تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۸  ، 
کد خبر : ۸۲۵۴۸

خیلى زود است


گری سیک/مشاور امنیت ملى جیمى کارتر رئیس‌جمهور اسبق آمریکا و مدیر موسسه مطالعات خاورمیانه
ترجمه: آزاده افتخاری

با این تصور شروع مى کنم که اظهارات رایس سند مصالحه اى بوده که براى هفته ها و شاید هم ماه ها میان گروه هاى ستیزه جو در واشینگتن درگیرى ایجاد کرده است. اینگونه به نظر مى رسد که یکى از گروه ها با حضور اشخاصى نظیر کاندولیزا رایس و نیک برنز در محل وزارت امور خارجه آمریکا مستقر شده است و گروه دیگر به رهبرى دیک چنى ـ معاون بوش ـ خارج از کنترل کادر ضد سیاست وى در کاخ سفید عمل مى کند، که به نوبه خود پدیده اى تازه و خارق العاده در تاریخ سیاست خارجى آمریکا به شمار مى آید. البته با وجود توانایى رایس و همفکرانش براى دستیابى به یک پیروزى تاکتیکى با هدف پیشنهاد ارتباط دیپلماتیک با ایران، به نظر نمى رسد که هیچ یک از دو جناح برنده مطلق میدان باشند.
یادآورى این نکته حائز اهمیت است که کلمه به کلمه اظهارات اخیر رایس به دقت سنجیده شده و براى مدت ها موضوعى براى بحث و جدل مخالفت ها بوده است. بنابراین با بررسى دقیق آن مى توان نکات قابل توجهى را استنباط کرد. به طور کلى نیمه نخست این سند مصالحه به اعلام مجدد مخالفت آمریکا با برنامه هاى هسته اى ایران اختصاص دارد. این بخش با هدف راضى کردن و تسلى دادن به گروه چنى و بدین منظور مطرح شده است که بوش و رایس در مقابل ایران نااستوار و مستاصل نیستند. در همین حال بارها و بارها کلمه «دیپلماسى» مورد تاکید قرار گرفته است و به گمان من این نشانه اى از تامل بوش و رایس بر پیامد هاى اسفبار حمله نظامى و به دنبال آن از دست رفتن وجهه بین‌المللى است. با این حال آنها شهامت حذف این گزینه را به عنوان یک تاکتیک مذاکره اى یا ضرورتى براى جلوگیرى از خونریزى بیشتر ندارند.
این مقدمه همچنین بر رویکرد هاى چند جانبه به خصوص رویکرد آمریکا با متحدان اروپایى اش و جامعه بین المللى تاکید دارد و نشان دهنده ضعف نیروهاى چنى به دنبال عملکرد یک جانبه در مورد عراق و تحولات پس از آن است. آنها باید حداقل براى جلب حمایت بین المللى تلاش کنند، هرچند که در قلب خود به آن اعتقادى نداشته باشند. به عقیده ما که در قالب تحلیل ها، گروه هاى مطالعاتى و نشست ها پیشنهاد ارتباط ایران و آمریکا را دنبال مى کنیم، لحن بیانیه جدید افراط گرایى سابق را ندارد. اینجا بحثى از محور شرارت، کشورهاى خطرناک، رژیم قانون شکن یا کانون حمایت از تروریسم که یکى از شاخصه هاى اظهارات پیشین آمریکایى ها در مورد ایران به شمار مى آمد، به میان نیامده است. به خاطر داشته باشید که در این متن این کلمات تنها از قلم نیفتاده اند بلکه مورد مخالفت قرار گرفته یا حذف شده اند. (شاید از دید ناظران دیگر درک تحقق این روند دشوار باشد.) در نیمه دوم و پایانى این سند مصالحه، رایس بر حق مردم ایران براى دستیابى به انرژى صلح آمیز هسته اى تاکید کرده است.
هرچند این تاکید به لحاظ تکنیکى سخن تازه اى نیست اما به شکل بسیار موثرى حد و مرز بحث را مشخص مى کند. اکنون بحث جلوگیرى از دسترسى ایران به تکنولوژى هسته اى (هدفى که تا چندى پیش آن را دنبال مى کردیم) یا حتى تاسیسات هسته‌اى و در مراحل نهایى غنى سازى ـ که همگى خط قرمز هاى آمریکا بودند ـ مطرح نیست، بلکه موضع آمریکا به صورت کاملاً شفاف (در کنفرانسى خبرى که پس از اظهارات رایس برگزار شد) مشخص شده است: «اجماع قدرتمند بین المللى تولید سلاح هسته اى در ایران را نمى پذیرد و در صورت تمایل ایرانیان براى در اختیار داشتن برنامه صلح آمیز هسته اى، این برنامه ها باید از نوعى باشد که جامعه بین المللى از صلح جویانه بودن آن اطمینان حاصل کند و برنامه هاى صلح آمیز پوششى براى دنبال کردن اهداف تسلیحاتى نباشد. ما در این مورد توافق کامل داریم.» این روند در مجموع حساس است و در عین حال موقعیتى است که آمریکا به کندى و به عقیده من خیلى دیر آن را برمى گزیند.
این روند ـ حتى به صورت تصادفى ـ فضا را براى نتیجه اى که به دنبال آن انجام سطوحى از غنى سازى (تحت نظارت آژانس بین المللى انرژى اتمى) براى ایران محفوظ مى ماند، باز مى گذارد. اما این رویکردى است که به تدریج و در روند مذاکرات حاصل مى شود. سپس به نقطه کلیدى مى رسیم: «... براى تاکید بر تعهدمان نسبت به راهکار دیپلماتیک و افزایش شانس موفقیت، اعلام مى کنیم پس از توقف کامل عملیات غنى سازى و فرآورى مجدد در ایران، ایالات متحده همراه با سه کشور اروپایى ـ انگلیس، فرانسه، آلمان ـ با نمایندگان ایرانى ملاقات مى کند.» از قضاى روزگار جان بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل و یکى از تندروترین مقامات دولت بوش در مورد ایران که بارها از موضع مخالف کشورش براى مذاکره با ایران سخن گفته بود، مامور شد تا محمدجواد ظریف همتاى ایرانى خود در سازمان ملل را در جریان تصمیم گیرى جدید قرار دهد.
پس از اعلام تمایل آمریکا براى مذاکره بار دیگر اعتقادات محافظه کاران و جزم اندیشى بر محتواى متن غلبه مى کند: «بوش مى خواهد روابط جدید و مثبتى میان مردم آمریکا و مردم ایران برقرار شود. این رابطه بین مردم دو کشور است و نه دولت هاى آنها.» در این میان حتى اشاره اى کوچک به احتمال مذاکره هسته اى میان ایران و آمریکا نشده است، بلکه حمایت آمریکا از آزادى و حقوق بشر در ایران مورد تاکید قرار گرفته و به این ترتیب کلام آخر باز هم در انحصار تندروهاى آمریکایى است. به بیان دیگر دلیل وحشت رایس از ایده اى که احتمالاً به آغاز «تفاهم بزرگ» با ایران منجر مى شود این است که این ایده حکم تکفیرى براى تعصب و جزمیت چنى نومحافظه کار به شمار مى آید.
چه باید کرد
اول از همه باید گفت تمایل آمریکا براى پیوستن به روند مذاکرات تغییرى شگرف در سیاست واشینگتن به شمار مى آید که پس از مدت ها درگیرى محقق شده است. دوم آنکه این یک مصالحه است که در اثر نارضایتى از پیمودن تمام راه ها حاصل شده و در مقایسه با برخى اقدامات تا حدودى مطلوب به نظر مى رسد و سوم آنکه نتیجه مشخص نیست. تنها در صورتى که مسئولان ایرانى طرح مصالحه اى را به سود منافع ملى و اهداف ایران ارزیابى کنند امکان پاسخ دهى مثبت وجود دارد و در این صورت جناح هاى آمریکایى براى عمل به تعهدات خود دچار درگیرى مى شوند. این سرآغاز روند کارآمدى است که مى تواند به حل اختلافات گسترده میان دو کشور منجر شود. رایس مى گوید این نتیجه قابل پیش بینى نیست و جمهوریخواهان نومحافظه کار نیز بر این عقیده اند که احتمال موافقت ایران وجود دارد و در این صورت باید روند واقعى مذاکرات را آغاز کرد که بدون تردید گسترده تر از موضوع هسته اى خواهد بود و به جاى انقلاب به تکامل و رشد در ایران مى انجامد.
اما در صورتى که ایران بر دنبال کردن مواضع خود پافشارى کند، امکان مانور بیشتر براى تندروهاى واشینگتن فراهم مى شود و به دنبال آن فرصت دیگرى براى حل موضوعات مورد اختلاف میان دو کشور که بیش از ربع قرن به طول انجامیده است، از بین مى رود. از سوى دیگر به زمانى نزدیک مى شویم که ایران وارد تجارت سلاح هسته اى مى شود. اگر ده سال قبل تصمیم مى گرفتیم که هدف آمریکا جلوگیرى از دستیابى ایران به سلاح هسته اى است و با حضور در پاى میز مذاکره درخواست قابل قبولى ارائه مى کردیم، شاید ایران هم اکنون توانایى غنى سازى را دراختیار نداشت. اما دولت هاى آمریکایى همواره گمان مى کردند که با فشار و نادیده گرفتن تمایلات هسته اى ایران مى توانند از پیشرفت هسته اى این کشور جلوگیرى کنند. اکنون ایرانیان حداقل به توانایى مقدماتى غنى‌سازى دست یافته اند و تصور توقف کلى این فعالیت ها خیال باطلى است.
این در حالى است که طى سال ها دو طرف از ساختارهایى که بالقوه براى آنها سودمند بوده است فاصله گرفته اند و اکنون که به عقب نگاه مى کنیم متوجه مى شویم بهاى یک تفاهم جدید بسیار بیشتر از تفاهم هایى است که در گذشته با آن مخالفت مى کردیم. به هر حال اکنون خیلى زود است که بگوییم کدام یک از جناح ها در تهران یا واشینگتن، در نهایت بر دیگرى غلبه خواهند کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات