هدف توطئه غرب و اسرائیل قرار گیرد. حال آن که حضور مقتدر و با درایت جنبش مقاومت اسلامى حزب‌الله لبنان در صحنه‌، این بار نیز ترفند غرب و اسرائیل را خنثى نمود و محاسبات آنان را بر هم زد. اما این بار ارتش رژیم صهیونیستى با محاسبه قبلى و تدارکات نظامی، سه هفته پیش در 12 جولاى از زمین، هوا و دریا به لبنان حمله کرد. از همان آغاز جنگ، بمباران نیروگاههاى برق ـ پل‌ها، راههاى ارتباطی، فرودگاهها و زیرساخت‌هاى اقتصادى لبنان نشان داد که جنگ علیه لبنان با اهداف از پیش‌تعیین شده آغاز شده است. دولت اولمرت نیز در ابتدا به مردم اسرائیل وعده کرد که طى چند روز کنترل جنگ را در دست خواهد داشت.
اما شکست ارتش رژیم صهیونیستى در تمامى جبهه‌هاى نبرد زمینى یا هوایى و دریایى در برابر جنبش مقاومت، اردوگاه نظامیان صهیونیست را زودتر از حد انتظار با سردرگمى و نگرانى مواجه ساخت. طى هفته نخست جنگ‌افروزى رژیم صهیونیستى در لبنان، ‌مناطق مسکونى و غیرنظامى لبنان هدف قرار گرفت و صدها زن و کودک به شهادت رسیدند. حال آنکه جنبش مقاومت حزب‌الله با هدف قرار دادن ناوچه جنگى اسرائیل و چندین تانک رکاوا و هلى‌کوپتر جنگى آپاچى و پیروزى در نبرد زمینى، شکست سنگینى را در جنگى غیر کلاسیک به نظامیان رژیم صهیونیستى وارد آورد.
رژیم صهیونیستى براى دومین بار در تاریخ اشغال فلسطین با شکست فضاحت‌بارى مواجه شد که این بار نه تنها واهى بودن اسطوره شکست‌ناپذیرى ارتش رژیم صهیونیستى بلکه سیل مهاجرت معکوس از فلسطین اشغالى را پیش روى مقامات رژیم صهیونیستى قرار داد. رژیم صهیونیستى سالها با تبلیغ در خصوص برترى نظامى در منطقه، تمامى کشورهاى منطقه را به چالش مى‌خواند. در حالى که اکنون ماشین جنگى رژیم صهیونیست، در برابر گروهى شبه‌نظامى به چنان استیصالى کشیده شده است که علیرغم تمامى حمایت‌هاى سیاسى و نظامى آمریکا، تنها قادر به بمباران خانه‌هاى مردم لبنان با بمب‌هاى ممنوعه فسفری، ناپالم و خوشه‌ای، است. آمریکا نیز با وجود چندین وتوى پیاپى در حمایت از اسرائیل در شوراى امنیت و به‌جا گذاشتن رکودى جدید در تاریخ سازمان ملل، نتوانست کارى از پیش ببرد.
کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا در سفر به منطقه خاورمیانه، حامل این پیام بود که کاخ سفید با پشتیبانى لجستیکى و ارسال ادوات نظامى فوق مدرن براى اسرائیل و کنترل صحنه بین‌الملل به نفع این رژیم و جلوگیرى از محکوم شدن اسرائیل در سازمان ملل، بر آن است تا اوضاع را به نفع اسرائیل آرام سازد. هر چند که اصرار کاخ سفید بر ادامه جنگ اسرائیل علیه لبنان و مخالفت با طرح‌هاى آتش‌بس جامعه بین‌الملل، اکنون جنگ لبنان رابراى صهیونیست‌ها به کابوسى هراس‌آور تبدیل کرده است. سایه شکست در این جنگ بى‌تردید پیروزى ارتش اسرائیل در جنگ 6 روزه ژوئن سال 1967 بر ارتش‌هاى عربى را نه تنها زیر سوال برده بلکه اکنون با موضع‌گیریهاى منفعل جهان عرب، واقعیت‌هاى پنهان نیز آشکار شده است. جنگ اسرائیل علیه لبنان براى اولین‌بار زنگ خطر پرطنینى را در اسرائیل به صدا درآورده است.
به گونه‌اى که تحلیلگران، سیاستمداران و حتى نظامیان رژیم صهیونیستى را به دلیل حماقت آشکار دولت ایهود اولمرت در تن دادن به جنگ‌افروزى در لبنان، به اعتراض واداشته است. تحلیلگران روزنامه هارتص، دولت اولمرت را احمق خطاب کرده‌اند و ادامه جنگ اسرائیل را علیه لبنان به منزله دار زدن اسرائیل با طناب آمریکا ارزیابى کرده‌اند. بى‌تردید جنگ لبنان حامل این پیام براى صهیونیست‌ها و حامیان آنان است که عصر نظامى‌گرى رژیم صهیونیستى علیه جنبش‌هاى مقاومت مردمى در لبنان و فلسطین به سرآمده است.
اسرائیل اکنون هزینه 58 سال اشغال فلسطین را مستقیما در صحنه مواجهه با مردم لبنان و فلسطین مى‌پردازد. ریشه بحران در خاورمیانه، اشغال اراضى عربى است و اکنون ملتهاى لبنان و فلسطین پس از چند دهه بى‌عملى سازمان ملل، خود به صحنه رویارویى مستقیم با اشغالگران آمده‌اند تا حقوق غصب شده‌شان را اعاده کنند.
قرن بیستم با انقلاب‌هاى بزرگ و حماسه‌آفرینى‌هاى مردمى در اراضى اشغالى لبنان و فلسطین به پایان رسید و آغاز قرن بیست‌ویکم با نوید آزادى‌خواهى و انقلاب‌هاى مردمى در جهان؛ زمان و فرصت زورآزمایى با نظام سلطه را پیش رو قرار داده است، هر چند که آمریکا چشم بسته همچنان در رویاى تحقق طرح خاورمیانه بزرگ است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات