تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۷  ، 
کد خبر : ۸۲۶۳۶

قهرمان جهان عرب


حنیف غفاری
گروه دیپلماتیک: هم اکنون «سید حسن نصرالله» رهبر و فرمانده دلیر جریان مقاومت اسلامى در لبنان به عنوان قهرمان دنیاى عرب به همه جهان معرفى شده است. وى توانسته است ضمن مقاومت در برابر انواع تهاجمات صهیونیستها و زمینگیر ساختن تل‌آویو در جبهه‌هاى مختلف جنگ، ضربات و خسارات سنگینى را بر پیکره صهیونیسم وارد کند. خساراتى که کاخ سفید و رژیم اشغالگر قدس از محاسبه و برآورد آنها به شگفت آمده‌اند.
آمریکا و اسرائیل پس از ناکامى در ایجاد انقلاب سرو در لبنان وبا محاسبه‌اى کاملا غلط وارد جنگ با حزب‌الله لبنان شدند. اما مقاومت اسلامى در همان روزهاى نخست تصورات ذهنى رایس و بوش و اولمرت را به طور کامل در هم ریخت و با در هم شکستن دو ناوچه فوق مدرن اسرائیلى و انهدام دهها تانک پیشرفته مرکاوا، به هلاکت رساندن صدها صهیونیست و شلیک موشکهاى خود به سوى شهرکهاى شمال سرزمینهاى اشغالی، دولت اولمرت را در آستانه سقوطى سخت قرار داد. سفر بى‌نتیجه رایس، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا و دستیار او به لبنان و سرزمینهاى اشغالى بر کاخ سفید اثبات کرد که توان حزب‌الله به اندازه‌اى است که تئوریسینهاى واقع‌گراى دولت بوش نیز توان برآورد آن را نداشته و هنوز هم ندارند.
در هر صورت «سید حسن نصرالله» با درایت و تدبیر خود و با حداقل حمایتهاى ممکن در مقابل حملات اسرائیل و کاخ سفید ایستادگى کرد و دولت بوش و اولمرت را در آستانه پذیرش نخستین شکست آنها در خاورمیانه قرار داد. نکته اصلى و جالب توجه این که بسیارى از سران کشورهاى عربى که تا دیروز در انتظار سقوط حزب‌الله لبنان بودند ودر آغاز جنگ نیز سیاست وقیحانه سکوت در برابر جنایات آمریکا و اسرائیل را در پیش گرفته بودند با گذشت حدود یک ماه و مشاهده دلاوریهاى حزب‌الله لبنان از مقاومت سید حسن نصرالله و هواداران وى به شگفت آمده‌اند و به تازگى لب به تحسین مقاومت اسلامى گشوده‌اند. در اینجا سعى داریم به پاسخگویى یک سئوال بپردازیم. سئوالى که در برهه کنونى بارها به ذهن متبادر مى‌شود: چرا باید سید حسن نصرالله را قهرمان جهان عرب نامید؟
پاسخ این سئوال مهم را مى‌توان از چند بعد مختلف مورد بررسى وتحلیل قرار داد. قبل از ورود به ابعاد تحلیلى فوق‌الذکر نیاز است به نکاتى چند دراین خصوص اشاره کنیم: مقاومت اسلامى لبنان یک «جریان» است و نه یک دولت مستقل. ایستادگى یک جریان در مقابل رژیم اشغالگر قدس و زمینگیر شدن تل‌آویو در مقابل آن حماسه‌اى است که حزب‌الله در عصر موشکها و تانکهاى فوق مدرن و سلاحهاى مجهز تل‌آویو و واشنگتن در مقابل آنها خلق کرده است.
