گروه رسالت دیپلماتیک - “خاویر سولانا” یکى از دیپلماتهاى ارشد اروپایى و رئیس کمیسیون سیاست خارجى اتحادیه اروپا اخیرا نسبت به شکست صهیونیستها در مقابله با حزبالله اعتراف کرد. این اعتراف از چند بعد اهمیت زیادى دارد. مهمترین نکته اینکه یکى از همپیمانان اصلى کاخ سفید و تلآویو در اروپا که وظیفه اصلى او سوق دادن اروپا در مسیر مطلوب جمهورىخواهان آمریکاست نسبت به چنین حقیقتى اعتراف کرده است ... .
خاویر سولانا یکى از مجریان اصلى طرح گوام محسوب مىشود. وى در اوخر هزاره دوم میلادى در طراحى اروپاى بدون نقشآفرینى روسیه نقشى اساسى ایفا کرد. وى یکى از دیپلماتهاى اروپایى است که همواره سعى دارد در مواقع بحران و تنش وزنه معادلات نظام بینالملل را به سمت کاخ سفید و به سود جمهورىخواهان سنگین نماید. سولانا هماکنون نیز از سوى واشنگتن وظیفه دارد تا طرح گوام طرح فشار بر ایران و طرح خاورمیانه بزرگ را از دیدگاهى آمریکایى ولى با ابزارهایى اروپایى هدایت نماید. به عبارت دیگر در ذهن خاویر سولانا و دیپلماتهاى همراه وى در اتحادیه اروپا دو عامل اصلى وجود دارد: یکى دیدگاهى مطابق با آنچه تئوریسینهاى نومحافظهکار به آن معتقدند. دیدگاهى ایدهآلیستى در قالب عملکردى رئالیستى در نظام بینالملل. تلفیقى که جنس آن اساسا از تضاد و مغایرت است. تعریف اتحادیه اروپا در راستاى فرار از قطبیت و نیل اروپاى امروز به مجموعهاى به ظاهر مستقل و در اصل تحت حمایت کاخ سفید از اهداف اصلى سولانا به شمار مىرود. بسیارى از هماهنگىهاى میان سرویسهاى جاسوسى کاخ سفید و سرویسهاى امنیتى اتحادیه اروپا تحت نظارت و اطلاع مستقیم سولانا صورت مىگیرد. وى از جمله دیپلماتهایى است که سعى دارد کمتر در محافل عمومى ظاهر شود و بیشتر به فرموله کردن مسائل اروپاى امروز در قالبهاى پیشنهادى نومحافظهکاران بپردازد. خاویر سولانا در صحنه سیاست خارجى اتحادیه اروپا همواره رفتارى دوگانه و متضاد داشته است: در شرایطى که تعادلى نسبتا همگون در معادلت نظام بینالملل حکمفرماست او از دیپلماسى و گفتمان سخن مىگوید و به محض برهم ریختگى تعادل جهان سولانا عملا به سخنگوى کاخ سفید و متحدان اروپایى واشنگتن تبدیل مىشود.
یکى دیگر از وظایف سولانا ایجاد هماهنگى میان سه کشور انگلستان، آلمان و فرانسه در راستاى منافع آمریکاست. اما طى ماههاى اخیر وى در انجام این وظیفه دچار دردسرهاى فراوانى شده است: براساس شرایط موجود در برلین، پاریس و لندن، سه کشور اروپایى در شرایطى کاملا درهم ریخته و نامتعادل به سر مى برند و بنابراین ترکیب این سه نیز ترکیبى ناهمگون و شکننده است. سولانا هم اکنون سعى دارد همچنان خود را به عنوان خط رابط میان آلمان، فرانسه و انگلستان حفظ کند ولى بستر داخلى این کشورها و تزلزل سیاستمداران آنها مانع از ایجاد مجموعهاى منسجم شده است. در کشور فرانسه بحرانها یکى پس از دیگرى از سوى کاخ الیزه بر مردم تحمیل مىشوند و محبوبیت شیراک و دوویلپن و سارکوزى هر روز بیشتر از قبل کاهش مىیابد.
در کشور آلمان و مطابق آخرین نظرسنجىهاى موجود “آنگلا مرکل” در آستانه سقوط قرار گرفته است و در انگلستان نیز اوضاع آشفته حزب کارگر و تونى بلر بر همگام مشخص و بارز است. مسلما جمع میان برلین، پاریس و لندن نیز نتیجهاى جز سکون و ثبات منفى در شرایط کنونى نخواهد داشت.
سولانا همواره سعى دارد سه کشور اروپایى را به هر نحو ممکن بر علیه کشورهاى مخالف آمریکا تعریف نماید. رفتارهاى دوگانه غرب در قبال تهران نیز تحت دخالت مستقیم سولانا صورت پذیرفت.
یکى از بزرگترین ضربهها را “سولانا” در طرح گوام دریافت کرد . پس از بروز انقلاب نارنجى در اوکراین و انقلاب مخملین در گرجستان “خاویر سولانا” تصور کرد که طرح ناتویى کردن کشورهاى گرجستان، اوکراین، مولداوی، آذربایجان و ازبکستان به سرعت انجام خواهد شد و در این میان هیچ مانعى کاخ سفید و اتحادیه اروپا را تهدید نمىکند ولى در عمل وقایعى به وقوع پیوستند که موجب سر درگمى سولانا شدهاند:
شکست عملى انقلاب نارنجى در اوکراین و انزواى ویکتور یوشچنکو از معادلات سیاسى “کیف” باعث شد تا ضربه سنگینى بر پیکره طراحان آن وارد شود این در حالیست که میخاییل ساکاشویلى در گرجستان نیز اوضاع با ثباتى ندارد و هر لحظه ممکن است تحولات خاصى در تفلیس به وقوع بپیوندند. نکته بعدى اینکه پیروزى الکساندر لوکاشنکو در بلاروس به هیچ عنوان مطلوب افرادى مانند سولانا و بوش نبود. مسئولین اتحادیه اروپا سعى داشتند به هر نحو ممکن مخالفان روسیه را در حیاط خلوت کاخ کرملین جاى دهند. در این راستا حضور الکساندر لوکاشنکو در مینسک حکم شکست طرح فوقالذکر را داشت. لوکاشنکو با کسب 83 درصد آرا پیروزى قاطعى را در انتخابات به دست آورد و تلاش اتحادیه اروپا و کاخ سفید براى تقلب در انتخابات بلاروس ناکام ماند.
هماکنون ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا با صرف هزینههاى کلان سعى در ایجاد اخلال سیاسى در بلاروس و برکنارى لوکاشنکو دارند. خاویر سولانا در حالى که تنها 2 سال تا پایان دوران ریاست جمهورى بوش پسر زمان باقیمانده است سعى دارد طرح گوام را به عینیت کامل برساند. اما فعلا سولانا باید هزینهها و تبعات دو انقلاب ناکام در گرجستان و اوکراین را بپردازد!
خاویر سولانا یکى از هواداران تعمیم انقلابهاى رنگین به خاور میانه بود. از این رو طرح ایجاد انقلاب سرد در لبنان با حمایت علنى سولانا و اتحادیه اروپا همراه شد. فشارهاى اروپا بر سوریه گسترش یافت و “بیروت” به کانون دغدغه فکرى افرادى مانند سولانا تبدیل شد. ترور رفیق حریرى با دخالت مستقیم کاخ سفید و تلآویو انجام شد و همپیمانان بوش در اروپا علىرغم آگاهى نسبت به اصل موضوع سعى کردند با جنجالهاى رسانهاى و تبلیغاتى انقلاب سرد در لبنان را هدایت نمایند.
دلاورى و رشادت سیدحسن نصرالله و تدبیر وى باعث شد تا طرحها و نقشههاى کاخ سفید و اتحادیه اروپا به طور کامل درهم شکنند. از این رو واشنگتن که خود را در آستانه پذیرش شکستى سخت مشاهده مىکرد. طرح حمله تلآویو به لبنان را ریخت. در این راستا اتحادیه اروپا و افرادى مانند سولانا، بلر، مرکل و شیراک نیز با حمایت کامل از اسرائیل و کاخ سفید سعى کردند با فراهم آوردن فضاى مانور براى واشنگتن در شوراى امنیت سازمان ملل و مجامع جهانى شرایط لازم براى شکست حزبالله را فراهم سازند اما در این میان شجاعت سربازان اسلام و مقاومت آمریکا، تلآویو و اتحادیه اروپا را زمینگیر ساخت .... .
شکست اخیر تلآویو از حزبالله لبنان شکست نظریهپردازان، تئورىپردازان و مجریان عملیاتى کردن این تئوریها در اروپا و ایالات متحده آمریکا بود. سولانا یکى از افرادى است که به هیچعنوان تحمل درک شرایط موجود را ندارد. وى در ماوراى ذهن خود هیچگاه تصور شکست تلآویو از حزبالله لبنان را نمىکرد. هم اکنون بار شکست صهیونیستها از نیروى مقاومت اسلامى به همراه بار شکست ناشى از تحولات رخ داده در آسیاى مرکزى برگردن سولانا و دیگر همراهان اروپایى واشنگتن سنگینى مىکند.
هم اکنون خاویر سولانا طبق معمول سعى دارد با چهرهاى گشاده و لبخندى تصنعى خود را از وقایع اخیر خاورمیانه مبرا جلوه دهد ولى واقعیت امر بر همگان اثبات شده استت.کست اخیر تلآویو مترادف با شکست کاخ سفید و اتحادیه اروپاست. رفتار اتحادیه اروپا و افرادى مانند خاویر سولانا در طول 33 روز جنگ نابرابر در خاورمیانه وحمایت آنها از تلآویو به عنوان لکهاى ننگ در کارنامه سیاه آنها باقى خواهد ماند. مسلما شکست را با لبخندهاى ساختگى نمىتوان توجیه کرد. این اصلى است که سولانا باید آن را خوب فرا گیرد!