* در آغاز بحران چه وضعیتی داشتید؟
** مایک کار: زمانی که حزب ا... موشکباران شهرها را شروع کرد به ما اطلاع دادند که اوضاع بحرانی است و حزب ا... دو سرباز اسراییلی را به گروگان گرفته است. درحالی که ما مقهور قدرت ساختگی اسراییلی ها بودیم و همه چیز را شوخی پنداشته بودیم، ناگهان موشکهای حزب ا... باریدن گرفت و افتضاح نظامی و آبروریزی ارتش شکست ناپذیر تمامی رؤیاهای ما را خراب کرد، آنجا بود که مجبور بودیم، فرار را برقرار ترجیح دهیم.
* واکنش تو چگونه بود؟
** همه چیز ناگهان تغییر کرد و تنها راه خلاصی از آن را خروج سریع از میدان جنگ می دیدیم، زیرا شرایط لحظه به لحظه بدتر می شد. این بود که سراسیمه به سوی کابینهای تلفن رفتیم و با اقوام، بستگان و خویشاوندان خود در ایالات متحده تماس گرفتیم که هرطور شده ترتیب خروج ما را از جهنم اسراییل بدهند.
* حالات مردم چگونه بود؟
** اوضاع مردم داخل سرزمینهای اشغالی بسیار افتضاح بود. همه از اینکه وارد این جهنم شده بودیم و گول وعده های سران دروغگوی اسراییلی را خورده بودیم ابراز ندامت کرده بودیم.
* آیا در تماس با سفارت آمریکا در تل آویو بودید؟ تخلیه شما چگونه صورت گرفت؟
** نزدیک به چهار روز با سفارت آمریکا در تل آویو در تماس بودیم و در این چهارروز هر دو ساعت یک بار تماس می گرفتیم، تا آن که ایمیل و شماره تلفنهایی را از کنسول آمریکا دریافت کردیم. تا آن که سرانجام از کنسولگری آمریکا با ما تماس گرفته شد و گفتند که امیدوار باشیم که هرچه زودتر از آن جا خلاص می شویم. به ما گفتند که تنها با یک ساک دستی لوازم ضروری از طریق پست امنیتی بازرسی به فرودگاه برویم. در آن جا هلیکوپتر نیروی دریایی و تفنگداران دریایی ما را به قبرس بردند در روز سوم ما وارد هواپیما شدیم و به سوی آمریکا پرواز کردیم.
* آیا احساس گناهی نمی کنید از اینکه دوستان خود را در اسراییل تنها گذاشتید؟
** البته، از اینکه ما آنها را رها کردیم ناراحتیم. امیدواریم که اقدام و حرکتی برای کمک به آنها صورت گیرد. اما تنها اتفاقی که رخ داد، جدایی ما از آنها می باشد.
* چه تفاوتی میان زندگی خود به عنوان یک یهودی- اسراییلی با آنهایی که غیر از تو هستند احساس می کنی؟
** من به عنوان یک یهودی- اسراییلی و به عنوان یک انسان، خود را شریک جرم جنایتکاران صهیونیستی اسراییلی می دانم که اگر من و امثال من، گول تبلیغات صهیونیستها و سران رژیم اشغالگران سرزمینهای فلسطینی را نمی خوردیم، و به اسراییل سفر نمی کردیم، امروز اسراییل خالی از سکنه می شد و صهیونیستها و اسحاق شامیر، شارون و اولمرت و رابین، پرز، باراک، نتانیاهو و دیگران به نام ماراین همه جنایات را انجام نمی دادند.
* آیا تو با این احساس آنجا را ترک کردی که جنگ برای مردم لبنان، چیزی بین حقیقت و زندگی است؟
** دقیقاً همین است. مردم لبنان به حزب ا... و سیدحسن نصرا... عشق می ورزند و تا پای جان ایستاده اند. اما یهودیان اسراییلی هیچ گونه احساس وطن پرستی و یا هویت مستقل دینی و ملی در خود نمی بینند. آنان با سرزمینی که به آن تعلق ندارند، بیگانه هستند آنها بیشتر خود را روسی، لهستانی، آمریکایی، اتیوپیایی، آسیای میانه ای، اروپای شرقی می دانند تا اسراییلی.
