یوسف محسنزاده
انقلابهاى مخملى البته از واژههاى جدیدى است که در ادبیات سیاسى جهان ظاهر شده و بیانگر تغییر و تحولات کودتاگرانه سیاسى در برخى از کشورها مىباشد. شاید بتوان گفت انقلابهاى مخملى صرفاً براساس عملیات تبلیغى متمرکز و وسیع و بدون پرداخت هزینههاى اضافى رخ مىدهند و هدف اصلى آن روى کار آوردن تیم جدید و همفکر براى اداره کشور از طریق لجنمال کردن دولتهاى مردمى بوسیله راه انداختن تبلیغات گسترده، هدفمند و سامان یافته مىباشد. چنانکه همین روش در اوکراین و سپس در گرجستان رخ داد و قرار بود در لبنان نیز راهاندازى شود که حضور هوشمندانه و میلیونى مردم به رهبرى حزبالله در خیابانها، موجب شد طراحان این حرکت بکلى ناکام شوند و همان وقت، متأسفانه برخى از مطبوعات وطنى، نتوانستند اشتیاق خود را از وقوع اینچنین حرکتهاى کودتاگرانه پنهان کنند. پیداست براى وقوع و موفقیت این حرکت، لازم است بسترسازى مناسب قبلى در درون هر جامعهاى صورت گیرد.؟
در اوکراین سازمانهاى غیردولتى NGO وابسته به محافل آمریکایى عمدهترین تلاش را در این زمینه بعمل آوردند و در گرجستان نیز به همین منوال عمل شد و در لبنان نیز، تظاهراتى تحت عنوان حفظ آزادىها و استقلال و خروج از سلطه سیاسى سوریه انجام گرفت که هدف اصلى آن، بىاعتبار ساختن مقاومت ضد صهیونیستى بود. بجز اینها، باید به تلاشهاى متمرکز و هدفدار خارجیان براى استفاده از عناصر و عوامل مرعوب در همان کشورها اشاره کرد که موجب شد طیفى از محافل سیاسى آن کشورها دربست در خدمت نقشههاى خارجیان قرار گیرند. با این حال محافل خارجى دریافتند نسخه انقلاب مخملى قابلیت آنرا ندارد که براى همه کشورها، بنحوى یکسان پیچیده شود.
لذا از «براندازى نرم» براى ایجاد تغییرات بنیادین در بسترهاى اصلى جامعه و تضمین شکاف میان مردم و دولت و گسترش نارضایتى و افزایش میزان حضور مبادى اطلاعرسانى مخالف و تقویت ناراضیان و حمایت از سازمانهاى غیردولتى و بویژه نفوذ میان دانشجویان و زنان و کارگران به بهانه آزادى و حفظ حقوق بشر و دموکراسى و عناوین پر طمطراق دیگرى که خود آنها در نقض و زیر پاگذاشتن این مفاهیم، گام سبقت را از دیگران ربودند، استفاده کردند.
در این زمینه باید به ترفند دیگر همین محافل رسانهاى و طراحان شیوه «براندازى نرم» اشاره شود و اما اینکه وقتى بخشى از تلاشهاى آنان افشا شود، سعى مىکنند از طریق بزرگنمایى و خلق عناوین و صفات مبالغهآمیز در مورد افراد وابسته به جریان خود، آنان را افرادى منزه و داراى اعتبار علمى و دانشگاهى و... جلوه دهند و این در حالى است که چنین افرادى، مزدوران و سربازانى در حوزه عملى و فرمان دستگاههاى اجراکننده این روشهاى براندازانه بیش نیستند. چنانکه به این مسأله باور داشته باشیم که واشنگتن بطور جدى و هدفمند مىکوشد پایههاى انقلاب اسلامى را متزلزل و شکننده نماید ـ که باور داریم ـ باید دید مصادیق انجام حرکتهاى کودتاگرانه و نفوذى و براندازانه آمریکا در جامعه کدامند؟ این پرسش نه براساس ذهنیت خودساخته که براساس همان باور مطرح مىشود.