سوابق میردامادی:
1- عضو دانشجویان پیرو خط امام
2- مسئول روابط بین الملل سپاه پاسداران
3- استاندار خوزستان در دهه 60
4- معاون مرکز مطالعات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری در اوایل دهه 70
5- رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم
6- مدیرمسئول روزنامه نوروز
گروه سیاسی ـ محمدجواد روح: یکی را نشستند و کف زدند و بدرقه کردند و آن دیگر را ایستادند و کف زنان به استقبال آمدند. «محسن میردامادی» بدین ترتیب جایگزین «محمدرضا خاتمی» شد. او دومین دبیرکل جبهه مشارکت طی عمر هشت ساله این حزب است. میردامادی 51ساله در جریان انتخابات داخلی جبهه مشارکت برای گزینش دبیرکل جدید با 156رای از 186رای حاضران در کنگره از دوست قدیمی خود «محمد نعیمی پور» پیشی گرفت. رقابتی که البته بیش از آنچه پیش بینی می شد، دوستانه بود. چنان که خود نعیمی پور هم با لبخند همیشگی خود به نظاره این رقابت نشست همچنان که دو سال قبل «علی شکوری راد» با «سیدمحمدرضا خاتمی» رقابت کرده بود و تنها یکی دو برگ بیش از انگشتان یک دست به نامش در صندوق ها ریخته شد. اما فضای حاکم بر مجتمع فرهنگی امیرالمومنین محل برگزاری کنگره نهم جبهه مشارکت به هیچ وجه با فضای کنگره هفتم در اردوگاه شهید باهنر قابل مقایسه نبود.
آن سال، تنها دقایقی این تردید پیش آمد که شورای مرکزی نتواند رضا خاتمی را برای پذیرش سمت دبیرکلی برای یک دوره دیگر قانع سازد اما تردید پنجشنبه شب طولانی بود و می توان گفت که نه تنها در این روز که حداقل در چند ماه گذشته در میان اعضا و هواداران جبهه مشارکت و نیز ناظران سیاسی وجود داشته است تردیدی توام با گمانه زنی درباره گزینه های دبیرکلی. تردیدهای پنجشنبه شب اما زمانی به اوج رسید که شورای مرکزی جدید انتخاب شد. طبق این انتخابات محمدرضا خاتمی، عبدالله رمضان زاده، سعید حجاریان، محسن میردامادی، سیدمصطفی تاج زاده، الهه کولایی، محسن صفایی فراهانی، حمیدرضا جلایی پور، هادی خانیکی، جلال جلالی زاده، محمد نعیمی پور، سیدصفدر حسینی، محمود حجتی، احمد شیرزاد، کریم ارغنده پور، حسین کاشفی، سعید شریعتی، فاطمه راکعی، علی اصغر خدایاری، داوود سلیمانی، سعید شیرکوند، هادی قابل، فخرالسادات محتشمی پور، عباس کوشا، ناصر خالقی، محمدعلی سعدایی، شمس الدین وهابی، محمد کیانوش راد، علی شکوری راد و اروجعلی محمدی به عنوان اعضای اصلی و زهره آقاجری، فریده ماشینی، جعفر کامبوزیا، محمدحسین شریف زادگان و حسین نصیری به عنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند.
اعضایی که بلافاصله پس از انتخاب، جلسه ای را پشت درهای بسته در گوشه حیاط مجتمع امیرالمومنین و در کنار حوض آب نمای آن برگزار کردند تا پس از بحثی حدود یک ساعت نعیمی پور و میردامادی را به عنوان نامزدهای دبیرکلی معرفی کنند. این درحالی بود که جوانان حق رای دار کنگره پیش از این رمضان زاده را به عنوان گزینه خود برای دبیر کلی معرفی کرده بودند. آرای بالای رمضان زاده در جریان انتخابات شورای مرکزی که برابر با میزان آرای رضا خاتمی بود، این احتمال را که او و میردامادی رقابت نفس گیری را برای دبیر کلی آغاز کنند، افزایش داد. با این حال رمضان زاده نه پیشنهاد جوانان و نه اعضای شورای مرکزی جدید را نپذیرفت. او درباره دلیل این تصمیم به خبرنگار شرق گفت: «دلیلم مسائل شخصی بود. من وقت کافی نداشتم و حزب هم به دبیر کلی تمام وقت نیاز دارد. آقای میردامادی چنین کسی هستند که طی هشت سال گذشته هم بیشترین وقت را برای حزب گذاشته اند.» بنا به اطلاعاتی که خبرنگار شرق کسب کرد، در جلسه شورای مرکزی جدید غیر از رمضان زاده از افرادی چون الهه کولایی، صفدر حسینی، صفایی فراهانی و مصطفی تاج زاده هم برای نامزدی دبیر کل درخواست شده بود اما در نهایت، میردامادی به عنوان گزینه اصلی شورای مرکزی داوطلب شد و نعیمی پور هم در کنار او قرار گرفت.
