بسماللهالرحمنالرحیم
آزمایش موشکی کره شمالی بار دیگر موضوع بحران دیرینه در شبه جزیره کره را به مورد گزارش های رسانه های خبری جهان کشاند و نظر افکار عمومی بین المللی و محافل سیاسی را به خود معطوف ساخت . کره شمالی روز چهارشنبه گذشته 6 فروند موشک کوتاه برد و دوربرد آزمایش کرد که برخی از این موشکها دارای بردی حدود 7 هزار کیلومتر می باشند که به معنی در تیررس قرار گرفتن مناطقی از آمریکاست . اگرچه اعلام شد پرتاب موشک دوربرد کره شمالی با موفقیت همراه نبوده است ولی اعتراض شدید واشنگتن را در پی داشت . با اینحال کره شمالی انجام آزمایش موشکی را حق حاکمیت ملی خود دانست و اعتراض غربی ها را بی جا اعلام کرد.
اقدام اخیر کره شمالی در پرتاب موشکهای جدید درحالی صورت می گیرد که گفت وگوهای موسوم به « مذاکرات شش جانبه » پس از پنج دور ، بهمن ماه گذشته با شکست روبرو شد. علت شکست این مذاکرات را کره شمالی ، اتخاذ موضع مبتنی بر زور و قلدری توسط آمریکا اعلام کرد. پیونگ یانگ اعلام کرد درحالیکه آمریکا چماق تهدید را بر سر کره شمالی بلند کرده است ادامه مذاکرات نمی تواند عادلانه و معقول باشد با وقوع تحولات جدید به نظر می رسد بحران شبه جزیره کره شدت یافته و ابعاد آن همچنان گسترش یابد.
واقعیت این است که این بخشی از استراتژی آمریکاست که در جهت تامین منافع نامشروع خود در جهان ، خود ایجاد بحران می کند و سپس به مبارزه با تبعات آن برمی خیزد و با بی منطقی ، جهان را نیز به همسویی باخود فرا می خواند. آمریکائیها بیش از نیم قرن است بحران خاورمیانه را با حمایت های بی چون و چرا و غیرقانونی از رژیم جعلی اسرائیل ایجاد کرده اند و با دخالت های جانبدارانه و تبعیض آمیز خود مانع رهایی جهان از این بحران و معضل دراز مدت گردیده اند. آنها ، رژیم صدام را به انواع سلاح های کشتار جمعی تسلیح کردند و سپس به بهانه از بین بردن همان سلاح ها ، اقدام به لشکرکشی و اشغال عراق نمودند و جهان را گرفتار تبعات این اقدام توسعه طلبانه خود ساختند.
بحران کره شمالی نیز از این روند و واقعیت مستثنی نیست . بحران در شبه جزیره کره از زمانی آغاز شد که این سرزمین با دخالت قدرتهای استکباری وقت از جمله آمریکا تجزیه شد و آمریکائیها در جنوب آن نیرو پیاده کرده و آنجا را پایگاه نظامی خود ساختند و تلاش نمودند تا بخش شمالی را نیز مثل جنوب به خود وابسته سازند ولی مقاومت شمال این نقشه آمریکا را طی نیم قرن اخیر ناکام گذاشته است . از این رو این یک نکته غیرقابل انکار است که « مقاومت » در برابر متجاوز و مهاجم ، عامل بحران و کانون بحران نیست بلکه سیاست میلتاریستی و توسعه طلبانه آمریکا مولد بحران در هر دو بخش کره است.
بحران شبه جزیره کره از آن هنگام آغاز شد که آمریکائیها در سال 1327 با استقرار دهها هزار نظامی در بخش جنوبی زمینه ساز تجزیه رسمی این سرزمین شدند و در پی این اقدامات ، دولتی وابسته به آمریکا در بخش جنوبی تاسیس شد. در برابر این رخدادها ، بخش شمالی نیز که گرایشات سوسیالیستی داشت ، برای ایجاد توازن ، دولتی مستقل را تاسیس کرد. این دولت ، 25 روز پس از تشکیل دولت در بخش جنوبی کره تاسیس شد لذا اکنون که بیش از 50 سال از آن رویداد می گذرد مورخین مستقل و واقع نگر ، آمریکائیها را مسئول اصلی تجزیه خاک کره و دو دستگی مردم کره میدانند.
واشنگتن از زمان جنگ کره تاکنون دهها هزار نظامی خود را در بخش جنوبی کره مستقر ساخته است و هم اکنون نیز حدود 40 هزار نیرو در پایگاه های خود در کره جنوبی نگاهداری می کند. وجود این ارتش کوچک بیگانه و تهدیدگر ، عامل استمرار تشنج ، خصومت و خط و نشان کشیدن های کاخ سفید به همراه تحریم همه جانبه کره شمالی از سوی واشنگتن است که همچنان ادامه دارد و هرگونه انتظار برای حل بحران در شبه جزیره کره ، توقعی بیهوده است . درعین حال ، آمریکائیها با مستمسک قرار دادن فعالیت های هسته ای کره شمالی و بدون اشاره به عوامل و ریشه های اصلی بحران در این منطقه تلاش تبلیغاتی گسترده ای را دایر بر تهدیدآمیز بودن این کشور برای صلح جهانی به راه انداخته اند. واشنگتن درحالی کره شمالی را به سبب دستیابی به سلاح های هسته ای تهدیدی برای صلح جهان معرفی می کند که همزمان ، رژیم صهیونیستی رسما اعتراف به داشتن صدها کلاهک هسته ای در زرادخانه های خود می نماید ولی آمریکائیها و حامیان غربی این رژیم نه تنها کوچکترین اعتراضی به آن ندارند بلکه به گسترش زرادخانه صهیونیستها کمک نیز میکنند.
مسلم است در چنین شرایطی چشم انداز صلح در شبه جزیره کره همچنان تیره خواهد ماند و البته بانی اصلی آن نیز واشنگتن است.