تاریخ انتشار : ۱۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۲  ، 
کد خبر : ۸۲۷۴۷
در گفتگوی رسالت با محمدحسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح شد

نسخه‌هاى غلط برای فرهنگ نپیچیم

گفتگو از حنیف غفاری اشاره: خیلى‌ها تصور مى‌کردند پس از انتخابات با روى کارآمدن دولت احمدى‌نژاد اوضاع فرهنگى کشور نسبت به دوره ریاست جمهورى خاتمى تحولات سریعى پیدا مى‌کند و این تغییرات در تمام عرصه‌ها اعم از سینما، تئاتر، کتاب، مطبوعات و حتى حجاب نمود مى‌یابد. اما یک سال از دولت نهم مى‌گذرد خیلى‌ها معتقدند هنوز تحولات جدى فرهنگى در کشور رخ نداده است. گفتگوى مفصل ما با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامى در بر گیرنده پاسخهاى ایشان نسبت به بسیارى از سئوالهاست که نسبت به مسائل فرهنگى در کشور وجود دارد.

* شما قبل از اینکه وزیر فرهنگ وارشاد اسلامى باشید یکى از اعضاى خانواده مطبوعات هستید. به عنوان اولین سئوال ارزیابى کلى شما از وضعیت فعلى فرهنگى کشور چیست؟ آیا شما چنین وضعیتى را در خور جامعه ایرانی، على‌الخصوص در دوره‌اى که “دولتى اسلامی” زمام امور فرهنگى کشور را در دست دارد مى‌دانید؟
** اگر بخواهیم نسبت به اوضاع موجود نگاهى آرمانى داشته باشیم قطعا آنچه پیش روى ماست فاصله زیادى با وضعیت مطلوب دارد. ما به اعتبار آرمانهایمان به هیچ وجه نمى‌توانیم از وضعیت کنونى رضایت داشته باشیم. اما گر بخواهیم در قالب مقایسه با گذشته نسبت به این موضوع بنگریم، وضعیت امروز آرامش بخش و امیدوارکننده است. هم اکنون در گلوگاههاى اتخاذ تصمیم و اجرا، کسانى دست اندرکار هستند که در انگیزه‌ها، استعدادها و مرحله عمل، خود را در مسیر پیگیرى اهداف و آرمانهاى انقلاب اسلامى قرار داده‌اند البته قصد ندارم بگویم که در گذشته چنین دغدغه‌اى وجود نداشته است ولى در حال حاضر وضعیت ما نسبت به گذشته بهتر است. در صدر این اهداف بازگشت و رجوع سرافرازانه به بنیانهاى مورد غفلت انقلاب اسلامى در طول سالهاى گذشته به چشم مى‌خورد. چنین بازگشتى بنابر اراده و خواسته بخش وسیعى از مردم صورت مى‌گیرد که خواهان ارائه فرهنگ و هنرى پاکیزه و آراسته از دنباله‌هاى ناپاک هستند. این انتظار عمومى وانتظار اجتماعى ما را در راستاى ایجاد وضعیتى بهتر یارى مى‌دهد.
* با توجه به اظهارات شما باید میان انگیزه، استعداد وعمل تفکیکى عقلانى ایجاد نمود. شما چنین تفکیکى را چگونه در گستره وزارتخانه زیر نظرتان به عینیت رسانده‌اید؟
** در حوزه فرهنگ اینچنین نیست که همه کارها بر دوش سازمان دولتى سنگینى کند. با توزیع مسئولیتها و وظایف میان عناصر دولتى و غیر دولتى ما عملا محدودیتهایى را داریم. مثلا در حوزه سینما این گونه نیست که هر چه ما بخواهیم همان بشود! اگر فیلمسازى نخواهد خود را با آرمانهاى مدیریت فرهنگى کشور هماهنگ کند ما نهایتا از او حمایت نمى‌کنیم و سرمایه مردم را به پاى کسى که به آرمانها بى‌اعتقاد است نمى‌ریزیم. اما نمى‌توانیم به زور این فیلمساز را به حرکت در راستاى اهداف خود وادار سازیم. در همه بخشها نیز همینطور است. در تئاتر، موسیقى و هنرهاى تجسمى نیز چنین مسئله‌اى مشاهده مى‌شود. انگیزه‌اى که من از آن یاد کردم، در بدو امر سطوح مدیریتى را شامل مى‌شود. با افتخار اعلام مى‌کنم که در بخش مدیریت فرهنگ، تحول مدیریتى قابل توجهى رخ داده است. حتى در راستاى ایجاد تحول مدیریتى همگام با ارزشهاى اسلامى نیز در قیاس با دستگاههاى دیگر پیشرو هستیم و این مسئله مطلوب را بارها به ما اعلام کرده‌اند. نگاه ما به بخش فرهنگى نگاهى واقع‌بینانه است و در آن عامل “سرعت” نقش ندارد. در بسیارى مواقع و با فرض فراهم بودن استعدادها و انگیزه‌ها و آغاز براى اقدام ممکن است نیل به نتیجه یک یا دو سال به طول بینجامد. تهیه یک فیلم خوب، ارزشمند وتاثیرگذار ممکن است با دوسال وقت صرف کردن نیز میسر نشود، حال چگونه مى‌توان از ما انتظار داشت تا ساحت سینما را در کوتاه مدت پالایش نماییم؟ هر کسى تصور مى‌کند که محیط فرهنگى را مى‌توان یک شبه متحول کرد سخت در اشتباه است. اگر کسى بخواهد در عرض یک سال فرهنگ را متحول کند یا فرهنگ را نمى‌شناسد یا اینکه تعریف درستى از “تحول” ندارد. البته دراین راستا مى‌توان با تظاهر کردن نسبت به اقدامات انجام شده این گونه القا کرد که در عرصه فرهنگ تحول صورت پذیرفته است اما چنین تظاهرى واقعیت ندارد. البته هدف از اشاره به این واقعیت، طفره رفتن از پاسخگویى در خصوص فرهنگ نیست. هدف ما از اشاره به این واقعیت به تصویر کشیدن وضع موجود و حرکت براى اصلاح آن است. تفکیک لایه‌هایى که به آن اشاره کردم بسیار مهم است. ما باید در جاى خود براى انگیزه، استعداد واقدام اهمیت قائل شویم. با صرف فراهم بودن انگیزه یا امکانات نمى‌توان اقدامات موثرى انجام داد و وجود هر سه عامل در کنار یکدیگر در راستاى تحقق اهداف لازم است.
* با توجه به رسوخ ابتذال در تئاتر و سینماى کشور و اجراى برخى نمایشهاى نازل و حتى مستهجن که نمونه‌هاى آن من باب تذکر در روزنامه رسالت درج گردیده، چه تمهیدى براى برخورد با این گونه موارد انحرافى اندیشیده‌اید؟
** من چنین تعبیرى را تایید نمى‌کنم و رسوخ ابتذال را در این راستا نمى‌پذیرم. این موارد در حقیقت رگه‌هایى از ابتذال هستند که در بخشهایى خود را بروز داده‌اند. نظیر اتفاقاتى که در آمفى تئاتر اهواز، تهران و شاید کم و بیش در محلهاى دیگر افتاده است. من این اتفاقات را تاثیرى از رگه‌هاى ناسالم و انحرافى در عرصه نمایش مى‌دانم ولى در این عرصه شاهد برگزارى نمایشهایى سالم توسط هنرمندان با انگیزه و متعهد نیز بوده‌ایم. وقتى ما به چنین هنرمندانى میدان دهیم آنها آینده را به نام خود رقم خواهند زد. دقیقا همانند اقداماتى که در راستاى تئاتر در دستور کار خود قرار دادیم. البته در این خصوص برخى اظهار کردند که تئاتر دینى اصلا جزء تئاتر نیست و نباید تئاتر را با مسائل دینى تلفیق کرد! چرا تئاتر نباید دینى باشد؟ اگر تئاتر تصویرى از زندگى روزمره و یک نقاشى زیبا از احوال مردم زمانه است چه دلیلى دارد که وقتى موضوع اعتقادات به میان مى‌آید به صورت حذفى عمل کنیم؟ چرا مردم که آداب و موازین اخلاقى را رعایت مى‌کنند باید در قالب تئاتر شاهد برخوردهاى دریده باشند؟ چرا باید الفاظى را بشنوند که از شنیدن آنها خجالت بکشند؟ این تئاتر به هیچ عنوان تصویر زندگى نیست. من نیز تصاویرى را که بخواهند تئاتر را فرامرزى تعریف کنند نمى‌پذیرم. اما بعضا نسبت به هنر برداشتهایى مى‌شود که ممکن است تنگ‌نظرانه باشد. در یک مورد یادم است که در روزنامه رسالت قضاوتى راجع به یک تئاتر شد که تحریک‌آمیز بود. من پس از خواندن آن مطلب به پیگیرى موضوع پرداختم و متوجه شدم که موضوع اصلى با آنچه روزنامه شما ادعا کرده بود تفاوت داشت. در حوزه هنر نباید بنا را بر نهایت سختگیرى گذاشت. در این راستا باید سعه صدر داشت.
* منظور شما از “سعه صدر” در عرصه فرهنگ چیست؟
** ما در حوزه آرمانى به هیچ‌وجه قائل به تساهل و تسامح نیستیم. اما در حوزه عمل این مسئله متفاوت است. اگر شما در تشریع احکام دقت کنید مشاهده خواهید کرد که تکالیف مومنان متناسب با ظرفیت آنها تعیین شده است. براى پیامبر(صلى الله علیه و آله) عمل مستحبى واجب شمرده مى‌شود و نماز شب براى ایشان واجب مى‌شود. از سوى دیگر روزه گرفتن براى عامه مردم واجب است اما گر کسى مریض شد از او برداشته مى‌شود. در نماز جماعت نیز باید رعایت حال اضعف مامومین را کرد. در جامعه ما نیز باید رعایت حال قشر متوسط را کرد. هدف این قشر از رفتن به سینما درک معانى بلند نیست. بسیارى از مردم براى تفریح و گذران اوقات فراغت به سینما یاتئاتر مى‌روند. البته بهتر است که گذران اوقات فراغت با کسب معرفت همراه باشد ولى ما نمى‌توانیم سینماى خود را بر مبنایى غیر از هاضمه عمومى قرار دهیم. اگر مى‌گوییم “تنگ‌نظری” نباید داشت مقصود ما “تنگ‌نظری” در حوزه اقدام وعمل است. در غیر این صورت در حوزه ارزشها و اصول باید سختگیر بود و این موارد قابل مسامحه نیستند.
* در حوزه فرهنگ همواره نوعى حرکت خزنده وجود دارد. به عبارت دیگر یکى از چالشهاى ثابت در حوزه فرهنگ حرکت خزنده یک عمل و رفتار و تعمیم آن به بخشهاى دیگر است. بنابراین نمى‌توان با یک تئاتر مستهجن یا فیلم ناشایست در قالب یک موضوع مستقل برخورد نمود زیرا خطر تعمیم آن به دیگر بخشهاى فرهنگ نیز وجود دارد. نظر شما در این باره چیست؟
** جهت پاسخ دهى به این سئوال مثالى مى‌زنم. وقتى آسیبى به بدن وارد شود پزشک اول محل آسیب را ضد عفونى مى‌کند، سپس بر روى زخم مرهم مى‌گذارد و در نهایت از محل درمان شده مى‌بایست مراقبت به عمل آورد. در جایى دیگر ممکن است بخشى از عضلات ما مورد اصابت گلوله قرار گرفته باشد در این صورت پزشک با عمل جراحى تیر را از محل خارج مى‌کند. در حالتى دیگر ممکن است غده‌اى در بدن حالت سرطانى پیدا کند و در آن صورت مجبور باشیم آن بخش (تکه مزاحم) را کاملا از بدن جدا کنیم. در مورد دیگر ممکن است بحث پیشگیرى به وجود آید. یعنى به نوعى زندگی، تنفس یا تغذیه نماییم که اصلا آسیبى به وجود نیاید... تمامى این موارد را باید در کنار یکدیگر دید. جاهایى را باید جراحى کرد، جاهایى را باید مرهم گذاشت و در جایى دیگر باید به تقویت سلامتى براى آینده پرداخت. من به یک سونگرى معتقد نیستم.یادمان باشد که براى فرهنگ نسخه‌هاى غلط نپیچیم و در مدیریت فرهنگ ساده‌انگارى نداشته باشیم.
* شما در جایى اشاره کرده بودید که سینما در دوره کنونى به خاطر اعتماد مردم به دولت جدید رونق فزاینده‌اى یافته است. مى‌توانید در این‌باره آمار و ارقامى نیز ارائه دهید؟
** همکاران خبره به آمار و ارقام موجود در این خصوص اشاره کرده‌اند و در سه ماهه اول امسال فروش فیلم نسبت به سال گذشته بعضا تا 70 درصد افزایش یافته است. سینماگران نیز وضعیت کنونى را امیدوارکننده مى‌دانند. اما در خصوص چرایى وضعیت کنونى باید به نکته‌اى اشاره کنم. به اعتقاد من با به صحنه آمدن دولت نهم که شعارهایش اخلاقى و دعوت به معنویت مبتنى بر عقیده دینى و پایبندى به موازین اخلاقى جامعه ایرانى بوده است بخشى از جامعه که قبلا احساس ‌مى‌کرده است اخلاقیات در سینما دارد لگدکوب مى‌شود نسبت به سالم‌سازى سینما امیدوار شده‌اند. البته نباید به صورت مطلق چنین قضاوتیداشت. بسیارى از فیلمهاى کنونى تولیدات گذشته بوده است. اقدامى که ما انجام داده‌ایم این است که بعضا بر سر راه تولیدات فرهنگى این دوره فیلترهایى گذاشته‌ایم. بنابراین اگر تولیدى با مسائل اخلاقى منافات داشته باشد ما جلوى تولید آن را گرفته‌ایم و یا گفته‌ایم که موارد ناسالم حذف شوند. مردم عقیده دارند که در این دولت نباید سینما ضد دینى باشد. چنین حسى باعث رجوع بیشتر خانواده‌ها به سینما شده است. از چنین اعتمادى باید حسن استفاده کرد نه سوءاستفاده. باید از اعتمادبه وجود آمده در راستاى هدایت سینما به مسیر درست استفاده کرد. البته سینماى گذشته مطلقا منحرف نبوده است و سینما در دوره کنونى نیز مطلقا سالم نیست. در سینماى کنونى رگه‌هایى از کجى و انحراف را مى‌توان مشاهده کرد، چنانچه در گذشته هم بخش قابل قبولى در عرصه سینما متعهد بودند.