دو رفیق قدیمی
اما این نخستین بار نیست که نعیمی پور و میردامادی کنار هم قرار می گیرند. آنها از حلقه دانشجویان خط امام هستند که از دوران دانشگاه چنان به هم پیوند خورده اند که عنوان مکتبی «برادر» بیش از واژه چپ گرای «رفیق» برایشان مناسبت دارد. در این برادری طولانی اما همواره میردامادی چهره پررنگ تر را داشته و نعیمی پور اغلب در سایه مانده است. البته ویژگی های شخصی آنها هم در این تصویر موثر بوده است. در حالی که نعیمی پور اغلب چهره ای خندان اما سری به زیر دارد، اما میردامادی درمیان دوستانش به شوخ طبعی معروف است. صفاتی که البته برای کسانی که از دور میردامادی را می شناسند و روابط شان با او به صفحات مطبوعات و جلسات سخنرانی محدود می شود، شناخته شده نیست. میردامادی اما از نظر مسئولیت ها هم معمولا در سطحی کمی بالاتر از نعیمی پور قرار داشته وبا وجود هم سویی کامل آنها در 27سال گذشته وجهه ای سیاسی تر دارد. این وجهه از همان دوران دانشجویی بارز بوده است. او از همان سال ورود به دانشگاه صنعتی امیرکبیر پلی تکنیک سابق در سال 53، در همه فعالیت های سیاسی دانشجویی شرکت فعال داشته است.
«وفا تابش» از دوستانش می گوید که او با آن قد کوتاه به محکم حرف زدن و استدلال کردن از موضع گروه های اسلامی در برابر دانشجویان چپ مارکسیستی معروف بود.با چنین فعالیت هایی بود که در سال 58به هسته اصلی دانشجویان مسلمانی پیوست که سفارت آمریکا در تهران را تسخیر کردند. میردامادی از دانشگاه پلی تکنیک عضو این هسته اصلی بود. جایی که«ابراهیم اصغرزاده» و «محمد سیف اللهی» از دانشگاه صنعتی شریف، «حبیب الله بیطرف» از دانشگاه تهران و «رحیم باطبی» از دانشگاه ملی شهید بهشتی کنونی در آن عضویت داشتند. سفارت آمریکایی جایی بود که نطفه حلقه موسوم به «لانه» که طیفی از بنیانگذاران جبهه مشارکت بودند، در آن شکل گرفت. «عباس عبدی»، «وفا تابش»، «محمد نعیمی پور»، «علی اصغر زحمتکش»، «حبیب الله بیطرف»، «شمس الدین وهابی» و «معصومه ابتکار» از جمله این افراد بودند. ضمن آنکه «سعید حجاریان» هم در آنجا برای دانشجویان کلاس های تئوریک سیاسی برپا کرده بود. غیر از این، تسخیر سفارت آمریکا جایی بود که ارتباط میردامادی و دوستانش را با یک روحانی میانسال چپ گرا جدی تر کرد. «محمد موسوی خوئینی ها» که قبل از انقلاب در مسجد جوزستان شمیران، کمی پایین تر از جماران جایی که بعدها مقر رهبری انقلاب شد امام جماعت بود و تفسیرهای سیاسی از قرآن می کرد. تفاسیری که به دل جوانانی چون میردامادی مینشست.