* هدف اسراییل از کوبیدن زیرساختهای لبنان چیست؟
** طبیعی است اسراییلی ها همواره با روش سرزمین سوخته به اهداف خود در گذشته دست یافته اند، اکنون نیز با همین سیاست می خواهند با اجرای سرزمین سوخته فقر و گرسنگی را بر مردم لبنان تحمیل و آنها را به تسلیم وادار نمایند اما نتیجه آن معکوس شده است. به طوری که مردم لبنان مقاومتی از گذشته، با تمام سختی ها و مصائب آن کنار آمده اند و همین مسأله، شکست اسراییلی ها را به ارمغان آورده است. حتی قتل عام روستای «قانا» نیز نتوانست مردم مقاوم لبنان را به تسلیم وادارد.
*در این مدت با توجه به تجاربی که کسب کرده ای، چه تأثیری از آنها گرفته ای؟
** بله، بیش از پیش چشمانم به واقعیت باز شده، متوجه شدم که حزب ا... و شخص سیدحسن نصرا... محبوبترین و اسراییلیها و حکومت آنها منفورترین هستند.
*آیا این حوادث بر دیدگاه تو نسبت به نقش آمریکا در خاورمیانه تغییری ایجاد نکرده است؟
** بله، تأثیرات عمیقی درخصوص نقش متضاد سیاست خارجی آمریکا را شاهد بودم که چگونه از جنایات اسراییلی ها علیه مردم مظلوم لبنان حمایت می کنند و دستهای اسراییل را در هر نوع اقدامی علیه مردم بی دفاع باز می گذارد، اما حزب ا.. را تروریست می خواند، حال آن که تروریست واقعی اسرائیلیها هستند.
* خانم لورا مالوری، شما به عنوان یک یهودی فراری از میدان جنگ اسراییل، این درگیریها را چگونه ارزیابی می کنی؟
** من به عنوان مسؤول سازمان اسکان یهودیان آمریکایی در اسراییل باید اعتراف کنم، که اسراییلی ها از پناهندگان یهودی سوء استفاده می کنند و از آنها به عنوان سپر انسانی استفاده می نمایند. حال آن که به تمام آنها قول زندگی مرفه و آسایش بیشتر داده بودند.
*درست دو روز بعد از فرار شما،همچنان موشکها توسط حزب ا... به سوی شهرکها روانه شدند. چه موقع متوجه وخیم ترشدن اوضاع شدید؟
** من هرگز تا آن موقع تصور نمی کردم، حزب ا... نیرویی مردمی که از آنها به عنوان تروریست یاد می کردند، تا این حد قدرت مانور جنگندگی داشته باشد. اسراییلی ها از هوا و دریا بمبها را برسر حزب ا... و رهبری آن و مردم لبنان فرو ریختند اما این موشکهای حزب ا... بود که جنگ شش روزه 1967 اعراب و اسراییل را به شکست 29روزه اسراییل تبدیل کرد. حزب ا... با مقاومت مثال زدنی خود، ابهت شکست ناپذیری اسراییل را درهم ریخت.
*زمانی که شنیدی اولین حملات موشکی به اسراییل آغاز شده کجا بودی؟
** من در اتوبوس به سوی تل آویو در حرکت بودم که مسؤول تور به ما گفت که اسراییل مورد حمله موشکی حزب ا... واقع شده است. اما هرگز فکرش را نمی کردم که به این راحتی اسراییل مورد حملات نیروهای حزب ا... واقع شوند. حتی تصورش را نمی کردم که موشکهای حزب ا... تا این اندازه برد داشته باشد. این اتفاق برای من عجیب بود.
* آیا این احساس به تو دست نداد که حقیقت زندگی برای حزب ا... و نیروهای مقاومت فراتر از آن چیزی است که برای ما میباشد؟
** دقیقاً باید اعتراف کنم که حزب ا... مرگ را عین زندگی می داند. برای چنین افرادی، مرگ و زندگی، مفهومی تازه و حقیقی انسانی و خدایی پیدا کرده است. به همین دلیل با استقبال از مرگ، در واقع مرگ واقعی را بر اسراییلیها و مردم یهودی نیز مستولی نموده اند. به همین دلیل است که این قدر که اسراییلی ها از حملات حزب ا... ترسیده اند، حزب ا... هرگز کوچکترین هراسی از اسراییلیها با وجود تلفات انسانی زیاد ندارند.