سینا اطهری
بدون تردید اجرایی شدن طرح پیشنهادی تحریم نفتی مصرفکنندگان از سوی ایران، بازار را از نظر بهای نفت دچار «شوک» خواهد کرد.
برخی کارشناسان، قطع نفت به روی بازارهای بین المللی را راهکاری عملی و بازدارنده ایران در قبال حمایت از فناوری صلح آمیز هسته ای کشور می دانند. رسانه های غربی نیز در این خصوص اعلام کردند حتی یک قطع موقت تولید نفت از سوی ایران می تواند یک فشار روانی بسیار عظیم بر بازار جهانی ایجاد کند.
ایران در حال حاضر 4 درصد نفت موردنیاز چین، 7 درصد نفت فرانسه، 9 درصد نفت کره، 10 درصد نفت ژاپن، 11 درصد نفت ایتالیا، 14 درصد نفت بلژیک، 22 درصد نفت ترکیه و 24 درصد نفت یونان را تأمین میکند.
اما در خبرها این نکته نیز آمده بود که ذخایر ارزی ایران پنجاه میلیارد دلار اعلام شد. بانک جهانی اعلام کرد ایران با داشتن 13 درصد ذخایر ارزی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در پایان سال 2005 بعنوان سومین کشور منطقه از نظر ذخایر ارزی شناخته شده است.
برخی رسانه ها و کارشناسان درهمین باره گفتند که بنابراین در صورت اعمال قطع شیرهای نفتی ایران به روی بازار، تهران می تواند از ذخایر ارزی خود به طور مطلوب استفاده کند.
ایران در منطقه ای سوق الجیشی و استراتژیکی قرار دارد و خاورمیانه نیز در حال حاضر به منطقه ای ویژه تبدیل شده است، به طوری که قیمت جهانی نفت در 14 ژوئیه گذشته به خاطر آغاز جنگ اسرائیل علیه لبنان به بشکهای 78 دلار و 40 سنت رسید!
در همین باره احتمال ایجاد اختلال در بازار جهانی نفت در آینده نزدیک، مجدداً شدت گرفته است و بسیاری، از نفت بشکهای بالای 100 دلار سخن میرانند.
مرکز خبری اقتصادی بلومبرگ هم دراین باره اعلام کرد این مسئله را نباید فراموش کرد که ایران همیشه می تواند برای کاهش تأثیر تولید نفت، از ذخایر راهبردی استفاده کند.
اعضای گروه کنترل ریسک در لندن نیز گفتند که توقف صادارت نفت ایران به روی بازار هرچند برای مدت زمان محدود (حدود یک هفته) به عنوان تهدیدی جدی تلقی میشود.
ایران و توان توقف در تولید نفت
هماکنون بسیاری از کارشناسان معتقدند ایران در قبال تحریم های اقتصادی آمریکا از سال 1359 تاکنون گام های مؤثری به سود خودباوری، توسعه بومی و مستقل اقتصادی و گسترش مناسبات منطقی با کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی برداشته است.
در همین حال برخی از کارشناسان مسائل خاورمیانه همچون «کنت کاتزمن» که از کارشناسان خدمات تحقیقاتی دو حزبی کنگره آمریکا در واشنگتن است معتقد هستند: ایران می تواند با تهدید یا هدف قرار دادن تانکرهای حامل نفت در تنگه هرمز، بحران نفتی ایجاد کند.
این کارشناس خاورمیانه اشاره کرده است که روزانه حدود 17 میلیون بشکه نفت (یک پنجم مصرف روزانه جهانی) از تنگه هرمز عبور میکند.
در شرایط کنونی نیز بسیاری از محافل خبری و صاحب نظران بین المللی و حتی کارشناسان و شرکت های مختلف آمریکا نیز به این نکته اعتراف می کنند که اعمال تحریم اقتصادی برضد جمهوری اسلامی ایران نه تنها آثار دلخواه آمریکا را در پی نداشته بلکه موجب مستحکم تر شدن پایه های استقلال و خوداتکایی این کشور شده و ایران را به قدرت نفتی تبدیل کرده است.
این موضوع البته هم اکنون نیز مورد توجه محافل سیاسی و خبری منطقه و جهان قرار گرفته است.