* با توجه به نظرات مختلف و بعضا متباین در خصوص حضور سینماى ایران در جشنواره‌هاى بین‌المللی، نظر شما در این خصوص چیست؟
** فکر مى‌کنم تعبیر خوبى را که مقام معظم رهبرى در دیدار با کارگردانان سینما داشتند مى‌ توان مورد استناد قرار داد. اهالى سینما نیز در ارزیابى‌هاى خود چنین نگاهى را منصفانه دانسته‌اند. اینکه مطلق حضور یا عدم حضور در جشنواره‌ها براى ما موضوعیت ندارد. در این راستا باید به نتیجه عمل نگاه کرد. شرکت در جشنواره‌هاى بین‌المللى زمانى مطلوب است که اگر فیلمى از ما به نمایش درآید موجب تحقیر جامعه ما نشود و موجب انتقال درست مفاهیم مندرج در متن اعتقادى عقیده مردم ما باشد. چنین فیلمى باید بتواند مردم ما را همان گونه که هستند به تصویر بکشد. ما نسبت به برنده شدن چنین فیلمى در جشنواره افتخار مى‌کنیم. اما اگر یک فیلم با هدف سرکوب ملت ما ساخته شود و همراه و هم نوا با سیاستمداران غربى بخواهد برنامه‌هاى شیطانى را تدارک ببیند، در این صورت جایزه‌اى که به آن تعلق مى‌گیرد ما را خوشحال نمى‌کند. از این رو که طراحى یک توطئه است نباید براى کسانى که بخواهند ما را لگدمال کنند هورا بکشیم. هرچند که در مقابل آب نباتى هم به ما تحفه بدهند. این بلاهت را مى‌رساند که انسان بخواهد از چنین رخدادى ابراز خرسندى کند درست همانند اینکه دزدى در قبال یک آدامس، گوشواره طلاى دختربچه را از گوشش بیرون آورد. در جشنواره‌ها مهم این است که چگونه بتوانیم در میان مردم دیگر نقاط جهان به صورت واقعى جلوه پیدا کنیم و نه اینکه براى هورا کشیدن دیگران از خودزنى و سقوط خود خوشحال شویم.
* چرا به سرمایه‌گذارى دولتى به منظور حمایت از سینماى دینى و انقلابى معتقد هستید؟
** من معتقد هستم که در این راستا باید سرمایه‌گذارى دولتى کرد زیرا حکومتى داریم که در صدر آن آرمانهاى دینى قرار دارد. از آن جایى که ما سینماى دینى داریم باید سرمایه‌هاى دینى در این راه هزینه شود. اتفاقا در کشورهاى غربى که زودتر از ما سینمادار شده‌اند ظاهرا دولت کارى در عرصه سینما انجام نمى‌دهد ولى در حقیقت دولتها حامى و سازنده بخش غیر دولتى هستند و در قالب سینما از آرمانهاى سکولاریسم و لیبرالیسم حمایت مى‌کنند. این همان سیستم سرمایه‌دارى آمریکایى است که خود جنگ را راه مى‌اندازد و خود آن را تمام مى‌کند. در این جا برخى ساده‌لوحى کرده و احساس مى‌کنند میان سیستم حکومتى و سیستمى که نهادهاى مدنى در آن قرار دارند تفاوت وجود دارد. در حقیقت هیچ‌کس نمى‌تواند به حکومت برسد مگر اینکه از سیستم هالیوود و... عبور کند. در کشور ما بخش هنر دینى مقدارى مورد غفلت واقع شده است. اگرچه اساس کار ما باید بر این مبنا باشد. حال باید نسبت به ریشه‌هاى چنین غفلتى نگریست. اینکه بخش غیر دولتى چرا چنین تعهدى را احساس نکرده است.