ارتباط دانشجویان جوان با این سید چپ گرا از آن زمان آغاز شد اما در جریان تسخیر سفارت آمریکا بود که این رابطه اوج گرفت و به یک ارتباط سازمان مند و سیاسی شبیه شد. به ویژه آنکه عملا مجوز تسخیر سفارت از سوی موسوی خوئینی ها برای دانشجویان صادر شد. چرا که دانشجویان، او را رابط خویش با امام خمینی می شناختند و در انتخاب موسوی خوئینی ها به این سمت در برابر دیگر روحانیون مطرح، میردامادی نقشی مهم داشت و همین امر گلایه هایی را نیز نسبت به او در نزد رقبای خوئینی ها شکل داد. رابطه میردامادی و اغلب دانشجویان تسخیرکننده سفارت آمریکا با موسوی خوئینی ها در سال های بعد هم ادامه یافت. چنان که میردامادی در اوایل دهه 70مرکز تحقیقات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری، معاونت موسوی خوئینی ها را عهده دار شد و در نیمه این دهه، پس از بازگشت از دوران تحصیل فوق لیسانس مسائل استراتژیک در پاکستان و دکترای روابط بین الملل در دانشگاه کمبریج انگلیس در روزنامه «سلام» باز هم تحت مسئولیت خوئینی ها فعالیت کرد و عملا از مدیران موثر این روزنامه در دو سال آخر آن و قبل از توقیف بود.
همین رابطه طولانی مدت میان طیفی از نیروهای تاثیرگذار در جبهه مشارکت با موسوی خوئینی ها است که باعث شده همواره پرسشی وجود داشته باشد مبنی بر آنکه «آیا موسوی خوئینی ها پدر معنوی جبهه مشارکت است و بر تصمیمات آنها تاثیرگذار است» این پرسش اینک و با دبیرکلی میردامادی جدی تر شده است. یکی از دانشجویان خط امام که هنوز هم با میردامادی در جبهه مشارکت فعال و همراه است، به این پرسش «شرق» پاسخ منفی می دهد: «خیلی از اعضای حزب در سال های اولیه انقلاب با موسوی خوئینی ها همسو بوده اند، با او کار کرده اند و با او آشنا هستند، از جمله آقای میردامادی. اما هیچ وقت این ارتباط مرید و مرادی نبوده است. البته آقای خوئینی ها آدم خوش فکر و زیرکی در مسائل سیاسی است و نوع دانشجویان دیدگاه های ایشان را می پسندیدند اما این موضوع هیچ وقت دلیلی بر آن نبود که نظر غالب و مغلوبی وجود داشته باشد. در واقع، استقلال رای، نظر و دیدگاه در نزد همه دانشجویان و از جمله میردامادی به طور کامل وجود داشته و حتی فردی چون موسوی خوئینی ها روی این استقلال تاثیرگذار بوده است.»
تسخیر سفارت آمریکا اما از زاویهای دیگر هم در زندگی میردامادی موثر بود و آن، چیزی نبود جز ازدواج. میردامادی در سفارت آمریکا با همسر آیندهاش «زهرا مجردی» آشنا شد دختری دانشآموز که با اصرار خود و به همراه تعدادی از دانشجویان دختر به سفارت آمده بود. میردامادی اما همچون دیگر دانشجویان و جوانان سالهای نخست پیروزی انقلاب، تنها در یک عرصه نماند. او به جز شکل دادن دفتر تحکیم وحدت که با حمایت موسوی خوئینی ها و تایید بنیانگذار جمهوری اسلامی از طریق پیوستن انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های مختلف انجام شد، در فعالیت هایی که به تاسیس جهاد سازندگی انجامید، نیز فعالانه مشارکت داشت. پس از آن و در ماه های نخستین جنگ، همچون بسیاری از جوانان مسلمان خط امامی به سپاه پیوست. با این تفاوت که او برخلاف اکثر آنان نه در صف که در ستاد بود و مسئولیت روابط بین الملل سپاه را بر عهده گرفت. جایی که می توان گفت برای نخستین بار، مسئولیتی از جنس دو حوزه امنیت ملی و روابط خارجی را درک کرد و پایه ای برای جهت گیری تخصصی اش در حوزه سیاست طی دو دهه بعد شد. اما مسئولیت اصلی میردامادی در دوران جنگ، در سالهای پایانی آن هشت سال بود.
اواخر سال 65، علی اکبر محتشمی پور وزیر کشور وقت، حکم استانداری خوزستان را به نام میردامادی نوشت. محتشمی پور که به جوانان فعال خط امامی اعتقاد زیادی داشت و آن زمان از صریح اللهجه ترین نیروهای چپ در برابر نهادهایی چون شورای نگهبان چون «ابوالقاسم خزعلی» و «احمد جنتی» بود تصمیم داشت از این دست جوانان در سطوح عالی مدیریتی استفاده کند. و استان درگیر با جنگ خوزستان را تحویل گرفت. در همین جا بود که بار دیگر، دوست نزدیکش نعیمی پور را به یاری طلبید و او را به عنوان معاون سیاسی امنیتی خود منصوب کرد. هرچند دوره مسئولیت میردامادی در خوزستان چندان طولانی نشد و او تنها چند هفته ای پس از درگذشت امام خمینی که با افول موقعیت نیروهای چپ همراه بود، به سرعت از مسئولیت کنار گذاشته شد اما در همین مدت کمتر از سه سال نقش سیاسی خود را ایفا کرد و با مقاومت در برابر جریان های سنتی و راست گرای حاکم بر فضای سیاسی خوزستان، توازن قوا را به سود دولت چپ گرای «میرحسین موسوی» برهم زد. برکناری از استانداری خوزستان، عملا میردامادی را تا سال ها از مسئولیت های اصلی کشور دور ساخت، تا آنکه پس از دوم خرداد و با پیروزی «سیدمحمد خاتمی» و بازگشت چپ های خط امام این بار با نام اصلاح طلبان به قدرت، او به نمایندگی مردم تهران وارد مجلس ششم شد و ریاست کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی را برعهده گرفت.
در جریان انتخابات دوم خرداد هم میردامادی هرچند به مدتی کوتاه، فعال بود. «میثم سعیدی» از اعضای وقت دفتر تحکیم وحدت، به یاد می آورد از جمله چهره های چپ گرایی که در جلسه دعوت دفتر تحکیم از خاتمی حضور داشت، میردامادی بود. اما پس از غیاب چندساله، این دوران مجلس ششم بود که میردامادی را به نسل تازه علاقه مند شده به سیاست معرفی کرد. میردامادی در دوران ریاست بر کمیسیون سیاست خارجی مجلس کوشید با همکاری چهره های هم حزبی خود چون کولایی، کیانوش راد، یوسفیان، سعیدی و تاجرنیا این کمیسیون را به بخشی فعال از مدیریت کشور در حوزه سیاست خارجی تبدیل کند. میردامادی در این زمینه خود نقشی مهم داشت و با تکیه بر دانش خود در حوزه سیاست خارجی و به ویژه مسائل اتحادیه اروپا در این حوزه فعالانه حاضر شد. میردامادی که پایان نامه دکترایش در دانشگاه کمبریج، اتحادیه اروپا بوده، نخستین نماینده مجلس ایران بود که پس از انقلاب توانست در پارلمان اروپا سخنرانی کند. همچنان که بسیاری از مقامات اروپایی و از جمله «خاویر سولانا» به هنگام سفر به ایران، ملاقات با او را در برنامه کاری خود قرار می دادند. از سوی دیگر، میردامادی همزمان مدیرمسئولی روزنامه «نوروز» را برعهده داشت که ارگان غیررسمی جبهه مشارکت و روزنامه ای موثر در فضای سیاسی بود. روزنامه ای که در سال 81توقیف شد تا پس از آن، نوبت به نعیمی پور با روزنامه «یاس نو» برسد تا همان نقش مطبوعاتی را برای جبهه مشارکت ایفا کند. بعد از پایان دوران مجلس، زمان تشدید فعالیتهای حزبی و تشکیلاتی رسید. جایی که میردامادی عملا اصلی ترین نیروی جبهه مشارکت شد و ریاست هیات اجرایی و نیز کمیسیون سیاست خارجی این حزب را برعهده گرفت. مسئولیت هایی که عملکرد قابل قبول و مداوم در آنها باعث شد اعضای کنگره نهم جبهه مشارکت، آرای خود را به نام او در صندوقها بریزند.
یادمان عبدی، حجاریان و دادمان
به دنبال انتخاب میردامادی به عنوان دبیرکل، طبق برنامه از قبل اعلام شده، وی نطق اختتامیه کنگره نهم را ایراد کرد. میردامادی در ابتدای سخنان خود از مرحوم «رحمان دادمان» عضو اسبق شورای مرکزی جبهه مشارکت که در دوران وزارت راه به دلیل سقوط هواپیما درگذشت، از «سعید حجاریان» که به گفته میردامادی «سلامت خود را فدای اصلاحات کرد» و از «عباس عبدی» که به گفته او، «دوست قدیمی و مورد احترام همه اعضای جبهه مشارکت است که به خاطر فعالیت هایش در این حزب هزینه ای گزاف پرداخت»، یاد کرد. در این میان یادکرد دبیرکل جدید از عبدی اهمیتی مضاعف داشت. به ویژه که گفت: «امیدواریم از حضور ایشان در آینده در حزب استفاده کنیم.» این گفته درحالی مطرح شد که به گفته «سعید شریعتی» رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت، «در حاشیه دستورهای اصلی کنگره در روز پنجشنبه پیشنهاد اعضای جوان حزب در رابطه با لزوم استماع نقطه نظرات مهندس عباس عبدی در رابطه با فعالیت های تشکیلاتی حزب و خط مشی آن در کنگره مطرح شد که اعضای کنگره ضمن استقبال از این پیشنهاد مقرر داشتند که کمیته اطلاع رسانی حزب در اسرع وقت با تشکیل جلساتی با حضور اعضای حزب و دعوت از آقای عبدی دیدگاه ها و نقطه نظرات ایشان مورد بحث و بررسی و استفاده اعضا قرار گیرد.»
سخنرانی دبیرکل جدید
پس از این یادکردها، میردامادی از رضا خاتمی دبیرکل پیشین به خاطر زحمات هشت ساله اش و اعضای حزب به خاطر آرایی که به نامش به صندوق ها ریختند، تشکر و سپس فضای کشور را تحلیل کرد و مواضع جبهه مشارکت را بازگفت. وی در حوزه سیاست داخلی گفت: «حرکتی که در گذشته در حزب داشتیم، محصول فعالیت جمعی و تفکر جمعی و رایزنی های جمعی بوده است که آن را ادامه خواهیم داد. طبیعتا ما همچنان تنها راه حل مشکلات کشور را اصلاحات می دانیم که باید حرکت اصلاحی خود را ادامه دهیم. این حرکت اصلاحی را در تداوم انقلاب اسلامی و حرکتی که امامره در سال 76 انجام دادند و نتایجی که در آن موقع برای کشورمان به ارمغان آورد، می دانیم. اگر آنچه آقای خاتمی رئیس جمهور گذشته در تمام طول دوره ریاست جمهوری شان به عنوان اصلاحات مطرح کردند را به عنوان منشور اصلاحات در نظر بگیریم و به آن عمل کنیم، آنها روزآمد شده اندیشه ها و افکاری بودند که امام رهمطرح کرده بودند.
پذیرفتهایم که اصلاحات مسیری طولانی و تدریجی خواهد داشت. ما نباید در این مسیر به هیچ وجه انتظار داشته باشیم که دستاوردی ناگهانی و بزرگ داشته باشیم. اگر هم داشتیم مشابه آن چه که در خرداد 76 اتفاق افتاد باید انتظار داشته باشیم که آن را به همین شکل به زودی از دست بدهیم. ما باید در یک مسیر تدریجی این مسیر را طی کنیم. پذیرفته ایم انتظارات و توقعات بی جا نداشته باشیم و انتظارات بی جا و دست نیافتنی برای دیگران ایجاد نکنیم. اگر در گذشته کسانی این کار را کردند یا ما سهمی در آن داشتیم، حتما تجربه به ما آموخته است که انتظارات را افزایش ندهیم و در حدی که تحقق یافتنی است انتظارات را داشته باشیم و در آن جهت حرکت کنیم. طبیعتا در این حرکت اصلاحی ما نه به انفعال معتقدیم و نه به تندروی و رادیکالیزه شدن. فکر می کنیم طرح شعارهای رادیکال نتیجه نهایی اش انفعال خواهد بود و نشستن در کنار و ادعای این که نظام اصلاح پذیر نیست و چون اصلاح پذیر نیست باید عافیت طلبانه در کنار نشست و تماشاچی شد. فکر می کنیم همه ما خواهان پیروزی در آینده کشور هستیم و به هیچ وجه ما به عنوان عناصر سیاسی و کسانی که در سیاست کشور فعالیم به خود حق نمی دهیم که کنار بنشینیم و تماشاچی باشیم. فکر می کنیم نباید با یک دوره کوتاه عدم موفقیت، امید را از دست بدهیم.
باید از تجربه های گذشته درس بگیریم و گام جدیدی تعریف کنیم. ما در این مسیر به مردم سالاری دینی و جمهوری اسلامی معتقدیم. در نتیجه مرز پیدا می کنیم با کسانی که به جمهوری تنها معتقدند. حرکت های ساختارشکن نتیجه نخواهد داد که نتیجه آن منفعل کردن نیروها خواهد بود. باید با حرکت اصلاحی خودمان در چارچوب قانون به تدریج حرکت کنیم.» دبیرکل جبهه مشارکت در همین بخش بر فعالیت این حزب در چارچوب قانون اساسی تاکید کرد: «اگر نویسندگان قانون اساسی ما امروز می نشستند و با تجربه امروز قانون اساسی می نوشتند قطعا قانون اساسی کاملا متفاوتی با قانون اساسی امروز می نوشتند ولی ما به رغم این در چارچوب همین قانون اساسی حرکت خواهیم کرد چرا که معتقدیم در یک حرکت اصلاحی که قرار است موفق شویم باید در سازوکارهای قانونی حرکت کرد.»
وی درباره راهبردهای پیش روی اصلاح طلبان و جبهه مشارکت اظهار داشت: «طبعا در شرایط فعلی که برای اصلاح طلبان در جامعه پیش آمده، ما به حداقل ها اکتفا خواهیم کرد. طرح خواسته های حداکثری در شرایط فعلی بجا و معقول نیست و برای رسیدن به خواسته های حداقلی خودمان فکر می کنیم تا مدتی باید ائتلاف را سرلوحه کار خود قرار دهیم و با افراد همسو با خود، مسیر ائتلافی را طی کنیم البته نمی توان ائتلاف را به کسی تحمیل کرد. ائتلاف نشانه بلوغ سیاسی برای کسانی است که حداکثر خواسته های خود را نمی توانند به دست بیاورند ولی فکر می کنند که از حداقل ها هم نمی توانند چشم پوشی کنند. ائتلاف را به طور جدی دنبال خواهیم کرد و امیدواریم دیگران هم به این جمع بندی برسند تا بتوانیم با هم حرکت کنیم.»
میردامادی سپس به حوزه تخصصی خود رسید و در مورد مسائل سیاست خارجی ایران گفت: «جمهوری اسلامی در منطقه در پایان دوره اصلاحات موقعیتی پیدا کرده بود که هرگز در دوره های دیگر این شرایط را نداشت شرایطی که مخالفان جمهوری اسلامی و دشمنان آن در منطقه در شرایط بسیار بسیار ضعیفی قرار داشتند که تهدیدی برای ایران نبودند. حوادث عراق و افغانستان باعث تضعیف این کشورها که همواره تهدیدی علیه ایران بودند، شد و ایران را به تاثیرگذارترین کشور در منطقه تبدیل کرد. کشور ما قطعا در این شرایط و محیط آرام و آرامش می توانست بیشترین تاثیر را در منطقه داشته باشد. اگر به دنبال منافع خود هستیم باید طوری کار کنیم که منطقه در تنش نباشد و هرچه بیشتر آرام باشد یا ما خود تنش ایجاد نکنیم.»
میردامادی با اشاره به مواضع خارجی جبهه مشارکت تصریح کرد: «هنوز هم معتقدیم که سیاست خارجی ما باید بر اساس تعامل باشد، نه تقابل. ما در تعامل با دنیاست که می توانیم منافع خود و حتی منافع هسته ای خود را حفظ کنیم. با بحثی که در مسئله هسته ای در گذشته داشتیم که بارها در بیانیه ها و نامه ها تکرار کردیم دغدغه اصلی ما این بوده که طبق توان هسته ای تنها از راه تعامل و جلب اعتماد دیگران امکان پذیر است، وگرنه سیاست تقابلی دستاوردی نخواهد داشت چرا که ما را به سرعت به پایان خط می رساند به خصوص در شرایط فعلی منطقه که به خشونت ها دامن زده می شود. علی الخصوص کشوری چون آمریکا که سعی می کند کشورها را به نقطه برخورد بکشاند. ما معتقدیم که تنش زدایی و اعتمادسازی برای حفظ منافع اجتناب ناپذیر است و باید در این مسیر حرکت کنیم تا بتوانیم منافع خود را در همه زمینه ها حفظ کنیم.»
دبیرکل جبهه مشارکت سپس بحث خود در حوزه مسائل تشکیلاتی را مطرح کرد و با بیان اینکه «تاکید روی کار تشکیلاتی و گسترش تشکیلات از مسائل بسیار مهم در آینده حزب به طور خاص و اصلاح طلبان به طور عام است»، گفت: «امروز در عرصه داخلی با تشکیلاتی سازمان یافته که حداقل رای را برای خود در کشور ایجاد کرده، مواجهیم. ما البته رای مردم را کاملا مبارک و میمون می دانیم. به هر حال، در جامعه ما این اتفاق افتاده است که طرف مقابل از نظر سازمانی تا حدی خود را تجهیز کرده، همان طور که در انتخابات شوراهای دوم و ریاست جمهوری اخیر به خوبی مشهود بود و امروز رقابت ها در عرصه های سیاسی و انتخاباتی، رقابت های تشکیلاتی است. ما باید از این مرحله عبور و ضعف های تشکیلاتی خود را برطرف کنیم. به رغم همه محدودیت ها که طرف مقابل به طرق مختلف مستقیم و غیرمستقیم راه ها را می بندد و فشار می آورد که جبهه نتواند سازمان و تشکیلات پیدا کند، یعنی آنها هم فهمیده اند که بر چه مسئله ای باید فشار بیاورند. ما باید بر روی این مرحله متمرکز شویم و به هر طریق که هست تشکیلات خود را گسترش دهیم. هرچند همه عوامل در عرصه سیاسی به ضرر ماست ولی این راهی است که باید با همه سختی ها طی کنیم که در آن همکاری همه دوستان در سراسر کشور ضروری است.»
میردامادی با بیان اینکه «همکاری اعضا با جبهه مشارکت همواره براساس همکاری داوطلبانه از روی عقیده بوده است»، گفت: «در آینده هم همین طور خواهد بود. نیازمند همت همه دوستان هستیم که در آینده بتوانیم این مسیر را طی کنیم. بعد از هشت سال تجربه حزبی به نقطه ای رسیده ایم که کم کم یک هویت حزبی در میان ما شکل گرفته که باید آن را تقویت کنیم. البته فشارهای زیادی به مشارکتی ها می آورند که آنها را از بسیاری امتیازات محروم کنند ولی ما مشارکتی هستیم و به مشارکتی بودن خود افتخار می کنیم.» وی در پایان خطاب به اعضای کنگره نهم جبهه مشارکت ابراز امیدواری کرد: «در پایان دوره ای که می خواهم از مسئولیت کنار روم، در مقابل شما و همه مردم ایران روسفید باشم.»
هماهنگ با مواضع دبیرکل پیشین
بدین ترتیب، محمدرضا خاتمی رفت و محسن میردامادی آمد. اما «آیا این تغییر و تحول تاثیری در موضع گیری های جبهه مشارکت و موقعیت آن در عرصه سیاسی خواهد داشت» این پرسش بیشتر از این زاویه مطرح است که میردامادی در میان نیروهای سیاسی، نسبت به خاتمی چهره ای سنتی تر و خط امامی تر شناخته می شود. از این رو، شایع شده که با دبیرکلی میردامادی، شاید روابط حزب با گروه های اپوزیسیون همچون نهضت آزادی کم رنگ شود. اما آیا این اتفاق می افتد کنگره نهم جبهه مشارکت که با تصمیم خود، چنین احتمالی را منتفی کرد. طبق مصوبه این کنگره در بیانیه پایانی، بار دیگر حمایت جبهه مشارکت از جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر که حرکتی مشترک با اپوزیسیون قانونی است اعلام خواهد شد. در مورد ویژگی های شخصی هم، دوستان نزدیک میردامادی این تحلیل را قبول ندارند. نعیمی پور رفیق قدیمی و رقیب دبیرکلی او در این باره به «شرق» می گوید: «مواضعی که آقای رضا خاتمی در سال های گذشته از سوی حزب گرفته و مطرح کرده، با مواضع آقای میردامادی همخوانی داشته است و اگر هم اختلافی بوده، بسیار اندک است. میردامادی البته فردی متدین و معتقد به جمهوری اسلامی است اما عمیقا اصلاحات را قبول دارد.» نعیمی پور مطمئن است: «آینده نشان میدهد که تفاوتی میان دبیرکل سابق و جدید نیست.»