در همین باره معاون مدیرکل بازرگانی و اقتصادی وزارت امورخارجه آمریکا هفته گذشته گفت: ایران با توجه به منابع طبیعی سرشار آن، به لحاظ ذخایر نفت در جهان در مقام سوم و اندوخته های گاز در مقام دوم، قرار دارد.
پاول سایمنز، همچنین اعلام کرد: ایران می تواند از این قابلیت ها و ذخایر ارزی برای منافع خود به خوبی استفاده کند.
روزنامه تایمز نیز نوشت: ایران اکنون در حال بحث داخلی درباره قطع صادرات نفت در صورت تهدید آن کشور چه به عنوان نتیجه جنگ لبنان یا در نتیجه بحث هسته ای است و تاکنون نیز پیام های متناقضی در این باره فرستاده است.
اما براساس گزارش چند روز پیش موسسه تحقیقاتی کمبریج، هر 5 دلار افزایش بهای نفت در بازارهای جهانی به معنای 85 میلیون دلار درآمد اضافی هفتگی برای ایران است که این امر باعث تقویت توان مالی ایران شده است.
این مؤسسه همچنین تصریح کرد با ادامه درگیری ها در خاورمیانه، دولت بوش با یک تاثیر جانبی آن یعنی افزایش قیمت نفت مواجه می شود که مطمئنا در بیکاری و کاهش صادرات آمریکا تاثیر منفی خواهد گذاشت.
نیکلاس برنز معاون وزیر امورخارجه آمریکا نیز با اذعان به اینکه ایران قدرت نفتی بوده و این موضوع یک واقعیت است، گفت: اجازه نخواهیم داد که قدرت نفتی ایران به ابزاری علیه آمریکا تبدیل شود.
اما جالب اینکه روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نیز اعلام کرد با افزایش قیمت نفت که اکنون به بشکه ای 76 دلار رسیده، ابزارهای ایران علیه غرب تقویت شده است.
نیویورک تایمز همچنین نوشت: حتی یک قطع موقت تولید نفت از سوی ایران می تواند یک فشار روانی بسیار عظیم بر بازار جهانی ایجاد کند.
این روزنامه نوشت: هر چند دولت آمریکا می خواهد با ایران مقابله کند، به اسراییل زمان بیشتری برای شکست دادن حزب الله بدهد و در عراق ثبات ایجاد کند اما قیمت فزاینده نفت، قدرت مانور این کشور در خارج را محدود کرده و مصرف کنندگان آمریکایی را نیز دچار خشم کرده است!
این موضع گیری رسانه های آمریکایی در حالی اتخاذ می شود که قیمت نفت در بازارهای جهانی هم اکنون از مرز 76 دلار و 40 سنت در هر بشکه فراتر رفته است.
نماینده ایران در هیئت عامل اوپک هم در این باره گفت: اوپک قرار نیست کاری برای بازار انجام دهد و تصمیم برای افزایش تولید نفت ندارد.
حسین کاظم پوراردبیلی این نکته را پس از ملاقات وزیر نفت ایران با رئیس اوپک که به تهران سفر کرده بود، گفت.
مصرفکنندگان سیاسیکار!
محدودیت در عرضه و قیمت نفت از جمله معدود شاخص هایی است که بیشترین آسیب پذیری را در مقابل تحولات سیاسی و نظامی جهان دارد. در واقع هرگونه تحرک سیاسی و نظامی مثبت یا منفی در سطح جهان، می تواند افت و خیز عرضه و قیمت نفت را در پی داشته باشد.
جنگ میان اعراب و اسرائیل در 3 دهه قبل، وقوع انقلاب اسلامی در ایران، حمله نظامی آمریکا به عراق و ماجراجویی های آمریکا و اسرائیل در منطقه نفت خیز خاورمیانه از جمله مهمترین رخدادهایی هستند که در دهه های گذشته و هم اکنون موجب افزایش بهای نفت شده اند.در همین حال رشد شتابان صنعتی جهان طی دهه های اخیر و چشم انداز آن طی دهه های آتی، نیاز کشورهای مختلف جهان را به حامل های مختلف انرژی افزایش داده است.
بطوری که طبق پیش بینی های انجام شده، مصرف انرژی تا سال 2020 حدود 60 درصد افزایش خواهد یافت. در این میان تقاضای نفت به عنوان یکی از پرمصرف ترین انرژی ها در 2 دهه آینده به میزان بیش از 2 برابر افزایش خواهد یافت.
کشورهای پیشرفته و صنعتی برای تامین انرژی های مورد نیاز خود چشم به کشورهای تولیدکننده انرژی و بویژه کشورهای صادرکننده نفت دوختهاند.
کشورهای عرضه کننده حامل های مختلف انرژی و از جمله نفت خام نیز برای ایجاد ثبات و امنیت لازم در روند عرضه نیازمند ضمانت هایی برای ثبات بلندمدت قیمت نفت و سایر حامل های انرژی هستند.
در این بین آنچه می تواند زمینه را برای تامین خواسته های دو طرف مهیا سازد همکاری و تعامل نزدیکتر کشورهای تولیدکننده و مصرف کننده نفت است. حال آنکه کشورهای مصرف کننده طی دهه های اخیر کوشیده اند تا با اقداماتی نظیر تشکیل آژانس بین المللی انرژی، معادلات بازار جهانی انرژی را به نفع خود تغییر دهند.
سلاح برنده و کارا
کشورهای اسلامی نیز می توانند از ابزار نفتی خود برای صیانت از کشورهای خود در مقابل اسرائیل و آمریکا استفاده کنند. محافل خبری تحریم های نفتی 1973 را علیه حامیان اسرائیل، ابزاری موثر می خوانند.واقعیت این است که تحریم های نفتی که در سال 1973 بر ضد حامیان رژیم صهیونیستی برقرار گردید اگرچه در فضا و شرایطی متفاوت انجام گرفت اما جهانیان را از اهمیت نفت به عنوان یک سلاح برنده و کارا به منظور اعمال تأثیر سیاسی و جلوگیری از انجام سیاست های یک جانبه و زورمدارانه قدرت های بزرگ و مدافع رژیم متجاوز صهیونیستی مطلع ساخت.
اگرچه کشورهای عرب صادرکننده نفت به دلایل متعدد علنی و غیرعلنی، تاکنون نخواسته اند از حربه نفت به منزله ابزاری بازدارنده در قبال تجاوزات و تهدیدات رو به افزایش رژیم صهیونیستی و آمریکا استفاده کنند اما ادامه وضعیت کنونی و اجتناب از گسترش موج کشتار و قتل عام مردم بی گناه در اراضی اشغالی فلسطین و خاک لبنان از یکسو و تحریکات رو به افزایش رژیم اسرائیل و حمایت بی چون و چرای حامیان این رژیم از سوی دیگر، ضرورت در دستور کار قرار دادن استفاده از ابزار تحریم نفت به عنوان عاملی بازدارنده در معادلات کنونی منطقه را بیش از پیش نشان می دهد. ضمن آن که وقوف حامیان رژیم صهیونیستی به ویژه آمریکا نسبت به اهمیت نفت به منزله یک حربه موثر، خود به اندازه کافی از ظرفیت لازم برای واداشتن حامیان رژیم صهیونیستی برای پایان دادن به بحران در منطقه و تنبیه جهانی اسرائیل برخوردار است.
بدون تردید جهان اسلام ابزارهای اقتصادی کافی برای استفاده آنها علیه اسرائیل در چنته دارد و این به کشورهای اسلامی بستگی دارد که از کدام ابزار استفاده کنند.
تحریمهای بیاثر و ششلولبندهای کمعقل
شورای امنیت هفته پیش با تصویب قطعنامه ضدایرانی 1696 از ایران خواست تا (سی و یکم اوت) 9 شهریور، فعالیت های هسته ای خود را به تعلیق درآورد. مبنای این قطعنامه پیشنهاد آمریکا، فرانسه و انگلیس است.
از سوی دیگر جان بولتون سفیر آمریکا در سازمان ملل که رژیم صهیونیستی او را ششمین دیپلمات خود در این سازمان می داند گفت: ایران اگر به این قطعنامه پاسخ مثبت ندهد آن را تحریم میکنیم!
آمریکا در دهه های اخیر به سیاست غیرعقلایی اعمال تحریم اقتصادی بر ضد کشورمان، اصراری بی فایده داشته است. به طوری که در دهه هفتاد گذشته بیش از 120 بار از تحریم علیه کشورها استفاده کرده که نتیجه ای نداشته است. این حربه سیاسی نه تنها بر ضد کشورهای مخالف سیاست های توسعه طلبانه دولت آمریکا نظیر جمهوری اسلامی ایران به کار برده می شود بلکه کشورهای ثالثی را که از تحریم های آمریکا علیه این گونه کشورها حمایت نمی کنند هدف گرفته است.
بررسی ها نشان می دهد اغلب این تحریم ها نه تنها کارساز و موثر نبوده اند بلکه علاوه بر از بین بردن وجهه آمریکا در جهان موجب تحمیل هزینه های گزافی بر اقتصاد این کشور شده است.
براساس تحلیلی که از نتایج 115 مورد تحریم آمریکا به وسیله انستیتو اقتصاد بین المللی انجام شده، اقتصاد آمریکا در قبال اعمال این تحریم ها، زیان های شدیدی دیده است به طوری که فقط در سال 1995 میلادی، تحریم ها علیه 26 کشور جهان موجب زیانی بین 35 تا 40 میلیارد دلار در صادرات آمریکا و از دست رفتن 750 هزار فرصت شغلی در آمریکا شده است.
شواهد موجود نشان می دهد آمریکا و کشورهای اروپایی به همراه چین و روسیه به هیچ وجه نمی توانند درباره اعمال تحریم علیه ایران به اشتراک نظر برسند زیرا قادر نخواهند بود آثار بدخیم ناشی از اجرای طرح ها و ابزارهای بازدارنده اقتصادی و سیاسی ایران را تحمل کنند.
بدون تردید ایران در برابر اعمال هر نوع تحریم تجاری دست بالا را دارد چرا که بر روی 11 درصد از کل ذخایر قطعی نفت جهان تسلط دارد و چهارمین تولیدکننده بزرگ نفت دنیا محسوب می شود و پس از عربستان سعودی دومین عضو بانفوذ سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) می باشد.از همین رو اعمال هرگونه تحریم اقتصادی و تجاری اولین اثر خود را در بخش انرژی (و نفت) نشان خواهد داد.ایران درحال حاضر روزانه 9/3 میلیون بشکه نفت تولید و 4/2 میلیون بشکه صادر می کند که در صورت تحریم و استفاده ایران از نفت به عنوان حربه و اهرم فشار، این امر برای اقتصاد جهانی خطرآفرین خواهد بود.
گفته می شود علاوه بر اهرم ایران ـ در کنار کشیدن صادرات نفت خود از بازارهای جهانی ـ عامل فشار مهمتر ایران تسلط بر مهمترین مسیر (آبی) تنگه نفتی جهان یعنی تنگه هرمز می باشد. براساس آمارهای منتشر شده از سوی نشریه میدل ایست مانیتور روزانه 17 میلیون بشکه نفت صادراتی کشورهای حوزه خلیج فارس به منظور رسیدن به بازارهای جهانی خصوصا کشورهای اروپایی و آسیایی از تنگه باریک و استراتژیک هرمز میگذرد.
در واقع بیش از یک پنجم نفت مصرفی در سطح جهان برای رسیدن به مقصدهای خود نیازمند عبور از تنگه استراتژیک هرمز است که این امر بر اهمیت موقعیت استراتژیک ایران در منطقه از یک سو و در بازارهای جهانی انرژی از دیگر سو می افزاید.
بنابراین ایران در صورت احساس خصومت جامعه جهانی با خود به راحتی می تواند مقابله به مثال کند و علاوه بر بستن شیرهای نفت خود، تنگه هرمز را نیز بر روی کشتی های نفتکش ببندد، چه بازارهای جهانی نفت حتی اگر بتواند 4/2 میلیون بشکه نفت صادرات ایران را جبران کند، از نفت محبوس در هرمز نخواهد توانست چشم بپوشد.
لذا خود این امر می تواند بر بازار انرژی تأثیر زیادی داشته باشد و قیمت ها را به طور چشمگیری ـ حتی تا مرز 110 دلار در هر بشکه ـ افزایش دهد.
افزایش قیمت نفت نیز می تواند به طور غیرمستقیم بر بازارهای مالی بین المللی ـ از جمله بازارهای بورس دنیا ـ تاثیر زیادی داشته باشد.