* برخى ابراز نگرانى مى‌کردند که با حضور شما در وزارت ارشاد “فصل سردسانسور” در کتاب، سینما و تئاتر آغاز خواهد شد. اما نه تنها این گونه نشد بلکه روند سابق به همان شیوه ادامه پیدا کرد. مسلما شما نگاه سانسورى را نخواهید پذیرفت. اما آیا روند کنونى نیز در خور دولت عدالت هست؟
** منظور از سانسور چیست؟ باید این مفهوم را ارزیابى کرد. آیا منظور از “اهل سانسور نبودن” این است که به راحتى از خط قرمزهاى مقبول جامعه که عامه مردم نیز به آنها اعتقاد دارند عبور کنیم؟ آنچه ما در مطبوعات و حوزه نشر وکتاب مد نظر داریم دنبال کردن مواضع قانونى است. ما معتقدیم اگر قانون پیاده شود کافى ست.قانون منافع اعتقادى و اخلاقى را تامین مى‌کند. حال ممکن است در این خصوص کم طاقتى‌هایى بروز پیدا کند. مثلا عده‌اى فکر مى‌کنند همین که در روزنامه‌اى توهینى به شخصیتها و چهره‌ها صورت گرفت باید روزنامه را بست. بیان یک انتقاد (هرچقدر هم که تند باشد) نباید ما را کم طاقت کند. من به نگاه سلیقه‌اى معتقد نبوده و نیستم. اما اگر کسى با بیانى ظاهرا نرم که در بطن آن مرزشکنى نهفته باشد و با لفظى مودبانه بخواهد به ساحت مقدسات توهین کند باید جلوى آن را گرفت و در این جا تساهل و تسامح روا نیست. مى‌توان گفت که در شرایط کنونى از این حیث وضعیت بهترى نسبت به گذشته داریم. هم رسانه‌ها این گونه مسائل را بیشتر رعایت مى‌کنند و هم کنترل، توجه و تذکر دوستانه‌اى که بعضا به آنها مى‌دهیم در این راستا موثر است. البته اگر رسانه‌ها بخواهند نسبت به این مسائل بى‌توجهى کنند ما و دیگر نهادهاى ذى‌ربط مانند هیئت نظارت بر مطبوعات و... بر مبناى قانون با آنها برخورد خواهیم کرد.
* آیا برنامه 20 ساله سینماى ایران که مورد تاکید مقام معظم رهبرى بود تاکنون تدوین شده است؟ محتواى این برنامه چست؟
** در ارتباط با چشم‌انداز 20 ساله ما برنامه‌هاى عمومى را در اختیار داریم ولى لازم است به صورت بخشى و براى هر یک از عرصه‌ها برنامه مشخصى داشته باشیم. ما در حال حاضر برنامه‌اى مشخص منطبق بر چشم‌انداز نداریم اما از زمستان سال گذشته نشستهایى را در این خصوص داشته‌ایم و مطالعات مربوط به تدوین چنین برنامه‌‌اى را آغاز کرده‌ایم. معاونت سینمایى وزارت ارشاد در این راستا نشستهاى متعددى را با اهل فن سینما (از شخصیتهاى گوناگون) برگزار کرده است و انشاءالله حاصل این نشستها به نگاهى مبنایى در افق چشم‌انداز 20 ساله تبدیل خواهد شد. سپس بر این مبنا برنامه‌هاى پنج ساله را نیز استخراج خواهیم نمود. هدف نهایى این است که سینماى ما بتواند در سال انتهایى چشم انداز 20 ساله (سال 1404) مطابق با اهداف چشم‌انداز جایگاه نخست را در منطقه بزرگ خاورمیانه پیدا کند و از عرصه داخلى فراتر رفته و براى خود مخاطب خارجى جستجو کند. بالطبع در این راستا ،کشورهاى اسلامى و آسیایی، کشورهاى نزدیک به دیدگاههاى عمومى ما درباره جهان در اولویت قرار داشته و در مراتب بعدى سایرین خواهند بود. سینماى خانوادگی، اجتماعی، دینی، اخلاقى و سینمایى که از تاریخ و فرهنگ و از دستیابى ما به مرزهاى نوى علمى و فن‌آورى بتواند دفاع کرده و آنها را بتواند در قالب زبان زیباى هنر مطرح کند. این همان سینمایى است که ما براى دستیابى به آن در چشم‌انداز 20 ساله تلاش خواهیم کرد.
* روند کنونى توزیع یارانه مطبوعات را چگونه مى‌دانید؟
** این همان عادت و روشى است که سالها در عرصه مطبوعات اعمال شده است و همه قبول دارند که این روش کارآمد نیست. واقعا این یارانه به معناى مطلق به دست اهل آن نمى‌رسد. بخشى از این یارانه به اهالى سودجوى حوزه دلالى مى‌رسد. بخشى از آن پولى است که پرداخت مى‌شود که برخى به اسم روزنامه‌نگار کسب و کارى تاجرمآبانه داشته باشند. از آن طرف یارانه از برخى که استحقاق آن را دارند دریغ مى‌شود.