1- اعتقاد به مقاومت
اعتقاد به مقاومت در برابر صهیونیسم در چهره سید حسن نصرالله و دیگر مجاهدان جریان مقاومت اسلامى لبنان موج مى‌زند. خبر شهادت فرزند سید حسن نصرالله توسط عمال رژیم صهیونیستى و انواع توطئه‌هاى شیطانى تل‌ آویو و واشنگتن علیه وى هیچ‌گاه نصرالله را از هدف اصلى خود غافل نساخت. رهبر حزب‌الله لبنان در بسیارى از سخنرانیهاى خود قبل از آغاز جنگ اخیر بر مقاومت، پایدارى و اعتقاد به آرمانها و اهداف اصیل تاکید مى‌کرد. در بسیارى از سخنرانیها او در حالى که کفن بر تن کرده بود در مقابل دوربینهاى تلویزیون و رسانه‌هاى جمعى قرار گرفت تا بدین وسیله به اسرائیل و ایالات متحده آمریکا اثبات کند که حاضر است جان خود را فداى مقاومت در برابر دشمنان اسلام کند. اعتقاد راسخ سید حسن نصرالله به اهداف و آرمانهاى اسلامى موجب ایجاد شخصیتى راسخ در کالبد وى شده است. سید حسن نصرالله به هیچ عنوان شکننده و نفوذپذیر نیست. وى ماهیت اسرائیل و آمریکا را به خوبى درک کرده است و بر مبناى درک بالاى خود نسبت به حقیقت پشت پرده معادلات واشنگتن و تل‌آویو به هیچ عنوان حاضر به تسلیم در برابر دشمن نیست. رهبر حزب‌الله اعتقاد به خداوند متعال، پیامبر اعظم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام را سرلوحه عمل خود در لوحه پیکار و جهاد قرار داده است. اگر چنین اعتقادى در درون حزب‌الله لبنان وجود نداشت بسیارى از پیروزیهاى اخیر جریان مقاومت اسلامى عملا امکان‌پذیر نبود...
رزمندگان حزب‌الله انواع مهارتهاى رزمى و دفاعى خود را در راه اعتقاد خویش به دین مبین اسلام صرف مى‌کند و همین امر موجب ایستادگى و صلابت آنها در برابر دشمن صهیونیست شده است.وگرنه اگر بخواهیم بر روى کاغذهاى بى‌روح و برگه‌هاى تئوریسینهاى آمریکایى و صهیونیستى دقت کنیم «حزب‌الله» بر اساس امکانات خود باید در همان روز نخست در برابر تل‌آویو غائله را واگذار مى‌کرد. اما در این برگه‌ها یک عامل مهم در نظر گرفته نشده بود: ایمان و اعتقادى که هراس از دشمن را از بین مى‌برد و در مقابل توان و قدرت مقاومت را افزایش مى‌دهد...
2- فن سخنوری
بارها فصاحت و بلاغت سید حسن نصرالله در بسیارى از سخنرانیها و مصاحبه‌هاى مختلف او رعب بسیار زیادى در دل مقامات آمریکایى و صهیونیستى ایجاد کرده است. در جریان ترور رفیق حریرى توسط کاخ سفید و تل‌آویو که با هدف ایجاد انقلاب سرو در لبنان طراحى شد سید حسن نصرالله در جمع دو میلیون نفر از هواداران خود و مخالفان کاخ سفید با سخنرانى فصیح و صداى رساى خود رویاى انقلاب سرو را از ذهن رایس، چنى و بوش به طور کامل خارج ساخت.
در این جا مسئله‌اى مطرح مى‌شود، آیا صداى رسا و فن سخنورى به تنهایى مى‌تواند در برابر دشمنان تاثیرگذار باشد؟ مسلما پاسخ این سئوال منفى است. صفحات تاریخ پاسخ این سئوال را به خوبى داده‌اند:
«انورسادات»‌ رئیس جمهور مصر پس از جمال عبدالناصر و یکى از عوامل دست نشانده کاخ سفید در قاهره از افسرانى بودکه صدایى بسیار رسا داشت. وى در جریان پیروزى کودتاى جمال عبدالناصر بیانیه این پیروزى را در رادیوى ملى مصر قرائت کرد. اما فن سخنورى انور سادات به دلیل عدم وجود اعتقاد و عدم استحکام او در برابر جنایتکاران جهان به زودى رنگ باخت. صداى قاطع و رساى انورسادات (به تعبیر مصریها) در میان قهقهه‌هاى وى و مقامات آمریکایى و اسرائیلى محو گردید تا خود او نیز در نهایت به یکى از عناصر نامطلوب نظام بین‌الملل تبدیل گردد و در نهایت با رشادت خالد اسلامبولى که در جریان مانورى نظامى گلوله‌اى به وى شلیک کرد براى همیشه از صحنه روزگار محو گردد...
اما سید حسن نصرالله با پشتوانه‌اى به نام اعتقاد راسخ به دین اسلام و با استفاده از فن بیان خود در مقابل دشمنان صهیونیستى و آمریکایى حزب‌الله قرارمى‌گیرد. تلفیق اعتقاد و فن سخنورى همواره تاثیرگذار و غیر قابل شکست است.
سید حسن نصرالله از فن بیان خود نیز در راه آرمانهاى عالى خود استفاده مى‌کند. آرمانهایى مقدس که تحقق آنها آرزوى هر مسلمان آگاهى در جهان است.
3 - مدیریت دفاع و دفع بحران
جهت بررسى این عامل هم لازم است گریزى به جنگهاى 6 روزه میان اعراب و اسرائیل بزنیم:
«جمال عبدالناصر» و «انورسادات» در جریان درگیریهاى 6 روزه با اسرائیل از دو امکان به صورت کامل بهره مى‌بردند: یکى در اختیار داشتن منابع و دیگرى حمایت جهان عرب. آن برهه زمانى «جمال عبدالناصر» پس از اعلام ملى شدن کانال سوئز و مقابله با نیروهاى بیگانه براى اعراب حکم یک قهرمان را پیدا کرده بود. وى بر اساس گرایشات ناسیونالیستى و پان عربیستى وارد فضاى جنگ با اسرائیل شد اما ناتوانى وى در مدیریت جنگ باعث در هم ریختن ابهت او و شکست سخت اعراب از اسرائیل شد. قسمتى از صحراى سینا، بلندهاى جولان- نوار غزه به قلمروى سرزمینهاى اشغالى اضافه شدند و در عرض 6 روز وسعت سرزمینهاى غصب شده نسبت به قبل سه برابر گردید. جمال عبدالناصر نیز پس از این شکست سخت موقعیت خود را در جهان عرب از دست داد و «یاسر عرفات» سعى کرد جاى وى را بگیرد... در هر صورت شکست تلخ اعراب از اسرائیل تحت عوامل مختلفى صورت گرفت که دو عامل مهم آن یکى غرور بیش از حد اعراب و تکیه بر محوریت شکننده عرب گرایى و دیگرى که نسبت به عامل نخست مهمتر است ناتوانى قاهره در مدیریت جنگ و امکانات بود.
مسلما اگر چنین مدیریتى وجود داشت شاهد شکست سخت اعراب از اسرائیل آن هم ظرف مدت 6 روز نبودیم. در هر حال از سال 1967 به سال 2006 بازمى‌گردیم: خاورمیانه‌اى که در آن‌حزب‌الله نه به عنوان یک کشور بلکه به عنوان یک جریان مقاومت در برابر رژیم اشغالگر قدس و حامیان تل‌آویو ایستاده است. در مدیریت دفاع مدنظر قراردادن چند نکته مهم و ضرورى است.
1- شناخت کامل دشمن و عدم ریسک در محاسبات توان رقیب
حزب‌الله لبنان با در دست داشتن اطلاعات کافى و لازم از اردوگاه نظامى صهیونیستها و ارتش این کشور بنابر محاسباتى کاملا دقیق و عملیاتى شده وارد میدان نبرد شد. به عبارت دیگر حزب‌الله با آگاهى کامل به صحنه درگیرى وارد شد بنابراین نیروهاى مقاومت اسلامى با مشاهده موشکها یا خمپاره اندازها یا تانکهاى پیشرفه مرکاوا و دیگر امکانات تل‌آویو شگفت زده و سردرگم نشدند. اما در آن سوى معادله به صورت کاملا برعکس رقم خورد:‌نیروهاى وابسته به تل‌آویو پس از ورود به صحنه نبرد با مقاومتى روبه‌رو شدند که به هیچ عنوان تصور آن را نمى‌کردند.
«سید حسن نصرالله» و دیگر سران حزب‌الله به اندازه‌اى در چینش نیروها و تطبیق آنها با امکانات دشمن موفق عمل کرده بودند که بسیارى از نیروهاى ارتش اسرائیل از همان بدو نبرد، شکست خود در برابر حزب‌الله را قطعى دانستند. حتى رسانه‌هاى وابسته به رژیم اشغالگر قدس نیز نتوانستند توانایى مسئولان حزب‌الله در ترسیم مدیریت موفق دفاعى را از افکار عمومى جهان و ساکنان وحشت زده سرزمینهاى اشغالى پنهان نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات