محمدعلی ابطحی
جنگ تمام عیار اسرائیل و حزبالله لبنان در کمال ناباوری تحلیلگران جهانی وارد دومین ماه خود شد. توجه گذرا به نکاتی در این مقوله ضروری است:
1- این جنگ در حالی یک ماه طول کشیده که یک سوی آن بزرگترین ارتش خاورمیانه قرار داشت که نزدیک به 40 سال پیش در 6 روز ارتش های قدرتمند مصر و سوریه را شکست داده بود و جنگ خاتمه یافته بود. اما این بار با آنکه حتی ارتش لبنان نیز یک گلوله شلیک نکرد، حزب الله به عنوان یک حزب در برابر ارتش به مراتب قدرتمند تر اسرائیل مقاومت کرد و بعد از یک ماه نه تنها حزب الله شکست نخورده، بلکه اسرائیل را به زدن تل آویو تهدید می کند. این بی شک یک معجزه باورنکردنی برای دنیا و اسرائیل بود. اگر با هر شرایطی این جنگ خاتمه یابد، این پیروزی فراموش ناشدنی برای حزب الله است و در خاطره مردم مسلمان و عرب میماند.
2- کشورهای عربی و به خصوص بعضی از رهبران مذهبی آنان جنگ لبنان و حزب الله را در چارچوب مقاومت یک گروه شیعه ارزیابی کردند و از ترس هلال شیعی با آن سرد و بی تفاوت و بعضا با واکنش منفی برخوردکردند. اما واقعیت قدرت و مقاومت غیرقابل پیش بینی حزب الله و حمایت همه جانبه مردم غیر شیعه جهان اسلام از مقاومت حزب الله نشان داد که این مقاومت خیلی فراگیر تر از آن است که فقط به طرفداران یک مذهب منتسب شود و به سرعت تبدیل به جنگ جهان اسلام و عرب و آزادگان دنیا علیه رژیمی شد که در پنجاه سال گذشته تنها با قلدری و زیر پا گذاشتن ارزش های بشری رفتار کرده است. این دلیل خوبی بود که رهبران عرب و مفتیان و رهبران مذهبی به سرعت چه از روی فهم حقیقت و چه از ترس افکار عمومی مواضع خود را تغییر دهند و با بدنه مردم خود همراه شوند.
3- این یک واقعیت انکارناپذیر است که حزب الله و شخص سیدحسن نصرالله در نزد مردم تحقیر شده و مبارز عرب و جهان اسلام، محبوب ترین شخصیت شده است. خیلی از جوانان مسلمان و عرب که ظلم یکسویه آمریکا و اسرائیل را هر روز تجربه می کردند، به بن لادن و زرقاوی علاقه مند شدند و آنان را الگوی مبارزه با غرب تلقی کردند. اما در جهان اسلام هیچ چیزی مثل مبارزه با اسرائیل ظرفیت وحدت بخشی به جامعه جوان و مبارز را ندارد. الگو شدن سیدحسن نصرالله را باید در قاطعیت او در برابر اسرائیل دانست. به عقیده من همه و حتی غربی ها اگر به آینده متعادل دنیای عرب و اسلام علاقه مندند باید از جایگزین شدن نصرالله در افکار عمومی جوانان عرب به جای بن لادن و زرقاوی که خشونت بی منطق را ترویج می کردند استقبال کنند. نصرالله که نشان داده فراتر از یک رهبر شیعی عمل می کند می تواند به خاطر سرسختی در برابر اسرائیل ، هم رهبری انقلابیون و جوانان مسلمان را در دست بگیرد و هم دامان اسلام را از اتهام خشونت و مبارزه کور و تروریسم مبرا سازد. این نیاز امروز جهان اسلام و نیز غرب است. حیف که غرب و به خصوص آمریکا گروگان اسرائیل هستند و نمی توانند مصالح خود و جهان را بر مصالح اسرائیل ترجیح دهند.
4- متاسفانه اسرائیل قربانگاه تمام ارزش های بشری شده است. روشنفکران و افراد فراوانی در جهان اسلام و عرب علاقه مند به بسط دموکراسی و رعایت حقوق بشر و رفتار های مدنی هستند و برای تحقق آن تلاش های زیادی کرده اند و علیه آنچه طالبانیسم نفرت آمیز به نام اسلام انجام می دهند مبارزه می کنند. حملات تروریستی در نیویورک و واشینگتن را به تند ترین شکل محکوم و از انفجار های لندن سرسختانه ابراز تنفر کردند و علاقه مندند در کشورهای خودشان طرفداران صلح و دموکراسی باشند و جامعه جوان آنان نیز طعم دموکراسی و رعایت حقوق بشر را بچشند و در این راه با حاکمان کشورهایشان نیز مبارزه کردند و سختی کشیدند. اما حمایت غرب از رژیمی که هیچ یک از ارزش های بشری را رعایت نمی کند و عمدا و با افتخار غیرنظامیان را می کشد و نمایندگان منتخب مردم را که در انتخاباتی که زیر نظر نمایندگان سازمان ملل انتخاب شدهاند از منازلشان در فلسطین دستگیر میکند و آنان را در اسرائیل زندانی می کند، باعث می شود که بحق افکار عمومی و جوانان کشورهای اسلامی و عرب به طرفداری غرب از ارزش های پذیرفته شده بشری، بدبین شوند و به خشونت پناه ببرند و مسابقه خشونت در برابر خشونت چنانچه می بینیم دنیا را در کام خود فرو ببرد. در این شرایط البته روشنفکران و طرفداران دموکراسی هم نمی توانند ارزش های مورد قبولشان را در جوامع خود نهادینه کنند. به این دلیل اسرائیل نه تنها قربانگاه ارزش های بشری و غربی است، بلکه دلیل رشد خشونت و تروریسم در جهان است. آرزوی همه روشنفکران جهان اسلام این است که کاش غرب این واقعیت را درک کند.