یعنى اندک بودن مبلغ این یارانه نمى‌تواند پاسخگوى کسانى باشد که توانایى جذب مخاطبان بزرگ فرهنگى و فکرى را دارند. ما از وضعیت موجود رضایت نداریم. به همین دلیل و براساس برنامه پیش‌بینى شده خود را موظف مى‌دانیم که روند پرداخت یارانه را امسال تغییر دهیم. پیش‌بینى مى‌شد که ما از اول مهرماه این کار را انجام دهیم اما به دلیل عدم مهیا بودن شرایط به احتمال قوى ظرف سه ماه آینده روش پرداخت یارانه از وضعیت فعلى به وضعیت مناسبترى تبدیل خواهد شد. در این روش پرداخت یارانه به صورت نقدى خواهد بود.
* امروز ادعا مى‌شود که جریانات مختلف فکرى صاحب نشریه و روزنامه‌اى مختص خود هستند. اما وقتى بیش از 10 نشریه توسط یک سرمایه‌دار شارژ مالى مى‌شود چگونه مى‌توان مدعى تنوع علایق و سلایق در کشور بود؟
** من نسبت به چنین وضعیتى معترض هستم و اعتقاد جدى دارم که خلاهاى قانونى موجود در این راستا باید برطرف شود .خلاهایى که اجازه مى‌دهد افرادى که چندان قرابتى با فرهنگ ندارند صرف ارائه یک سرى مدارک بتوانند مجوز بگیرند و سپس رندان دیگرى این مجوز را از آنها اجاره نموده و به تشکیل بلوکى ظاهرا فرهنگى و باطنا سیاسى و تجارى بپردازند و ناگهان در برهه انتخابات نقش این بلوکها مشخص مى‌شود که چند نشریه با اسمهاى مختلف ولى تیترهاى یگانه جملگى پشت سر یک نفر قرار مى‌گیرند. در آنجایى که ما ناکامى آنها را شاهد هستیم عبث بودن این نوع سرمایه‌گذاریها اثبات مى‌شود ولى در مواردى نیز آنها موفق مى‌شوند که جامعه را فریب دهند و عناصر بدلى خود را به صورت عناصر حقیقى جلوه دهند. وظیفه مدیریت فرهنگى این است که در قبال چنین مواردى بى‌تفاوت نباشد. ما تلاش خود را مى‌کنیم تا در خصوص ارائه مجوز یا قانون کلى مطبوعات در این راستا باز نگرى‌هایى صورت گیرد.
* یکى از چالشهاى جدى دوره وزارت شما مسئله روزنامه ایران بود. آیا شما نباید کمى زودتر از مردم آذربایجان عذرخواهى مى‌کردید؟ در نهایت تکلیف روزنامه ایران چه مى‌شود؟
** منشا چنین اظهاراتى “سلیقه” است و نه یک معیار و ملاک صحیح. مشابه چنین موضوعى و شاید هم با شدت بیشترى در دوره‌هاى گذشته به وقوع پیوسته و منجر به چنین حساسیتهایى هم نشده است. مواردى بوده که تصویر، مطلب یا سرمقاله‌اى تحریک‌آمیز نسبت به منطقه، قشر یا صنفى در مطبوعات ابراز شده است و سپس طبق روال عادى با عذرخواهى آن جریده غائله پایان یافته است. در مسئله روزنامه ایران ما پس از چند روز متوجه موضوع شدیم که اتفاقا نمایندگان آذرى مجلس نیز پس از چند روز متوجه موضوع شدند. چون کاریکاتور در بخش مهجور روزنامه (ایران جمعه) درج شده بود. در هر حال ما پس از دریافت این خبر به روزنامه ایران دستور دادیم که در اولین شماره ممکن در این خصوص عذرخواهى کند و با افرادى که این خطا و عمل زشت را مرتکب شده‌اند باید برخورد قانونى صورت بگیرد و دستور دادیم که پرونده نیز براى هیئت نظارت فرستاده شود. حالا برخى اظهار مى‌کنند که شما باید زودتر عذرخواهى مى‌کردید. نمى‌دانم به چه دلیل بنده که با چند واسطه مسئولیت روزنامه بر عهده من است باید از همان روز اول چنین تقصیرى را بر گردن بگیرم؟ از بعد آداب رایج و موجود چنین چیزى معمول نیست. با این حال دو روز بعد از آن ماجرا بنده در مصاحبه‌اى تلویزیونى درا ین خصوص توضیح دادم و از مردم عزیز آذربایجان که احساسات آنها جریحه‌دار شده بود عذرخواهى کردم. علاوه بر بنده در مرحله‌اى بالاتر آقاى رئیس جمهور در این خصوص اظهاراتى نمودند و در بالاترین نقطه سخنان التیام‌بخش رهبر معظم انقلاب آب پاکى را روى دست افرادى ریخت که به دنبال فتنه بودند. به گمان من برخى نفع خود را در این مى‌دانند که با پنجه کشیدن به این سو و آن سو حیثیتى براى خود جستجو کنند. بنده با این جهالت کارى ندارم. ولى گمانم این است که در ماجراى روزنامه ایران کارهایى که باید انجام مى‌شد صورت پذیرفته است و دولت روزنامه‌اى را کهمتعلق به خود بوده است با سعه صدر بست تا به افکار عمومى و احساسات مردم عزیز آذربایجان احترام گذاشته باشد. البته طبیعى است که چنین موضوعى موقتى است و پس از صدور حکم دادگاه روزنامه ایران فعالیت خود را از سر خواهد گرفت.
* دستاوردهاى سفرهاى استانى در حوزه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى چه بوده است و آیا تا به حال سعى کرده‌اید که بازخوردى از این سفرها داشته باشید؟
** من به صورت جدى وغیرشعارى باید بگویم که دستاوردهاى چنین سفرهایى بسیار بیش از آن تصورى بود که ما در آغاز اولین سفر گمان مى‌کردیم. امروزه معتقدم اگر با وجود سختى‌هایى که هر سفر دارد این سفرها بخواهند تعطیل شوند بخشى از فعالیتها و مسئولیتهاى ما بر زمین خواهد افتاد. ما در این سفرهاست که به صورت عینى و با رویت از نزدیک نسبت به مشکلات واقعى مردم آگاه مى‌شویم.
* در این یک سال در حوزه کارى خودتان چه اقدام متفاوتى نسبت به دورهاى پیشین صورت داده‌اید؟
** البته پاسخ این سئوال را در لابه‌لاى پاسخهاى قبل داده‌ام. علاوه بر آنچه در زمینه سینما و تئاتر گفته شد، توانسته‌ایم مواردى مانند رمانهاى مبتذل را مهار کرده و جاى آن نسبت به نشر آثار ارزشمند و سالم وگسترش معارفى که بنیانهاى مستحکم داشته‌اند اقدام کنیم. بنده در مجموع از عملکرد یک ساله اخیر دفاع مى‌نمایم. عرصه‌اى که براى نشر نیز فراهم کرده‌ایم قابل دفاع است.
* ارزیابى شما از عملکرد یک ساله دولت چیست واگر بخواهید نمره‌اى در کارنامه دولت لحاظ کنید چه عددى را در نظر مى‌گیرید؟
** دولت را باید در کنکورى مورد قضاوت قرار داد که در آن رقباى دیگر نیز وجود دارند. مسلما به دولت در طول مدت کوتاه یکسال اخیر با توجه به آرمانهاى بلندى که دارد نمى‌توان نمره مناسب داد. اما اگر دولت را در کنکورى دید که در آن رقباى دیگر نیز حضور دارند مى‌توان نمره قبولى را در این صحنه رقابت به دولت داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات